گزارش مصوبات شورای وزیران

مورخ 29 ميزان 1387

 

جلسۀ نوبتي شوراي وزیران با تلاوت آيات چند از كلام الله مجيد، تحت ریاست جلالتمآب محترم احمد ضياء مسعود معاون اول رياست جمهوري اسلامي افغانستان در قصر گلخانه ارگ ریاست جمهوری دایر گردید.

در آغاز جلسه، موضوع امنيتي كشور بشمول وضع امنيتي ولايت هرات به بحث گرفته شد، شوراي وزيران بعد از بررسي موضوع و ارايه نظريات فيصله بعمل آورد كه بمنظور رسيده گي بموقع مشكلات امنيتي ولايت هرات هئيت عاليرتبه دولتي تحت رياست مشاور امنيت ملي رياست جمهوري به اشتراك معينان وزارت هاي دفاع ملي، امور داخله، معاونين اداره مستقل ارگان هاي محل، رياست عمومي امنيت ملي و رئيس اداره دفاع و امنيت رياست عمومي اداره امور و دارالانشاي شوراي وزيران بشمول دو تن از نماينده گان ولايت هرات در پارلمان كشور، به ولايت هرات سفر نموده، قضايا را از نزديك بررسي، با ارايه راه حل مناسب براي بهبودي وضع امنيتي و اداري آن ولايت بمقام رياست جمهوري طي يك هفته گزارش دهند.

متعاقباً، رئيسه جمعيت افغاني سره مياشت بمناسبت هفته مخصوص سره مياشت، از فعاليت هاي آن جمعيت به مجلس معلومات ارايه نموده جهت تقويه بنيه مالي آن جمعيت از شوراي وزيران خواست تا حد اقل سه روزه معاشات شان را بشمول مامورين و كارمندان عاليرتبه دولتي كه معاش سوپرسكيل دارند به جمعيت افغاني سره مياشت اعانه نمايند.

همچنان رئيسه جمعيت افغاني سره مياشت از شوراي وزيران تقاضا نمود تا زمين هاي غصب شده آن رياست توسط ادارات دولتي و افراد و اشخاص به آن رياست برگردانيده شود.

شوراي وزيران ضمن تقدير از زحمات و تلاش رئيسه جمعيت افغاني سره مياشت در زمان تصدي وظيفه اش جهت تقويه آن جمعيت، فيصله بعمل آورد كه حد اقل سه روزه معاش وزيران به حساب اداره جمعيت افغاني سره مياشت اعانه گردد و هم از تمام كاركنان دولت كه معاش سوپرسكيل دارند تقاضا بعمل آمد كه حد اقل سه روزه معاشات شان از طريق وزارت ماليه و ادارات مربوط به حساب جمعيت افغاني سره مياشت انتقال نمايند.

هم چنان بمنظور اعاده ملكيت هاي غير منقول آن جمعيت از ادارات دولتي و از قبضه افراد و اشخاص، معاون اول رئيس جمهوري توظيف گرديد از طريق رياست عمومي اداره امور و دارالانشاي شوراي وزيران مطابق فيصله قبلي شوراي وزيران و حكم مقام رياست جمهوري، استرداد ملكيت هاي غير منقول جمعيت افغاني سره مياشت را ارزيابي و حل نمايند.

طبق اجندا، محترم محمد کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری از جریان نورمال طی مراحل امور اداری و تخنيكي حجاج به جلسه اطمینان داده و ضمناً وزیر حج و اوقاف در گزارش خویش افزود: به استثنای ولایات هلمند، نیمروز و زابل، پاسپورت حجاج از سایر ولایات مواصلت نموده است که تا اکنون از جملة 20 هزار حاجی سهمیة دولت به تعداد 13000 جلد پاسپورت و از جملة ده هزار سهمیة سکتور خصوصی به تعداد 7732 جلد پاسپورت حجاج ترتیب و آمادة ویزه است. همچنان به تعداد یکصد قلم ادویة مورد ضرورت تهیه شده و تیم صحی 60 نفري نیز از جانب وزارت صحت عامه معرفی گردیده است. تطبیق واکسین پولیو جریان داشته و واکسین مننجیت هم خریداری گردیده، دروس عملی و نظری برای حجاج در تمام ولایات کشور آغاز گرديده است.

متعاقباً وزیر ترانسپورت و هوانوردی از فعال بودن میدان های هوایی کابل، قندهار، هرات و مزارشریف غرض انتقال حجاج به كابل و از ميدان بين المللي كابل و قندهار به شهر جده عربستان سعودي به جلسه اطمینان دادند.

سپس فیصله های شماره 11، 13 و 14 کمیتة اقتصادی شورای وزیران به جلسه مطرح و در مورد مسدود شدن بازارچه های مرزی، وزیر اقتصاد، مشاور ارشد رئیس جمهور در امور اقتصادی و سرپرست ادارة آیسا، معینان وزارت های امور خارجه و مالیه بالترتیب نظریات شان را به جلسه چنین مطرح نمودند:

درسال های قبل، از طریق بازارچه های مرزی ولایت جنوبغرب اموال بی کیفیت، بدون محصول گمرکی داخل کشور میگردید که از یک جانب تولیدات صنایع ملی ناشي از ورود اموال بی کیفیت متضرر گردیده و از جانب دیگر عواید ملی را کاهش داده و زمینة رشد فابریکات تولیدی كشور و کاریابی را شدیداً محدود ساخته بود که در سال 1385 بالاثر پیشنهاد ادارة حمايه سرمایه گذاری خصوصی (آیسا) با صدور حکم مقام ریاست جمهوری انسداد بازارچه منظور گردید.

متعاقباً در اولین اجلاس کمیسیون عالی مشترک مرزی جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران، بازگشایی بازارچه ها دو باره مطرح که هیئات عالی جانب افغانی اضرار آنرا از لحاظ تولیدی، عواید ملی و پائین بودن کیفیت اموال با مقامات ایرانی مطرح نمودند. اخیراً این بازارچه ها از طرف یک تعداد افراد زورمند در بعضی ولایات سرحدي کشور دوباره فعال گردیده است.

شورای وزیران بعد از بحث همه جانبه روی اضرار بازارچه ها فیصله بعمل آورد تا وزارت امور داخله به همکاری ادارة مستقل ارگانهای محل و والیان ولایات سرحدی در مسدود شدن این بازارچه ها اقدام قاطع نمایند.

سپس ایجاد ادارة مستقل پارکهای صنعتی توسط مشاور ارشد رئیس جمهور در امور اقتصادی و سرپرست ادارة آیسا به جلسه چنین مطرح شد:

به منظور پيشبرد امور صنعتکاران کشور فعلاً در تشکیل وزارت تجارت و صنایع و ادارة سرمایه گذاری خصوصی (آیسا) ادارات مختلف مصرف فعالیت هستند، به منظور انسجام امور صنعتکاری از طریق یک ادارة واحد، به همکاری متخصصین بانک جهانی مطالعات جریان دارد که عنقریب نتایج آن به شورای وزیران ارایه میگردد.

شورای وزیران وزارت تجارت و صنایع و ادارة سرمایه گذاری خصوصی (آیسا) را موظف نمود تا نتایج بررسی را توام با طرح تشکیل، مقرره و لایحة وظایف ادارة مستقل پارکهای صنعتی طی مراحل و به جلسات بعدی شورای وزیران ارایه نمایند.

سپس وزیر اقتصاد در رابطه به گزارش کمیسیون موظف در مورد جایداد های اتحادیة کوپراتیفهای دهقانان به جلسه چنین توضیح داد:

متکی به هدایت مصوبة مورخ 7/5/1385 شورای وزیران، هیئت متشکل از ارگانهای ذیربط تحت ریاست آن وزارت موظف گردیده بود تا جایداد های این اتحادیه را بررسی نماید که بر اساس پیشنهاد هیئت موظف و حکم شماره 2685 مورخ 17/5/1386 مقام عالی ریاست جمهوری، ادارة کنترول و تفتیش در قسمت بررسی این جایداد ها توظیف که آن اداره مجموع مساحت زمین های اتحادیه را به شمول تعمیر ها، گدام ها، مغازه ها، دستگاه های تولیدی و سایر ملکیت ها موازی 243.3 جریب زمین تثبیت و خاطر نشان نموده اند که از جملة موازی 119.4 جریب آن به شمول یک تعداد ساختمانها توسط اشخاص و افراد و ارگانهای دولتی غصب و تصرف گردیده است.

از آنجائیکه در گزارش کمیسیون موظف و ادارة کنترول و تفتیش اختلاف نظر موجود بود، شورای وزیران فیصله نمود تا کمیسیون موظف یکجا با محترم محمد یاسین عثمانی رئیس ادارة عالی نظارت بر تطبیق ستراتیژی مبارزه علیه فساد اداری و ادارة کنترول و تفتیش مجدداً موضوع را به ملاحظه اسناد موجود بررسی نموده، گزارش توافق شده را به شورای وزیران ارایه نمایند. همچنان وزارت مالیه موظف شد تا برویت اسناد مخزن در مستوفیت ها و اسناد و سوابق ملکیت های اتحادیة کوپراتیف ها و اجرای تخصیصات بودجة عادی و انکشافی از زمان ایجاد اتحادیه، طي دو هفته به کمیسیون موظف معلومات مستند را ارایه نماید.

در بخش دیگر اجندا، پیشنهاد شاروالی کابل در مورد انتقال تصدی خانه سازی با تشکیل و بودجة آن از وزارت انکشاف شهری به شاروالی کابل که بر مبنای سرمایه گذاری کشور امارات متحدة عربی در بخش شهر سازی به جلسه ارایه گردیده بود، مورد بحث قرار گرفت.

وزیر انکشاف شهری، مشکلات انتقال تصدی خانه سازی را به شاروالی کابل چنین بر شمرد: از آنجائیکه در جنب تصدی خانه سازی فعالیت هایی مانند، مهمانخانه، سالون عروسی، تولید گاز اکسیجن، فارم مرغداری، قطع کردن سنگ های مرمر نیز وجود داشته که یکتعداد آن به شمول تولیدات بخش خانه سازی غیر فعال میباشد. علاوتاً این تصدی مطابق فیصلة شورای وزیران و پالیسی خصوصی سازی تصدی های دولتی، در فهرست خصوصی سازی قرار داشته که در همین راستا کار جریان دارد. همچنان وزیر انکشاف شهری در قسمت رفع مشکل سرمایه گذاری امارات متحدة عربی در بخش شهرسازی هر نوع همکاری آن وزارت را اعلام نموده، خاطر نشان نمود، از اینکه سرمایه گذاری بزرگ در این پروژه صورت میگیرد، بنأً به بورد موظف در احداث کابل جدید به شمول مشاور ارشد رئیس جمهور در امور اقتصادی وظیفه سپرده شود تا با در نظرداشت طرح هاي شاروالي كابل، طرزالعمل را در این مورد ترتیب، ضرورت های سرمایه گذاران را در آن منعکس و نتیجه را به شورای وزیران گزارش دهند كه مورد تائيد قرار گرفت.

در بخش دیگری از کار جلسه، معین وزارت صحت عامه مشکل زمین های استملاک شدة محوطة شفاخانة جمهوریت را به جلسه چنین توضیح نمود.

