وزیر خارجه استعفا میدهد!
جمعه 30 می 2008, نويسنده: محمد امین وحیدی
اخیراً خبراستعفای وزیرخارجه کانادا پس از آن دررسانه های جهان به نشررسید که دوست دخترسابق وی ازفراموش کردن اسناد مهم و محرم توسط آقای میکزیام برنیردرخانه او به رسانه ها خبرداد. این اسناد که به گفته مقامات کانادایی، اسنادClassified) ) یا محرم و دسته بندی شده بوده، مربوط نشست ماه اپریل سران ناتو درزمینه افغانستان دربخارست بوده است.
این خبرازاین نظربرای ما افغان ها مهم است که بدانیم مسایل مهم کشورمان برای کشورهایی که ما بدانها چشم دوخته ایم تا حداقل دربازسازی افغانستان با ما همکاری نمایند، چقدرازاهمیت برخورداراست. آیا کشورهایی که درافغانستان قوا و قشون دارند براستی به پیشرفت و بازسازی افغانستان می اندیشند و اهمیت میدهند ویا فقط افغانستان را میدان بازی ای برای به رخ کشیدن قوا و قشون شان در رقابت با دیگران انتخاب نکرده اند و یا ممکن اهداف پنهانی دیگری دارند؟
این خبرنشان میدهد که کشورهای جامعه جهانی هم اهمیت چندانی به بازسازی این کشورنمیدهند، زیرا فراموش شدن اسناد مهم درباره کشوری که با چالش های زیادی مواجه است و به توجه جدی نیازمند است، خیلی مسخره مینماید وعدم جدیت وعلاقه مندی این کشورها را نسبت به افغانستان بیش از پیش آشکارمیسازد. با آنکه این کشورها دربازتاب دهی مسئله افغانستان دررسانه های جهانی و اهمیت نقش آنها دربازسازی و حفظ صلح دراین کشور،خیلی موفق عمل میکنند و ازاین طریق علاقه مندی و توجه شانرا به این کشور ترسیم میکنند ولی درعمل و کارکردهای شان برعکس آن ثابت میگردد.
بازتاب رسانه ای نشست سران ناتو دربخارست ماه ها قبل ازآن وهم درزمان برگزاری آن خیلی وسیع بوده است درحالیکه مسایل مهمی درمورد تصمیم گیری های مهم، اسناد وتعهدات مهم درآن زمینه و جنبه های عملی آنها برشرایط و اوضاع افغانستان زیاد تاثیرگذارنبوده و که گم شدن و یا فراموش شدن اسناد مهم درباره آن به گوش میرسد
اما برای ما افغانها، خطرناک ترازهمه قرارگرفتن افغانستان به مرورزمان درشرایط لغزنده و بسیاربدی است؛ ازیکسو کشور توسط تیم خاصی رو به سوی بنیادگرایی مجدد است، و ازسوی دیگر برای مبارزه با این کار و آوردن ثبات و ایجاد یک فضای آزاد و باز بدلیل نبود اقتصاد درست، سرمایه لازم و امکانات کافی نیازبه اتکا بالای قوایی و کشورهایی است که برعلیه بنیادگرایی سرمایه گذاری می کنند. ازآزادی بیان و دموکراسی و حقوق بشر سخن میرانند، که امروزه مجموعه ای را بنام جامعه جهانی تشکیل داده اند ولی متاسفانه کم کم به نظرمیرسد که ما تا جایی بیش از حد و شاید هم بی جهت بالای این جامعه جهانی اتکا و اعتماد میکنیم.
وضعیت شکننده فعلی کشورنشان میدهد که؛ امروز سرنوشت بیست و پنج میلیون انسان تا جایی به دست بازیگران بزرگ جهانی و کشورهای کمک کننده رقم میخورد و هرنوع تغییردرسیاست خارجی آنها تاثیرات مسقیم و غیرمستقیم برزندگی مردم افغانستان میگذارد و هرنوع بی توجهی آنها میتواند باعث تحولات و پیامدهایی برای این کشورگردد، که درزمینه این وابستگی تاجایی نباید کشورهای جامعه جهانی را ملامت کرد، بلکه بایست مسئولین حکومتی خود را ملامت کرد که درظرف این هفت سال چرا نتوانسته اند تسلط خود را براوضاع کامل سازند و این وابستگی را به حد اقل آن برسانند و چرا هرروز وضعیت شکننده ترو بدترشده میرود و ازهرلحاظ وابستگی به کشورهای کمک کننده هرروز بیش تراز پیش میگردد؟!
دو موضوع دیگررا نیز نمیتوان بی ارتباط با این بی توجهی جامعه جهانی درافغانستان دانست. یکی عدم هیچگونه اقدام جدی و پیشگیرانه کشورهای کمک کننده به افغانستان درزمینه افزایش روزافزون بهای موادخوراکی دراین کشورکه منجربه بدترشدن اوضاع، رخداد یک فاجعه انسانی و گرسنه ماندن مردم و درنهایت روی آوردن آنها به قوای بنیادگرا و تروریست میگردد، صورت نگرفته است. دوم اینکه با آنکه پاکستان آشکاراً دست به تولید و ترویج تروریزم میزند و همواره صدها و هزاران تروریست به افغانستان صادرمینماید و باعث بدتر و متشجترشدن اوضاع داخلی افغانستان میگردد، که بارها و بارها اسناد و مدارک آشکاردراین زمینه دردسترس کشورهای کمک کننده افغانستان قرارگرفته است، اما سکونت آنها درمقابل پاکستان سوال برانگیزاست.
همانطوری ایران متهم به ساخت سلاح هستوی است و با این اتهام ازسوی همین جامعه جهانی با تحریمات کمرشکن اقتصادی و سیاسی مواجه است، پس چرا پاکستان که آشکاراً تروریزم را تقویت، ترویج و درنهایت به افغانستان و سایرکشورهای منطقه صادرمینماید با هیچگونه تحریم و اقدامات انضباطی این جامعه جهانی مواجه نمی گردد بلکه همواره ازسوی غرب بخصوص ایالات متحده مبالغ هنگفت تشویقی نیز دریافت مینماید؟ سئوالیست که باید جامعه جهانی بدان پاسخ بدهد.
وزیرخارجه کانادا ظاهراٌ پس از نشر و تایید خبر فراموش شدن اسناد مهم درخانه دوست دخترسابقش دست به استعفا میزند که این کارش بصورت سمبولیک در واقع معذرت خواستن و جبران اشتباهش است و این کارهم درواقع وجدان بیدار و کمی جرآت میخواهد که یک شخص دریک مقام دولتی بعد از انجام یک خطای وظیفوی بخاطرراحت کردن خودش از دغدغه های درونی و سبک کردن بار وجدانش ازتقصیری که کرده است میباشد، هرچند ممکن درپس پرده این استعفا بعضی مسایل دیگرسیاسی نیزبی تاثیر مانده نتوانند.
ولی ای کاش درافغانستان هم هرمقام دولتی حد اقل فقط برای راحتی وجدان خویش بخاطرکارکردهای اشتباه ازمردم معذرت بخواهند و اینطوری بارشان را سبک نمایند که بیگمان ازروزی که این کارصورت بگیرد، پس ازآن دیگرهیچ تباهی، حق خوری، حیف و میل، بی وجدانی، دزدی، چور و چپاول، نا امنی و بی ثباتی را دراین کشورنخواهیم دید و آن روز را میتوان روزوجدان نام نهاد و آغاز تاریخ نوینی درافغانستان حساب کرد
سوء استفاده و رشوه در سه بانک افغانستان!
انورالحق احدی و امتيازات غيرقانونی برای وابستگانش
پنج شنبه 29 می 2008, نويسنده: کامران میرهزار
کلمه به کلمه، آنچه در گزارش سال 1383 آمده است
در ریاست د افغانستان بانک:
موضوع : در عزل و نصب پرسونل سياست کدری دولت مد نظر گرفته نشده، اشخاص فاقد تجربه از تنظيم های مختلف مقرر گردیده اند.
در بانک ملی:
موضوع اول: بانک ملی موفق به تحصیل طلبات خویش از مقروضیت ها نگرديده است.
موضوع دوم: رييس با مدیر عمومی تعمیرات در یک زد و بند با معاون اداری بانک یک حصه از ملکست های بانک را در ننگرهار به فروش رسانیده اند، در صورتیکه یکتن از آن ها در اخذ رشوه باالفعل دستگیر گردیده است، اما به وظیفه اش مجددا ادامه می دهد.
در بانک ننگرهار:
بانک ننگرهار نورم بانکی را رعایت نکرده برای دريور معاون ماهانه بیست هزار افغانی تادیه میگردد و همچنان از بورس های خارجی وابستگان احدی صاحب رییس بانک و فطرت معاون اول بانک مرکزی استفاده می نمایند.
اشاره: در تاريخ 18/1/1384 شورای وزيران افغانستان، در مکتوب شماره 1053، از رياست مستقل مبارزه با ارتشا و فساد اداری می خواهد که گزارش خود را به اين شورا و رييس جمهور افغانستان ارايه دهد. رياست مستقل مبارزه با ارتشا و فساد اداری وقت، طبق هدايت داده شده عمل کرده و گزارشی را به شورای وزيران ارايه می کند. اين گزارش متاسفانه مانند گزارش سال 1384 و 1385، در اختيار رسانه ها و افکار عمومی قرار نگرفت و موارد سوء استفاده، اختلاس و غصب دارايی های همگانی، در شورای وزيران و نزد رييس جمهور مسکوت ماند. در سيستم بيمار و کاملا فاسد قضايی افغانستان، کسانی که وظيفه ی خدمت به مردم را دارند، کوچکترين گامی را برای بازداشت و محاکمه عاملان فساد و بازگرداندن دارايی های همگانی برنداشتند. عکس آن، طبق معلومات موثق، ميليون ها دالر وافغانی برای عدم پيگيری دوسيه های اختلاس و سوء استفاده، به افراد در دستگاه های قضايی افغانستان پرداخت شده است. رييس جمهور افغانستان آقای حامد کرزی نيز، در زد و بند های سياسی، از اين گزارش ها و نيز موارد ديگر اختلاس ، به عنوان اهرم فشار سياسی استفاده کرده و می کند.
کابل پرس اکنون برای نخستين بار مانند گزارش سال 1384 رياست مستقل مبارزه با ارتشا و فاسد اداری گزارش سال 83 اين نهاد را نيز افشا می کند. افشای اين موارد جرم نبوده و بلکه دانستن آن حق طبيعی مردم افغانستان است. باشد که دانستن افکار عمومی از اين موارد بتواند اهرم فشاری ايجاد کند و يا اين گزارش ها مانند اسنادی، از اين دوره ی تاريخی افغانستان، زاويه ی دردناک ديگری از وضعيت افغانستان را بنماياند.
اين گزارش مورد به مورد، به مرور در بخش، کابل پرس افشا می کند نشر می شود. از خوانندگان کابل پرس و آنانی که دسترسی به اسناد سوء استفاده و اختلاس از هر فرد و مقامی که باشد داخلی و يا خارجی، می خواهم که آن را در اختيار کابل پرس قرار دهند. کابل پرس در صورت خواست فرستنده ی اسناد، هويت وی را افشا نخواهد کرد
سپنتا
داکتر رنگین داد فرسپنتا در پیامد سفرش به اوکرائین وارد مسکو شد و با آقای لاوروف وزیر خارجه و برخی از مقامات بلند رتبه فدراسیون روسیه در مورد روابط دو جانبه افغانستان وروسیه دیدار و گفتگو کرد.
آقای سپنتا گفت که افغانستان در حال حاضر سعی می ورزد تا روابط اش را با کشور های بیرونی متکی بر منافع ملی خودتنظیم نماید و کاری به دوستی ویا عدم حسن نیت کشور های دیگر نداشته باشد.او اضافه کرد که فدراتیف روسیه یکی از کشور هاییست که می تواند در باز سازی افغانستان نقش فعال داشته باشد. سپنتا گفت که محتوای صحبت ا ش را با لاوروف و منشی امنیت فدراتیف روسیه همکاری در امر مبارزه مشترک با تروریزم و مواد مخدر تشکیل می داد . فدراتیف روسیه دراین رابطه علاقمندی زیادی نشان داد زیرا این کشور امکانات فراوانی در زمینه دارد.
آقای سپنتا به نوید وز گفت که مناسبات دوکشور افغانستان و روسیه در آینده های نزدیک بیشتر از پیش توسعه می یابد. وزیر امور خارجه افغانستان به نوید روز در مورد مسوده سیاست خارجی افغانستان که توسط وی تهیه شده وبه معرض خوانش گذاشته شده است گفت که افغانستان به سیاست چندبعدی به ویژه درمناسبات خارجی خود با کشور ها مکلف می باشد.ازین جهت طرح مسوده سیاست خارجی افغانستان نیز در حال حاضر طرفدران و مخالفین خود را دارد.
