دا زموږ زيبا وطن      دا زموږ ليلا وطن      دا وطن مو ځان دی     دا افغانستان دی

محترم غلام محمد اساس گذار و  رئیس حزب ملی هیواد

دکتور نجيب الله دافغانستان
فقید ولس مشر او د ملی
پخلاینی موسس
 

حزب ملی هیواد دوساله شد

د اسلام اباد ملايان

متن کامل نامه سر گشاده طالبان

شناسنامه ملا دادالله

استراتیژی جدید طالبان

آدم ربایی اسلحۀ تازۀ طالبان در افغانستان

پاسخ های غلام محمد رییس حزب ملی هیواد به پرسش های یک عده از خوانندگان سایت نوید روز
 

ارزیابی سفر رییس جمهور به امریکا

در حاشيه برگزاري نشست "صلح كابل " در افغانستان

مشروعیت بخشی «مسالمت آمیز!» جنایت علیه بشریت

طرح جبههء ملی: راه حل معضلات يابهانه اي براي شرکت در قدرت

«اعدام ۱۵ نفر در مشهد طی ده روز»

پس آخر این صلح طلبان آمریکائی کجا هستند؟

اطلاعیه   نوید روز

په هيوادکې دقانون  حاکميت

ااعلاميۀ حزب ملی افغانستان
 

گسترش نا امنی در پاکستان و نگرانی مردم

حزب ملی هیواد الترناتیف از هم گسیختکی را پیشکش نمودسوړجنګ ختم شو خو........احزاب جدید سیاسی یا صف آرایی برای تصاحب قدرت روابط پنهانی آمریکا با صدام حسین

انتخابات پاكستان و بازتاب ديدار مشرف با بي‌نظير بوتو

اسلام در فدراسیون روسیه

تهاجم فرهنگ بيگانه و نظاره گر بودن مسؤولين ما

پاکستان در گروگان گيري کره اي ها دست دارد

جرگه امن اميدها،ترديدهاوپيامدها

جرگه امن منطقه ای ازنظر یک استاد دانشگاهيوناما از جرگه امن حمايت مينمايدپیام تبریکی  جناب دکتور رنگین دادفرسپنتا وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان به مناسبت هشتاد وهشتمین سالروز استرداد استقلال افغانستان

پیام تبریکی جناب زلمی عزیز، سفیر کبیر و نماینده فوق العاده جمهوری اسلامی افغانستان مقیم روسیه فدراتیف، به مناسبت هشتاد وهشتمین سالروز استرداد استقلال افغانستان

غازي امان الله خان د خپلواکۍ اعلاميه

دخپلواکۍ خونړۍ بيه اوثمر يي

فساد اخلاقي جامعه را به ويراني ميکشاند

مدویدوف به اعتماد مردم روسیه وجهان پاسخ می دهد

نوشته غلام محمد رییس مرکز تجارتی وطن: با انجام انتخابات آزاد و دموکراتیک در فدراتیف روسیه،که فیصدی شرکت مردم این سرزمین درآن مانندهمیشه از شور وشوق بیشتر برخوردار بود به پایان رسید و در پیامد آن دمتری مدودوف،معاون اول صدراعظم روسیه،با کسب یشترین اراء در مقابل رقبای کمونیستی و لیبرالی خود به مسند پیروزی رسید و در انبوه اعتبار نامه های مردم به منظور به دست گیری جلو در طلیعه گاه خوشبختی های کنونی و آینده مردم فدراتیف روسیه قرار گرفت. که مسلما امروز با خیزش های اقتصادی روسیه توسط ولادیمیر پوتین و بر پا ایستاد شدن این کشور امید های جهانی نیز به سوی روسیه در حال جان گرفتن است.

انتخابات سال 2008 فدراتیف روسیه،کیفیتی را که در انتخابات های دو دوره گزینش ولادیمیر پوتین آغاز کرده بود با آب وتاب بیشتر به گونه روشن بازتاب داد وهمچنان اظهار نمود که این کشور همیشه به نیرو جوان باور پیدا کرده و تازنفس های عرصه سیاست را بیشتر میدان می دهد.مردم آن نیز به همین باور رسیده اند.

به میدان آمدن ولادیمیر پوتین به مثابه جوان ترین رییس جمهور فدراتیف روسیه در دور گذشته،نشان داد که مردم درگزینش شان دقت به خرج داده بودند و حال گزینش مدودف،درک مردم از روند اعتماد بر جوانان را بیشتر قوت می بخشد.