بتاسی از فرمان شماره 3165 مورخ 3/1/1349 صدارت عظمی وقت، به منظور استملاک زمین های ملکیت شرکت ممتاز ترانسپورت، جگړن عبدالحمید، ملا فیض محمد، قوماندانی ولایت کابل و وزارت دفاع ملی مبلغ 12.54 ملیون افغانی تحت چک نمبر 38035 مورخ 19/12/1375 به حساب شاروالی کابل انتقال شده که از جمله شرکت ممتاز از اخذ پول استملاک امتناع ورزیده بود. اکنون که كار ساختمان تعمیر شفاخانه در سه بلاک ده منزل، چهار منزل و سه منزل قسم شفاخانة مدرن چهار صد بستر به ارزش بیست و یک ملیون دالر امریکائی از طریق جمهوری کشور چین حدود 90 فیصد به پایة اکمال رسیده، به ساحة استملاک شدة حومة شفاخانه غرض تکمیل ساختمان و افتتاح آن اشد ضرورت است.

شورای وزیران با استماع گزارش الي فيصله نهايي محاكم كشور، استملاک ساحة مورد نظر را مجدداً غرض تکمیل کار ساختمان شفاخانه مورد تائید قرار داده، شاروالی کابل را موظف نمود تا به همکاری وزارت امور داخله ساحة مورد نظر را تا يك هفته ديگر تخلیه و بدسترس وزارت صحت عامه قرار دهند، علاوتاً شاروالی کابل به ملاحظه سوابق، استملاک ساحه را مطابق احکام قانون استملاک با محاکم ذیربط نهایی سازد.

در اخیر جلسه، معاهدات بین المللی ذیل توسط معین وزارت امور خارجه به جلسه مطرح و مورد تائید قرار گرفت:

  1. یادداشت تفاهم همکاری بین وزارت کار و امور اجتماعی، شهدا و معلولین جمهوری اسلامی افغانستان و سازمان بهزیستی کشور ایران كه بتاریخ 12/9/1385 هجری شمسی به امضأ رسیده و دارای 26 ماده میباشد. مطابق این یادداشت تفاهم، سازمان بهزیستی کشور ایران مسؤولیت تکمیل و تجهیز پروژة جامع توانبخشی معلولین کابل را به محض دریافت اعتبار اين تفاهمنامه عهده دار میگردد.

  2. قرارداد تهیة تجهیزات طبی برای شفاخانة جمهوریت به ارزش 2.5 مليون دالر بین وزارت صحت عامة جمهوری اسلامی افغانستان و سفارت کشور چین مقیم کابل كه قبلاٌ به امضأ رسیده، دارای 12 فصل میباشد. مطابق این قرارداد، جانب چین تجهیزات طبی را به جانب افغانی تهیه داشته و مسؤولیت انتقال تجهیزات را به شفاخانة جمهوریت کابل، بیمة ترانسپورتیشن بحری و یا زمینی تجهیزات را به عهده میگیرد، علاوتاٌ به تعداد 10 نفر از متخصصین تخنیکی را جهت نصب و تنظیم تجهيزات متذكره اعزام داشته و مصارف سفر متخصصین چینائی و بود و باش آنها در افغانستان به عهده آن كشور ميباشد.

شوراي وزیران، وزارت امور خارجه را موظف نمود تا طبق فقرة (5) مادة (90) قانون اساسی ج.ا.ا، آنعده معاهدات که ایجاب تصدیق شورای ملی را مینماید، از طریق دفتر وزیر دولت در امور پارلمانی به آن شورا ارجاع نماید. 


 

                                 هرات، شهر کتاب و هنر                منصور خراسانی

       مسافری که کو به کو به دنبال کتابی از محمد مجتهد شبستری، یکی از اندیشمندان معاصر ایران، می گشت گذارش به شهر هرات افتاد. وارد یکی از کتابفروشی ها در نزدیکی مسجد جامع هرات شد. جوانی را دید که در کتابفروشی اش و درمیان صد ها جلد کتابی که برای فروش گذاشته، غرق در خواندن کتابی است. مسافر پس از نگاه به کتاب ها از کتابفروش پرسید که کدام کتاب را دارید؟ کتابفروش سرش را بلند کرد و در پاسخ گفت که تنها یک نسخه. از قضا کتاب روی دست فروشنده همانی بود که مسافر ما دنبالش می گشت. سراسیمه پرسید: "قیمت این کتاب چند است؟" فروشنده گفت: " تنها نسخه ای که دارم همین است و این هم فروشی نیست. چون خودم دارم می خوانمش." مسافر که حدیث عشق هراتی ها به کتاب و کتاب خوانی را شنیده بود، خودش واقعیت آن را لمس کرد.شاید شوق و ولع مردم هرات به کتابخوانی در گذشته پربار فرهنگی این منطقه ریشه دارد که به هزاران سال پیش برمی گردد. در عهد هخامنشیان به این منطقه "هریوا" می گفتند و بن واژه آن برگرفته از نام رود "هری" است که در زبان ایرانی باستان به معنای "تیز و شتابان" است. هرودت، پدر تاریخ یونانی، از وادی بارور هرات به عنوان "سبد نان آسیای میانه" نام می برد. چه پیش از اسلام و چه بعد از آن هرات از مراکز علم و فرهنگ و قدرت در منطقه بوده است. بعد از ورود اسلام چهره های برجسته ای چون خواجه عبدالله انصاری، عبدالرحمان جامی، علیشیر نوایی، شاه عباس صفوی، ملکه گوهرشاد، کمال الدین بهزاد و بسیاری دیگر در این شهر زاده و پرورده شده اند.هرات روزهای ما، به مانند همه دیگر شهرهای افغانستان، در حال بیرون آمدن از زیر گرد و غبار جنگ های طولانی است. با وجود این، در هیچ شهر دیگر افغانستان نمی توان این همه دکان و فروشگاه های کتاب، کتاب خانه ها و مردم مشتاق کتاب خوانی را دید. حتا در سال های تاریک سلطه طالبان که تحصیل زنان و دختران ممنوع بود، زن ها در هرات به طور زیرزمینی تحصیل و تدریس می کردند و حتا گواهی نامه انتقال از یک کلاس به کلاس دیگر را صادر می کردند.با وجود این، درصد بالای بی سوادی (بر اساس برخی آمار: نزدیک به هفتاد درصد جمعیت بالای پانزده سال) و فقر، از عوامل عمده این حقیقت تلخ است که افغانستانی ها از جمله ملت های کم خوان جهان به شمار می آیند.آمار قابل استنادی از میزان کتابخوانی در سال های بحرانی افغانستان وجود ندارد، همچنان که در حال حاضر نیز بیشتر آمار، برآوردی است؛ اما شاید تعجب کنید اگر گفته شود در دوره طالبان - که بسیاری از مردم افغانستان آن را سیاه ترین فصل تاریخ کشور خود می دانند - کتابخوانی، بیشتر در میان افغانستانی ها رواج داشت.کتاب و دیگر هیچدر آن دوره، حوزه سرگرمی های مردم افغانستان، به ویژه جوانان، بسیار محدود بود. طالبان فعالیت تمام رسانه های دیداری را ممنوع اعلام کرده و رسانه های شنیداری را در کنترل خود داشتند. موسیقی در آن دوره حرام پنداشته می شد و از فعالیت سینماها و سالن های نمایش تئاتر هم جلوگیری می شد. حتی روزنامه ها و مجلات هم، باید بدون عکس چاپ می شد. طالبان اینترنت را نیز پیش از اینکه نامی از آن به گوش افغان ها برسد، به دلیل اینکه توان کنترل آن را نداشتند، ممنوع کردند. در چنین وضعیتی، کتاب در ردیف سرگرمی های معدود جامعه قرار داشت. زنان و دخترانی که از کار و فعالیت اجتماعی، و مهم تر از آن از تحصیل بازمانده و خانه نشین شده بودند، مردانی که به فعالیت های اقتصادی، از جمله کار در بازار و فروشندگی مشغول بودند و پسران دانش آموز که موضوعات تحصیلی آنها، از سوی حاکمان جامعه، بیشتر به مضامین دینی محدود شده بود، اوقات فراغت خود را با کتاب می گذراندند.البته، ناگفته نباید گذاشت که کمیت کتابخوانی در آن دوره، اگرچه در اثر جبر زمان گسترش یافته بود، اما کیفیت مطالعه چندان قابل توجه نبود. بیشتر کتاب هایی که در آن دوره در افغانستان خرید و فروش و دست به دست می شد، آثار عامه پسند پلیسی و عشقی نویسندگان دهه های چهل و پنجاه ایرانی بود. اقبال جامعه افغانستان نسبت اینگونه آثار، باعث شده بود که چاپخانه های افست پاکستانی، دست به بازچاپ انبوه کتاب هایی از این نوع، از روی نسخه اصلی آنها بزنند که البته، کیفیت چاپ و کاغذ مورد استفاده آنها در مقایسه با نسخه های اصلی، بسیار پایین بود. انفجار رسانه ایپس از طالبان، درهای جامعه تاریک و بدون صدا و تصویر افغانستان، به یکباره به روی رادیوها و تلویزیون های تفریحی، روزنامه ها و مجلات رنگارنگ با عکس هایی جذاب از هنرپیشه های هندی، غربی، ایرانی و عربی، تلویزیون های ماهواره ای و فیلم های ویدئویی گشوده شد. این هجوم رسانه ها، جامعه افغانی را ذوق زده کرد و کتاب را به حاشیه راند.اکنون شش - هفت سال از آن انفجار رسانه ای در جامعه افغانستان می گذرد و هیجان اولیه جوانان دختر و پسر افغانستانی به آثار تفریحی ظاهراً به سرحد اشباع رسیده است. در این اواخر، می توان شاهد بازگشت کتاب به سبد خرید آنها بود.در هرات، شهری که شاهد بیشترین فعالیت های فرهنگی در افغانستان، پس از کابل است، کتابفروشی به حرفه پردرآمدی تبدیل شده است. "کتابخانه عامه" این شهر رنگ و روی تازه ای به خود گرفته، به هیات کتابخانه های مدرن درآمده و حتی با کمک اینترنت، به کتابخانه های جهان خارج پیوند یافته است. از همه مهم تر، کیفیت کتابخوانی نیز رشد کرده است. اگر در زمان طالبان، بیشترین توجه به کتاب های عشقی و پلیسی بود، اکنون کتاب هایی در حوزه های دانش کامپیوتر، زبان انگلیسی و اندیشه های نو، خریداران زیادی دارد. 
 

پیام تبریکی شرکت کمال

 به مناسبت 89مین سالروز استرداد استقلال کشور

کابل- افغانستان 

شرکت بین المللی کمال ،بدین وسیله بهترین تبریکات و صمیمانه ترین شادباش های تمام کارمندان این شرکت را که در ممالک مختلف جهان کار می کنند،به مناسبت فرا رسیدن هشتادونهمین سالروز استرداد استقلال کشوربه رییس جمهور افغانستان جناب حامد کرزی،معاونین محترم ریاست جمهوری ، شورای محترم وزیران و به کافه ملت افغانستان،از صمیم قلب تبریک و تهنیت می گوید.شرکت بین المللی کمال،که در داخل وخارج از افغانستان ،در عرصه های مختلف تجارتی در خدمت  وطن و هموطنان عزیز خود قرار دارد،می داند که ازادی واستقلال پیام صلح و دوستی وبرادری میان مردمان سرزمین ما بوده و صلح  و دوستی پیام آور کار و شکوفایی میهن می باشد. تجارت که یک رکن ضروری حیات اقتصادی و اجتماعی میهن در هر کشور است، نیز در پرتو صلح و ازادی به شکوفایی می رسد.بنا با تقدیم تبریکات مجدد از خداوند ج خواهانم که ازدی وصلح همیشه درکشور عزیز مان افغانستان وجود داشته باشد و ملت قهرمان مان در پرتو آزادی  و صلح  صاحبان زندگی مرفه و آسوده باشند.زنده باد ازادی وفرخنده باد هشتادونهمین سالگر استرداد استقلال کشوربا احترام

کمال نبی زاده

رییس شرکت بین المللی کمال  


 دخپلواکۍ د٨٩ کاليزي د مبارکۍ پيغام

د نويد روز دويب پاڼي محترمو مسولينو ته

د لوى او مهربان خداى په نامه !

