وزیر خارجه استعفا میدهد!

جبران اشتباه وجدان بیدار و کمی جرأت میخواهد

جمعه 30 می 2008, نويسنده: محمد امین وحیدی

اخیراً خبراستعفای وزیرخارجه کانادا پس از آن دررسانه های جهان به نشررسید که دوست دخترسابق وی ازفراموش کردن اسناد مهم و محرم توسط آقای میکزیام برنیردرخانه او به رسانه ها خبرداد. این اسناد که به گفته مقامات کانادایی، اسنادClassified) ) یا محرم و دسته بندی شده بوده، مربوط نشست ماه اپریل سران ناتو درزمینه افغانستان دربخارست بوده است.

این خبرازاین نظربرای ما افغان ها مهم است که بدانیم مسایل مهم کشورمان برای کشورهایی که ما بدانها چشم دوخته ایم تا حداقل دربازسازی افغانستان با ما همکاری نمایند، چقدرازاهمیت برخورداراست. آیا کشورهایی که درافغانستان قوا و قشون دارند براستی به پیشرفت و بازسازی افغانستان می اندیشند و اهمیت میدهند ویا فقط افغانستان را میدان بازی ای برای به رخ کشیدن قوا و قشون شان در رقابت با دیگران انتخاب نکرده اند و یا ممکن اهداف پنهانی دیگری دارند؟

این خبرنشان میدهد که کشورهای جامعه جهانی هم اهمیت چندانی به بازسازی این کشورنمیدهند، زیرا فراموش شدن اسناد مهم درباره کشوری که با چالش های زیادی مواجه است و به توجه جدی نیازمند است، خیلی مسخره مینماید وعدم جدیت وعلاقه مندی این کشورها را نسبت به افغانستان بیش از پیش آشکارمیسازد. با آنکه این کشورها دربازتاب دهی مسئله افغانستان دررسانه های جهانی و اهمیت نقش آنها دربازسازی و حفظ صلح دراین کشور،خیلی موفق عمل میکنند و ازاین طریق علاقه مندی و توجه شانرا به این کشور ترسیم میکنند ولی درعمل و کارکردهای شان برعکس آن ثابت میگردد.

بازتاب رسانه ای نشست سران ناتو دربخارست ماه ها قبل ازآن وهم درزمان برگزاری آن خیلی وسیع بوده است درحالیکه مسایل مهمی درمورد تصمیم گیری های مهم، اسناد وتعهدات مهم درآن زمینه و جنبه های عملی آنها برشرایط و اوضاع افغانستان زیاد تاثیرگذارنبوده و که گم شدن و یا فراموش شدن اسناد مهم درباره آن به گوش میرسد

اما برای ما افغانها، خطرناک ترازهمه قرارگرفتن افغانستان به مرورزمان درشرایط لغزنده و بسیاربدی است؛ ازیکسو کشور توسط تیم خاصی رو به سوی بنیادگرایی مجدد است، و ازسوی دیگر برای مبارزه با این کار و آوردن ثبات و ایجاد یک فضای آزاد و باز بدلیل نبود اقتصاد درست، سرمایه لازم و امکانات کافی نیازبه اتکا بالای قوایی و کشورهایی است که برعلیه بنیادگرایی سرمایه گذاری می کنند. ازآزادی بیان و دموکراسی و حقوق بشر سخن میرانند، که امروزه مجموعه ای را بنام جامعه جهانی تشکیل داده اند ولی متاسفانه کم کم به نظرمیرسد که ما تا جایی بیش از حد و شاید هم بی جهت بالای این جامعه جهانی اتکا و اعتماد میکنیم.