تا جایی که من می دانم در این باره ابراز نظرهای مختلف موافق و مخالف صورت گرفته است که برخی از این نظریات متاسفانه ناشی از محدود نگری هایی است که در جامعه افغانی برخی ها مسلط می باشد. اما آقای سپنتا ابراز امیدواری کرد که این طرح عنقریب به توشیح رییس جمهور نایل خواهد آمد و به شورای ملی کشور ارجاع خواهد شد تاپس از تائید ایشان مورد اجرا گذارده شود. در کنفرانس مطبوعاتی که در مقر سفارت افغانستان در مسکو دایر شده بود،آقای سپنتا به پرسش های خبرنگاران رسانه های دیداری ونوشتاری روسیه و کشور های خارجی پاسخ ارائه کرد و در پایان در ضیافتی اشتراک کرد که از جانب سفارت افغانستان به مناسبت اقامت وی در مسکو آماده شده بود.درآن ضیافت یک عده از اعضای کورد دپلوماتیک روسیه و ژورنالیستان اشتراک ورزیده بودند.
آقای سپنتا در دیدار با دپلومات های کشور های خارجی،هدف سفرش را به مسکو توضیح کرد و به پرسش های دپلومات ها پاسخ گفت.
در پایان این دید وبازدید آقای زلمی عزیز سفیر کبیر و نماینده فوق العاده افغانستان در مسکو،از سفر سپنتا یک ارزیابی کوتاه کرده آن را در روابط دوکشور بسیار مفید خواند و گفت که این سفر یک صفحه جدیدی در مناسبات افغانستان وروسیه کشوده .وي ابراز امیدواری کرد که سفر ها و دید وبازدید ها همچنان ادامه یابد
همایش بین المللی پژوهشی «تندروی، چالش بزرگ در برابر توسعۀ بشری» در شهر دوشنبه کشور تاجکستان دایر گردید. درین همایش، نمایندگان سیزده کشور جهان، بیست و هفت مقالۀ پژوهشی خویش را پیشکش کردند. قرار است که این نبشته ها به زودی به نشر برسند. میزبان این همایش، حکومت تاجکستان بود. تندروان اسلامی، یکی از مهمترین چالش ها در برابر ثبات و امنیت درین کشور به شمار میرود. درسال های 1993 -1994 تاجکستان شاهد جنگ های داخلی ناشی ازین بابت بوده است که قربانیان زیادی جانی و خسارات فراوان مالی را بهبارآورده است. هدف ازین همایش را، دستیابی به تحلیلها و پژوهشهای کارشناسانه پیرامون عوامل ایجاد تندروی و شیوههای پرداخت با آن شکل میداد.
کارشناسهای کشورهای ایالات متحده، روسیۀ فدراتیف، اوکراین، روسیۀ سفید، ترکیه، قزاقستان، قرقزستان، تاجکستان، ارمنستان، آزربایجان، ملداویا، افغانستان، دنمارک و آلمان، تندروی را یکی از عوامل تشنج و مانع عمده در بابر توسعه و پیشرفت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دانستند.
درسهای افغانستان،
درین همایش ملک ستیز، محقق ارشد در مرکز مطالعات جهانی وحقوق بشر، مقالۀ پژوهشی را پیرامون «درسهای افغانستان از تندرویهای ایدیولوژیک» ارایه نمود که در جمع بهترین آثار این همایش شامل گردید. باری سلام مدیرمسوول صبح بخیر افغانستان صحبتی را با آقای ستیز انجام داده که حول مهمترین نکات مقاله آقای ستیز و مسالۀ تندروی در افغانستان می چرخد.
باری سلام،
فکر می کنم راه اندازی همچو مباحثات سازنده، از اهمیت فراوانی در سطح بین المللی برخورداراست وآن هم در منطقۀ ما. آسیای میانه در کل، شاید یکی از قربانی ان مهم تندرویهای ایدیولوژیک است. بنابراین این برنامۀ جالب می تواند، دستاویزهای جالبی را نیز در پی داشته باشد. شما در مقالۀ تان کدام عوامل را به عنوان خالق تندروی ها در افغانستان برشمردید؟ملک ستیز،
نبود میزان درحقوق سیاسی و حقوق اقتصادی، باعث ایجاد ناهنجاریهای اجتماعی گردیده و باعث ایجاد نخستین پیش زمینههای تندروی میگردد. درین حالت دولتها بجای رفع تندروی، ناخودآگاه باعث ایجاد تندروی میگردند و ارزشهای حقوق سیاسی و شهروندی قربانی بیتفاوتی و بیاعتمادی شهروندان در برابر دولت میگردند. در افغانستان امنیتهای اقتصادی و اجتماعی قربانی برنامههای سیاسی به بهانۀ حقوق سیاسی و شهروندی گردیده است که با تأسف از اعتبار نظام کاسته است و مشروعیت ارزشی آنرا زیر پرسش برده است. این نابسامانیها، سبب آن گردیده است که هویت حقوق بشر و نهادهای مدنی نیز خدشهدار گردد و نقش بااهمیت دولت در حمایت شهروندان فقط به افسانه مبدل گردد.باری سلام،
بدین ترتیب شما به این باور هستید، که نبود امنیت ها یا مصونیت های اقتصادی و اجتماعی سبب تندرویِ چالش زا در برابرعناصر ارزشی دولت می گردد. این درحالیست که تندروان در افغانستان زمینه های بیشتر بدست می آورند . به نظر شما این بستر چگونه برای توسعۀ عملیت های تندروان میسر می گردد.ملک ستیز،
سربازگیری از میان جوانان،
نبود برنامه های مستمر اقتصادی از سوی دولت باعث کمبود دسترسیهای شهروندان به صحت عامه، آموزش و اطلاعات گردیده است. دولت نتوانسته است کار خلق کند. ما با یک دولت مصرفی مواجه هستیم که اجناس کشورهای همسایۀ خودرا نوشخار میکند و خود چیزی و دستگاهی برای تولید ندارد که خود زمینههای لازم را برای سربازگیری دهشتافگنان از میان جوانان بیکار و گرسنه میسر میسازد. البته نقش کمکهای دولتها و نهادهای تندرو این گستردهگی را وضاحت بخشیده است.باری سلام،
جالب است، شما تندروی را با دهشت افگنی پیوند ناگستنی می دهید.ملک ستیز،
بلی، تندروی نخستین پیش زمینۀ دهشت افگنی است. تندروی خود باعث ایجاد دهشت افگنی میگردد. چه، تفسیر های ناسالم از ارزشهای دینی و هنجارهای اجتماعی از یک سو و فقر، بیکاری و گرسنگی از سوی دیگرباعث خشونت میگردد وحس انتقامجویی در برابر دولت را فراهم میآورد.باری سلام،
درین صورت نقش نهادهای دیگری مثل جامعۀ مدنی و سایر سکتورهای اجتماعی درین زمینه چگونه اند؟ملک ستیز،
تندروی، مانع توسعۀ جامعۀ مدنی نیز میگردد. درشرایطی که نقش شهروند در جامعه تنها منحصر به آزادیهای سیاسی بدون حد و مرز تعریف میشود و پیشزمینههای اقتصادی آن متزلزل میگردد، تعهد در برابر نهادهای مدنی به صورت خاص و اعتماد به جامعۀ مدنی بصورت کل، شدیدأ متضرر میگردد. در واقع نقش شهروند بهصورت کل تضعیف میشود و نهادهای مدنی و سایر سکتورهای اجتماعی از جمله سکتور خصوصی و سیاسی نمیتوانند پیام رسان خوبی برای شهروندان گردند.باری سلام،
شما به عنوان کارشناس مسایل حقوق، دراینجا نقش هنجار های اجتماعی را چگونه ارزیابی می نمایید؟ شما قبلا گفتید که تندروان ایدیولوژیک بر ارزشهای مقدس پافشاری می کنند و در برخی حالات آن ها را تفسیر سوء می نمایند. درین صورت، پس حقوق و قوانین از نگاه کاربردی شان در چه سطحی قرار می گیرند؟ آیا این قانون نیست که همۀ این ناهنجاری های اجتماعی را نقطۀ فرجام گذارد؟ملک ستیز،
سوگمندانه باید گفت که تندروی باعث تضعیف حاکمیت قانون نیز میگردد و سبب ایجاد فساد اداری و سایر جنایات سازمانیافته مانند قاچاق مواد مخدر، ترافیک انسان و دهها جنایت علیه بشریت میگردد. تندروان، در وجود هماهنگیها با سایر گروههای سیاسی سبب ایجاد فرهنگ ارجحیتدهی خواستهای خود در برابر قانون میشوند. در برخی حالات با استفاده از این هماهنگی سبب ایجاد قوانینیِ به نفع خود میگردند و در اکثر اوقات، قانون را به عنوان اسباب در خدمت خویش قرار میدهند. پس تندروی خود باعث تضعیف حاکمیت قانون میگردد و این خطرناکترین پدیده یی است که میتواند حضور دولت را به چالش بکشاند ونهادهایش را نخست بیاعتبار و سپس به نابودی سوق دهد.باری سلام،
آقای ستیز، درین صورت تندروی جوهر نظام های معاصر را می مکد. درین مدتی که ما دوران گذار پس از طالبان را شاهد هستیم، میکانیزم های مردم سالاری یا دموکراسی از ویژگی های نظام به شمار می رفته است. شما دموکراسی را چگونه درین چهارچوب مطالعه می نمایید؟ملک ستیز،
تندروی چالش مهم در برابر دموکراسی است.زمانیکه نقش شهروند در استفاده از حقوق اجتماعی و اقتصادیاش محدود میگردد و دیدگاههای سیاسیش بیمعنی و میانتهی یعنی بدون بستر حمایتهای اقتصادی و اجتماعی میگردند، تندرویهای ایدیولوژیک دامنۀ رشد سریع باز مینمایند. این نوع تندرویها سبب تعضیف نقش و علاقمندی شهروندان در اقتدار میگردند و دموکراسی پدیدۀ تحمیل شدۀ خارجی تصور میگردد.
باری سلام،
و سرانجام اینکه تندروی، چالش مهمی برای دولت سازی است.ملک ستیز،
دولت یعنی رهبر عینی و سیاسی در جامعه. دولتی که ارزشهای مشروع خودرا از دست دهد، نقش جامعۀ مدنی در آن محدود گردد، حاکمیت قانون تضعیف شود و دموکراسی جوهرش را از دست دهد، پس دولت چطور میتواند رهبری اجتماعی را عهدهدار باشد؟ چنین میتوان برداشت کرد که تندروی تهدید بزرگی در برابر نظام به شمار می رود.باری سلام
در افغانستان تندروان اصلی کی ها هستند؟ چگونه آن ها را شناخت و چگونه باید به آنان پرداخت؟ملک ستیز،
تندروان اصلی در افغانستان طالبان هستند. ولی نباید فراموش کرد که طالبانیزم در پس چهرههای مختلفی نیز پدیدۀ خطرناکی برای امروز و فردای افغانستان به شمار میرود. باید تندروی را بهصورت جدی کالبدشگافی کرد. ما نیاز به پژوهشهای عمیق درین زمینه داریم. افغانستان، بیشترین خسارات را ازین بابت متقبل گردیده است. هویت ملی افغانها صدمه دیده است، فرهنگ ملی ما به تاراج رفته است. راههای گفتمانهای سازندۀ تمدنها بسته شده و دهها معضله دیگر اجتماعی از برخوردهای تندروانۀ ایدیولوژیها در افغانستان ظهور کرده است. افغانها مردم متدین و مسلمانهای صادق و باوقاری هستند. باید گفتمانهای ملی براساس پژوهشهای دقیق دینی و ارزشی و برمبنای هنجارهای اجتماعی راه اندازی گردد. این گفتمانها و پژوهشهای ناشی از آن باید به اذهان عامه برسند و مردم به تساهل و تسامح دعوت گردند. دولت باید خطرات ناشی از تندروی را بهخوبی شناسایی کرده نگذارد تا مردم افغانستان بار دیگر قربانی ایدیولوژی های مغرضانه گردند
پیام تبریکی حزب ملی هیواد و مرکز تجارتی افغانها به رییس جمهور فدراتیف روسیه
دمیتری اناتولی ویچ مدویدوف،رییس جمهور انتخابی فدراتیف روسیه!
با مسرت فراوانی امراسم تحلیف شما را ، به مثابه رییس جمهور کشور پهناور فدراتیف روسیه ،که میلیون ها انسان در روی زمین آن را از طریق تلویزیون های ماهواره یی شان می دیدند،تماشا کردم.