د افغانستان دخپلواکۍ د٨٩ کاليزي په وياړ په ډېراحترام سره د نويدروزدويب پاڼي ټولو مسولينو ته او ستاسې له طريقه د افغانستان ټولو وروڼو او خويندو ته د زړه له کومې مبارکي وايم، او متعال خداى ته دعا کوم چې دافغانستان د خلکو د بيارغونې، ابادۍ او سوکالۍ په کارکې تاسو ته ستربرياليتوبونه در په برخه کړي اوپه ګران هېواد افغانستان کې سوله رامينځ ته شي ، د دغې موقع نه په استفادې سره تاسو ته ښه صحت اوسلامتي غواړم .

په درناوي

سيدعثمان سنجش-  پېښور

نويد روز:ګران او د ويبپاڼې او د نويد روز د ورځپاڼې دروند قلمي همکارسنجش صاحب او نور درانه لوستونکي او دسايت کتونکي دې زموږ مبارکۍ او نېکې هيلې هم ومني.

په درناوې

فردا


افغانستان: درخواست مجدد برای آزادی لطيف پدرام


پاريس، ۱۱ جولای ۲۰۰۸: فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) بدينوسيله از قطعنامه تصويب شده توسط پارلمان اروپا در تاريخ ۸ جولای ۲۰۰۸ در زمينه ايجاد ثبات در افغانستان استقبال می کند. در اين قطعنامه که موارد مهمی از جمله حمايت بين المللی از افغانستان را دربر می گيرد، به ويژه از دولتمردان افغان خواسته شده که لطيف پدرام را از حبس در منزل برهانند و همچنين از وی رفع محکوميت شود و سلامت او را تضمين کنند.

با اين حال، آقای پدرام، رییس کنگره ملی افغانستان (حزب مخالف) که در انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۴ افغانستان نيز شرکت کرده بود، هنوز پس از گذشت ۵ ماه و عليرغم درخواست های بين المللی برای رهايی وی، همچنان از آزادی محروم است. خانم سوهاير بلحسن، رييس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر، در اين رابطه اظهار داشت: "ما اوايل اين هفته پرونده آقای پدرام را به کميته پيگيری حبس های خودسرانه سازمان ملل ارسال کرديم، زيرا معتقديم که اين محروميت از آزادی کاملاً خودسرانه است."

لطيف پدرام از تاريخ ۲ فبروری امکان خروج از منزل آقای عبدالرشيد دوستم در کابل را ندارد. آقای دوستم از اقليت های ازبک و يکی از اعضای دولت است. به دستور عبدالجبار ثابت لوی سارنوال سابق افغانستان، پليس و نيروهای امنيتی وزارت داخله،خانه مزبور را در محاصره خود گرفته اند. به همين دليل خروج از اين منزل برای آقای پدرام غيرممکن است، زيرا هر لحظه امکان شليک از سوی نيروهای مسلح اطراف منزل به سوی او وجود دارد. ثابت از ماه فبروری به دليل اينکه آقای پدرام شاهد مشاجره دو شخصيت سياسی افغان بوده، او را ممنوع الخروج کرده و او اکنون امکان گذشتن از مرزهای افغانستان را ندارد. با اينکه او با دولتمردان افغان و ديگر مقامات بين المللی تماس داشته، ولی دولت افغانستان تاکنون از ملغی کردن حکم محاصره به طور عملی خودداری کرده است. اين درحالی است که هيچ گونه اتهامی به جانب او وارد نيست و تاکنون نيز هيچ گونه توضيحی درخصوص حبس وی در منزل ارائه نشده است.

فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر معتقد است که حبس لطيف پدرام کاملاً خودسرانه است، زيرا دلايل محکمی مبنی بر جلوگيری از شرکت او در انتخابات رياست جمهوری سال آينده افغانستان وجود دارد. فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر طی نامه ای سرگشاده به تاريخ ۲ جولای ۲۰۰۸ با دفتر مساعدت سازمان ملل در افغانستان (UNAMA)، اتحاديه اروپا، دولت افغانستان و سازمان ناتو تماس حاصل کرده است.

خانم سوهاير بلحسن در خاتمه می افزايد: "ما نسبت به سلامت و امنيت لطيف پدرام بسيار نگرانيم و يکصدا با پارلمان اروپا خواستار آزادی وی هستيم."


 

افغانستان ، یو ناکام دولت

افغانستان سږ کال بیا د ناکامو دولتونو په لیست کی راغی . ښه به دا وي چی لومړﺉ ناکام دولتونه او د هغوی طبقه بندي او معیارونه وڅیړو، بیا به افغانستان ته راسو .
ناکام دولت هغه کمزوره او بی وسه دولت وی چی هلته مرکزی حکومت د خپل هیواد یا خپل قلمرو پر اکثرو سیمو لږ یا محدود کنټرول ولري . ځینی د اقتصادی پلوه ، ځینی د پوځی پلوه ، ځینی د مشروعیت یا حقوقی پلوه ، ځینی د اجتماعی او ځینی هم د سیاسی پلوه د خپل هیواد پر یوه یا ډیره برخه کنټرول نه لری . کله هم داسی وی چی کوم بهرنی دولت یا بهرنیان مداخله پکښی کوي خو مرکزی دولت یی په تمبولو کی بی وسه وی چی دا هم یو اصلی ناکام دولت بلل کیږی .
ښه ، نو کامیاب دولت کوم یوه ته ویل کیږی ؟ دا هغسی دولت وی چی د خپلو سرحدونو په دننه کی سر تر پایه د فزیکی قوت خپل قانونی واک وچلوي او پر لویشت لویشت خاوره  بشپړ تسلط ولری ، فرد فرد ته لاس رسي ولری او د فرد فرد ساتنه وکړای سی . که دغسی ونسی کړای نو هغه ناکام دولت دﺉ یعنی په دې چوکاټ کی به خپلسري کسان یا ډلی ، جګړه ماران ، جنایت کاران ، ملیشې ، جنګسالاران یا تروریسټان مسلط کیږي . باید وویل سی چی کله کله نوموړي مصیبتونه نه وي ، لاکن دولت بیا هم ناکام دولت بلل کیږی . هغه داسی چی د پولو په دننه کی جرمونه د اوج په حال کی وی ، یا سیاسی فساد جاری وی ، یا غیرقانونی مالونه یعنی قاچاقی مواد پکښی مروج وی ، بی کنټروله اداري فساد مسلط وی ، عدالت لږ پکښی حکمفرما وی ، په سیاست کی یی د قوې او زور استعمال نغښتی وي ، او یا نور داسی حالات برلاسي وی چی مرکزی حکومت هغه نسی کنټرولولای . دغسی دولت هم یو ناکام دولت بلل کیږی . له بل پلوه کورنۍ جګړه ، د خارجی پوځونو شتون ، اقتصادی رکود یا سقوط او د ټولنیزو خدمتونو محدودیت یا نشتوالی هم هغه معیارونه دي چی یو دولت د ناکامو دولتونو په لیست کی راوړي .
نن په نړۍ کی جمعأ شپیته دولتونه په ناکامو دولتونو کی شامل دي چی دوه بلیونه انسانان د غم شپې پکښی سبا کوي .
دوې معتبري بین المللی څانګي هر کال د خپلو خورا دقیقو او حساسو څیړنو په نتیجه کی د نړۍ د ناکامو دولتونو لیست خپروی چی هغه د نړیوالی ټولنی او ملګرو ملتونو تایید او تصدیق هم تر لاسه کوي . دا دوې مشهوري څانګی یوه د « بهرنۍ تګلاری » معتبره مجله ده چی د امریکا څخه خپریږی ، او بله هم « د سولی پشتیوانه » ده چی د ملګرو ملتونو او نړیوالو بشری حقوقو د څانګو د پوره ملاتړ او مرستی څخه برخمنه ده .
دغو دوو څانګو په خپل هغه تازه څیړنیز راپور کی چی د ۲۰۰۸ د جون پر ۲۳ خپور سو ، د سږ کال ناکام دولتونه اعلان کړل . په دې لیست کی شپیته دولتونه شامل دي چی لومړنی یی سومالیا او وروستی یی اندونیزیا ده.
د سږ کال په لیست کی سوډان چی مخکی اول و ، دوهم سو او سومالیا چی دوهم و ، اول سو . د دې کار علت هلته د امریکایی پوځونو لاس وهني دي چی د اتیوپیا پذریعه یی دا هیواد نور هم کښته بوت .
سږ کال د لومړي ځل لپاره اسراییل هم پدې شپېتو ناکامو دولتونو کی شامل سو چی اووه پنځوسم مقام یی ونیو. د دې کار علت په لویدیځه څنډه کی بی ثباتی ، په ۲۰۰۶ کی پر لبنان باندی د پوځی حملې د ناکامۍ له امله پر مرکزی حکومت باندی د اعتماد کمښت او د فلسطینیانو ورځ بالا مصیبت ، اقتصادی فلاکت او د بشری حقوقو زیاتی سرغړوني بلل سوی دی .
عراق صرف یوه نمره ګټه وکړه او پنځم مقام یی ونیو، حال داچی پاکستان ناببره (۳٫۷) نمرې نوري هم واخیستې چی پدې حساب د لسم څخه نهم دریځ ته ولاړ. د پاکستان پاینټونه ځکه زیات سول چی هلته بینظیر بوټو ووژل سوه ، بېړنی حالت اعلان سو، ناامني او بی ثباتی زیاته سوه .
د افغانستان ګاونډیان په دغو مقامونو کی راغلل : پاکستان نهم ، تاجکستان اته دیرشم ، ازبکستان شپږ ویشتم ، ترکمنستان شپږ څلوېښتم ، او ایران هم نهه څلوېښتم . البته چین او هند پدې لیست کی نه دي راغلي .
د ناکامو او کامیابو دولتونو دا معیارونه په ۱۷۷ هیوادو کی تطبیق سوي چی ۶۰ یی ناکام او۱۱۷ یی هم کامیاب دولتونه دي . تر ټولو بهترین او کامیاب دولت ناروې وبلل سو چی له هره پلوه یی خلک راضی ، خوښ او سوکاله دي . پدې لیست کی پنځلس تر ټولو کامیاب هیوادونه باالترتیب داسی ښودل سوي دي : ۱- ناروې ، ۲- فنلینډ ، ۳- سویډن ، ۴- آیرلینډ ، ۵- سویس ، ۶- نیوزیلینډ ، ۷- آیسلینډ ، ۸- ډنمارک ، ۹- استرالیا ، ۱۰- کاناډا ، ۱۱- بلجیم ، ۱۲- اتریش ، ۱۳- لکسمبرګ ، ۱۴- جاپان ، او ۱۵- هالینډ . هغه دولتونه چی د بشری حقوقو د ټیکه دارۍ او انسان دوستۍ دعوه کوی ، لکه امریکا او انګلستان ، هغوی باالترتیب د کامیابو دولتونو (۱۸) او (۲۱) مقام حاصل کړ. 
افغانستان هم د معمول سره سم د دې لیست په لومړیو کی دﺉ او سږ کال د سرطان کال په پرتله یو نمبر نور هم شاته ولاړ . داچی کوم هیواد کوم مقام نیسی پر هغو معیارونو متکی دي چی عمدتأ اجتماعی ، اقتصادی او سیاسی اړخ لری . په اجتماعی ملاحظاتو کی څلور مقیاسونه سته چی هغه دادي :
الف -  د نفوسو ورځ بالا فشار ،
ب  -  د کډوالو خوځښت یا په داخل کی بی ځایه سوي خلک چی یوه پیچلې بشری ستونځه ایجاد کړی ،
ج  -  د ګروپی انتقام په لټه کی ګروپی اذیت یا ډلییزه خښم ، 
د  -  مزمن او پرله پسې انسانی فرار ،
په اقتصادی ملاحظاتو کی دوه عمده مقیاسونه شته چی دادي :
الف -  نابرابره یا بی انصافانه اقتصادی وده پر ګروپی ترتیب باندې ،
ب  -  توند یا سخت اقتصادی رکود ،
او په سیاسی ملاحظاتو کی شپږ عمده مقیاسونه شته دي یعنی :
الف - دولتی جرمونه یا د دولت نامشروع والی ،
ب  -  د عامه خدمتونو ورځ تر ورځی خرابید ل ،
ج  -  د قانون د پلی کولو یا چلولو ځنډول او یا هم په ظالمانه توګه د هغه اجرأ کول او د بشری حقوقو پراخی سرغړوني ،
د  -  د امنیتی دستګاه لخوا داسی عمل لکه هغه چی « په یو دولت کی بل دولت » وی ،
و  -  د نفاقی مشرانو راپورته کیدل یا ډیریدل ،
ی  -  د نورو دولتونو لخوا بهرنۍ مداخله یا د خارجی سیاسی عمالو لاس وهني ،
البته دا هر معیار صرف د عنوان حیثیت لری حال داچی تشریح او جزییات یی ښه ډیر دي چی د هغو په لوستنه سره د یو دولت ناکامه بلل یا کامیابه ګڼل ښه ترا آسانه کیدای سی . دغه دوولس عمده مقیاسونه هر یو ۱۰ نمرې ( پاینټونه ) لری چی مجموعه یی (۱۲۰) کیږی . د دغو ټولو د مجموعې څخه یو کُلی عدد راوزي چی د هغه له مخی هیوادونه لیست بندی کیږی یعنی داچی کوم هیواد کوم مقام نیسی .
د پورتنیو دوولس معیارونو څو عمده جزییات پدې ډول دي : سکټا ریسټی یا قومی غم او غصه ، د شتمنو او بیوزلو تر منځ لوی واټن ، د قانون په اجرأ کی افراط یا تفریط ، پوځی یا وسلوال تشد د ، ګروپی ټکر او زورزیاتی ، د بشری حقوقو زیاته پایمالي ، داخلی جنګونه او قتلونه ، د مدنی حقوقو څخه د ولس د زیاتی برخی مسلسله محرومی ، ناامنی او بی ثباتی ، د بهرنیو پوځونو، دولتونو یا سیاسی عاملینو مداخله ، قاچاق او مخدره مواد ، عامه خپګان او نارضا ًییت او داسی نور .
ښه ، اوس نو پوښتنه داده چی د پورتنیو معیارونو او مقیاسونو څخه کوم یو یی په افغانستان کی نسته ؟ د دغو مصیبتونو څخه له کوم یوه نه یی افغانستان بېغمه دﺉ ؟ که ښه متوجه سو، نو د افغانستان لویشت لویشت د دغو بد مرغیو څخه ډکه ده : جرمونه ، فساد ، بیکاری ، تریاک ، اجیران ، طالبان ، انجوګانی ، جاسوسان ، اشغالګر پوځیان او د هغوی ترجمانان ، جنګسالاران ، د بشری حقوقو پایمالي ، تشدد ، ظلم ، خارجی مداخله ، مقاومت ، شدید غربت ، د بیګناه او باګناه انسانانو وژل ، جنګ او پوځی عملیات ، هوایی بم ورۍ ، ناامنی ، غلا ، بی ثباتی  ، حق تلفی ، غم ، تشویش او سخت روحی فشارونه . افغان مظلوم او محروم ولس ګام پر ګام د دغو ناخوالو میلمانه وی ، کله په یوه او کله په دا بله کی جاروتی وی او ژوند یی د نړۍ د سرمایدار ترینو هیوادونو د بالقوه شتون سره سره په پور چلیږی ، بس تر وخت دمخه مړینی ته منتظر دی یعنی مرګ ته چمتو حالت کی شپې سبا کوي . حال داچی ۱۰-۵ سلنه بیا په هغو روپیو کی لوبیږی چی په ناروا او ګناه سره یی حاصلي کړي دي .
هو ، په هر هغه هیواد کی چی دغسی ظلمت او مصیبت جاری وی او دولت یی مخنیوﺉ نه سي کولای هغه ناکام دولت  بلل کیږی چی افغانستان یی بهترین مثال دﺉ . 
افغانستان  د بډایو اشغالګرانو د بلیونونو ډالرو د ښندلو سره سره مخته نه ولاړ، دا لا څه چی پر خپل حالت هم پاته نسو بلکی یو ګام نور هم شاته ولاړ یعنی داچی د ۶۰ ناکامو دولتونو له منځه سرطان کال په اتم مقام کی و خو سږ کال دادﺉ اووم نمبر سو . 
افغانستان سږ کال (۳٫۱ )  پاینټونه وبایلل چی هغه په درو مهمو برخو کی وو :
الف - امریکایی او لویدیځ پوځونه نور هم ډیر سول ،
ب - جګړې ، حملې او وژنی نوری هم زیاتی سوې ،
ج - نا امنی ، بی ثباتی او د بشری حقوقو د سرغړونی په کنټرول کی دولت نور هم ناکامه سو ،