هشت سال حکومت ولادیمیر پوتین در فدراتیف روسیه، در ترمیم وبه ساحل رساندن کشتی این کشور،هشت سال پر وفراز ونشیب تجربه هایی گونه گون سیاسی،اقتصادی و نظامی بود.البته نه تنها هشت سال ازمایش تجربه بلکه همراه با دست آورد های عظیم در عرصه بین المللی و در سطح ملی که توانست سند روسیه وملت آن را به حیث یک ملت زنده و یک کشور مطرح در راستای ابرقدرتی به محک زمان مبدل سازد.

انتخابات روسیه ودمتری مدودف توسط مردم به صفت رییس جمهور برای چهار سال آینده این کشور ،نشان می دهد که اصلاحات آغاز شده توسط ولادیمیر پوتین به مثابه استراتیژی توسعه و انکشاف روسیه باقی می ماند.زیرا مدودوف از جمله کسانی است که در ین طرح ها و وراهکارها،شخص مطرح واز چهره های قابل دقت این روند می باشد.

ديميتري آناتوليوويچ مدودف، در 14 سپتامبر 1965 در لنينگراد (سن پترزبورگ امروزي)دیده به جهان کشود.تعلیمات ابتدایی و ثانوی را در همان شهر به اتمام رساند و بعد شامل روند تحصیلات عالی گردید.ويوهنتون دولتي لنينگراد را در در سال 1987 به پایان رساند.او که به حقوق و علوم سیاسی، زیاد علاقه داشت در 1990 میلادی به اخذ درجه دكتري در رشته حقوق از همان پوهنتون نایل گشت.

آقای مدودف با ختم تحصیلات در پوهنتون مذکور به تدریس پرداخت و بعد در دفتر بین المللی شاروالی سان پطرزبورگ که رهبری آن بر عهده ولادیمیر پوتین بود نیز کار می کرد.

دمیتری مدودوف در ماه نوامبر 1999 به سمت معاون دفتر نخست وزير روسيه گمارده شد و به زودترین فرصت به عنوان معاون دفتر رياست جمهوري روسيه مشغول به كار شد.

مدودف در این مقام ها که همزمان بود با تقرر پوتین به صفت صدراعظم و سرپرست و ریاست جمهوری بسیار خوب درخشید و نقش سازماندهی اش را ابراز نمود.ازین جهت بی علت نبود که او رياست مرکز انتخاباتي پوتين، را نیز برعهده گرفت و از دشواری های آن پیروز بدر آمد.

با پيروزي پوتين، مدودف در سال 2000به‌عنوان معاون رئيس‌جمهور انتخاب شد و از اكتبر 2003 نيز مسئوليت دفتر رياست‌جمهوري روسيه را برعهده گرفت.

وي از نوامبر 2005 به عنوان معاون اول نخست‌وزير روسيه انتخاب شد تا مسئوليت راهبري بخش‌هاي كليدي و مهمي چون ساخت و ساز، و صحت را برعهده گيرد.و همچنان از هیات مدیره گاز پروم، بزرگترین شرکت اقتصادی فدراتیف روسیه نیز سرپرستی نماید.

وی اخیرا از جانب ولادیمیر پوتین به حیث کاندید ریاست جمهوری در انتخابات این کشور نامزد شد، که با سه رقیب دیگر خود هریک گنادی زوگانف،ولادیمیر ژرینوفسکی به رقابت پرداخت وبا پشتیبانی و حمایت گسترده حزب واحد روسیه ، بیش از 66 در صد آراء مردم روسیه را به دست آورد و پیروز شد.

آمدن مدودوف به مقام ریاست جمهوری فدراتیف روسیه در حقیقت ادامه دهنده تمام برنامه های توسعوی فدراتیف روسیه است که مردم این کشور به آن امیدوار هستند.زیرا روسیه بزرگترین کشور دنیا است که مردم آن علاقمند اند برنامه های انکشافی این کشور به منظور شکوفایی مجدد روسیه در پیامد تلاش های پوتین به ثمر برسد.