روسیه فدراتیف کشوریست که در راستای بازسازی و نوسازی اجتماعی -سیاسی کشور همراه با موفقیت ها و دست آورد های تخنیک پیشرفته وعالی در بخش نظامی،به ویژه در هشت سال پسین به مثابه یک قدرت بزرگ در جهان شناخته شده است.قرار گرفتن در راس چنین یک کشور پیشرفته که هنوز هم پله های دیگری در جهت اعتلا و بپیشرفت را در پیشرو دارد،به شخص وفادار به آرمان های مردم و کشور نیاز دارد که به حق می توان گفت ملت روسیه در انتخاب شما درین مقام محق بوده اند.
جامعه افغانی مقیم فدراتیف روسیه که از سال های جنگ و برادر کشی کتله مسلط در افغانستان، در سرزمین دوست و برادر روسیه مسکن گزین شده اند، از مدت زمان هشت سال گذشته خود را نه تنها این که بیگانه احساس نمی کند بلکه بیشتر از پیش احساس دوستی و هموندی با روسیه و مردم شریف آن نموده وازین که فدراتیف روسیه زمینه گسترده کار تجارتی برای شان فراهم کرده است ممنون و شکرگزار می باشند.
جامعه افغانی مقیم روسیه صلح و ثبات همیشگی کشور شما را همیشه خواهان است و می داند که پیشرفت ، دموکراسی وعدالت اجتماعی در فدراتیف روسیه و غنماندی این کشور مانند همیشه به نفع افغانستان بوده و کشور ما ازین مزایای و دست آورد های آن بی تاثیر مانده نمی تواند.
بناء وظیفه خود می دانم که ،احراز این مقام ارزشمند را به شما وملت فدراتیف روسیه که در گزینش شما دقت به خرج داده است،ز صمیم قلب تبریک و تهنیت بگویم.موفقیت های تان را در راستای خدمات مزید به روسیه و مردم و همچنان به خاطر تامین صلح وثبات جهانی و منطقه یی از بارگاه خداوند متعال تمنا دارم.
با احترام
غلام محمد جلال
رییس حزب ملی هیواد
و رییس مرکز تجارتی افغانها ها
مقیم مسکو
داپارلمان به دملت کوم درد دواکړې چې دحياتي مسئلو په
مقابل کې بې تفاوته وي!
دروان کال دثورپه اتمه دتيرو شپږو کلونوپه څير په افغانستان کي دپاکستان اوايران څخه راغلو تنظيموته دقدرت دلېږد دورځی په نامه چې دوی (دتنظيمونورهبران) ئې دخپل بري او افغانستان دآزادی ورځ بولي دځانگړو جشني مراسيموپه طرڅ کې لمانځل . دمعمول سره سم پدې ورځ عسکری پريټ هم تېريږي . تيرکال دامراسم په غازي لوبغاړي کښي هم نېمگړی تر سره شول اوښاغلی کرزی مجبور شوله محفله ووزی اوارگ ته ځان ورسوی . سږکال دوي غوښته دامراسم دجشن په تاريخي سيمه کي تر سره کړی . دادۍ داځل هم پر ښاغلي کرزی وسله وال بريد وشوچي په پايله کښې ئي په پارلمان کي دپکتيادخلکو استازی مرحوم فضل الرحمن څمکني ، دقزلباشانودشورا رييس اويو ماشوم په شهادت ورسېدل . داچې داپېښه څنگه وشول پدې هکله په انترنټ پاڼوکي په تفصيل معلومات خپاره شوی دي اوليکوالو خپل اندونه څرگند کړی دي . زه په ډيره لنډه توگه ستاسو پاملرنه دولسی جرگې داستيضا ح په غونډه کي دوسله والوقواودمشرتابه ځيني خبرو اوڅرگندو نوته را اړوم .
دبي بي سي دخبر له مخي دملي امنيت رييس امرالله صالح د ولسي جرگې په استيضاحيه غونډه کي د ولسي جرگې غړو ته دخبرو پر وخت خپل سر ټيټ کړ اوويې ويل چې ددوى د دۀ په وينا دخپلې ناکامۍ له امله سرټيټي دي او له دې امله له ولسه بخښنه غواړي .
امرالله صالح وويل (( چي دوي دخپل دغه محفل دترسره کېدولپاره دکابل پر ښار درې امنيتی کمربندونه راگرځولی وه چې دلومړی کمربند مسوليت داردو،دوهم دپوليسو اودريم دملي امنيت دادارې پر غاړه وچې دده په وينا تردغه پروگرام يوازي څو ورځی وړاندي دهغه کمربند مسوليت چې دملي امنيت پر غاړه و دارگ دامنيت ساتلورياست په غاړه واخيست .)) دډيروکارپوهانوپه اند دامنيتي پروسي دټينگښت له دود سره ددغو دريوکمربندوپه دننه کي هم بايد ټوله سيمه اوپه ځانگړې توگه چمن حضوري ته نږدې کوڅې اوکورونه تر جدي کنترول لاندي نيول شوی واي چي داکار ندی شوی . په ډيره ساده توگه دوسله والوقواو دکوم افسر سره په زداوبند کي وسله دکابل ښارته رادننه شول ،دچمن حضوري سيمي ته نږدې په کاروان سراي کي دامنيتی چارواکو په وينا ۴۵ ورځی وړاندي يو اطاق په کرايه ونيول شواوپه همدې ځاي کي دعملياتو دپلي کيدو لپاره قرار گاه جوړه شوه اوله دغه ځايه داحمله تر سره شوه ،له بلې خوا ددوي په ويناد اپريل پر ۲۹ د کابل ښارباغ بابر ته څېرمه په يوه کور، ترخيلو او ارزان قيمت سيموکي هم مرکزونه جوړ شوی وه اوهلته ددولت مخالفين په سپکو اودرنو وسلو سمبال وه چي دامنيتی ځواکونودبريدپه پايله کي له منځه ولاړل . داددې ښکارندوي ده چي دايوپراخ پلان و اوډيري وسلې دکابل ښارته راداخلې شوی وې . مگر دثورتر اتمې يوه اونۍ وړاندي امنيتي چارواکو دعام اوتام امنيت خبر ورکړ اواعلان ئي وکړچي پر ټول ښار مسلط اوامنيت تامين دی . داوه دغلطو اوبې پرواراپورونو پايله .
امر الله صالح وويل : دهغه اطاق کلکين چي داوسله وال کسان پکښي ناست وه دچمن حضوري دجادې په طرف خلاصېده دامنيتی کسانو تر پاملرنې لاندي هغه وخت راغلي چې دوي پدې اطاق کي څوتنه وليدل اودوي ئې پرحرکاتو شکمن شول . هغه وايي له همد ې امله امنيتی کسانوته دنده وسپارل شوه چي داکلکين تر نظارت اوپاملرني لاندي ونيسي .هغه وخت چي کرزی تر همدې اطاق لاندي داردوقطعات معاينه کول هغوي نشوه کولاي پر کرزی بريدوکړی ،کله چې ښاغلی کرزی لوژ ته راغلی اوپر خپل ځاي کښېنات دملي سرود دږغولو اوتوپونو پوسيله د ۲۱ ډزو دپيل په وخت کښې هغوي هم پر لوژ فيرونه پيل کړه . چې پايله ئي په پارلمان کي دپکتيااستازي مرحوم فضل الرحمن څمکني اود قزلباشانو د شورا دمشر او يوه لس کلن ماشوم وژنه شول .
داسي ويل کيږي چي دهمدې کوټې نه فيرونوپه وخت کي دسپکي وسلې ترڅنگ ماشيندارهم استعمال شوی دی . اوځيني بياوايي چي هغوي دفرخی سينماتر څنگ پدغوخرابوکي دوي ځاي پر ځاي شوی وه په هر حال .
دښاغلی امرالله صالح دځان دسپيناوی وينا دهيڅ يوه اورېدونکی لپاره دقناعت وړنه وه ،له بلې خوا دنوموړی دخبروڅخه دامسله يوځل بياجوته شول چي دافغانستان دامنيتی ادادروتر منځ دکارکوردينه اومعين تفاهم نشته .دامنيت رييس پر هغو هم انتقاد وکړکوم چې دوروستی پرکړې صلاحيت لري هغه وويل تر اوسه هغه ترهگر چي دسرينا هوتل په پېښه ،دخوست نه راغلي ځوان چي ځان مرگی بريد ئي ترسره کاوه ،د الماني ښځی تښتونکی اوداسي نوروکسانوته دجزادورکول ولي ځنډ ېږي،اوسوال ئي وکړ چې ولي تراوسه هغوي ندي پانسۍ شوی اوپه جگ سر ناست . دامرالله صالح دخبروپه اورېدوسره يوځل بيا ښاغلي کرزی ته گوته نيول کيږي چې ولي په حساسو مسايلوکي جدي برخوردنه کوی .
امر الله صالح وايي که اوسنۍ بڼه بدله نشي نوربه هم حالات خراب شي . مگر دايي ونه ويل چي کومه بڼه اوڅوک ئي بايد بدله کړی ؟ داپوښتنه راپيداکيږي ولې پخواتردغي حادثې ئې پدې هکله خپله طرحه اونظردښاغلي کرزي سره نه شريکاوه؟ که ئي شريک کړی وي په هغه صورت کي ښاغلي کرزی بايد دخپلو وزيرانو اومستقلو ريسانو پرخبروغوږ ونسي که منطقی وي هغه عملي کړي اوکه نه هغوي ته قناعت ورکړی . تر څو بياوروسته چارواکي دخلکودسوال اوپوښتنې په وخت کي ولس پرڅلورلارې پرې نږدي.
دامنيت رييس په خپلو خبروکي داهم څرگنده کړه: ددې حملې پروگرام دپولی ها خوادقبايلو په سیمه کي جوړ شوی اودوي دموبايل تليفون په مرسته په باجوړ،شمالي وزيرستان اوپېښور کي دخپلوارتباطي کسانو سره خبري کړی دی . یعني داچي دوسله والو قواتر درې واړو امنيتی کمربندو ډير ارام راتير شوی د ي
هغه وايي د دې بريد په اړه مودملي امنيت شورا او شخصاٌ ريس جمهور ته کتبي اطلاع ورکړي وه خو هغوي ورته پام و نه نيوه .د صالح پر وينا چې مونږ د دې بريد په تخنيکي اړخ خبر شوي وو چې ځيني ترهگرو دا بريد د تيرکال دکب دمياشتی په ۱۸مه جوړ کړی وو او هغه کوټه چې ترينه بريد شوی شاوخوا 45 ورځي دمخه د بريد کونکو له خوا په کرايه نيول شوې وه .که داخبره دقيقه وي بايد دجمهوري رياست دامنيت ساتلو درياست له لوړپوړو چارواکونه پدې هکله وښتنه وشی .صالح وويل که ولسمشر کرزي ته پدې پېښه کي تاوان رسېدلی واي د افغانستان نظام به بيا هيڅ چا هم نه وای سم کړی . هغه دري متل دی وايي ((عذر ازگناه بدتر )) زموږ دهيواد امنيتی چارواکي خپله اقرارکوي چې دوي خبر وه اوکه کرزی صاحب ته تاوان رسېدلی واي داسي به پېښه شوې واي .مگرپه عمل کښي ئې سره لدې چې ددوي په وينا په پايلوئې هم ښه پوهېدل هغه اړين تدابير ې چي دوي بايد نيول واي نه وه نيولي ځکه خوداغمجنه پېښه رامنځته شول .اوس داسوال پيداکيږي ستاسو په ويناله ډير پخوا خبر واست چې ددولت مخالفين به بريدکوی کله چي په دغه کوټه کې پر اوسېدونکوشک پيدا شو لازمه داوه چې سمدلاسه موهغې کوټې ته څوتنه لېږلي واي اوپټ عمليات موترسره کړی واي ،په هغه صورت کي به دا شرمېدلې پېښه نه کېدل اوزموږ دهيوادکورنۍ او نړيوال حيثيت ته به ئې دومره زياته صدمه نه رسولاي ،ولي داکارونشو؟. طبعی ده چې پدې پېښه کي تر ټولو لويه گناه دامنيتي چارواکو دمشرتابه ده ،ځکه دادهغوي دنده وه چي هرڅه تر خپل جدي کنترول لاندي ولري . شپږ نفرو ټوله اردو اودولتي چارواکي تر ارگ اودفتروپوري وځغلول ،دايله جاري اردو همدامېړانه وی .