پرته لدې ، د کابل د رژیم تر ټولو ستره بی وسی ، بی کفایتی او ناکامی هغه مهال ښه ترا ثابته سوه چی په سرطان ه فبروري کی د امریکا د ملی استخباراتو ریًس مایک مک کونیل اعتراف وکړ چی « د امریکا په مشرۍ د پوځی ملاتړ او بلیونونو ډالرو د مرستی سره سره امنیت په افغانستان کی پسی خرابیدونکی دﺉ .... حامد کرزﺉ د افغانستان ۳۰٪ کنټرولوی متباقی لس سلنه طالبان او پاته برخه اقوام او جنګسالاران کنټرولوی » .
دا خو له هماغه پیله معلومه او ثابته ده چی د کابل رژیم  بهرنیانو په بهر ( یعنی بُن ) کی جوړ کړﺉ ، بیا یی افغانستان ته صادر کړﺉ ، وروسته یی په « لویدیځ» برس او « امریکایی » رنګ سره رنګمالی کړﺉ ، « قانونی! » کړﺉ او د خپل ټول پوځی- استخباراتی- مالی طاقت په زور یی پر ولس ترپلی او له سقوطه ژغورلی دﺉ . مشهور څیړونکی اریک مارګولیس داسی وایی : « امریکا د حامد کرزي د واکمن ساتلو لپاره هره ورځ څه باندی ۱۳۳ ملیونه ډالره مصرفوی » ، دا خو صرف د امریکا لخوا د یوه سړي ، د هغه د وروڼو ، ملګرو اوډلی ټپلی د واکمن ساتلو ورځنیً خرڅ دﺉ چی ضایع کوی یی ، که د نړیوالی ټولنی ، ملګرو ملتونو او ناټو مصارف هم پر واچوو ، نو دا مبلغ به د ورځي آن دوه نیم- درې سوه ملیونو  ډالرو ته ورسیږی او دا هغه ستر مبلغ دﺉ چی په افغانستان کی د یو ناکام دولت د واکمن ساتلو په غرض اور ته غورځول کیږی .

د کابل د رژیم هغه وروستۍ لویی ناکامۍ چی نړیواله ټولنه یی غمجنه او واشنګټن یی نورهم سرځوړﺉ کړ دا دي :
لومړی - په سرطان ه جنوري کی د کابل پر خورا لوکس او ژغورلي « سرینا هوټل » باندی د طالبانو حمله چی رژیم د هغه له امله ناکامه ثابت سو .
دوهم - په سرطان اپریل کی په کابل کی د پوځی شاخص یا رسم ګذشت پر مهال د ټولو امنیتی او استخباراتی چمتوینو سره سره د طالبانو حمله چی پوځیانو او جنرالانو دوری هوری د پټېدو په خاطرځغستل او د رژیم مشر او د هغه ډله ټپله یی پر میدان پرېښودل او یوه مطلقه بی نظمی ( انارشی ) حکمفرما سوه .
درېیم -  په همدې روانه میاشت (یعنی جون) کی د امریکایی او کاناډایی مجهز ترسد سره سره د کندهار پر لوی محبس د طالبانو چریکی حمله چی یو ساعت روانه وه او ۳۸۰ طالب جنګیالی او ۱۲۰۰ نور بند یان یی خوشی کړل خو امریکا ، ناټو او د رژیم پوځونوپه خپل ټول وس سره د هغوی مخه ونه نیولی شوه او نه یی هم هغوی بیرته ونیولای سول .
څلورم -  په همدې جون کی د امریکایی او ناټویی اشغالګر پوځ لخوا له جېله د تښتیدلو طالبانو د نیولو د عملیاتو سره سره چی ټوله سیمه یی نیولې وه ، بیا هم طالبانو په ارغنداب کی یوه لویه مانوره وکړه حال داچی هغه یی نیولې نه وه بلکی ورته راغلي وو او پدې توګه یی اشغالګران همدلته مصروف کړل او خپل بندیان یی محفوظ د محاصرې څخه وایستل. د رژیم پدې ناکامۍ سره ناټو ، امریکا او نړیواله ټولنه نورهم خوږمن او سرځوړي سول .

هو ، امریکا ، اروپا او ناټو د دغسی یو ناکام دولت لپاره خپل پوځیان ، خپل ډالرونه او خپل نوم او ګرانښت مسلسل ضایع کوي . لکه څنګه چی د سږ کال په لومړیو شپږو میاشتو کی ۶۶ امریکایی او ۵۷ هم نور غربی پوځیان په افغانستان کی وژل سوي دي چی جمعأ ۱۲۳ تنو ته رسیږی .
خو یو تریخ حقیقت باید مدنظر ولرو. هغه دا چی د کابل رژیم او د هغه پلویان فریاد کوي چی دا خو پاکستان یا پاکستانیان دي چی دغه حملې کوی . د رژیم مشر دا اخطارونه هم صادر کړل چی ګواکی موږ هم حق لرو چی پر پاکستان ورته حملې وکړو . خو د دې هوایی خبرو څخه د کابل د بلواک رژیم اصلی هدف د خپلي ناکامۍ څخه د انظارو پام بلی خواته اړول ، د طالبانو  بد خواهانو ته جرأت ورکول او د خپلی آیندې ضمانت کول و لکه څنګه چی پلویانو یی د رژیم دغه په هوا کی لامبو په اصطلاح « تاریخی کارنامه!» وبلل ، خو که د بلواک رژیم د مشر دغه هوایی لامبو یو تاریخی ویاړ وی نو بیا ببرک او نجیب لدې نه هم لویی « کارنامې!» کړی وې . د کابل رژیم چی د ۳۷ پیاوړودولتونو د مجهزو پوځونو د ۲۴ ساعته عظیم ملاتړ سره سره   خپل جېل ، خپل ښارونه او خپل   سرحدونه او وګړي نسی ساتلای او د ۶۰ ناکامو دولتونو په قطار کی اووم مقام لری او د رژیم د مشر، مرستیالانو ، پارلمانی نمایند ګانو ، وزیرانو څخه تر عادی مامور، عسکر اوپولیس پوری آن معاشونه او « جیب خرڅ » لا خارجیان ورکوی ،  نو هغه به په کوم جاغوراو کوم افتخار سره  د نورو هیوادونه فتح کړای سی ؟!  دا کار د دواړو ولسونو دﺉ نه د لاس کښېنولو !! 