جامعه افغانی در حالی که انتخابات فدراتیف روسیه را از دموکراتیک ترین انتخابات دردنیا ارزیابی می کند،بدین باور است که افغانستان و فدراتیف روسیه به مثابه دو کشور با هم نزدیک در آزمنه تاریخ در اینده نیز به همدگر صرف در روابط دوستانه و همکاری های متقابل می توانند در راه تلاش به منظور مبارزه با تروریزم و مواد مخدر وغیره توافق داشته وهمنظر و همکار باشند.

بی علت نیست که جامعه بزرگ افغانی در فدراتیف روسیه از سال 1993 در فدرایتف روسیه به زندگی و کار تجارتی مصروف است و در بسا موارد ضروری وقابل دقت از طرف مقامات روسیه زمینه های کار و تجارت قانونی برای شان فراهم می گردد.

از آن وقت که روسیه با گذشت از حالت گذار،ثبات اساسی را به دست آورد،نارملیزه شدن ابعاد زندگی درین کشور به سوی رونق شکوفایی راه های کاملا ابتکارب و جدیدی را در پیش گرفت.از جمله قانونیت و عدالت معیار زندگی و شهروندی درین کشور محسوب شد.اتباع روسیه به پرداخت مالیه و انجام کارهایی بر بنیاد قوانین این کشور خود رابیشتر از هروقت دیگر مکلف دانستند.جامعه افغانی مقیم فدراتیف روسیه نیز بیش از شش صد شرکت تجارتی و نهاد های انفرادی تجارتی در روسیه را در ادارات این کشور ثبت وراجستر کرده اند و نظر به آمار وارقام رسیده به مرکز تجارتی افغانها بیش از سه صد شرکت دیگر در بسا اکناف و اطرف و شهر های دیگر روسیه نیز، ثبت وراجستر می باشند.این شرکت ها مطابق به قوانین روسیه در کارتجارتی و صدور و تورید مواد تجارتی از سایر نقاط دنیا دست ازاد داشته وبر مبنای سایر قوانین تجارتی و مالیاتی این کشور به دولت روسیه مالیه می پردازند.

پرداخت مالیه در فدراتیف روسیه نشانه کارقانونی شرکت های تجارتی و نماد دیگری از ثبات یک کشور است و جامعه افغانی که ثبات فدراتیف روسیه را به نفع کار وتجارت خود می دانند خود را مکلف دانسته که به خاطر تامین ثبات در روسیه از هیچ نوع همکاری دریغ ننمایند.

امکانات دست داشته از فدراتیف روسیه که در اختیار افغانها قرار گرفته،زمینه های بیشتر گسترش کار را نوید می دهد که از زمان ولادیمیر پوتین آغاز وقوام یافته است و ما امیدووار هستیم که این امکانات و زمینه ها در زمان مقام ریاست جمهوری آقای مدودف بیشتر از پیش گسترش یابد و نه تنها افغانهای مقیم فدراتیف روسیه در داخل این کشور بلکه زمینه های تجارت میان دوکشور و سرمایه گذاری های یک جانبه و مختلط نیز رایج شودمیان افغانستان و روسیه از سر گرفته شده و قوام یابند.تجار وسرمایه گذاران روسیه به افغانستان راه یابند و در کابل و بسا نقاط ارام این کشور در بخش های گونه گون به سرمایه گذاری بپردازند وازین طریق راه های نزدیکی ملت های مان را جستجو نمایند.این خود راه دیگری است که مردم را به دریچه ها و دهلیز های ثبات و ارامش و امنیت رهنمون می شود و به ویژه برای مردم افغانستان بیش تر از همه نوید بخش است که روسیه در همکاری با افغانستان بیش تر از پیش فعال می گردد.رییس جمهور افغانستان آقای حامد کرزی نیز درین اواخر در زمره تبریکات صمیمانه به اقای مدودف به مناسبت پیروزی شان در انتخابات روسیه نیز درهمین زمینه ابراز امیدواری کرد واین به ما افغانها که در فدراتیف روسیه مصروف کار وزندگی هستیم می رساند که بدون شک زمینه های تفاهمات و نزدیکیت هردو کشور بیشتر از هر وقت دیگر مرد توجه مقامات روسیه و افغانستان می باشد.