که تيرووختونو ته نظر واچوگوروچي دافغانستان دخپلواکی دترلاسه کېدو راوروسته هرکال دخپلواکۍ د ورځی دياد په خاطر جشن جوړېده،دښوونځيو،پوهنتون او اوردولخوادرسم گذشت مراسم تر سره کېدل ، دامراسم په پغمان اوبياوروسته په همدې چمن حضوري اوهمدې ځاي کي ترسره کېدل هيڅ وخت داسي پېښه نده شوې ،هغه وخت هم امنيتی ادارودسيمی امنيت خوندي ساته اوسيمه ئې تر جدې څارلاندي نيول،په ځانگړې توگه د۱۳۵۷ لمريز کال راپدې خواچې زموږگران هيواد دشرق اوغرب دسياليو ميدان وگرځېد دهغه حاکميت پر خلاف چې دشوروي تر حمايې لاندي و په ايران ،اوپاکستان کي د جوړوشوو تنظيموقدرت ته رسولو په خاطر پراخه اوهر اړخيزه رواني اوفيزيکی جگړه روانه وه،دنړی تر ۶۰ ،زياتو هيوادو ورته وسلې اوبې شماره پيسې ورکولې هرکال به کله چې دغه گوند دخپل برياليتوب ورځ لمانځل نودتنظمو لخوا به هر لوری تبلېغات پيل شول چي دولت نشي کولاي داورځ ولمانځی،موږ به ئي ورگډه وډه کړو شبنامې اوتبلېغاتي پاڼې به ئې خپرې کړې تر څو خلک وډاروي ،مگر يوځل ددغي ورځي مراسم گډ وډنشول اوکه کله هم کوم راکټ راغلی هيچاميدان ندی خوشی کړی اودارگ ياقاغوش په لورئي منډی ندي اخيستی ،ټول مراسم په خاص نظم اودامنيت په فضاکي تر سره کېدل .فکر کوم دليل به ئې داو چې هغه وخت وسله وال ځواکونه حاکم دولت ته وفادار وه اونه ئي غوښتل ددوي دښمن ددوي دخوښۍ ورځ ورغمجنه کړی . داخبره مې ځکه يوڅه په تفصيل وليکل چې دادی اوس حتا دکابل په ښارکي هره ورځ ځان وژنې اونور بريدونه تر سره کيږي ددې بريدونولړئ تر دې کرښی راورسېدل پر هغه محفل چي دوسله والو قواولخوا دبهرنيوهيوادو دمډرنو وسله والو ځواکو په مرسته ئې امنيت نيول شوی و ډزي وشوې . دجنرالانودولتي لوړ پوړو اودتنظيمو رهبرانو ځاغستي دامعنا لري چې داوسله وال پوځ له دوي سره ندی ،دريوياشپږ ونفرو په څو ډزوتر قاغوشوپوري داسي وځغلول چي دچاوسله اودچا جمپر پاته شو. دوي وايي هغوي ډزي ځکه ونکړې چي عوام خلک مړه نشي . داخبره خوځکه دمنلو وړنده چې دبې شمېره عسکرو،پوليسو اوامنيت دکارمندانو وسلو مرمۍ نه درلودې ،نو څنگه ئي ډزي کولاي شوې؟ اوڅنگه عام خلک وژل کېدل؟ زماددې خبري پخلۍ ددفاع محترم وزر صاحب په خپلو خبروکي کوي وايي چي ټول بې مرميو راغلي وه داسمه خبره ده مگر په بغل کي بايد ريزرف وسله وال قوت وی چي دهرې حمل مخه ونيسي . هيڅ يوې داسي احتياطی قوې ته چې ددغسي حالاتوپه وخت کې ئې بايد ميدان ته رادانگلی واي په سيمه کي ونه ليدل شوه .
ټولی نړئ ولېده چې دلومړي فير سره ټولونارې وهلې ((خودرابکش که اوضاع خراب است)) داخبري ددې ښکارندويه دي چې همدا په اصطلاح پياوی پوځ لاپخواپر دې دولت باورنه درلود. ديوفير په اورېدوئي فکر وکړ چې کودتا پيل شوه بايد ځان وباسو.دشرم خبره نده چې دمسلح قواو وزيران اوريسان ،دپارلمان غړی ،دغه په اصطلاح جهادي رهبران اوقوماندانان تر عواموخلکو زياتي منډی وهلې ؟اولاره ځيني ورکه وه چه څنگه تر يوه پنا ه گاه پوري ځان ورسوی . تلويزويوني نشرات بند شول ،ملي سندري پيل شوې داټول دډار اونه ډاډمن توب څرگندي بېلگې وې .
دبې بي سي دخبر له مخي د افغانستان ددفاع وزير جنرال عبدالرحيم وردگ هم دغويي د اتمې پېښه شرموونکې پېښه وبلله .
هغه هم داوويل چې دوى د جشن له سيمې درې امنيتي کمربندونه تاو کړي و ه خو د ولسي جرگې استازو ته دغه استدلال دمنلو نه و اوکلکې نيوکې پرې وشوې. يوه نيوکه پرې دا وه چې گواکې ملي پوځ له بريد سره سم سيمه پرېښوده اوخپله وزير هم د وضعې دکنټرول لپاره څه ونه کړل، خو د دفاع وزير وويل چې د ملي پوځ سرتيري پرېډ ته بې وسلې ورغلي و او د سيمې پرېښودو امر ورته د هغوى قومندانانو دمرگ ژوبلې د مخنيوي لپاره کړى و. دهغه ه وينا'' ددې شونتيا وه چې يوه بله مرمۍ راشي، پر هغه مهال هيڅوک نه پوهېدل چې د بريد کوونکو نور گروپونه هم شته که نه او يا نورې درنې وسلې هم کاروي او که نه، موږ اول فکر وکړ چې سرتيري د پلخشتي جومات ته واستوو، خو وروسته وويل شول که هلته د توغندي يوه مرمۍ ولگېږي، په سلگونو کسان به ووژل شي، هغه وخت به ددې پړه هم زموږ پرغاړه وه، چې ولې مو قومنده ورکړې وه .''BBC
دپارلمان په غونډه کي دښاغلي وردگ پورته خبري ددي ښکارندوي دي چې دوي ډير ضعيف امنيتی تدابير بيولې وه . په واقيعت کي دوي هيڅ ډول اماده گي نلرل ځکه وارخطا شول اوفرار ته یې ته پر قرار ترجح ورکړه اوددوي له خبرو همداڅرندېږي چې دوي ديو لويي حملې فکر کړی وو.
ددفاع وزير صاحب په پارلمان کي يوشمير وکيلانوته چي دده په وينادته ئي توهين کړی وويل : تاسو پخوادفرانسې په رواني روغتون کي بستر واست اونن راغلي ياست ماته لارښونې کوی ؟ هغه په خپلو توندوخبروکي داهم څرگنده کړه ((بايد كساني بما توهين نكنند كه در فروختن اين خاك دست داشتند.))
زه دهيچا مدافع وکيل نه يم مگر حق حق دی بايد رښتياسره ووايو!
جالبه داده چې دامريکانه راغلي وزير ژبه په پارلمان کي اوږده وه ددې لپاره چي پر خپله شرمېدلې ماته اوپه غټه تنه تېښته ئې اعتراف کړی واي اوله شرمه ئې سترگي نه واي پورته کړي بيا ئې هم دپارلمان وکيلان په يوه اوبل نامه تحقيرول ،يوشميرته رواني ناروغ وايي اوپري خبر دی چې په فرانسه کي درواني ناروغۍ په روغتون کي بستروه . که دارښتياده نووزير صاحب په تيروختو کي ولی ښاغلی کرزی ته نه ويل چې داټاکل شوي وکيل اوياڅوتنه وکيلان دده دمعلو ماتو له مخې دفرانسي درواني نارغيو په روغتون کي بستر وه، ددې پر ځاي چي هغوي په پارلمان کي دوکيل په توگه کارکوي لومړی بايد تداوي شي اوکه غلته وی اوددفاع وزير صاحب دځان ددفاع په خاطر په احساساتي خبروکي داتورلگوي بايد معذرت وغواړي . ځکه داخبره هم تر اروپا راورسېدل چې وزير صاحب ته ددې خبري په ځواب کي ديوه وکيل لخوا وويل شوه کله چي داځل دکورنۍ دليدو لپاره امريکاته ولاړ ې هلته درواني ناروغيو ډاکترانوته خپله هم مراجعه وکړي اوځان تداوي کړي ،پر يوشمير بياتورلگوي چي وطن ېې خرڅ کړی ،څوک پرې پوه نشو ل چي له امريکا نه راغلي دافغانستان ساتونکی کوم کسان يادوي؟ اوس داخبره تر غوږو کيږي چي دوزير صاحب په جواب کي ورته ويل شوي دي تا هغه وخت خرڅ کړ چي امريکاته دي فرار وکړ اوهلته دي دامريکاداستخباراتو نوکري پيل کړه اودهمدې نوکرۍ برکت و چي تاته هم پکښي ددفاع وزارت پاکه چوکۍ ورسېده . همدا علت و چي تر کرزی صاحب وړاندي په ځغاستوتر دفتره ورسېدې .دخلکوداپوښتنه چي وزير صاحب! تاداوطن له چانه رانيوۍ ؟ او له چانه ئې ساتي ؟ اوس ئې واکداران څوک دی ؟ پرځا بولم . پدې ډول توندو اوبې بنياده احساساتي خبرهواوتهمتوچي ددولت يوچارواکی ئي دوکيل او وکيل ددولتي چارواکي په ادرس وکړی مسله نشي حل کېداي .همدا اوس دټولو افغانانو دنده ده چې په هيوادکي دسولي راتگ اوټينگښت لپاره کاروکړی نه ديوه اوبل په ادرس تهمتونه اودبد رد ويل .
بېله دېنه چي دولتي چارواکي تحقيق اوڅېړنی وکړي طالبانو ددې بريد پړه پر غاړه واخستل هغه چې امنيت رييس صاحب ئي دنوم له يادولوڅخه ډډه کول دطالبانو وياند ذبيح الله مجاهد بي بي سي ته سملاسي ټيلې فون وکړ او ادعا يې وکړه چې دوى دغه بريد کړى دى او گواکې څلور کسان يې پکې ښکېل و او درې وژل شوي دي . دطالبانو وياند د الاماره ويب پا ڼي سره په مرکه کښي چې دټول افغان ويب پاڼي لخوا هم خپره شول پدغو عملياتو کي دخپلو ټولوکسانو نومونه اوداچي له کومه ځايه دچالخوا رهبری کېدل واضح اعلان کړل اودايې ويلي دي چي څومړه اوڅوژوندي پاته دي .
پردغو ټولومنډترړو سربېره هغه پارلمان چې دوسله والوځوکونومشرتابه ئي پدې ملامت گاڼه چي په خپلو وسپارل شووامنيتی دندوکي پاته راغلي دي اوهغوي ئې داستيظاح غونډي ته راوبلل مگر تر بد بتره پريکړي او جوړجاړ ي ته سره وسېدل .
خداي دې لري زموږ په پارلمان کي وکيلان هيڅ وخت دپارلمان په غونډوکي ټول وکيل صاحبان برخه نه اخلي اوهره ورځ دوکيل صاحبانودنه گډون له امله دپارلمان غونډی له يو ورځی بلې ته ځنډېږي . له بلې خوا تر اروپا پوري داسي اوازې رارسېږ ې چي يو زيات شمير وکيلانو دپردي شاته دعاجل جوړجاړی اولوړپوړو چارواکو دهدايت له مخي پدغه غونډه کي گډون ونکړ .دکابل په سرچوک کي داسي هم ويل کيږي چې له حاجي محمد محقيق اوبرهان الدين رباني څخه يودمقام لخوا غوښتنه شوې وه چې په غونډه کي برخه وانه خلي . په هغه غونډه کي چي دملت لپاره تر ټولو مهمه مسله پکښي څېړل کېده په مختلفو بهانو(( ۶۵)) وکيلانو برخه وانه خيستل . سره لدې چي که منطقی فکر وشي دپارلمان دټولو غړو لوي اکريت ((۱۷۵)) کسان په غونډه کي ناست وه اودعدم اعتمادرايه هم دغونډي دگډون کونکو دلوي اکثريت لخوا څرگنده شول ،مگر چارواکوپه لويه جرگه کي اساسی قانون داسي جوړ کړي چې هره لحظه دهغه دهري مادې دتطبيق پر خلاف پاټک جوړولاي شي ،چي يوئي همداد اساسي قانون د ٩٢ مادې په اړوند دا پاټک و.که فکر وکړو چې ديوه پارلمان ((۱۱۰)) وکيلان ديو وزير اوياديوه دولت دټولو وسله وال ځواک دمشرتابه مخالف رايه ورکړی څنگه کداي شي بياله دغو دملت له استازونه ددغو وزارتو سره دهمکاري طمع وشی؟ پر ځاي خبره خو داوه چې که دغو وزير صاحبانو ملت ترخپل مقام نه واي قربان کړی اوخپله ئي دپارلمان په غونډه کې استعفاوړاندي کړي واي ، دابه دټول حکومت دزيرانو لپاره دعبرت درس اونېکه عنعنه گرځېدلې واي ،خودوی هيڅکله داسي نه کوی . ښاغلي امرالله صالح خولا عفه وغوښتل او وئي ويل زما دنده په تعليق کي واچوی ،مگر ددفاع وزير بيا په پارلمان کي قهرمان شو اود پارلمان په غونده کي ئي په زور گوتي وهلې . هغه شرم ئي حيرشوچي تر عسکرو دمخه ئي ځغستل اوميدان ئي پرېښود،يوشمير افغانانوپه خپلو ليکنو کښي ليکلی به چي خولۍ ئي هم په همدې ميدان کي پرته وه .