وضعیت شکننده فعلی کشورنشان میدهد که؛ امروز سرنوشت بیست و پنج میلیون انسان تا جایی به دست بازیگران بزرگ جهانی و کشورهای کمک کننده رقم میخورد و هرنوع تغییردرسیاست خارجی آنها تاثیرات مسقیم و غیرمستقیم برزندگی مردم افغانستان میگذارد و هرنوع بی توجهی آنها میتواند باعث تحولات و پیامدهایی برای این کشورگردد، که درزمینه این وابستگی تاجایی نباید کشورهای جامعه جهانی را ملامت کرد، بلکه بایست مسئولین حکومتی خود را ملامت کرد که درظرف این هفت سال چرا نتوانسته اند تسلط خود را براوضاع کامل سازند و این وابستگی را به حد اقل آن برسانند و چرا هرروز وضعیت شکننده ترو بدترشده میرود و ازهرلحاظ وابستگی به کشورهای کمک کننده هرروز بیش تراز پیش میگردد؟!

دو موضوع دیگررا نیز نمیتوان بی ارتباط با این بی توجهی جامعه جهانی درافغانستان دانست. یکی عدم هیچگونه اقدام جدی و پیشگیرانه کشورهای کمک کننده به افغانستان درزمینه افزایش روزافزون بهای موادخوراکی دراین کشورکه منجربه بدترشدن اوضاع، رخداد یک فاجعه انسانی و گرسنه ماندن مردم و درنهایت روی آوردن آنها به قوای بنیادگرا و تروریست میگردد، صورت نگرفته است. دوم اینکه با آنکه پاکستان آشکاراً دست به تولید و ترویج تروریزم میزند و همواره صدها و هزاران تروریست به افغانستان صادرمینماید و باعث بدتر و متشجترشدن اوضاع داخلی افغانستان میگردد، که بارها و بارها اسناد و مدارک آشکاردراین زمینه دردسترس کشورهای کمک کننده افغانستان قرارگرفته است، اما سکونت آنها درمقابل پاکستان سوال برانگیزاست.

همانطوری ایران متهم به ساخت سلاح هستوی است و با این اتهام ازسوی همین جامعه جهانی با تحریمات کمرشکن اقتصادی و سیاسی مواجه است، پس چرا پاکستان که آشکاراً تروریزم را تقویت، ترویج و درنهایت به افغانستان و سایرکشورهای منطقه صادرمینماید با هیچگونه تحریم و اقدامات انضباطی این جامعه جهانی مواجه نمی گردد بلکه همواره ازسوی غرب بخصوص ایالات متحده مبالغ هنگفت تشویقی نیز دریافت مینماید؟ سئوالیست که باید جامعه جهانی بدان پاسخ بدهد.

وزیرخارجه کانادا ظاهراٌ پس از نشر و تایید خبر فراموش شدن اسناد مهم درخانه دوست دخترسابقش دست به استعفا میزند که این کارش بصورت سمبولیک در واقع معذرت خواستن و جبران اشتباهش است و این کارهم درواقع وجدان بیدار و کمی جرآت میخواهد که یک شخص دریک مقام دولتی بعد از انجام یک خطای وظیفوی بخاطرراحت کردن خودش از دغدغه های درونی و سبک کردن بار وجدانش ازتقصیری که کرده است میباشد، هرچند ممکن درپس پرده این استعفا بعضی مسایل دیگرسیاسی نیزبی تاثیر مانده نتوانند.

ولی ای کاش درافغانستان هم هرمقام دولتی حد اقل فقط برای راحتی وجدان خویش بخاطرکارکردهای اشتباه ازمردم معذرت بخواهند و اینطوری بارشان را سبک نمایند که بیگمان ازروزی که این کارصورت بگیرد، پس ازآن دیگرهیچ تباهی، حق خوری، حیف و میل، بی وجدانی، دزدی، چور و چپاول، نا امنی و بی ثباتی را دراین کشورنخواهیم دید و آن روز را میتوان روزوجدان نام نهاد و آغاز تاریخ نوینی درافغانستان حساب کرد


 

سوء استفاده و رشوه در سه بانک افغانستان!