جامعه افغانی مقیم فدراتیف روسیه با تاکید بر گفته های اقای رییس جمهور ولادیمیر پوتین بدین باورند که آقای مدودوف، به اعتماد مردم پاسخ خواهد داد و همه تلاش خود را به‌کار خواهد بست تا سیاست اقتصاد کشور و زمینه‌های اجتماعی آن با نتایج مهم جدید مستحکم شوند وزمینه های نزدیکیت هر چه بیشتر روسیه و افغانستان مساعد گردد.

نوشتة دکتور محمد امین عضو شورای مرکزی حزب ملی هیواد

حزب ملی هیواد و مسایل چپ وراست سیاسی در افغانستان

یک عده از دوستان عزیز در داخل وخارج از کشور، می پرسندکه چرا حزب ملی هیواد در رابطه به این احزاب و سازمان ها و هم چنان جبهه ها و اتحاد ها و نفاق ها که یک عده از احزاب به منظور دلایل مختلف مصروف آن هستند سهم نمی گیرد و یا حد اقل ابراز نظر نمی کند.و یک عده دیگراین پرسش را نیز مطرح می کنند، که حزب ملی هیواد،چرا در مباحث داغی که هم اکنون میان یک عده از احزاب جریان دارد   داخل نمی شود و یا موضع گیری نمی کند؟.

 حزب ملی هیواد،با آن ، که بخش اعظم رهبری آن را افرادی از اعضای  حزب وطن تشکیل می دهد ولی شماری از دیگر وطنپرستان نیز در آن عضویت دارند که از لایه ها و اقشار دیگر و یا هم چنان از افرادی مغایراندیشه های دیروزی حزب مان بودند.  در صفوف حزب ما،  به ویژهافرادی از اقشار مختلف جامعه اعم از روحانیون وطنپرست،  روشنفکران لایه های مختلف جامعه،کارگران،دهقانان و حتی کسانی که دیروز  از لحاظ ایدیولوژیک درمخالفت با حزب وطن قرار داشتند،امروز  در حزب ملی هیواد بنا بر روح اعتدالی مبارزاتی آن به خاطرتامین صلح ومصالحه ملی درکشور،شامل می باشند.

ما خط روشن سیاسی داریم،که عبارت از تحقق آشتی و تفاهم ملی درکشوربوده و سهمگیری تمام مردم افغانستان در امر بازسازی میهن می باشد.از آن جایی که افغانستان یک کشور کثیر القومی است،ما را عقیده بر آن می باشد که تفاهم همه اقوام در میهن، بدون برتری جویی وتفوق طلبی، یک امر حتمی و مهم تلقی می گردد.

حزب ملی هیواد افغانستان،به خاطر راهیابی به موفقیت در مبارزات سیاسی اش،سعی می ورزد که در جهت فراهم ساختن زمینه  های برادری،آزادی وتفاهم ملی درکشور کار نماید.هر گاه می دانیم که افغانستان و حکومت های آن بدون تفاهم ملی نمی توانند حتی قدرت شان را نگاه دارند،پس می دانیم که باید در آینه نمای سیاسی کشور،تفاهم، سرلوحه تمام اقدامات باشد و هرقوم و هر حزب و سازمان سیاسی و هر قشر جامعه بتواند خود را در آن پیدا نماید.

حز ب ملی هیواد افغانستان،با احترام به تمام نظریات احزاب وسازمان های  سیاسی به ویژه آنانی که هنوز هم بر مساله چپ گرایی مطلق ویا راست گرایی مطلق ویا هم احزابی که در نگرش تمام هستی جامعه  از ورای افراطیت دینی تاکید می ورزند،اذعان می داریم که حزب ملی هیواد به مثابه یک حزب میانه رو و عدالت پسند ، هرنوع زور گرایی و مطلق العنانی را از هر طرف و هر جانبی که باشد،در افغانستان،صواب نمی بیند.این حزب بر  روحیه پذیرش همدگر و به خاطر حل مسایل کشوری در سطح ملی وبین المللی،اعتدال  را ارج می نهد.

 افغانستان،کشوریست که دارای فرهنگ غنی و پربار می باشد،اما متاسفانه در فرهنگ سیاسی افغانستان همیشه یک خلا به نظر رسیده که عبارت از خود بزرگ بینی است.این مساله همیشه سبب شده است که دیگران باید خورد جلوه کنند،کارا نباشند وهمیشه به مثابه حلقات چهارم و پنجم، نه پیشتر از آن مسوولیت و سهم داشته باشند.