رښتيا خو داده چې دافغانستان پارلمان دهغو مسلو په وړاندي بې تفاوته دی کوم چي زموږ دولس لپاره حياتي ارزښت لري ،يوازي دخپلي تنخواگانودزياتېدوپه اړوندد بحث په غونډه کي ټول برخه اخلي اوورته نظر لري . که ملت له وسله والو قواو څخه نا اميده شونوله چارواک پالي پارلمان له يوشمير وکيلانوڅخه ئي هم طمع وشکېدل .
که دغسي حادثه په بل هيواد کي پېښه شوې واي پر دغو دريو وزيرانو سربېره دلومړي وزير اويا ولسمشر راتلونکې هم دسوال سره مخامخ وه يعنې چي هغوي ټولو په خپله خوښه حاضرېدل چې استعفا ورکړی .مگر په افغانستان کي ئې دواړه لاسونه تر چوکيو ايستلی مقام چاته نه پرېږدي . معقوله خو داوه چې دوي په خپله خوښه بېله دېنه چې پارلمان ته رابلل شوی واي استعفا ورکړې واي اويا ښاغلي کرزی هغوي له کاره گوښه کړي واي ،خو مشکل دلته دی چې بېچاره کرزی صاحب هم دپرېکړنده کارو صلاحيت لکه چي نلري اوتل ديوې مسلي دحل په خاطر گويا ډير وخت فکر کوی تر څوديوبل مصلحت لپاره لاره پرانيزی چې متاسفانه دا ډول سياست دافغان ولس اوهيوادنۍ سولي دراوستو په گټه ندی .
دا امرالله صالح خبره به ومنو که کرزی وژل شوی واي په ملک کي به څه راتلل .معلومه وه تر پېښي وړاندي دولتي تلوزيون نشراتي کار په ټپه ودريد اوپسله څو شيبو ئې ملي نغمې يپل کړي داټول هغه دچاخبره ((ددست اوپاچگۍ )) مسله وه ټول ډارېدلي وه لار ځيني ورکه شوه چي څه وکړي . خير رابه شمو همدې مسلې ته که ناوړه حاديثه پېښه شوې واي داطبعي ده چي يوبله لويه اونه مهارېدونکې گډو وډي به ېښه شوې واي . ددولتي واک تږ وخو به سمدلاسه ږغ پورته کړي واي اوامريکايانوته به ئي ويلي واي چې موږ امنيت نيسو . اوداساسی قانون دشپېتمې مادې مطابق دجمهوررييس مرستيال به په موقتي بڼه دولت مشري پر غاړه اخيستل ،تر هغه وروسته نوپداسي بهراني حالت کي چې له يوې خواپاکستان او ايران په افغانستان کي دطالبانوپه نامه داورلمبې تازه ساتی ،هرې خوا حملې اوځانمرگی بريدونه دي اوله بلې خوا داناببره پېښه ديوه نالوستی اوپه جگړه کي ښکيل ولس لپاره ديوې بلې لويي غميزپيل ،او ټول سره پوهېږوچې داپروسه به ځنگه غزېدلې واي .دابايد ومنو چې پدې خلاکي به ملکی اوبې دفاع ولس ته زيات تلفات اوښتی واي دکابل ښاربه يوځل بيادقدرت دويش پر سرپه ويرانه اوکنډواله بدل شوی واي .خو له نيکه مرغه داسي پېښه نشوه ،ځکه نو دښاغلي کرزی څخه نيولې درې واړه وزيران ئي دملت په مقابل کي له حد زيات ملامت دی ،پدې هکله به يوځل بياهم قضاوت دوی ته پرېږدو.
بدمرغی خو داده چې ديوې عادي اومصنوعي جوړې شوی ورځی دتجلل په نامه ديوڅوگوتوپه شمير کسانو دخوشحالۍ لپاره داورځ راوزېږېده اودادي اوس يو ځل بيا ملت دهغوي دحوسونوپوره کېدو په خاطرقرباني ورکوی .
په حقيقت کي خوکله چې شوروی وروستی پوځی افسر دخپلوعسکروسره د ۱۹۸۹ کال د فبرورۍ په ۱۶ نېټه دافغانستان له خاوری ووت ،نور دجهادخبره پيکه شول ځکه له يوې خوا دمخالفينو سره دسولی خبري چټکی شوې اودبلې دتنظيمو مقابل لوری هم افغان اومسلمانان ول ،په همدې دليل دډيرو افغان عالمانو نظرداسي راوگرځيد چي نورداجگړه افغان وژنه ده نه جهاد.داچي دملگروملتودسازمان داستازي اوافغاني لوري دسولي له لاري ديوه موقتي حکومت دجوړيدو اويوې( (۵۱)) کسيزي شوراته دقدرت دانتقال مسله باندي خبري رواني وې له يوې خوادپردې شاته دافغانستان په مسله کې دښکيلو هيوادوپټه معامله اودبلي خوا دحاکم گوند په دننه کي دډاکتر نجب الله اوببرک کارمل دپلويانو ترمنځ داختلاف ژورتيا ددې لامل شوه چي دحاکم گوند په داخل کي دببرک کارمل دپلويانواوله شمالي ټلوالي سره دهغوي دجوړ جاړي په پايله کي نجيب الله استعفاته مجبور اوپه ډيره منډه دپاکستان داستخباراتودجنرال حميدگل په هدايت له يوشمير نورو هيوادوسره په مشوره له څلوروخوادکابل ښارته دتنظيو رهبران راغلل اوښاغلي مجددي ته دولتي واک دښاغلي سرابي لخوا وروسپارل شو.په حقيقت کي دادکاميابۍ ورځ نه بلکه دافغان ولس ديوې بلې غميزي چي سلسه ئې تر نن پوري رارسېږي دپيل ورځ وه اوداچې پدې ورځ دولتي واک ته رسېدواودقدرت پر سرجگړوکي له افغان ولس سره دغو تنظيموڅه وکړه کتابونه پر ې ليکل شوی .له همدې امله که رښتياديوې تاريخی ورځي لمانځل اړين وي نو هغه به د فبرورۍ شپاړسمه وي چي دشوری وروستی سرتېري افغانستان پرېښود.
پدغو شرايطو کښي چې هری خوا ناخوالي،پوځی عمليات روان دي اومرکزی دولت پر ټول هيواد تسلط نلري اوترټولولابده خبره داچي زموږ دولس نږدې ((شپږ )) ميليونه انسان خواړه نلري ياپه بدخشان اوزابل کي په زرهاو کونۍ واښه خوری اوله هيوادنه دژودی پاته کېدوپه خاطر بيا فرار اوکډه کوی پدې مصارفو چې هغه هم دبهرنيانو دماليې پيسې دي ددغه شان ورځوتجليل ته کومه اړتيا شته؟؟؟ خلک ډوډۍنلري اوتاسو ورته واياست راشئ زمادواکداری دپيل جشن راسره ولمانځه !
دهيوادپدغه ناوړه اقتصادي اوپوځی حالت کي هر غيران بايد داسي مصرف شي چي فايده ئې ربړېدلو افغانانوته ورسېږي اوددوي په ژوند کي مثبت تغير راشی . دجشنونولپاره لاتر اوسه ډير وخت پاته دی .
ومن الله التوفيق
شپيگل:د افغانستان ډير وزيران دآلمان جاسوسان دي
دجرمني چاپ شپېګل مجلې د روان کال په اتلسمه ګڼه کې د جرمني دفدرالي استخباراتي ادارې له خوا دافغانستان دسوداګرۍ دوزیرپه کمپیوټرکې دیوې خاصې پټې وسیلې داېښودلوپه ذریعه دهغه د لیکونواواسنادودلوستلوپه باب وروستۍ ناندرۍ ته داشارې په ترڅ کې لیکلي دي چې دجرمني دفدرالي استخباراتواداره له ډېروکلونوراهیسي په افغانستان کې فعالیت لري اوداسي ډېرافغانان شته چې ددې ادارې لپاره اطلاعات ټولوي.
شپېګل مجله ددې مقالې په یوه برخه کې دجرمني داستخباراتي ادارې دیوه مامورله خولې چې نوم یې نه دی اخیستل شوی لیکي :
((کله چې په ۲۰۰۱ کال کې دبن ښارته نژدې دپیترزبرګ په ښارګوټي کې اته دېرش(۳۸)افغان سیاستوال اوقومي مشران دملګروملتوترچترلاندې راغونډ شوي وو،دجرمني استخباراتي ادارې دمامورینوکولمې تاوراتاو شوې.)) دغه استخباراتي مامورزیاته کړه : (( په دې غونډه کې دهغوافغانانوشمېرچې د دې استخباراتي ادارې لپاره یې کارکاوه دوه عددي وو- ترلسوزیات- )).دده په وینا دښاغلي حامدکرزي په انتقالي حکومت کې زیات شمېروزیرانودې ادارې ته دمعلومات ورکوونکوپه توګه کار کاوه اودې مسئلې دجرمني په پولاخ ښارکې ،چې دفدرالي استخباراتي ادارې مرکز دی ، ډېربحثونه وپارول او وویل شول چې دا اداره دافغانانوپه منځ کې ډېرکارکوونکي لري اوایا بهتره به نه وي چې د دوی شمېریوڅه رالږکړل شي ؟دشپېګل دراپورله مخې دې ادارې وروسته همدا کاروکړ.
آشنايي با افغانستان
افغانستان يكي از همسايگان شرقي ايران است كه ساليان متمادي است جنگهاي مختلف در آن جريان دارد. مساحت افغانستان ۶۵۲ هزار و ۲۲۵ کیلومتر مربع است.