انورالحق احدی و امتيازات غيرقانونی برای وابستگانش

پنج شنبه 29 می 2008, نويسنده: کامران میرهزار

کلمه به کلمه، آنچه در گزارش سال 1383 آمده است


در ریاست د افغانستان بانک:

موضوع : در عزل و نصب پرسونل سياست کدری دولت مد نظر گرفته نشده، اشخاص فاقد تجربه از تنظيم های مختلف مقرر گردیده اند.

در بانک ملی:

موضوع اول: بانک ملی موفق به تحصیل طلبات خویش از مقروضیت ها نگرديده است.

موضوع دوم: رييس با مدیر عمومی تعمیرات در یک زد و بند با معاون اداری بانک یک حصه از ملکست های بانک را در ننگرهار به فروش رسانیده اند، در صورتیکه یکتن از آن ها در اخذ رشوه باالفعل دستگیر گردیده است، اما به وظیفه اش مجددا ادامه می دهد.

در بانک ننگرهار:

بانک ننگرهار نورم بانکی را رعایت نکرده برای دريور معاون ماهانه بیست هزار افغانی تادیه میگردد و همچنان از بورس های خارجی وابستگان احدی صاحب رییس بانک و فطرت معاون اول بانک مرکزی استفاده می نمایند.


اشاره: در تاريخ 18/1/1384 شورای وزيران افغانستان، در مکتوب شماره 1053، از رياست مستقل مبارزه با ارتشا و فساد اداری می خواهد که گزارش خود را به اين شورا و رييس جمهور افغانستان ارايه دهد. رياست مستقل مبارزه با ارتشا و فساد اداری وقت، طبق هدايت داده شده عمل کرده و گزارشی را به شورای وزيران ارايه می کند. اين گزارش متاسفانه مانند گزارش سال 1384 و 1385، در اختيار رسانه ها و افکار عمومی قرار نگرفت و موارد سوء استفاده، اختلاس و غصب دارايی های همگانی، در شورای وزيران و نزد رييس جمهور مسکوت ماند. در سيستم بيمار و کاملا فاسد قضايی افغانستان، کسانی که وظيفه ی خدمت به مردم را دارند، کوچکترين گامی را برای بازداشت و محاکمه عاملان فساد و بازگرداندن دارايی های همگانی برنداشتند. عکس آن، طبق معلومات موثق، ميليون ها دالر وافغانی برای عدم پيگيری دوسيه های اختلاس و سوء استفاده، به افراد در دستگاه های قضايی افغانستان پرداخت شده است. رييس جمهور افغانستان آقای حامد کرزی نيز، در زد و بند های سياسی، از اين گزارش ها و نيز موارد ديگر اختلاس ، به عنوان اهرم فشار سياسی استفاده کرده و می کند.

کابل پرس اکنون برای نخستين بار مانند گزارش سال 1384 رياست مستقل مبارزه با ارتشا و فاسد اداری گزارش سال 83 اين نهاد را نيز افشا می کند. افشای اين موارد جرم نبوده و بلکه دانستن آن حق طبيعی مردم افغانستان است. باشد که دانستن افکار عمومی از اين موارد بتواند اهرم فشاری ايجاد کند و يا اين گزارش ها مانند اسنادی، از اين دوره ی تاريخی افغانستان، زاويه ی دردناک ديگری از وضعيت افغانستان را بنماياند.

اين گزارش مورد به مورد، به مرور در بخش، کابل پرس افشا می کند نشر می شود. از خوانندگان کابل پرس و آنانی که دسترسی به اسناد سوء استفاده و اختلاس از هر فرد و مقامی که باشد داخلی و يا خارجی، می خواهم که آن را در اختيار کابل پرس قرار دهند. کابل پرس در صورت خواست فرستنده ی اسناد، هويت وی را افشا نخواهد کرد


سپنتا

:مسوده سیاست خارجی افغانستان عنقریب تکمیل می گردد

داکتر رنگین داد فرسپنتا در پیامد سفرش به اوکرائین وارد مسکو شد و با آقای لاوروف وزیر خارجه و برخی از مقامات بلند رتبه فدراسیون روسیه در مورد روابط دو جانبه افغانستان وروسیه دیدار و گفتگو کرد.