ښه ، نو چاره یی څه ؟
حقیقت خو دا دﺉ چی د افغانستان د فعلی بحران حل دومره افغانی چاره نلري لکه امریکایی . د دې بحران د کلاوې سر په کابل کی نه بلکی په واشنګټن کی دﺉ . ګوډاګی رژیم هیڅکله هم ستونزي دومره هوارولای نسی لکه  هغه چی نوري هم پسی ډیروی . د افغانستان روان بحران خارجیانو خصوصأ امریکایانو ایجاد کړﺉ دﺉ نو ځکه هغوی باید رغنده نوښت وکړي . ښه به دا وی چی امریکا د روانو حساسو پرمختیاوو سره صادقانه او عادلانه مقابله وکړي . بهتره دا ده چی امریکا خپله تګلاره تعدیل او ترمیم کړي یعنی هغه د « نظامی » څخه « سیاسی »  حالت ته واړوي . امریکا دلته لویی غلطۍ کړي چی هغه باید مرمت او اصلاح کړی . تریخ حقیقت خو دا دﺉ چی د پوځی طاقت په زور د ګوډاګیانو ترپل ،په فریب او چل ول سره د هغوی قانونی کول او په نظامی- مالی طاقت سره له سقوطه د هغوی ژغورل ګټه نه بلکی تاوان لري او دا هغه بربنډ واقعیت دﺉ چی د شوروي اشغال په لس کلنه نیونه کی ښه ترا ثابت و ، او دا ﺉ د امریکایی نیونی په سرطان و شپږ نیمو کلونو کی یی هم په سترګو وینو (لکه مایک مک کونیل چی پورته اشاره هم ورته وکړه ) . داسی ښکاري لکه امریکاچی څومره ستر ځواک دﺉ د بحران د سوله ییز او رغنده اوارولو هغومره ظرفیت نه لري . پر غیر ملی لارو د بلیونونو ډالرو خرڅول مطلقأ زیانمن تمامیږی . امریکا او ناټو مخالفین یوازي په پوځی طاقت سره نشی ماتولای بلکی د سیاسی خبرو اترو جرأت  او ابتکار باید وکړي او دا هغه تریخ حقیقت دﺉ چی څو څو واره د ناټو قوماندانانو اعتراف هم پرې کړﺉ دﺉ . افغانانو او د افغانستان تاریخ  دا ثابته کړې چی دلته پوځی حملې او پوځی عملیات ندي کامیابه سوي ( که هغه انګریزان وو او که روسان ) ، بلکی سیاسی مذاکرات یا په بل عبارت جرګې دي چی مشکل اواروي نه جګړې . که امریکا دغه تریخ غړپ ته اخلاقأ ځان چمتو نه کړي نو حالات ښیً چی همدا ناکام دولت به وی او همدا ناکامه ستراتیژی به وی او همدا مصیبت به نور هم شدید سی . والسلام

نثار احمد صمد                                   اعلامیۀ

      کمیته اجرائیه تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج

                                                                       مؤرخ 14.06.2008
                                                  در بارۀ بزرګداشت از هجدهمین سالگرد نامگذاری حزب وطن
روز هفتم سرطان سال روان مصادف است با هجدهمین سالروز نام گذاری «حزب وطن» ، نیروی آگاه و متشکل جدید سیاسی که برای نخستین بار اندیشۀ سیاسی مصالحۀ ملی ـ این دستگاه تفکر سیاسی افغانی ـ را بمثابه بنیاد فکری ـ سیاسی و رهنمای عمل خویش ، پذیرفت و مبتنی بر آن مرامنامه و اساسنامۀ جدید را تصویب نمود.
شهید دوکتور نجیب الله در همین کنگره حزب وطن را« سازمان سیاسی و اجتماعی» ئی خواند که « در جهت دستیابی به صلح پایدار سراسری ، دفاع از استقلال ، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور ، حفظ و استحکام وحدت ملی ، اعمار مجدد و انکشاف اجتماعی ـ اقتصادی افغانستان و تامین عدالت مجاهدت نموده ، عناصر ترقیخوا، وطندوست ، ملی ، دموکرات و مترقی را متحد میسازد» . ایشان معتقد بودند که : « چنین فرمولبندی نه تنها دایرۀ وسیعتری از اهداف مبرم ملی را در برابر حزب قرار میدهد بلکه همچنان دروازه های آن را بروی حلقات هرچه وسیعتری از نیروهای سالم ملی میگشاید » . این طرز دید هم اکنون نیز درستی و حقانیت خود را حفظ نموده و میتواند بمثابه رهنمود با ارزش ،عمل ما را در امر تشکل مجددِ حزب واحد با «هویت» تعریف شده، سمت دهد . بتأسی از ارزشهای بنیادی فوق در مرامنامۀ تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج ، چنین میخوانیم :
« سیاست مصالحۀ ملی ،سیاست استراتیزیک « حزب وطن» بود که امروز تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج بمثابه یکی از نیروهای فعال متشکل سیاسی مجهز با این اندیشه ، در استقامت تشکل مجدد اعضای حزب وطن و سایر طرفداران این اندیشه در سازمان سیاسی واحد سرتاسری افغانی و تدویر کنگرۀ حزب وطن ، تلاش مینماید. برداشت ما از مفهوم « اعضای حزب وطن» نه شکلی ، بلکه عمیق و اندیشه یی است . ما مفهوم « عضو حزب وطن » را به کسانی اطلاق مینمائیم که :
١ ـ دیروز عضویت حزب وطن را دارا بود و به رهبری توطئه و خیانت در برابر آرمانهای حزب وطن و منافع ملی متهم نشده و یا در صورت وجود چنین اتهامی حاضر است از خویش در کنگرۀ حزب وطن دفاع نماید.
٢ ـ دیروز عضویت حزب وطن را دارا بوده و به درستی و حقانیت اندیشۀ مصالحۀ ملی باور داشت و یا امروز تجربه ، زندگی و گذشت زمان او را به درستی و حقانیت این اندیشه معتقد ساخته است.

٣ ـ دیروز عضویت حزب وطن را دارا بوده و امروز نیز داوطلب است تا زندگی و سرنوشت سیاسی اش را با حزب وطن پیوند دهد.

٤ ـ همچنان ما همراه و همرزم آن عده همفکرانی هستیم که دیروز عضو حزب وطن نبودند اما مبانی اندیشۀ سیاسی مصالحۀ ملی و سیاست استراتژیک مبتنی بر آن ( سیاست مصالحۀ ملی ) را جهت دستیابی به اهداف مبرم ملی در مرحلۀ کنونی ، معقول و مقبول میدانند و در پرتو آن جهت تحقق پروسۀ گذار از جنگ به صلح ، اعمار مجدد و انکشاف اقتصادی ـ اجتماعی ، ایجاد ؛ تحکیم و گسترش بنیاد های جامعۀ مدنی در کشور ، داوطلب مبارزۀ متشکل و مشترک سیاسی اند.

مبتنی بر اصول فوق ، که مشروعیت کنگرۀ حزب وطن را تضمین مینماید، همه همراه و همسنگ باهم ، با حقوق و مسوولیت های مساوی بسوی تدویر کنگرۀ حزب وطن میرویم . کنگره در داخل کشور دایر میگردد ؛ کار و فعالیت حزب وطن و رویداد های مربوط به حیات حزبی و وضعیت کشور را ـ اعتبار از ختم کنگرۀ سرطان ١٣٦٩ ـ مورد بحث قرار داده در زمینه فیصله ها و تصامیم معقول اتخاذ خواهد نمود. همچنان کنگره در مورد نام حزب تصمیم خواهد گرفت ، روی متن مسودۀ اصول مرامی و تشکیلاتی جدید حزب ، بحث و آنان را تصویب نموده ، رهبری جدید را مطابق به اصول پذیرفته شدۀ تشکیلاتی ، انتخاب خواهد کرد . »

کمیته اجرائیه تشکیلات مؤقت انسجام اعضای خزب وطن در خارج، مبتنی بر اصول فوق الذکر مرامی خویش و با درک عمیق مسوولیت تاریخی درین زمینه ، اینک در آستانۀ هجدهمین سالگرد نامگذاری «حزب وطن» ؛ به همه سازمانها ، حلقات ، محافل ، شخصیت های غیر متشکل و همه همرزمان عزیزی که خویش را اعضا و یا همراه حزب وطن میدانند مراجعه نموده ، ایشان را به عمل مشترک بخاطر تدویر کنگرۀ مشروع حزب وطن فرا میخواند و از ایشان دعوت مینماید که : بیائید رفتن با تفاهم را بسوی این امر مقدس از همین حالا از بزرگداشت سالگرد نامگذاری حزب وطن آغاز نمائیم .

کمیتۀ اجرائیۀ تشکیلات مؤقت انسجام اعضای حزب وطن در خارج


پ
وهنیار بشیر مومن

برای رهائی غوث زلمی به پا خیزیم

افغانستان در وضعیت عجیب قرار دارد ، از یک طرف فاصله طبقاتی ثروت وفقر و ظلم وبی عدالتی زورمندان داخلی وخارجی ودر پله دیگر آن مسله امنیت رفاه مردم ، حقوق بشر و دموکرسی است. در این برزخ تاریخ و شرایط نابسامان هر روز وهر لحظه درهای امید مردم که چشم به راه سازمان های خیریه ، سازمان ملل متحد ووعده های فریببنده امریکا ویاران اش بود ، بسته میشود. در چنین وضعیت آنهای که مردم را از اوامر خداوند وپیغمبر آن آگاه میسازد وراه تجارت و دکانداران دین را سد میشوند به کنج زندان انداخته میشوند.یکی از این روشنگران آقای غوث زلمی ژورنایست مشهور وتوانای کشور است که به دلیل عدم وجود دلایل مستند ومعقول مدت طولانی بدون سر نوشت در زندان به سر میبرند . میشود که از این پشم سالارها پرسیده شود که در کجای قرآن گفته شده که به زبانهای دیگر ترجمه قرآن کفر و ارتداد است ویا در کدام یک از احادیث نبوی چنین چیز است . عمل راکه آقای زلمی انجام داده خدمت به اسلام است نه خیانت به آن ،از برکت این ترجمه وطنداران مان به زبان خود شان میخوانند وآگاه میشوند که حملات انتحاری طالبان یک عمل ضد قرآن است نه یک عمل اسلامی وحتی مطابق مذهب مالکی نمازجنازه شان هم روا نیست. باور کنید وقتی من قرآن را با ترجمه سابق وسنتی آن می خوانم همیشه معلم زبان دری دوران مکتب درمقابل چشمانم مجسم میشودکه میگفت :