اين كشور با كشورهاي ایران از غرب، ترکمنستان از شمال، ازبکستان از شمال، تاجیکستان از شمال، چین از شرق، کشمیر از جنوب شرقي و پاکستان از جنوب هممرز است.تابستانهاي آن گرم و زمستانهايش سرد است. يكي از مهمترين مشخصههاي جغرافيايي افغانستان كوهستاني بودن آن است. يكي از دلايلي كه جنگهاي افغانها اغلب طولاني است همين كوهستاني بودن افغانستان است.افغانستان به آبهاي آزاد دسترسي ندارد و به دليل نداشتن سيستم مناسب براي بازيافت زبالهها و تصفيه، اغلب منابع آب آن آلوده است.در طول سالهاي گذشته وضعيت بيثبات سياسي و جنگهاي روي داده در آن و همچنين آلودگي آب آسيب زيادي به حيات وحش زده است. پلنگ، سمور، غزالهای وحشی و قوچ از جمله حيواناتي هستند كه در اين كشور در معرض انقراض قرار دارند.بر اساس آمارهاي سال 2007 ميلادي 31 ميليون و 889 هزار و 923 نفر در اين كشور زندگي ميكنند كه ميانگين سني آنها 17.6 سال است. اميد به زندگي در اين كشور 43.77 سال است.بزرگترين مشكل در اين كشور از نظر بهداشتي بيماريهايي است كه از طريق آب و غذاي آلوده منتقل ميشوند مانند اسهال باكتريايي و هپاتيت آ.42 درصد مردم آن پشتو، 27 درصد تاجيك، 9 درصد هزاره، 9 درصد ازبك هستند. 80 درصد مردم آن سني و 19 درصد شيعهاند.از تاریخ ۱۷۴۷ ميلادي كه پس از مرگ نادرشاه افشار احمدخان سدوزایي خود را حاكم افغانستان كرد، تا زمان استقلال افغانستان در سال ۱۹۱۹ ميلادي، این کشور به زیر سلطه دو امپراطوری آن دوران، بریتانیا و روسیه در آمده بود.در سال ۱۹۷8 ميلادي در اين كشور كودتا شد و دولت كمونيست بر سر كار آمد. در سال ۱۹۹۲ یک نیروی خودجوش و چریکی به نام مجاهدین در این کشور شکل گرفت که رژیم کمونیستی ۱۵ ساله را شکست داد.آنگونه كه در دانشنامه اينترنتي ويكي پديا آمده است، مجاهدین موفق به تشکیل دولت ملی نشدند و جای آنها را طالبان گرفت. طالبان نتوانستند بقایای مجاهدین را که بر علیه آنها مقاومت میکردند به طور کامل سرکوب كند. رژیم طالبان با حمله ائتلاف بینالمللی به رهبری امریکا از هم پاشید.از سال ۲۰۰۱ میلادی بعد از کنفرانس بن (Bonn) در اثر توافق گروههای افغان دولت موقت به رهبری حامد کرزی روی کار آمد. حکومت در ۷ دسامبر ۲۰۰۴ میلادی به ریاست جمهوری حامد کرزی شکل گرفت و در ۱۹ دسامبر سال ۲۰۰۵ نیز انتخاب مجلس قانونگذاری آن را تکمیل کرد.سياست در افغانستانافغانستان عضو سازمان ملل متحد و اكو است.حكومت در اين كشور جمهوري اسلامي است. رئیس جمهور افغانستان در حال حاضر حامد کرزی است. اين كشور دو مجلس دارد: مجلس نمایندگان با ۲۴۹ عضو و مجلس سنا با ۱۰۲ عضو. سن قانوني در اين كشور 18 سالگي است.نظام قضايي اين كشور تلفيقي از قوانين شهروندي و ديني است. هماكنون احزاب زيادي در اين كشور در حال فعاليت هستند.اقتصاد در افغانستاناقتصاد افغانستان در حال نوسازي خود پس از سالها جنگ و درگيري است. با اين حال پس از فروپاشي طالبان در سال 2001 ميلادي، روبه رشد نهاده است.درآمد ناخالص داخلي اين كشور در سال 2004 ميلادي 21.5 ميليارد دلار بود كه رقم چندان بالايي نيست. 15 ميليون نفر در اين كشور شاغل هستند و نرخ بيكاري در آن 40 درصد است. نرخ تورم در اين كشور در سال 2005 ميلادي 16.3 درصد بود.53 درصد از مردم اين كشور زير خط فقر زندگي ميكنند و به دليل همين وضعيت نامناسب اقتصادي و فقر است كه بخش زيادي از مردم آن به كشورهاي همسايه از جمله ايران و برخي كشورهاي آمريكايي و اروپايي مهاجرت كردهاند.حدود ۸۱ درصد مردم این کشور در بخش کشاورزي،۱۱ درصد در صنعت (اغلب بافندگی) و ۹ درصد در بخش خدمات مشغول به کارند.22 درصد محصولات اين كشور به هند، 21 درصد به پاكستان، 14.6 درصد به آمريكا، 6.3 درصد به انگليس، 5.5 درصد به دانمارك و 4.3 درصد به فنلاند صادر ميشود.واردات به افغانستان هم از كشورهاي پاكستان 37.5 درصد، آمريكا 11.9 درصد، آلمان 7.1 و هند 5.1 درصد است.بیشترین بدهی این کشور به کشور روسیه و نیز صندوق بینالمللی پول است که به بالغ بر هشت میلیارد دلار میرسد. پس از سقوط طالبان بیش از ۶۰ کشور جهان قول کمک به این کشور را دادند که به فاصله ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ ميلادي ۸٫۹ میلیارد دلار به این کشور کمک بلاعوض کنند.واحد پول آن افغانی نام دارد که از سال۲۰۰۰ به بعد ارزشها به نسبت دلار رو به بهبودی دارد.صنایع زیادی در افغانستان موجود نيست. با اين حال صنعت قالیبافی، فرشهای دستی، گلیم و نمد در اين كشور طور خودجوش وجود دارد. افغانستان سالانه حدود دو و نیم میلیون متر مربع فرش صادر می کند.مردم افغانستانمردم افغانستان به یکی از زبانهای دری (فارسی) ۵۰ درصد، پشتو ۳۵ درصد، ازبکی، ترکمنی، پشهیی، نورستانی و بلوچی سخن میگویند. بر اساس قانون اساسی افغانستان، زبانهای دری و پشتو زبانهای رسمی دولت افغانستان است.زبان غالب در کابل پایتخت و بیشتر شهرهای شمال، مرکز و شمال غرب افغانستان دری است. زبان غالب در شهرهای قندهار و جلال آباد و بیشتر شهرهای جنوب شرق افغانستان پشتو است. زبان غالب در شهرهای شبرغان و میمنه، ازبکی است.۳۶ درصد از افراد بالای ۱۵ سال در اين كشور میتوانند بخوانند و بنویسند. در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی در دهه ۹۰ میلادی، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید.در دورهٔ قدرت طالبان حتی دختران خانهنشین شده و اجازهٔ تحصیل از آنها گرفته شد. در این دوره، به جای درسهای علمی مانند شيمي و فیزیک در مدارس، بیشتر بر آموزشهای مذهبی تاکید میشد.در حال حاضر ۱۳ دانشگاه و ۶ مرکز تربيت معلم در سراسر افغانستان وجود دارد. 10 درصد بودجه سالانه افغانستان به امور آموزشی اختصاص دارد، که از اين ميان هفت درصد آن مربوط به وزارت معارف (آموزش وپرورش) است، يک درصد مربوط به نهادهای تحقيقاتی و يک درصد مربوط به آموزش عالی است.ارتباطات در افغانستانافغانستان هماینک دارای یک سازمان رسانهای ملی به نام «رادیو تلویزیون ملی افغانستان» (RTA) است كه یک کانال تلویزیونی و یک کانال رادیویی دارد.علاوه بر RTA نزدیک به ۱۰۰ شبکه رادیویی و حدود ۱۰ شبکه تلویزیون خصوصي در اين كشور وجود دارد.رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل کوهستانی بودن این کشور بسیار کند صورت میگیرد که مستلزم توسعه کیفی در زمینه ماهوارهاست.در افغانستان بیش از ۵۰ هزار نفر صاحب تلفن هستند و جالب تر آن که ۱۲ برابر آن در این کشور صاحب تلفن همراه هستند. در این کشور 535 هزار کاربر اینترنت هستند.
افغانستان در يك نگاه
| پايتخت | كابل |
| مساحت | 647،500 |
| واحد پول | افغاني |
| آدرس اينترنتي | af. |
تأثیر تحولات پاكستان بر افغانستان
آشفتگي سياست در پاكستان تأثير مستقيم و دامنهداري بر اوضاع كشور همسايه يعني افغانستان خواهد گذاشت.
از اين منظر ميتوان گفت كه آشفتگي سياسي و اجتماعي پاكستان تأثير منفي بر سياست خارجي اين كشور خواهد گذاشت چراكه اين بينظميها توجه و دلمشغوليهاي دولت را به داخل معطوف ميكند و مانع از پيگيري مؤثر سياست خارجي ميشود.
علاوه بر اين، ضرورت تخصيص منابع جهت استقرار ثبات در داخل، باعث كاهش تخصيص منابع به حوزههاي خارجي ميشود.
بنابراين ميتوان به اين نتيجه رسيد كه آشفتگيهاي سياسي – اجتماعي در پاكستان بر سياست خارجي اين كشور در افغانستان تأثير منفي ميگذارد.
درخصوص تأثير تحولات اخير پاكستان بر افغانستان بايد اين ملاحظه مدنظر قرار گيرد كه كدام بخش از تحولات اين كشور از برجستگي بيشتري برخوردار بوده و وجه غالب در تحولات سياسي اين كشور به حساب ميآيد.
اگر دو ماه اخير را مبناي تحولات سياسي افغانستان قرار دهيم، چند اتفاق مهم در پاكستان حادث شده است:
1 – تفاهم مشرف – بوتو برسر تقسيم قدرت
2 – جنگ اعلام نشده گروههاي راديكال عليه مشرف و ائتلاف او با بوتو
3 – انتخابات رياستجمهوري
4 – اعلام وضعيت فوقالعاده
5 – تأييد رياستجمهوري مشرف از سوي ديوان عالي پاكستان
اگرچه تمام اين مسائل در چهارچوب زماني و موضوعي خاصي اتفاق افتاد اما هريك از آنها داراي تأثيرات و پيامدهاي خاص خود بوده است. از اين منظر، هم ميتوان آثار هريك از اين تحولات را به تنهايي بر اوضاع افغانستان مورد ارزيابي قرار داد و هم ميتوان تأثير سرجمع آنها را بر افغانستان سنجيد.
از آنجا كه تحولات پنجگانه فوق در امتداد هم اتفاق افتاده و داراي ارتباط كاملا منطقي با هم هستند، تجميع آنها در يك موضوع و سنجش تأثير اين موضوع بر تحولات عرصه افغانستان منطقيتر بهنظر ميرسد.
اگر بخواهيم تحولات پنجگانه فوق را در يك موضوع جمع كنيم، «آشفتگي سياسي و اجتماعي» عنوان مناسبي براي آن است. از اين منظر، شكي نيست كه آشفتگي سياسي و اجتماعي، تأثيراتي منفي بر سياست خارجي كشوري كه دچار آشفتگي است ميگذارد؛ زيرا اين آشفتگيها توجه و دلمشغولي دولتها را به داخل معطوف ميكند و مانع از پيگيري مؤثر سياست خارجي توسط آنها ميشود.
علاوه بر اين، ضرورت تخصيص منابع جهت استقرار ثبات در داخل، باعث كاهش تخصيص منابع به حوزههاي خارجي ميشود و بالاخره اينكه بيثباتي در داخل، به پرستيژ كشورها در خارج لطمه ميزند.
باتوجه به اين ملاحظات، يك فرضيه ميتواند اين باشد كه آشفتگيهاي سياسي – اجتماعي در پاكستان بر سياست خارجي اين كشور در افغانستان تأثير منفي ميگذارد و مانع از آن ميشود كه اسلامآباد بتواند سياستهاي گذشته خود را در افغانستان (حمايت از طالبان) بهطور مؤثري تعقيب كند.
فرضيه رقيب فرضيه بالا اين خواهد بود كه گاهي اوقات دولتها براي فائقآمدن بر آشفتگيها و بيثباتيهاي داخلي به نوعي به ماجراجويي در خارج دست ميزنند تا توجه گروهها و جريانات را به يك مسئله ملي (برخلاف تضاد داخلي آنها كه يك مسئله گروهي و جناحي است) جلب كنند.
اين فرضيه از نظر تاريخي درمورد دولت پاكستان و افكار عمومي اين كشور كاملا صادق است. اگر اين فرضيه مدنظر قرار گيرد، تشديد آشفتگيها و بيثباتيها اين احتمال را افزايش ميداد يا ميدهد كه دولت پاكستان به سمت ايجاد يك تعارض صوري با هندوستان يا افغانستان حركت كند.
فرضيه سوم اين است كه چون كشورهايي مثل افغانستان و هندوستان در سياست خارجي و امنيتي پاكستان جايگاه خاصي دارند و اداره روابط پاكستان با اين كشورها، برعهده سازمان امنيت و اطلاعات ارتش پاكستان است، بيثباتي و آشفتگيهاي داخلي پاكستان تأثيري بر سياست خارجي اسلامآباد نسبت به اين كشورها ندارد؛ چراكه سازمان امنيت و اطلاعات ارتش پاكستان (آياسآي) صرفنظر از تغيير و تحولات داخلي، يك ركن ثابت در تصميمگيريها و فعل و انفعالات خارجي پاكستان محسوب ميشود؛ پس چون ساختار ثابت است، سياست خارجي پاكستان نسبت به افغانستان هم بدون تغيير باقي خواهد ماند.
واقعيت اين است كه هر3فرضيه ميتواند به نوعي درباره تأثير اين تحولات بر افغانستان صادق باشد. اين بستگي به آن دارد كه تحولات پاكستان را خاتمه يافته قلمداد كنيم يا آن را براي چندماه آينده نيز پايدار درنظر بگيريم.
اگر فرض كنيم تحولات سياسي – اجتماعي پاكستان با انعقاد تفاهمنامه بوتو – مشرف شروع شده و با رأي ديوان عالي پاكستان به صحت انتخاب مشرف به سمت رياستجمهوري پايان يافته باشد، در آن صورت تأثير تحولات داخلي پاكستان براي افغانستان مثبت بوده است چراكه طي اين مدت، جهتگيري خشونتهاي طالبان – بهويژه طالبان پاكستان – از سمت افغانستان به سمت مشرف و بوتو تغيير يافته و اين به نوعي حكايت از كاهش توجه نيروهاي راديكال به افغانستان دارد.
طي اين دوره اكثر شهرهاي اصلي پاكستان، به نوعي شاهد جلوههايي از خشونت نيروهاي تندرو – بهويژه در شكل عمليات انتحاري – بود. هرچند ريشه تضاد بين مشرف و نيروهاي راديكال در پاكستان ممكن است علل و گذشته نسبتا دوري داشته باشد اما اقدام مشرف در سركوب تحصنكنندگان مسجد لعل و نيز تفاهمنامه بوتو – مشرف كه سناريويي عليه راديكالها قلمداد ميشد، در فعالشدن شكاف موجود بين نظاميان و مذهبيون مؤثر بوده است.
علاوه بر اين، يكي ديگر از عواملي كه باعث ميشود وقوع حوادث اين دوره در پاكستان را بهسود افغانستان قلمداد كنيم اين است كه آمريكاييها سعي داشتند با ايجاد ائتلاف ميان مشرف و بوتو، از يكسو زمينههاي اعاده دمكراسي در پاكستان را فراهم كنند و از سوي ديگر از قدرت نظاميان كه سمبل آنها ژنرال مشرف است براي سركوب تندروها استفاده كنند.