آقای سپنتا گفت که افغانستان در حال حاضر سعی می ورزد تا روابط اش را با کشور های بیرونی متکی بر منافع ملی خودتنظیم نماید و کاری به دوستی ویا عدم حسن نیت کشور های دیگر نداشته باشد.او اضافه کرد که فدراتیف روسیه یکی از کشور هاییست که می تواند در باز سازی افغانستان نقش فعال داشته باشد. سپنتا گفت که محتوای صحبت ا ش را با لاوروف و منشی امنیت فدراتیف روسیه همکاری در امر مبارزه مشترک با تروریزم و مواد مخدر تشکیل می داد . فدراتیف روسیه دراین رابطه علاقمندی زیادی نشان داد زیرا این کشور امکانات فراوانی در زمینه دارد.

آقای سپنتا به نوید وز گفت که مناسبات دوکشور افغانستان و روسیه در آینده های نزدیک بیشتر از پیش توسعه می یابد. وزیر امور خارجه افغانستان به نوید روز در مورد مسوده سیاست خارجی افغانستان که توسط وی تهیه شده وبه معرض خوانش گذاشته شده است گفت که افغانستان به سیاست چندبعدی به ویژه درمناسبات خارجی خود با کشور ها مکلف می باشد.ازین جهت طرح مسوده سیاست خارجی افغانستان نیز در حال حاضر طرفدران و مخالفین خود را دارد.

تا جایی که من می دانم در این باره ابراز نظرهای مختلف موافق و مخالف صورت گرفته است که برخی از این نظریات متاسفانه ناشی از محدود نگری هایی است که در جامعه افغانی برخی ها مسلط می باشد. اما آقای سپنتا ابراز امیدواری کرد که این طرح عنقریب به توشیح رییس جمهور نایل خواهد آمد و به شورای ملی کشور ارجاع خواهد شد تاپس از تائید ایشان مورد اجرا گذارده شود. در کنفرانس مطبوعاتی که در مقر سفارت افغانستان در مسکو دایر شده بود،آقای سپنتا به پرسش های خبرنگاران رسانه های دیداری ونوشتاری روسیه و کشور های خارجی پاسخ ارائه کرد و در پایان در ضیافتی اشتراک کرد که از جانب سفارت افغانستان به مناسبت اقامت وی در مسکو آماده شده بود.درآن ضیافت یک عده از اعضای کورد دپلوماتیک روسیه و ژورنالیستان اشتراک ورزیده بودند.

آقای سپنتا در دیدار با دپلومات های کشور های خارجی،هدف سفرش را به مسکو توضیح کرد و به پرسش های دپلومات ها پاسخ گفت.

در پایان این دید وبازدید آقای زلمی عزیز سفیر کبیر و نماینده فوق العاده افغانستان در مسکو،از سفر سپنتا یک ارزیابی کوتاه کرده آن را در روابط دوکشور بسیار مفید خواند و گفت که این سفر یک صفحه جدیدی در مناسبات افغانستان وروسیه کشوده .وي ابراز امیدواری کرد که سفر ها و دید وبازدید ها همچنان ادامه یابد


گفت و شنود ویژه
از باری سلام با ملک ستیز «کمبود امنیت ‌ های اقتصادی- اجتماعی، بستری برای گسترش تندروی»

همایش بین المللی پژوهشی «تندروی، چالش بزرگ در برابر توسعۀ بشری» در شهر دوشنبه کشور تاجکستان دایر گردید. درین همایش، نمایندگان سیزده کشور جهان، بیست و هفت مقالۀ پژوهشی خویش را پیشکش کردند. قرار است که این نبشته ها به زودی به نشر برسند. میزبان این همایش، حکومت تاجکستان بود. تندروان اسلامی، یکی از مهمترین چالش ها در برابر ثبات و امنیت درین کشور به شمار می‌رود. درسال های 1993 -1994 تاجکستان شاهد جنگ های داخلی ناشی ازین بابت بوده است که قربانیان زیادی جانی و خسارات فراوان مالی را به‌بارآورده است. هدف ازین همایش را، دستیابی به تحلیل‌ها و پژوهش‌های کارشناسانه پیرامون عوامل ایجاد تندروی و شیوه‌های پرداخت با آن شکل می‌داد.