«مارا به غمزه کشت و قضارا بهانه کرد» یعنی که مارا به غمزه کشت وقضارا بهانه کرد ، فقط کلمه یعنی افزود میگردید . اکثر این ترجمه ها بسیار مغلق است ودرحقیقت ترجمه از عربی قدیم به عربی معاصر صورت گرفته است . ولی در ترجمه آقای بختیاری نژاد که بواسطه آقای زلمی در کابل پخش گردیده من آن را چندین بار مطالعه نمودم کدام دست کاری وتقلب را در آن مشاهده نکردم ، در صورت که همچو چیزی باشد ، این دیگر مربوط اقای مترجم می شود نه غوث زلمی . آقایون پشم سالار اگر شما واقعاًبه اسلام اعتقاد دارید بروید به آنهای حکم کفرو اعدام صادر کنید که در توپ فتبال کلمه شهادت را می نویسند، به آنهای که در تشناب ها ی زندان ها از اورا ق قرآن استفاده میکنند و ده ها وصدها ارتداد وبی ناموسی های را در حق برادر مسلمان تان انجام میدهند، نه بالای آقای زلمی و نه کامبخش. شاید بگوید که زور ما نمی رسد، اگربه راستی باور دارید در راه اسلام شهید میشود واین بزرگترین مقام ومزیت است ، به عوض اینکه در این دنیا با دختران 12 و13 ساله عروسی کنید در آنجا هور وپری ها اتظار تان را خواهند داشت! سر عقل بیاید! از برای خدا این چه گلهای که شما آب میدهید. به دنیا بنگرید به ترقی وپیشرفت بنگرید وبه حماقت ووحشت خویش. این چه شارلاتانهای است که خداوند نصیب مردم بیچاره ما کرده است! شرایط پیچیده کشور مان مستلزم آن است تا تما م نهادها مدنی وگروه های سیاسی – اجتماعی تلاش خویش را کوردینه کنند تا در برابر همچو مسایل موضع گیری بدون خط کشی ها بنام وطن ووطندار نمایند. باتاسف که جریانها خسته کننده وناامید کننده که درین محافل دیده میشود ،فقط با عث مغلق شدن اوضاع کشور است. آنچه موجب شد تا این سطوربه روی صفحه بیاید خاموشی وبی تفاوتی یک تعداد قلم بدستان مان است که آقای غوث زلمی پیوسته محفل سرای شان بود ،او تمام محافل و پارتی های شخصی ورسمی شان را با طنز های نغز وفکاهیات کمیدی خود خوش وسر حال نگاه میداشت. ای های به این ناجوانمردیها وبی تفاوتی ها ، تا که او آزاد بود ده ها نفر را واسطه میکردند که اقای زلمی به زیبائی محفل شان بیافزایند ولی چرا امروز چنین ؟ راستش اینکه من هیچ گونه علایق شخصی با آقای زلمی ندارم ولی این حتمی نیست او یک ژورنا لیست ورزیده و کاکه و خرابات کشورمان است، ولی دین آنهای که از نزدیک با او روابط داشتند بیشتر است، شاید گناه آقای زلمی این باشدکه یک افغان است وادعای افغانی وانسانی دارد و به کدام باند قومی پشتون ، تاجیک،هزاره ،ازبک وغیره ویا کدام تنظیم مربوط نیست تا آنها از خود گفته ودر دفاع شان دروازه های خارجی ها را دق لباب کنند و « پاچه ها را بر بزنند».در اینجا جای دارد تا ازگرداننده گان محترم کانون فرهنگ افغان در اطریش که فراخوان را دراین رابطه به راه انداخته اند ابراز سپاس نموده وخواهان موفقیت های بیشتر برایشان هستم . سر انجام باید تمام کسان که دلسوری بنام وطن ووطندار دارد با اعتراص شدید خود باید خواستاررهائی آقایغوث زلمی وژورنالیست جوان کشور آقای پرویز کامبخش از چنگ این پشم سالارن شوند.


ضرورت سيستم تفکر ملى درکشور

سيدعثمان سنجش

سه دهه ميشود که مسله اى بى ثباتي وبى امنيتى دامن ګير مردم افغانستان است .و با سپرى شدن هرروز وضعيت درکشور نهايت خطرناکتر ميګردد ، اعتماد مردم نسبت به اينده کشورشان مطئمين نبوده ، روحيه بى اعتمادى روز به روز افزايش ميابد. اين علت درکجاست ؟ وچطور ميتوان نجات پيداکرد تاهنوزذهن مردم رامشکوک ساخته است . دست آورد های حکومت افغانستان را در طی سالهاى که گذشت ميتوان از سرآغاز کارهای انجام شده فیصله های کنفرانس بن ياداورى نمود . متاسفانه درین کنفرانس ابتکار بعمل نیامد تا رشد پایه های سیاسی و اجتماعی دولت ازطریق شرکت همه نیروهای ملی و دیموکرات تضمین گردد. برعکس ، اتکأ دولت به یکی ازجوانب متحارب صورت گرفت و کوشش گردید تا اسکلیت یک دولت برای افعانستان طراحی شود. زیرا پس از9 سال تسلط پراگنده ای تنظمیمها ساختار دولتی در کشور وجود نداشت . بعد ازتشکيل کنفرانس بن انانيکه مردم کشوررا سالهاى سال مورد سکنجه و زجرقرار داده بودند روى سحنه سياسي ظاهرشدند ، مردم افغانستان تصورميکردند که شايد ايجاد حکومت اقاى کرزى وتوجوجامعه جهانى ممکن باعث بهتر شدن اوضاع درکشورشود ، اما اين همه مسايل به نااميدى انجام يافت .دولت افغانستان در مدت کار خود نه توانست باعث تحکيم ثبات درکشور شود بلکى حالات روزبه روز به طرف حرکت کرد که تصورانرا هيچ فرد جامعه کرده نمي تواند  شماری از دست اندرکاران عرصه ای سیاست افغانستان درین ارتباط به نارسایی های دولت وعوامل داخلی تاکید مینمایند و برخی دیگرعامل خارجی را سبب ناامنی میدانند . درست است که تاریخ تسلسلی از حوادث بوده واغاز پیدایش یک حادثه شاید دردوره ای قبل ازحاکمیت  یک رژیم هسته گذاری شده باشد ، ولی مهار کردن تمام حادثات ناگواررسالتی است که در هر دوره بدوش زمامداران مسلط و حاکم همان دوره قرار دارد. لذا قدرت مندان و حاکمان موجود افغانستان نمی توانند ازین رسالت شانه خالى کند. و برف بام خودرا در بام د یگران بی اندازد. برف در تمام بامها یکسان میبارد و هرکی در روبيدن برف بام خود مسوليت دارد . اين درست است که ايجاد ناامنی ها در افغانستان تنهاعامل داخلی نداشته و عوامل خارجی نيزدرهرمرحله تاثيرقوى دارد  عوامل خارجی میتوان این عوامل را برجسته ساخت که بارها  ساختار دولتی ، اقتصاد و فرهنگ این کشور را تخریب و آنرا در گرداب تضاد های داخلی و قومی قرار داده است . واتخاذ موقف های اجباری دولتمردان مردان افغانستان به آن رنگ و رخ مردمی داده اند . هرزمانيکه قدرتهاى حاکم تلاش کردن تانفوذ خود را در يکى اوګوشه هاى جهان توسعه دهند به تشنجات سياسي دست زده وزندګي صلح اميزهمان مردم را برهم ميزند چنين مثال راميتوان دروضع افغانستان در سه دهه ګذشته مطرح نمود .  بعد از سقوط اتحاد شوروی ، جنگ سرد هم پایان یافت ولی نقش پاکستان منحیث میزبان بنیاد گراهای خارجی و تندروان داخلی پایان نیافت. بعد ازسقوط حکومت نجيب الله تا سال 2001 غرب از افغانستان تشویش نداشت و سرنوشت آنرا به اسلام آباد سپرد. تا زمانيکه تروست ها منافع غرب بخصوص ایالات متحده ای امریکا را مورد تعرض قرار نداده بودند ، غربی ها نمیخواستند توجواندکى رابه مسله افغانستان مبزول بدارند. بدين ترتيب پاکستان پس از موقع استفاده نمود تا اهداف استراتیژک خودرا یکی پی دیگر در افغانستان بدست آورد. ساختار دولتی افغانستان را از ریشه منهدم ساخته ، اورگانهای امنیتی ، پولیس و ارودوی ملی افغانستان را منحل نماید. با انحلال اردو ، سلاح و مهمات آن بدست تنظمها قرارگرفت تا قویتر باهم جنگیده و شهرها بخصوص شهر کابل را به آتش بکشند. اگر تأثیرات جنگ سرد را بر سرنوشت مردم افغانستان بیان کنیم ، بصراحت در میابیم که این جنگ حتی پس از ختم آن هم موجب ویرانی ها و بی امنیتی ها در وطن ما شد و مردم آزاده ای مارا با عوامل جنگ و بی ثباتی دست به گریبان ساخت، ومردم افغانستان ازبى ثباتي سياسي درکشور رنج میبرند. برای  آنها از جانب دولت هیچگونه کمک مؤثرعرضه نگردیده و در عرصه ای رفع بیکاری نیز چنان معلوم میشود که دولت خودرا مکلف به فعال ساختن مجدد موسسات تولیدی و تقویه سکتور دولتی نمیداند. مراقبت کنندگان چرخهای اقتصادی فقط این هدف را دنبال  میکنند که عرصه های پرمنفعت باید به اختیار جنگ سالاران و یا قاچاقبران مواد مخدرقرار داده میشود. مسئولین نظارت بر سیستم اداري و اقتصادى کشور درک نمی توانند که مردم به محل کار مطمئن ، سرپناه ، صحت ، تعلیم و تربیه ای اطفال شان اشد ضرورت دارند.

  با سرازیر شدن قطعات اتحاد شوروی سابق افغانستان به کانون داغ تشنج و ساحه مورد منازعه میان ایالات متحده ای امریکا و اتحاد شوروی سابق قرار گرفت. این حالت باعث ادامه ای مهاجرت تعلیم یافته ازکشورشد . پس از بیرون رفت قوای شوروی سابق و امضاء موافقتنامه ای ژنیو در سال 1988 مهاجرت آنها تا اندازه ای بطی شد. امابرگشت منورین دوباره به کشورشان اتفاق نیافتاد ، زیرا آنها در کشور مقيم شان شغل و سرپناه بدست آورده و اولاد های شان از سیستم تعلیمی آنجاها بهره میگريند. عدم توجودولت به زندګى اقتصادى مردم اوبى ثباتي نظامي وسياسي درکشور باعث بطي شدن روند مهاجرين درکشور شد . تا زمانيکه امنیت مطمئين در کشور بوجود نیاید ودر پرتو آن یک رقم قابل ملاحظه ای قوای کار متخصص مابه وطن شان عودت نکنند ، عرصه های فرهنگی ، اقتصادی و موسسات علمی مانند امروز بشکل اسکلیت باقی میمانند. همین اکنون بوضاحت دیده میشود که کادرعلمی و مسلکی را نمی توان به چند سال محدود تربیه کرد. جامعه ای افغانی ضرورت عاجل به بازگشت کادر های متخصص و با تجربه در تمامی عرصه ها منجمله قوای مسلح ملی دارد. تا وظیفه ای ایجاد یک سیستم امنیتی در مطابقت به نیازمندیهای کنونی جامعه به آنها محول گردد. در غیر آن بعید به نظر میخورد که اورگانهای امنیت و پولیس را صرفا به کمک مشاورین خارجی واستخدام افراد غیر مسلکی سر وسامان داد.