نباید در باره احزاب و سازمان های سیاسی از ورای مقاله ها،نقد ها ونقد بر نقد ها قضاوت صورت بگیرد. ویا هم جر وبحث هایی که بیشتر از سرچشمه  سلیقه آب  میخورند،در ارزشیابی احزاب محک قضاوت قرار گیرند.ما میدانیم که این احزاب گرامی به نحوی از انحا در ساختار های زیر بنایی و روبنایی کشور کم یا زیاد نقش دارند وهر گاه این نقش برجسته شود در شناخت و ترویج هویت احزاب، یشتر کمک می کند،باید چنین زمینه هایی را فراهم ساخت و بر جای تیشه بر ریشه خود زدن ،آئینه بندان فصل سبز را به تماشا نشست.

همه می دانیم که تا کنون هیچ کدام ما ،موفق نشده ایم که حزب های مان را در سر تاسر افغانستان هسته گذاری کنیم و پایه های آنها را  در میان اقشار جامعه در کشور استوار سازیم.من فکر می کنم پیش از هر نوع بر چسپ زنی ها بر دیگران این امر یک دین بزرگ بر گردن ما است که به آن باید بپردازیم.

این که حزب ملی هیواد درین جر و بحث ها سهم نمی  گیرد،به معنای آن نیست،که ما علاقه نداریم بلکه دلیل اصلی، آن است که حزب ملی هیواد مصروف این قضیه است که ریشه ها و حلقاتش را در میان مردم جامعه توسعه ببخشد.البته  در برخی از جا ها که صعب به نظر می آمدند،از یاری وهمکاری های بی دریغ احزاب رفیق نیز برخوردار بوده ایم که جای تشکر از ایشان است واین احزاب رفیق، همین سازمان وجزایری از حزب وطن اند  که امروز دوباره در فضای سیاسی کشور هم در داخل و هم در خارج سربلند کرده اند و راه مبارزه وظنپرستانه شان را زا سر گرفته اند.

میدان سیاسی افغانستان با وجود یک سلسله دشواری  های مشهود،خوشبختانه ،ازادی ها و فراخدستی هایی را نیز دارا می باشد که کم از کم می تواند در تبارز احزاب نقش ایفا نماید.اگر ما بتوانیم این زمینه های دست داشته را در جهت ارتقای احزاب خود به کار ببریم کار بزرگی را به سر رسانده ایم.زیرا ، برای احزاب نوپایه، در شرایط اپوزیسیونی،گشتاندن تخییلات  به قدرت رسیدن آنهم به این زودی هایی که هنوز نتوانسته ایم پایه های اجتماعی خود را در جامعه استحکام ببخشیم،درسهاای تجارب تلخ گذشته ها را در برابرمان قرار می دهد،ازین جهت سعی ما برآن است که بر پایه های عدم تشدد،بر چگونگی مساله بیاندیشیم.ازین رو ما ارزو داریم که با تمام احزاب چپ دموکراتیک که پیروزی شان را در وطن شان، از طریق مصالحه جستجو  می کنند و در روند سیاسی -اجتماعی و اقتصادی کشور به نقش تمام اقشار جامعه باورمند هستند،همیشه پیوند تنگاتنگ رفیقانه داشته باشیم.به باور حزب ملی هیواد، این روابط رفیقانه انجام نیکبختی پایدار می داشته باشد.

سوالی مطرح است که این احزاب چپ دموکراتیک که حزب ملی هیواد افغانستان نیز، خود را شامل آن می دانند به چه شکلی دموکراسی و عدالت اجتماعی می خواهند؟گر چه این مساله در برنامه های بسیاری ازین احزاب درج است،اما از جانب حزب ملی هیواد میتوان گفت که ما دموکراسی و عدالت اجتماعی را از کسی نمی خواهیم بلکه به خاطر تامین آن مبارزه می کنیم. پایه و سنگ بنای دموکراسی و عدالت اجتماعی در کشور را همانا تفاهم ملی تشکیل می دهد،که از راه آشتی ملی در میان مردم افغانستان،آغاز  می گردد وبه تدریج قوام می یابد.