کارشناس‌های کشورهای ایالات متحده، روسیۀ فدراتیف، اوکراین، روسیۀ سفید، ترکیه، قزاقستان، قرقزستان، تاجکستان، ارمنستان، آزربایجان، ملداویا، افغانستان، دنمارک و آلمان، تندروی را یکی از عوامل تشنج و مانع عمده در بابر توسعه و پیشرفت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دانستند.

درسهای افغانستان،

درین همایش ملک ستیز، محقق ارشد در مرکز مطالعات جهانی وحقوق بشر، مقالۀ پژوهشی را پیرامون «درس‌های افغانستان از تندروی‌های ایدیولوژیک» ارایه نمود که در جمع بهترین آثار این همایش شامل گردید. باری سلام مدیرمسوول صبح بخیر افغانستان صحبتی را با آقای ستیز انجام داده که حول مهمترین نکات مقاله آقای ستیز و مسالۀ تندروی در افغانستان می چرخد.

باری سلام،
فکر می ‌ کنم راه اندازی همچو مباحثات سازنده، از اهمیت فراوانی در سطح بین المللی برخورداراست وآن ‌ هم در منطقۀ ما. آسیای میانه در کل، شاید یکی از قربانی ان مهم تندرویهای ایدیولوژیک است. بنابراین این برنامۀ جالب می ‌ تواند، دستاویزهای جالبی را نیز در پی داشته باشد. شما در مقالۀ تان کدام عوامل را به عنوان خالق تندروی ‌ ها در افغانستان برشمردید؟

ملک ستیز،
نبود میزان درحقوق سیاسی و حقوق اقتصادی، باعث ایجاد ناهنجاری‌های اجتماعی گردیده و باعث ایجاد نخستین پیش زمینه‌های تندروی می‌گردد. درین حالت دولت‌ها بجای رفع تندروی، ناخودآگاه باعث ایجاد تندروی می‌گردند و ارزشهای حقوق سیاسی و شهروندی قربانی بی‌تفاوتی و بی‌اعتمادی شهروندان در برابر دولت می‌گردند. در افغانستان امنیت‌های اقتصادی و اجتماعی قربانی برنامه‌های سیاسی به بهانۀ حقوق سیاسی و شهروندی گردیده است که با تأسف از اعتبار نظام کاسته است و مشروعیت ارزشی آن‌را زیر پرسش برده است. این نا‌بسامانی‌ها، سبب آن گردیده است که هویت حقوق بشر و نهادهای مدنی نیز خدشه‌دار گردد و نقش بااهمیت دولت در حمایت شهروندان فقط به افسانه مبدل گردد.

باری سلام،
بدین ترتیب شما به این باور هستید، که نبود امنیت ‌ ها یا مصونیت ‌ های اقتصادی و اجتماعی سبب تندرویِ چالش ‌ زا در برابرعناصر ارزشی دولت می ‌ گردد. این درحالیست که تندروان در افغانستان زمینه ‌ های بیشتر بدست می ‌ آورند . به نظر شما این بستر چگونه برای توسعۀ عملیت ‌ های تندروان میسر می ‌ گردد.