اضلاع مثلث قدرت يا تروئيكايي كه قرار بود در پاكستان قدرت را به دست بگيرند (ژنرال مشرف، بوتو و ژنرال كياني) همگي در شكلدهي به طالبان نقش داشتهاند و تقسيم قدرت ميان اين 3نيرو ميتوانست به قيمت اين پاداش براي آمريكا باشد كه آنها در جهت سركوب راديكاليسم در پاكستان اقدام كرده و بر آمد و شد راديكالها در دوسوي مرزهاي پاكستان و افغانستان كنترل مؤثر و بيشتري بهعمل آورند.
اگرچه اين سناريو تحقق نيافت و يك ضلع از اين مثلث يعني خانم بوتو عليالحساب حذف شده است اما واشنگتن بهعنوان نيرويي كه در طراحي و تدوين سناريوهايي كه در داخل پاكستان ميگذرد نقش كليدي را دارد، اميدوار است بتواند در نهايت، تحولات سياسي پاكستان را به گونهاي هدايت كند كه جهتگيري اصلي آنها در عرصه سياست خارجي، تعامل مثبت با افغانستان (عدم مداخله در امور داخلي افغانستان) و سركوب نيروهاي راديكال در داخل (بهويژه نيروهايي كه عقبه طالبان افغانستان را تشكيل ميدهند) باشد.
مسائلي كه تاكنون توضيح داديم با مفروضانگاشتن اين نكته طرح شد كه تحولات سياسي پاكستان با تأييد رياستجمهوري ژنرال مشرف خاتمه يافته است.
اما واقعيت اين است كه تحولات جاري در پاكستان به ما ميگويد هنوز تا رسيدن به نقطه ثبات فرصت زيادي لازم است و همين عدم قطعيت، داراي بازتابهايي بر سياست خارجي پاكستان نسبت به افغانستان خواهد بود. اين بازتابها بدين شكل جلوهگر ميشود كه تعارض و اصطكاك نيروها در داخل، براي مدتي از توجه جدي پاكستان به افغانستان ميكاهد. دليل اين امر آن است كه 2 نيروي اصلي پاكستان كه در قضيه افغانستان درگيرند – يعني ارتش و مذهبيها – در تضاد و تقابل با يكديگر قرار گرفتهاند و انرژي خود را به جاي اينكه صرف حمايت از طالبان در افغانستان كنند، صرف زد و خورد با يكديگر ميكنند.
حملات انتحاري كه از سوي گروههاي راديكال عليه نيروهاي نظامي پاكستان در گوشه و كنار اين كشور اتفاق ميافتد، گوياي اين تضاد و تعارض است.
البته در اين ميان، طالبان افغاني سعي كردهاند با انجام عملياتهاي نمادين همچون حمله انتحاري در ولايت بغلان، بهگونهاي وانمود كنند كه تحولات داخلي پاكستان تأثيري بر توانايي آنها نداشته است.
البته شايد اين ادعا براي كوتاهمدت درست باشد اما واقعيت اين است كه طالبان افغانستان بدون حمايت ارتش، آي اسآي و نيروهاي راديكال در پاكستان تضعيف خواهند شد. صرفنظر از تمام مباحثي كه گفته شد، يك واقعيت كليدي و پايدار وجود دارد و آن اينكه يك بعد مهم از تحولات سياسي – اجتماعي پاكستان تضاد و تعارض نيروهاي مذهبي با ارتش است. خيزش نيروهاي راديكال بدترين گزينه متصور براي پاكستان بوده و هست.
تمام تلاشهاي داخلي و خارجي تاكنون بر محور اين انديشه بوده كه راديكاليسم در پاكستان مهار شود و البته دولتمردان پيشين پاكستان – ازجمله شخص ژنرال مشرف – كمتر به اين هشدارها توجه نشان دادهاند. اكنون كه راديكاليسم در پاكستان قوت گرفته و ارتش – اين متحد سابق خود - را به چالش طلبيده، بدترين سناريوي ممكن درحال تحققيافتن است.
اين وضعيت احتمالاً منجر به نوعي اتحاد داخلي (احزاب و ارتش) و ائتلاف خارجي براي سركوب راديكالها خواهد شد.
اگر چنين شود پاكستان و افغانستان كه تا ديروز بر سر طالبان و نيروهاي راديكال تعارض داشتند، اكنون به سمت وحدت براي سركوب آنها حركت خواهند كرد؛ بهعبارت ديگر دولت پاكستان ناچار است همان خط مشياي را عليه نيروهاي راديكال در پيش گيرد كه دولت افغانستان عليه طالبان اعمال ميكند.
البته اين احتمال نيز وجود دارد كه نوعي سازش بين سياسيون، نظاميون و مذهبيون در پاكستان صورت گيرد و اختلاف آنها بهصورت مسالمتآميز حل شود. حتي اگر چنين شود، ديگر از حمايتهاي گذشته دولت پاكستان از طالبان خبري نخواهد بود و اين ميتواند براي دولت افغانستان سناريوي خوشايندي باشد؛ زيرا زيربناي تحولات جاري در پاكستان تماما آن بوده كه با راديكاليسم مقابله شود، به گونهاي كه اين اتحادها و ائتلافها به مهار راديكاليسم منجر شود. در غيراين صورت وقوع تحولات يكي دو ماه گذشته «هزينه زياد براي هيچ» بوده است.
ترجمه زهرا صدري: كاهش حمايتها در جنگ افغانستان و كاهش نيروهاي ناتو در اين كشور، افغانستان را با خطر خروج سربازان غربي مواجه كرده است. اين وضعيت يادآور سال 1984 و خروج نيروهاي مسكو از افغانستان است.
چندي پيش رئيسجمهوري افغانستان اعلام كرد كه كشورش در حال پيشرفت است. مدارس و بيمارستانهاي جديد در حال ساخت هستند و اقتصاد كشور نيز رو به رشد است.
اما مشكلات با شورشيان يا همان نيروهاي بازمانده طالبان، همچنان پا بر جاست.
وي گفت: احداث مدارس و بيمارستانهاي جديد از برنامههاي سياست اجتماعي دولت محسوب ميشود. نيروهاي ارتش به ميزان قابل توجهي توسعه يافتهاند و عملياتهاي نظامي زيادي را انجام داده و باندهاي افراطي را از بين بردهاند.
وضعيت كنوني حاكم در افغانستان شباهت بسياري به سال 1987 در زمان رياستجمهوري نجيبالله (كه مورد حمايت شوروي بود) دارد. حمايتهاي شوروي از دولت نجيبالله به تدريج كاهش يافت و بعد از مدتي سربازان خود را از خاك اين كشور خارج كرد و دولت افغان را با مشكلات خود تنها گذاشت.
بهنظر ميرسد كه طي سالهاي آينده، دولت كرزاي نيز با چنين وضعيتي مواجه خواهد شد.
هراس ديپلماتها اين است كه سياست درستي در مقابل طالبان اتخاذ نشود و به تدريج غرب انگيزههاي خود را ازدست داده و سربازان خود را از خاك افغانستان خارج كند. بديهي است كه دولت كرزاي بدون حمايتهاي غرب دوام زيادي نخواهدداشت.
يك ديپلمات ارشد غربي در مورد وضعيت افغانستان ميگويد: درصورت فقدان پيشرفت طي يك يا 2 سال آينده يا اتخاذ نكردن سياست درست در پيشبرد اهداف، قطعاً با مشكلات عديدهاي با بعضي از شركاي خود در افغانستان مواجه خواهيم شد.
6 سال پس از سرنگوني طالبان بهدنبال حوادث تروريستي 11 سپتامبر، حمايتها در جنگ افغانستان بسيار كمرنگتر شده است و كشورهايي مانند كانادا، آلمان و هلند درصدد خروج نيروهاي خود از خاك اين كشور تا سال 2010 هستند.
اين مسئله منجر به بروز خلأ بزرگي ميشود كه كشورهاي ديگر عضو ناتو به سختي قادر به پر كردن آن خواهند بود.
38 كشور عضو ناتو، نيروهاي كمكي امنيتي بينالمللي را در افغانستان هدايت كردند كه هم اكنون تعداد آنها بهدليل محدوديتهاي بهوجود آمده در حال كاهش است.
براي نمونه كشورهاي اروپايي به سربازان خود اجازه دادند كه تنها در دفاع از خودشان شليك كنند و همچنين اجازه حضور در مناطق نا آرام به آنها داده نميشود.
درخواست آمريكا براي اعزام 3 هزار و 500 مستشار به همراه تجهيزات نظامي از جمله سربازان و هليكوپتر به افغانستان، نتيجهاي دربر نداشته است. كمبود سرباز به اين معناست كه ناتو درحال ازدست دادن مهرههاي خود در اين بازي شطرنج در عرصه افغانستان است.
طي درگيريهاي سنگين ماههاي گذشته، سربازان افغان به كمك سربازان بينالمللي توانستند بسياري از شورشيان طالبان را به هلاكت برسانند. اما هم اكنون شرايط در افغانستان حاكي از كمبود سرباز در اين كشور است.
ژول فيتزگيبون، وزير دفاع استراليا در اين هفته پس از نشستي كه در اسكاتلند داشت درخصوص وضعيت سربازان در افغانستان گفت: پيروزيهاي تاكتيكي، نتوانست ما را به سمت پيروزي اصلي كه شكست شورشيان بود، هدايت كند. ما در نبردها پيروز شديم اما فاتح واقعي جنگ نبوديم. ما توانستيم حكومت طالبان را از بين ببريم اما در استقرار آرامش و ثبات در افغانستان، به موفقيت دست نيافتيم.
يكي ديگر از ديپلماتهاي ارشد در افغانستان در اين باره ميگويد، هيچگونه بهبود و پيشرفتي در افغانستان حاصل نشده است و در هر گوشه از افغانستان ميتوان اين واقعيت را مشاهده كرد. مردم بهدنبال پاسخ اين سؤال هستند كه وعدههايي كه در مورد پيشرفت مطرح شده بود، به كجا رسيد؟
با توجه به اينكه غرب برنامهها و طرحهاي خود را در افغانستان بهطور كامل اجرا نكرده، اين سؤال مطرح است كه آيا غرب سربازان خود را (مانند شوروي) از خاك افغانستان خارج خواهد كرد؟
تكرار اشتباه عقبنشيني
در حاليكه 3 سال از حكومت نجيبالله باقي مانده بود، افغانستان پس از خروج شوروي درگير جنگهاي داخلي شد كه در آن دهها هزار تن كشته و ميليونها نفر آواره و پناهنده شدند.
كيز رأي تولد، از مشاوران شغلي در افغانستان با بيش از 20 سال سابقه ميگويد، وضعيت كنوني كشور به مانند سالهاي 1984 و 1985است. ما روستاهاي خود را از دست دادهايم.
افغانها بهدليل احساس خطري كه ميكنند، تمايلي به كاركردن براي ما ندارند. طي سالهاي آينده به تدريج كشورهاي متحد شروع به كناركشيدن ميكنند و اين آخر ماجراست.
به زودي، آمريكا هم پيماني نخواهد داشت
ترجمه محمد كرباسي:
رابرت گيتس، رئيس پنتاگون به تازگي خيلي هيجان زده شده بود؛ زماني كه در جلسه دورهاي كنگره شروع به صحبت كرد و هر چه كه دلش ميخواست درباره برنامههاي صلح ناتو در افغانستان گفت.
صحبتهاي او نشان داد كه وزير دفاع آمريكا فكر ميكند ديگر بسياري از همپيمانان آمريكا در برنامههاي مثلا نيكوكارانه اين كشور براي هديه كردن صلح به افغانستان همكاري نخواهند كرد.
آمريكا در دنياي جديد با كمبود همپيمان مواجه شده است.رابرت گيتس علاوه بر اين در مجلس نمايندگان اعلام كرد امسال سختترين سال براي آمريكا از زمان شروع مداخله نظامي اين كشور در افغانستان (از سال 2001) است.
رهبران اروپايي تصميم گرفته بودند كه به دولت افغانستان براي صلح در اين كشور كمك كنند. اگر چه اين برنامه خيلي با موفقيت همراه نبود. مثلا آموزش پليس و ارتش اين كشور سير نزولي داشته است.
كمبود مربي آموزشي هنوز هم وجود دارد و حداقل 3500 مربي ديگر براي اين برنامه لازم است.
گيتس البته تذكر داده است كه فرصت زيادي باقي نيست و با وجود اتفاقات حال حاضر در اين كشور بايد اين كارها سريعتر انجام شود. البته گيتس عقيده دارد كه بايد يك حمله بسيار بزرگ عليه معترضهاي بومي به جاي اين كارها انجام شود.
اين كاملاً مشخص است كه كشورهاي اروپايي ديگر به هيچ وجه نيرو و تجهيزات نظامي به افغانستان نميفرستند.
در مجموع اگر بخواهيد حساب كنيد، وضعيت افغانستان از آنچه رابرت گيتس تعريف كرده، بدتر است. مقابله با حملههاي پراكنده آسان نيست.