     در بسا نقاط افغانستان که امنیت نسبی موجود میباشد ، تا هنوز کار اعمارمجدد تأسیسات تولیدی آغاز نشده است . حتی در شهر کابل موسسات مهم تولیدی که به ترمیم آن ضرورت عاجل بود ، همچنان بلا استفاده مانده اند.   بعد ازکنفرانس بن وايجاد حکومت موقعت وضع امیدوارکننده معلوم میشد ولی حکومت پلانهای دورنمایی را روی دست نگرفته و برعکس با گروههای که هریک شان اهداف خودرا دنبال میکردند داخل زد وبند شد. این عمل سبب گردید که یک حکومت ضعیف با یک دستگاه بى تجربه ومتمايل بۀ فساد اداري بمیان آید. قوماندانها کاملا خلع سلاح نشده و در بعضی جا ها هنوز هم   بر جان مردم مسلط اند .

اين مطلب را سازمان ملل متحد در راپورکه به تاريخ ٣ جون سال ٢٠٠٨ در ويب سايت درى بى بى سى په نشر رسيد تايد مينمايد (( سازمان ملل متحد شماری از مقامات دولتی در افغانستان را به داشتن ارتباط با گروه های مسلح غیرمسئول متهم کرده است. معاون فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان می گوید برای انحلال شماری از گروههای مسلح غیرمسئول که از قدرت بیشتری برخوردار هستند، نیاز است تا از زور و اعمال فشار کار گرفته شود. به گفته مقامات افغان و سازمان ملل متحد، تا حالا بیش از سه صد گروه مسلح غیرمسئول در افغانستان منحل شده اما هنوز حدود دو هزار گروه مسلح غیرمسئول در این کشور حضور دارد. سازمان ملل متحد و وزارت داخله (کشور) افغانستان می گوید بیشتر این گروهها در فعالیت های تروریستی، قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته دست دارند. الکساندر کریس، معاون فرستاده ویژه سازمان ملل متحد به افغانستان می گوید برنامه انحلال گروه های مسلح غیرمسئول در چند سال گذشته دستاوردهای داشته اما هنوز چالشهای مهمی سر راه این برنامه وجود دارد. در کنار فعالیت گروه طالبان و افراد وفادار به این گروه، موجودیت گروه های مسلح غیرمسئول در افغانستان، از چالش های بزرگ امنیتی در این کشور بوده است. درخصوص شناسي افراد معاون فرستاده ویژه سازمان ملل متحد به افغانستان می گوید هم اکنون دست کم بیست و هشت تن از مقامات دولت افغانستان شناسایی شده اند که با گروههای مسلح غیرقانونی ارتباط دارند او می گوید: "یقینا هنوز هم شماری از مقامات دولت با گروههای مسلح غیرقانونی ارتباط دارند. در آغاز، ۷۲ تن از این افراد شناسایی شده بودند که به جز از بیست و هشت تن از میان این مقامات، دیگران همه یا گروههای خود را منحل کردند و یا از دولت برکنار شدند." او می افزاید: "شماری از اعضای پارلمان (افغانستان) نیز با گروههای مسلح غیرمسئول ارتباط دارند." آقای کریس از افشای نام و یا موقف این افراد در ادارات دولتی افغانستان خودداری کرد. در کنار این، آقای کریس می گوید شماری از شرکتهای خصوصی امنیتی نیز به شکل گسترده با گروههای مسلح غیرقانونی در تماس هستند. دولت افغانستان ګرچي با همکاری جامعه جهانی، برنامه های متعددی را برای انحلال این گروه ها و بازگرداندن اعضای آن به زندگی غیرنظامی روی دست داشته است. آمار رسمی نشان می دهد که در طی این برنامه ها، حدود چهل هزار اسلحه سبک و سنگین در افغانستان جمع آوری شده است برنامه "دایاگ" که انحلال گروه های مسلح غیرمسئول را در دستور کار دارد، از حدود سه سال گذشته در افغانستان آغاز شده و براساس پیش بینی مقامات افغان، قرار است تا سال ۲۰۱۱ دوام یابد))

 آنعده مامورین بلند پایه ای دولت که با قاچاقبران مواد مخدر در تبانی قرار داشته و از آنطریق ثروتهای به جیب شان میریزد ، هیچگونه علاقه ای به زرع محصولات مورد احتیاج مردم ندارند آنها بعوض افزایش محصولات زراعتی طرف احتیاج عامه ای مردم به کشت کوکنار دل بسته اند. دلبستگی آنها امروز به وضاحت دیده میشود که زرع تریاک شگوفان شده ولی احیای مجدد بطور دراماتیک آهسته گردیده است. زرع تریاک و بی امنیتی در یک رابطه ای تنگاتنگ قرار دارند و مانند علت و معلول بر همدیگر اثر میگذارند. (( چنانچه سازمان ملل متحد نيزاين موضوع را بتاريخ ٢ جون سال ٢٠٠٨ ازتطريق رسانه هاى خبري افشا نمود واشاره کرد  . سازمان ملل متحد و وزارت داخله (کشور) افغانستان می گوید بیشترګروهاى مسلح در فعالیت های تروریستی، قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته دست دارند  )) اکنون که خواسته ها و نیات گروههای جنگی برای عامه ای مردم افغانستان آشکار شده است و آنها نمی توانند بیش ازین در پوشش مذهب و در زیر نام " مجاهد" بالاي مردم مسلط شوند ، مجبور اند تا به وسایل دیگر متوسل شوند. مهمترین وسیله  که بخاطر بسیچ افراد جدید و نگهداری  یاران قدیم مؤثر بوده میتواند ، عبارت از چنگ زدن به مشوق های مادی است . نبود زمینه های امنیت برای تأسیسات و سرمایگذاری پولهای قانونی ، موجب طولانی شدن قطاربیکاران جوان بوده ولی مارکیت نیروی همکار تاجران جنگی را فعال نگهمیدارد.

بدبختانه تااکنون حکومت نه تنها از فساد منزه نشده ، بلکه در ترکیب آن وزرأ و مامورین عالیرتبه ای احراز مقام کرده اند  که از نظرمحققین افغان و افغانستان شناسان خارجی به فساد اداری و دست داشتن در ترافیک مواد مخدرمتهم میباشند. چنین اشخاص بصورت طبعی در جهت قطع فساد و برقراری حاکمیت قانون گام بر نمی بردارند. آنها میدانند که برقراری حاکمیت قانون به سؤ استفاده ای آنها پایان داده و زمینه بازپرسی اعمال گذشته ای آنها درپرتو قانون مطرح خواهد شد. منورین افغان و کارشناسان بیطرف بین المللی میدانند که مشارکت جنگ سالاران و قاچاق چیان مواد مخدر در ترکیب دولت ، اعتبار دولت را در سطح ملی و بین المللی پایان آورده است. موجودیت آنها در چنان سطوح عالی دولت ، نه تنها از تروریسم و عملیات تروریستی جلوگیری نمی کند . درين خصوص ښاغلى عزت الله واصفى ميګويد(( فساد اداري همه ادارات دولت را تحت تاثير خود قرارداده ومانع تطبيق قانون درافغانستان ميګردد ، وى افزود اين پديده اعتبار حکومت را پايان اورده وزيمنيه را به فعاليت افراد مسلح فراهم ساخته است . ريس مبارزه به فساد ګفت که درين خصوص باوجود مشکلات داخلي بعضي فکت هاى خارجى نيزسهيم ميباشد وى به مداخله مافيا بين المللي نيز اشاره کرد و درين خصوص کارکنان ادارات څارنوالي رانيز درين کار متهم ساخت. همچنان لوى څارنوال افغانستان عبدالجبار ثابت نيز عده از نماينده ګان وليسي جرګه افغانستان را به جرم هاى جنائي متهم نموده و جلب انها رابه لوى څارنوالي افغانستان ابرازکرده است ، لوى څارنوال بعضي تعداد ا ز نماينده ګان ولسي جرګه افغانستان را متهم به اختلاس ، قتل ، تجاوزات جنسي واستفاده نامشروع از امکانات دولتي نيزنموده است وى خاطرنشان نموده تااين افراد به لوى څارنوالي حاضرشوند، لو ى څارنوال نام کسي را افشا نه کرد اما توضيح داد که بۀ تعداد ٢٢ نفردر جرايم متهم است ))

با درنظرداشت توضيحات فوف بلند پایگان و مامورین آغشته به فساد اداری مورد تعقیب و مؤاخذه قرار نمی گیرند. اگر گاهی تعقیب آنها بر حسب ضرورت و یا بخاطر انحراف قضاوت عامه به شکل نمایشی هم صورت بگیرد ، مکررا دیده شده است که متهم قبل از حضور به دادگاه از چنگ قانون فرار نموده.  تعداد زیاد ازاراکين دولت به همین معاشات موجود قناعت نکرده و باگرفتن کمیشن و یا امتیازافتتاح " پروژه های غیر دولتی" به نام یکی از اعضای فامیل و اقارب خود ، مانند جنگ سالاران به پولهای باد آورده دست یافته اند. اما با یک فرق که جنگسالاران یک قسمت آن پولها را درداخل کشور به اعمار منازل قیمتی مصرف میکنند ، اما شهزاده های غربی تمام پولهای به چنگ آورده ای شان را به بانکهای خارج منتقل میسازند. یعنی پول آنها در اقتصاد داخل کشور دوران نه نموده و و در تحرک اقتصاد ملی افغانستان فاقد هر گونه نقش باقی میماند.

هفته نامه اکونومیست چاپ بریتانیا، در تازه ترین شماره خود (24-30 مه) مقاله ای را در خصوص مسایل افغانستان و با عنوان "جنگ پول و گلوله " به چاپ رسانده است و در ابتدا می نویسد که آمریکا سریعتر از بریتانیا "بازی بزرگ" در منطقه که خود را حاکم ميداند یاد گرفته؛ اما به نوشته اکونومیست دولت ضعیف و نا کارآمد افغانستان بر سر این تلاش آمریکاییها مشکلاتی بوجود آورده است. به نوشته هفته نامه اکونومیست در سال گذشته میلادی 232 سرباز غربی در افغانستان کشته شدند و به نظر نمی رسد که وضعیت در سال جاری بهتر شود. به نوشته این نشریه و به نقل از تخمینهای سازمان ملل متحد در سال گذشته میلادی حداقل 8000 افغان در درگیریها کشته شدند که بیش از 1500 نفر آنها غیر نظامی بودند. این نشریه می نویسد که به نظر مقامات پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) استفاده از حملات انتحاری از سوی طالبان نشانگر این است که آنها ضعیف شده اند؛ اما در ادامه اکونومیست می نویسد در عین حال می توان نتیجه گرفت که طالبان در حملات خود با زیرکی بیشتری عمل می کنند. نشریه به نقل از ژنرال دان مک نیل، فرمانده نیروهای یاری امنیتی (ایساف) در افغانستان می گوشد که نیروهای تحت امر او منابع کافی در اختیار ندارند اما به گفته وی اردوی ملی افغانستان و پیس این کشور تا سال 2011 قادر خواهد بود که در ماموریتها نقش اصلی را داشته باشد و در آن زمان نیروهای ناتو بیشتر نقش مشاوره در ماموریتها را ایفا خواهند کرد. آموزش دهندگان غربی ارتش افغانستان می گویند که افراد اردوی ملی افغانستان بطور مثال در مقایسه با سربازان عراقی در مقابله با دشمن کمتر از خود ترس نشان می دهند اما شاید مشکل اصلی این باشد که چگونه آنها را در حین عملیات از مقابله با دشمن عقب نگه داشت تا جنگنده های نیروهای یاری دهنده غربی بتوانند براحتی شبه نظامیان مسلح را مورد هدف قرار دهند. اردوی ملی افغانستان با حمایت مالی آمریکا و تشدید فعالیت آموزشها اکنون بیش از 50 هزار نفر نیرو دارد. گفته شده که تا سال 2010 نفرات این نیرو به 80 هزار نفر خواهد رسید. نفرات پلیس افغانستان نیز بطور کامل در حال باز آموزش قرار دارند. به نوشته اکونومیست هیچکس معتقد نیست که این تعداد نیرو برای افغانستان کافی باشد. اما با این وجود ظرف چند ماه آینده این نیروهای افغان خواهند بود که قرار است کنترل کابل را بدست بگیرند.