ملک ستیز،
سربازگیری از میان جوانان،
نبود برنامه های مستمر اقتصادی از سوی دولت باعث کمبود دسترسی‌های شهروندان به صحت عامه، آموزش و اطلاعات گردیده است. دولت نتوانسته است کار خلق کند. ما با یک دولت مصرفی مواجه هستیم که اجناس کشورهای همسایۀ خودرا نوشخار می‌کند و خود چیزی و دستگاهی برای تولید ندارد که خود زمینه‌های لازم را برای سربازگیری دهشت‌افگنان از میان جوانان بیکار و گرسنه میسر می‌سازد. البته نقش کمک‌های دولت‌ها و نهادهای تندرو این گسترده‌گی را وضاحت بخشیده است.

باری سلام،
جالب است، شما تندروی را با دهشت افگنی پیوند ناگستنی می ‌ دهید.

ملک ستیز،
بلی، تندروی نخستین پیش زمینۀ دهشت افگنی است. تندروی خود باعث ایجاد دهشت افگنی می‌گردد. چه، تفسیر های ناسالم از ارزش‌های دینی و هنجارهای اجتماعی از یک سو و فقر، بیکاری و گرسنگی از سوی دیگرباعث خشونت می‌گردد وحس انتقامجویی در برابر دولت را فراهم می‌آورد.

باری سلام،
درین صورت نقش نهادهای دیگری مثل جامعۀ مدنی و سایر سکتورهای اجتماعی درین زمینه چگونه اند؟

ملک ستیز،
تندروی، مانع توسعۀ جامعۀ مدنی نیز می‌گردد. درشرایطی که نقش شهروند در جامعه تنها منحصر به آزادی‌های سیاسی بدون حد و مرز تعریف می‌شود و پیش‌زمینه‌های اقتصادی آن متزلزل می‌گردد، تعهد در برابر نهادهای مدنی به صورت خاص و اعتماد به جامعۀ مدنی بصورت کل، شدیدأ متضرر می‌گردد. در واقع نقش شهروند به‌صورت کل تضعیف می‌شود و نهادهای مدنی و سایر سکتورهای اجتماعی از جمله سکتور خصوصی و سیاسی نمی‌توانند پیام رسان خوبی برای شهروندان گردند.

باری سلام،
شما به عنوان کارشناس مسایل حقوق، دراینجا نقش هنجار ‌ های اجتماعی را چگونه ارزیابی می ‌ نمایید؟ شما قبلا گفتید که تندروان ایدیولوژیک بر ارزشهای مقدس پافشاری می ‌ کنند و در برخی حالات آن ‌ ها را تفسیر سوء می ‌ نمایند. درین صورت، پس حقوق و قوانین از نگاه کاربردی ‌ شان در چه سطحی قرار می ‌ گیرند؟ آیا این قانون نیست که همۀ این ناهنجاری ‌ های اجتماعی را نقطۀ فرجام گذارد؟

ملک ستیز،
سوگمندانه باید گفت که تندروی باعث تضعیف حاکمیت قانون نیز می‌گردد و سبب ایجاد فساد اداری و سایر جنایات سازمان‌یافته مانند قاچاق مواد مخدر، ترافیک انسان و ده‌ها جنایت علیه بشریت می‌گردد. تندروان، در وجود هماهنگی‌ها با سایر گروه‌های سیاسی سبب ایجاد فرهنگ ارجحیت‌دهی خواست‌های خود در برابر قانون می‌شوند. در برخی حالات با استفاده از این هماهنگی سبب ایجاد قوانینیِ به نفع خود می‌گردند و در اکثر اوقات، قانون را به عنوان اسباب در خدمت خویش قرار می‌دهند. پس تندروی خود باعث تضعیف حاکمیت قانون می‌گردد و این خطرناکترین پدیده‌ یی است که می‌تواند حضور دولت را به چالش بکشاند ونهادهایش را نخست بی‌اعتبار و سپس به نابودی سوق دهد.

باری سلام،
آقای ستیز، درین صورت تندروی جوهر نظام ‌ های معاصر را می ‌ مکد. درین مدتی که ما دوران گذار پس از طالبان را شاهد هستیم، میکانیزم ‌ های مردم ‌ سالاری یا دموکراسی از ویژگی ‌ های نظام به شمار می ‌ رفته است. شما دموکراسی را چگونه درین چهارچوب مطالعه می نمایید؟

ملک ستیز،
تندروی چالش مهم در برابر دموکراسی است.