در حال حاضر هم كمتر كشور اروپايي براي مشاركت دوباره در جنگ و ادامه حضور در افغانستان آمادگي دارد. كاهش همپيمانان آمريكا در عراق هم كاملا چشمگير است.
اين كاملاً قابل درك است كه آمريكا روي اين هم پيمانهاي باقي مانده هم حساب نكند.آمريكاييها هنوز براي نشان دادن چهرهاي خوب از خود در عرصه بينالمللي پافشاري ميكنند.
عراق به خاطر نفتش اولويت اول براي آمريكا به حساب ميآيد. اما بازي اين نقش كه عمليات آمريكا به خاطر سرنگوني صدام حسين و تشكيل دولت جديد انجام شده، ديگر فايدهاي ندارد.
آمادگي نظاميهاي حاضر در منطقه كاهش پيدا كرده است. بعضي از واحدهاي ارتش حاضر تنها يك نماينده دارند كه او هم در عملياتهاي رزمي شركت نميكند. نظاميهاي كشورهاي ديگر هم ترجيح ميدهند در نبردها، اول آمريكاييها را جلو بفرستند.
با اين شرايط آمريكا در عراق و افغانستان در مخمصه افتاده است. سياست خارجي آمريكا در حالي براي متقاعد كردن اروپاييها تلاش ميكند كه آنها هر چه سريعتر ميخواهند اين بحث را تمام كنند و اين يعني آمريكا تنها مانده است.
همه از عمليات در افغانستان ميترسند!
مقامات نظامي و سياسي اروپا و آمريكا بر اين باورند با گذشت 4 سال از آغاز عمليات گسترده نيروهاي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (NATO) در افغانستان، 26 كشور عضو اين پيمان اكنون درخصوص سياستهاي بازسازي، مبارزه با مواد مخدر و كاهش ميزان تلفات غيرنظاميان در اين كشور با اختلافنظرهايي جدي مواجهند.
بسياري از اين كشورها از شركت در عملياتهاي خطرناك و درواقع «تقسيم خطر» در افغانستان (كه در حال حاضر بيشتر توسط نيروهاي امريكايي، انگليسي، كانادايي و هلندي صورت ميگيرد) سربازميزنند.
مشكلات داخلي ناتو در افزايش فزاينده موج خشونت و ناامني در افغانستان و بروز جديتر مشكلاتي همچون سازمان يافتن آشوبطلبي طالبان، افزايش عملياتهاي انتحاري در معابر عمومي و خيابانها و افزايش بيسابقه توليد مواد مخدر در اين كشور آشوبزده، تأثير بسياري داشته است.
بريمك كارفي ژنرال بازنشسته آمريكايي در گفتوگو با لسآنجلستايمز گفت باوركردني نيست قدرت عظيم نظامي و اقتصادي اروپا قادر نباشد بهاندازه كافي هليكوپتر و منابع اطلاعاتي، پشتيباني و دارويي با هدف پشتيباني كامل از بزرگترين عمليات برونقارهاي ناتو در افغانستان فراهم آورد.
وي افزود: همچنين اراده سياسي كافي براي جلوگيري از قاچاق مواد مخدر كه منابع مالي مناسبي را در اختيار القاعده و طالبان قرار ميدهد، به چشم نميخورد.برخي از مقامات ناتو گفتهاند اين سازمان آزموني دشوار را در زمينه توانايي نيروهاي خود براي نبرد در هزاران كيلومتر آن سوي مرزهاي اروپا پشتسر ميگذارد.
اين رهبران معتقدند برخي از كشورهاي همپيمان كه در چند نسل پيش از خود نه نبردي را شاهد بودهاند و در آن مشاركت داشتهاند براي حل اين بحران بايد بكوشند تا مخالفان داخلي را متقاعد ساخته و همچنين شكافهاي فلسفي در اين عرصه را مرتفع سازند.
يكي از مقامات ارشد ناتو كه اظهارات بيپرده خود را به فاش نشدن نامش مشروط كرده بود در كابل به نيوزآنلاين گفت: كشورهاي عضو ناتو مجبورند مشاركت خود در افغانستان را بهگونهاي براي افكار عمومي توجيه كنند.
وي با اشاره به پيچيدگيهاي سياستهاي داخلي سازمان و محدوديتهاي بسياري از كشورهاي عضو در فرستادن سرباز به افغانستان تصريح كرد: اگر سربازي از ناتو از پادگان خود در افغانستان خارج شود جاي تعجب دارد!
يكي ديگر از مقامات ناتو كه خواست نامش فاش نشود نيز گفته است پيشرفت عمليات افغانستان در ناتو بيسابقه است. براي نخستينبار در تاريخ ناتو به جاي اينكه به منافع كلي انديشيده شود، هر كشور براي خود عمل ميكند.
يك ديپلمات ارشد اروپايي نيز به بيبيسي گفت: وجود نداشتن رويكردي واحد درخصوص عمليات نظامي در افغانستان در بين كشورهاي عضو واقعا تأسفبرانگيز است.
اين ديپلمات نيز كه بهدليل حساسيت موضوع در ناتو بهصورت ناشناس اظهارنظر كرد،تصريح نمود در بين كشورهايي كه عملياتهاي عمده در افغانستان را برعهده دارند و آنهايي كه از مشاركت در عملياتهاي پرخطر سرباز ميزنند، تنشهايي جدي وجود دارد.
وي افزود: انتقاد اين كشورها بهويژه ايالات متحده به ديگر اعضاي ناتو كاملا منطقي است.
يكي از مشكلات امروز ناتو وعدههاي بسياري است كه آنها در ابتداي عمليات خود در ناتو ارائه دادند، وعدههايي بسيار زياد كه قرار بود سريع و با صرف هزينههاي بسيار اندك محقق شود.تحقق نيافتن اين وعدهها در كنار وخامت روزافزون اوضاع و شيوع بيسابقه جرم و بزهكاري در افغانستان موجب شده است، عمليات نيروهاي ناتو و ايساف در اين كشور با انتقادهاي روزافزوني مواجه شود.
براي مثال چندي پيش اتحاديه اروپا متعهد شد آموزش نيروهاي امنيتي افغان را برعهده گيرد، اما اين طرح نيز در همان مراحل ابتدايي با مشكلات اعتباري و اساسي مواجه شد.
مقامات آمريكايي بهويژه رابرت گيتس وزير دفاع اين كشور نيز اخيرا فارغ از هرگونه تعارفي پايتختهاي اروپايي را بهدليل عمل نكردن به تعهدات خود به باد انتقاد گرفتهاند تا ناكارآمدي سياستهايي اينگونه بار ديگر بر همگان آشكار شود.
بازيگران صحنه سياسي پاكستان پس از بوتو
ترور بينظير بوتو رهبر حزب مردم پاكستان، در تاريخ 6 دي ماه در «لياقت باغ» راولپندي، معادلات سياسي پاكستان را دستخوش تحول كرد.
در واقع، پس از ترور بوتو، 2 موضوع مهم (برگزاري انتخابات يا تعويق آن و چگونگي برقراري آرامش سياسي) بازيگران سياسي پاكستان را به خود مشغول ساخته است؛ چراكه اين حادثه، خلأ سياسي بزرگي در پاكستان ايجاد كرده كه بهنظر ميرسد بازيگران فعلي بهآساني نميتوانند اين خلأ را پر كنند. اين ناتواني در پر كردن خلأ حضور بوتو نه صرفا بهدليل بيكفايتي احزاب رقيب بلكه به شرايط سياسي خاص جامعه پاكستان برميگردد كه بسيار پيچيده است.
اگرچه حزب مردم پاكستان چند روز پس از حادثه ترور، با عجله «بيلاوال» پسر بينظير بوتو را جانشين مادرش معرفي كرد تا از پراكندگي طرفداران اين حزب - كه همواره قوام آن متكي به خاندان بوتو بوده است - جلوگيري كند اما با توجه به اينكه حزب مردم همانند بسياري از احزاب در كشورهاي جهان سوم، قائم به تفكر و نفوذ كاريزماتيك خاندان بوتو بوده، با اين حال، شايد بتواند در كوتاهمدت از شرايط و اوضاع و احوال جاري كه پس از مرگ بوتو بهوجود آمده، براي كسب آراي بيشتر بهره ببرد اما بهنظر ميرسد در بلندمدت اين حزب رو به افول خواهد بود؛ بهخصوص كه حزب مردم تاكنون اقدام به كادرسازي براي هدايت و حل بحران رهبري نكرده است. بنابراين همه اعضا در حزب مردم ميدانند كه فعلا بايد به ارثيه خانواده بوتو بچسبند چراكه بدون آن حزب وجود خارجي نخواهد داشت.
اين درحالي است كه حزب مسلم ليگ (شاخهنواز) هم بهعنوان يكي ديگر از بازيگران عمده صحنه سياسي پاكستان از محبوبيت و تأثيرگذاري چنداني برخوردار نيست.
بهطور قطع نواز شريف از حذف رقيب قدرتمندي همچون بينظير بوتو سود ميبرد. نواز شريف بعد از بازگشت از عربستان، تلاش زيادي كرد تا بهتنهايي و با اتكا به نيروي حزبي مسلمليگ (نواز) در پاكستان، در انتخابات شركت كند اما با 2 مانع اصلي روبهرو شد؛ اول اينكه از نظر حقوقي، نواز شريف نميتواند به سمت نخستوزيري دست پيدا كند، بنابراين تلاش خود را براي مطرح كردن شهباز شريف (برادرش) معطوف كرد اما وي نيز با رد صلاحيت از سوي كميسيون انتخابات پاكستان مواجه شد.
دوم، ظرفيت حزبي مسلم ليگ (شاخهنواز) باتوجه به سابقه سياسي اين حزب در دوران نخستوزيري نواز شريف، بهشدت كاهش يافته است. بنابراين بهنظر ميرسد موانع مذكور باعث گرايش نواز شريف براي ائتلاف با حزب مردم در انتخابات آتي شود.
همچنين احزاب ششگانه مذهبي تاكنون از موضع واحدي درقبال انتخابات آتي برخوردار نبودهاند.
بعضي از احزاب راديكال مذهبي (تحريك انصاف و جماعت اسلامي) از ورود به انتخابات سرباز زدهاند و بعضي ديگر مانند جمعيت علماي اسلامي (شاخه فضلالرحمان)، با اعلام ورود به انتخابات، حضور خود را در مراحل مختلف، دليلي بر مخالفت با مشرف دانستهاند.
حزب مسلم ليگ قائد اعظم - كه هماكنون بهرهبري پرويز مشرف، سكاندار حكومت پاكستان است - بهخصوص با اتهاماتي كه پس از مرگ بوتو از طرف احزاب مخالف متوجه آن شد، به ميزان زيادي محبوبيت آن كاهش يافته است.
در هر صورت، هماكنون، اولين پيامد ترور بينظير بوتو تعليق انتخابات پارلماني اين كشور است؛ چراكه ترور بوتو مردم پاكستان را واقعا به هيجان آورده است. اما اينكه اين هيجان و انرژي به چه سمت و سويي هدايت ميشود، امري نامشخص ولي مهم است.
درصورتيكه احساس طرفداران بوتو و حزب مردم مبني بر اينكه عناصري در دولت در اين حادثه نقش داشتهاند به ساير اقشار راه يابد و اگر مردم پاكستان نقش آمريكا و عنصر دمكراسي را با بيثباتي سياسي اين كشور مرتبط تشخيص دهند، آنگاه اوضاع داخلي پاكستان بدتر خواهد شد.
همچنين در حاليكه دولت پاكستان از همه امكانات خود براي كنترل اوضاع استفاده ميكند ولي همهچيز به سرنوشت انتخابات بستگي دارد.
چنانچه انتخابات با فاصله زيادي دوباره به تعويق بيفتد، اين احتمال وجود دارد كه دامنه ناآراميها گسترش پيدا كند؛ چراكه به تعويق افتادن زمان انتخابات براي مدتي طولاني ميتواند بهانهاي دست احزاب مخالف دولت براي گسترش اعتراضات بدهد.
در واقع ميتوان گفت ترور بوتو باعث ائتلاف و يكپارچگي احزاب پاكستان و اتحاد آنها در برابر حزب حاكم خواهد شد.
بر اين اساس است كه بسياري از متوليان امور پاكستان معتقدند تنها راه براي جلوگيري از ادامه شورشهاي خياباني، تشكيل يك دولت ائتلافي فراگير است. لذا از اين منظر ميتوان گفت كه ترور بوتو بيش از هر چيز بر انتخابات پاكستان سايه افكنده است.
ممكن است ماجراي اين ترور ماهها و حتي سالها باعث مشاجرات سياسي و متعاقب آن خشونتهاي زيادي در اين كشور شود؛ زيرا ترور بوتو يك نقطه عطف در تاريخ سياسي پاكستان خواهد بود.
|