ما،اساس تمام دست آورد های سیاسی ،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی کشور خود را درپرتو دموکراسی و عدالت اجتماعی می بینیم،ازین جهت منتظر کسی نمی باشیم که برای ما این ودیعه های بزرگ انسانی را تحفه بدهد،خود ما وظیفه داریم که با گسترش صفوف احزاب خود و استحکام پایه های اجتماعی و سیاسی این احزاب در میان مردم و جامعه و گرفتن نقش های فعال وطنپرستانه در سیستم  سیاسی و اجتماعی کشور ومبارزه با انواع فساد ، آن را گسترش بدهیم وقوام ببخشیم.

امروز افغانستان از آن حالت، که کسی نام دموکراسی و عدالت احتماعی را در آن گرفته نمی توانست و اگر می گرفت،باید آن را با ایدلوژی دینی پیوند می داد وهر ایده غیر از آن را الحاد وکفر تلقی می کرد،به مرحله ای رسیده است که اگر این پدیده ها درکشور نیم بند وجود دارند حد اقل به خاطر گسترش دادن آن در جامعه زبانها وقلم ها،هراسی در دل راه نمی دهند.گرچه درین راستا نیز استثناآتی را شاهد بوده ایم ولی وطن چشم براه فراوان قربانی هایی ازجانب ما است.

نتیجه این که حزب ملی هیواد خود رامکلف می داند که از نوشته ها و داشته های اندیشه یی رفقا و دوستان عزیز بیاموزد ویک بار دیگر بر یک هوی سراسری رفیق غلام محمد رییس حزب ملی هیواد تاکید نماید،که دوام ما،استحکام صفوف و پایه های اجتماعی و سیاسی ما،در بند اتحاد ما است.بدون شک تا دیر نشده از زیر سایه هدایات سلیقه یی بدر شده، برین مساله بیاندیشیم که اتحاد سراسری ضامن فراوان موفقیت های ما خواهد بود.لذا باید به هوی سراسری به خاطر اتحاد سراسری باید لبیک گفت.


سلاح جديد سربازان انگليسی در افغانستان

جسد دختر بچه لبنانی در عکس دست چپ موفقیت کدام نوع سلاح مدرن امتحان شده در لبنان را نشان میدهد ، بر همه معلوم نیست. امابررسی اجساد کودکان در عکس دست راست نشان داده که آنها با بمب فسفری کشته شده اند.

روشنگری.آيا بربريت را می توان مدرنيزه کرد؟اگر مدرنيزه کردن به معنای استفاده از دانش باشد، آري، البته که ميتوان. با پيشرفت دانش، بشر قادر به کارهايی است که منطق انسانی با آن بکلی بيگانه است.

روزنامه انگليسی گاردين در شماره پنج شنبه 24 ماه اوت خبر داد که سربازان انگليسی در افغانستان به يک نوع سلاح فوق العاده "
super weapon" مجهز ميشوند. سلاح جديد نوع پيشرفته ای از بمب های ترموباريک و قابل حمل روی دوش سربازان است که ريه های قربانی را ترکانده و مملو از خون ميکند. فشار متراکم فوق العاده ناشی از انفجار اين بمب ها که معمولا در محيط های بسته مورد استفاده قرار ميگيرد، آلوئل های ريه را ترکانده و باعث خونريزی داخلی ميشود. محيط بسته ميتواند يک سنگر باشد يا خانه ای که سربازان مشکوکند طالبان هادر آن سنگر گرفته اند. چنانکه اخيرا مکرر گزارش شده است ممکن است در خانه چندين کودک قد و نيم قد خوابيده باشند و والدين هم شهروندان غيرنظامی و غير مسلح باشند که سربازان يا  قوماندان  انی که آنها را به ماموريت می فرستند تصور ميکردند از طالبان ها حمايت می کنند.

تفاوت سلاح های ترموباريک با سلاح های معمولی در اين است که با نخستين انفجار ابری توليد ميکند که با استفاده مجدد از اکسيژن معمولی منفجر ميشود. در نتيجه اين سلاح ها اولا فشار بسيار بالاتری نسبت به سلاح های معمولی ايجاد ميکنند، به همين جهت توانايی انفجار اجسام سخت مثل تانک، سنگر و ساختمان را دارند، برخی حتی آن را با سنگر شکن هسته ای ولی فاقد اشعه راديو اکتيو مقايسه کرده اند. ثانيا زمان عملکرد آن نسبت به سلاح های معمولی طولانی تراست. تاثير ويرانگر سلاح بر بدن انسان به علت اين خاصيت با