زمانی‌که نقش شهروند در استفاده از حقوق اجتماعی و اقتصادی‌اش محدود می‌گردد و دیدگاه‌های سیاسیش بی‌معنی و میان‌تهی یعنی بدون بستر حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی میگردند، تندرویهای ایدیولوژیک دامنۀ رشد سریع باز می‌نمایند. این نوع تندروی‌ها سبب تعضیف نقش و علاقمندی شهروندان در اقتدار می‌گردند و دموکراسی پدیدۀ تحمیل شدۀ خارجی تصور می‌گردد.

باری سلام،
و سرانجام این‌که تندروی، چالش مهمی برای دولت سازی است.

ملک ستیز،
دولت یعنی رهبر عینی و سیاسی در جامعه. دولتی‌ که ارزش‌های مشروع خودرا از دست دهد، نقش جامعۀ مدنی در آن محدود گردد، حاکمیت قانون تضعیف شود و دموکراسی جوهرش را از دست دهد، پس دولت چطور می‌تواند رهبری اجتماعی را عهده‌دار باشد؟ چنین می‌توان برداشت کرد که تندروی تهدید بزرگی در برابر نظام به شمار می‌ رود.

باری سلام
در افغانستان تندروان اصلی کی ‌ ها هستند؟ چگونه آن ‌ها را شناخت و چگونه باید به آنان پرداخت؟

ملک ستیز،
تندروان اصلی در افغانستان طالبان هستند. ولی نباید فراموش کرد که طالبانیزم در پس چهره‌های مختلفی نیز پدیدۀ خطرناکی برای امروز و فردای افغانستان به شمار می‌رود. باید تندروی را به‌صورت جدی کالبدشگافی کرد. ما نیاز به پژوهش‌های عمیق درین زمینه داریم. افغانستان، بیشترین خسارات را ازین بابت متقبل گردیده است. هویت ملی افغان‌ها صدمه دیده است، فرهنگ ملی ما به تاراج رفته است. راه‌های گفتمان‌های سازندۀ تمدنها بسته شده و ده‌ها معضله دیگر اجتماعی از برخوردهای تندروانۀ ایدیولوژی‌ها در افغانستان ظهور کرده است. افغان‌ها مردم متدین و مسلمان‌های صادق و باوقاری هستند. باید گفتمان‌های ملی براساس پژوهش‌های دقیق دینی و ارزشی و برمبنای هنجارهای اجتماعی راه اندازی گردد. این گفتمان‌ها و پژوهش‌های ناشی از آن باید به اذهان عامه برسند و مردم به تساهل و تسامح دعوت گردند. دولت باید خطرات ناشی از تندروی را به‌خوبی شناسایی کرده نگذارد تا مردم افغانستان بار دیگر قربانی ایدیولوژی های مغرضانه گردند  


پیام تبریکی حزب ملی هیواد و مرکز تجارتی افغانها به رییس جمهور فدراتیف روسیه

دمیتری اناتولی ویچ مدویدوف،رییس جمهور انتخابی فدراتیف روسیه!

با مسرت فراوانی امراسم تحلیف شما را ، به مثابه رییس جمهور کشور پهناور فدراتیف روسیه ،که میلیون ها انسان در روی زمین آن را از طریق تلویزیون های ماهواره یی شان می دیدند،تماشا کردم.

روسیه فدراتیف کشوریست که در راستای بازسازی و نوسازی اجتماعی -سیاسی کشور همراه با موفقیت ها و دست آورد های تخنیک پیشرفته وعالی در بخش نظامی،به ویژه در هشت سال پسین به مثابه یک قدرت بزرگ در جهان شناخته شده است.قرار گرفتن در راس چنین یک کشور پیشرفته که هنوز هم پله های دیگری در