این هفته نامه بریتانیایی نوشته است که آمریکا علاوه بر تلاشهای اقتصادی، و نظامی فعالیتهای خود را زمینه های دیگر افزایش داده و در این راه از مردم شناسان، محققیق علوم سیاسی و متخصصین کشاورزی نیز بهره گرفته است. اما اکونومیست می نویسد که مهمترین مشکل در افغانستان، ضعف دولت مرکزی است؛ و در این رابطه به فساد در رده های مخنلف دولتی اشاره دارد. تولید تریاک در افغانستان که به نوشته اکونومیست 90 درصد کل تولیدی جهان است، از دیگر مشکلات است. هفته نامه بریتانیایی می نویسد که محبوبیت آقای کرزی کاهش یافته است و بسیاری نیز خواهان کناره گیری وی هستند و برخی از احزابی که از آقای کرزی حمایت کرده اند اکنون در مخالفت با او قرار دارند. اما در عین حال این نشریه می نویسد که دیپلماتهای غربی از این نگرانند که دخالت بیشتر در امور افغانستان باعث شود که آقای کرزی بیشتر بصورت یک دست نشانده غربیها دیده شود. در انتها اکونومیست می نویسد که نیروهای خارجی در افغانستان می جنگند و به پروژه های خدماتی کمک می کنند؛ اما تا هنگامی که دولت در کابل تلاش بیشتری بخرج ندهد، مشکلات باقی خواهند ماند و تلاش نیروهای خارجی بی ثمر می باشد ، شنبه ٢٤ مئ ٢٠٠٨ .

     در اخربايد ګفت که  بخاطر تأ مین صلح و بمیان آوردن یک نظام دیموکراتیک در افغانستان باید پایه های مردمی دولت گسترش یابد. تا وقتی که افغانها در یک سیستمی از تفکر ملی ، خود را همه باهم احساس نکنند و هر گروه راه موفقیت خودرا به کمک یکی از همسایه های حریص افغانستان جستجو نماید ، معامله گری آنها موجب تقویت همسایه ها تضعيف وبى ثباتي کشور ماخواهد .


آیا "خلیل زاد" رییس جمهور آینده افغانستان خواهد شد؟

سفیر دائم آمریكا در سازمان ملل و فرستاده اسبق بوش به عراق اكنون آماده می‌شود تا برای ریاست جمهوری افغانستان خود را نامزد كند. "زلمی خلیل زاد" كه زمانی به عنوان فرد شماره یك از سوی بوش به بغداد، كابل و سازمان ملل فرستاده شد و همچنین به عنوان رایزن سیاسی طالبان و شركت‌های نفتی بین‌المللی نقش ایفا می‌كرد، اكنون خود را برای ریاست‌جمهوری افغانستان كه كشور مادری وی محسوب می‌شود آماد‌ه می‌كند.
نمایندگان خلیلزاد كه اكنون سفیر دائم آمریكا در سازمان ملل است با تاكید به دسته‌بندی‌های مختلف بصورت محتاطانه به شانس وی در انتخابات ریاست ‌جمهوری این كشور كه قرار است سال
2009
برگزار شود‌ اشاره می‌كنند.
این در حالی است كه انتظار می‌رود "حامد كرزی" كه اكنون در حال از دست دادن محبوبیت خود به طور روز افزون در میان مردم افغانستان است، بار دیگر در این انتخابات شركت كند، اما حامیان غربی وی عقیده دارند تلاش او در مبارزه با طالبان بی‌نتیجه بوده است و این مسئله می‌تواند در رسیدن مجدد كرزی به ریاست جمهوری مشكل ایجاد كند.
خلیلزاد طی ماه‌های گذشته،
3 بار با گروه‌های مخالف دیدار كرد كه این حركت وی را در چشم دیگران به كاندیدایی كه خواستار وحدت است نمایان می‌كند.
در این كشور اختلافات شدیدی در اجتماعات پشتون در جنوب و تاجیك‌ها، ازبك‌ها و هزاره‌ها در شمال است وجود دارد.
خلیلزاد كه خود از قوم پشتون است، در ولایت لغمان در جنوب شرقی افغانستان به دنیا آمد اما در مزار شریف در شمال  كشور بزرگ شد. وی با برخی از رهبران اسبق ائتلاف شمال كه از دولت كرزی جدا شد روابط خوبی دارد.
گپ دل خلیلزاد
56 ساله از زمانی ظاهر شد كه وی در یك مصاحبه تلویزیونی گفت كه می‌خواهد در خدمت مردم افغانستان باشد و می‌خواهد از كارش در سازمان ملل كناره‌گیری كند.
كاندیدا شدن خلیلزاد ممكن است غافلگیر كننده باشد اما برخی از كارشناسان مسائل سیاسی افغان می‌گویند كه وی می‌تواند از حمایت بسیار بالایی دراین كشور برخوردار گردد.
این در حالی است كه منابع دیپلماتیك عقیده دارند كه خلیلزاد از جایگاه خود در سازمان ملل برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان استفاده خواهد كرد.
 
د افغانستان موضوع د ساړه جنګ ورستي مسله وه ؟

                                                سيدعثمان سنجش

(   باچاخان  په  دې  ډېر  زوريدۀ   چې  د زاړه  استعمار اخلاق  افغان  د افغان   په  لاس  وژني او کوربانه  يې  د  خپل کور ورانولو  ته  راپا څولي  دي   )) 

کال ١٩٩٢ ع کې دفرورۍ  په ٢٣ شپه د بې بې سي راډيو له لاري  بينن سوان دملګرو ملتو سرمنشي اعلان وکړ چه دافغانستان موضوع دساړه جنګ ورستي مساله ده بايد ژر تر ژره حل شي  په همدي کال کې دامريکي دحکومت  مشرجارج بوش   پخپله کلنې ويناکې وويل چه سوړجنګ امريکې په نړي کې  وګاټه  مګر  دا يې ونه ويل چې  په دې جنګ کې  کوم ملت اوهيواد تباه شو ،  په کال ١٩٨٩ ع د فرورۍ په ١٥ کې دامريکي داستخباراتو مشر وويل چه مونږ هرکال  زرميلونه  ډالره مجاهيدينو ته ورکول او په  دې  باندي  يولوي کاروشو (( دلوي کارنه يې مقصد شوروي اتحاد ماتيدل او دافغانستان نه  دهغوي  دفوځونو  وتل وه  ))  په داسي حال کي چي  خان عبدلولي خان   په شروع کې  (( دافغانستان جګړه  دلويوځواکونو  شوروي اتحاد ،امريکا اوغرب جګړه بلله  چې قربانې  يې افغانان شول  ))  دغه شان    ((   باچاخان  په  دې  ډېر  زوريدۀ   چې  د زاړه  استعمار اخلاق  افغان  د افغان   په  لاس  وژني او کوربانه  يې  د  خپل کور ورانولو  ته  راپا څولي  دي   ))
 
د غه  کشمکش  چې  نيمه  صدۍ دوام وکړو  داسې تصورکيده  چه  دسوويت يونين يا شوروي اتحاد  د ختمديو نه  وروسته به دافغانستان خلک خصوصاان  پښتانه  به   ددې  معاصري نه خلاصون  پيداکړي  ځکه  چې دشلمي  پيړۍ په  زياته  برخه کښې  پښتانه  په مختلفو نمونو سره  په  دې جنګ کې ګيرپاتي شوي  وه  او دوي ته د شک  په  سترګه کتل کيده   دغه  وجه وه چه پښتون قوم  په دې جنګ کې لويه قربانې سره مخامخ شول ،  ددې  جنګ  په نتيجه کې  ټول افغانستان  وران شو،  د دې جنګونو په وجه سره  په زرهاوو  تعليمييافته  افغانان  په  مختلفو  شکلونو سره  ووژل  شو
.،  په زرګونو خلکو  پاکستان او اروپايي هيوادونو  ته مخه وکړه ، په هيوادکې  د تعليم او فرهنګ مخه ونيول شوه   ((  اوس چې سوړجنګ ختم شوي هم دی  په مختلفو شکلونوسره بياهم افغانستان کې اوربل  دى 
))
افغانان  لا تراوسه پورې   په مختلفو هيوادونو کښې دمهاجرت سختي شپي تيروي او دډيرمشکلاتوسره مخامخ دي
.  اسلام دټولو  افغانانو مقدس دين  دى   په  دوي کې  هرنوع  تحمل ، بردباري  موجوده  ده ، د کمونيزم  په  خلاف  د مغرب  د جنګ  په  دوران  کې  چې کومه مذهبي  تندوالے د پښتنو علاقي ته  راغلی وو، هغه  ځيني خلکو دخپل شوم هدافو  لپاره  د پښتنو د قومي  وجود د ختمولو  دپاره د استعمالولو کوشش کړي وه  او اوس يې هم کوي  ، پښتون قوم ته هم  په کاردي   ترڅو په دې خبره ښه پوه شي او د يوشتمي  پيړي  په غوښتنو ځان  پوکړي او هيچا ته  دا حق ورنکړي  ترڅو ددوې د وجود نه د ځان  په نفع کار واخلي او دوی  په مختلفو نمونو  بدنامه کړي 
.
مګربدبختانه چې  په افغانستان کې لا تراوسه پورې  د پټوسترګو جګړه پرمخ بيول کيږی
. جنګی الوتکې د بمونواوراکټونو سره هوا ته پورته کوی په هرځای يی چې زړه  وغواړی غورځوي ، کال ٢٠٠٧ کښې  د هيومين راټ واچ   درپورټ له مخې  په  ٢٠٠٦ کښې ١٠٠٠ تنه  غيرنظامي کسان دجنګ په جريان کښې وژل شوي ، د م م متحد دشمار له مخې دافغانستان په جنوب کې  ١٥٠٠٠ کورنۍ  چې ٨٠٠٠٠ کسان  کيږي  د خپل ځايه نه  بې ځايه  شوي .

دا شمېره  دومره  دقيقه  نه ده)  او د ژوبلو چې  وروسته مړه شويدی  هم پته  نشته، ترڅنګ يی په لسګونه زره ژوبليږی