دكترين عملي سياست خارجي و دفاعي مدودف:
اصول و اهداف
مقدمه:
تحولات نظامي در قفقاز جنوبي با گشودن فصلي تازه در سياست خارجي و امنيتي روسيه، روابط اين كشور را از جمله با كشورهاي غربي و به ويژه با امريكا وارد مرحلهاي جديد كرد، به نحوي كه بسياري از تحليلگران از جمله ميخائيل گورباچف و ادوراد شوارد نادزه براي توصيف اين شرايط، از به كارگيري اصطلاح «جنگ سرد جديد» هيچ ابايي ندارند. ادامه به اعتقاد آنها مهمترين نشانة اين جنگ، احياء مسابقة تسليحاتي است كه نمود عيني آن را در نهايي شدن استقرار بخشي از سپر موشكي امريكا در اروپاي شرقي از يك سو و سمتگيري مجدد موشكهاي روسيه به سوي اهدافي در اروپا و احتمال قوي ايجاد يك پايگاه موشكي در كالينينگراد از سوي اين كشور براي هدف قرار دادن سايت راداري و موشكهاي امريكا در پولند و چك در سوي مقابل، به وضوح مشاهده كرد.
در پي اين تحولات و اصرار امريكا به توسعة نفوذ ژئوپوليتيكي خود به حيات خلوت روسيه از جمله از طريق استقرار سپر موشكي بازگفته و برنامهريزي براي عملياتي كردن موج سوم گسترش ناتو به شرق با در دستوركار قرار گرفتن موضوع پذيرش گرجستان و اكراين در اين نهاد، روسيه تدابيري را براي مقابله با تهديدات امنيتي از اين ناحيه مطمح نظر قرار داده كه طرح دكترين جديد سياست خارجي و دفاعي روسيه از سوي مدودف را ميتوان به عنوان راهنماي اقدام روسيه در اين زمينه تعبير كرد.
تحول در راهبردهاي خارجي و دفاعي روسيه
روسيه از ابتداي هزارة جديد به مدد تقويت مؤلفههاي قدرت خود كه عمدتاً ناشي از سرازير شدن پترودلارها به اقتصاد اين كشور است، عزم خود را براي تبديل شدن به عضوي فعال و مؤثر در عرصة بينالملل جزم كرده و بر تفاوت خود با روسية دهة 1370 (1990 م) كه دخالت و موضعگيريهاي آن در عرصههاي منطقهاي و بينالمللي به واسطة ضعفهاي آن محلي از اعراب نمييافت تأكيد دارد.
با همين ملاحظه و ضمن التفات به تأثير ساير متغيرها، يكي از دلايل اصلي اقدام روسيه به دخالت نظامي در اوستياي جنوبي را ميتوان ناشي از تمايل اين كشور به بازتثبيت جايگاه سياسي خود در حوزة شوروي سابق از يك سو و فهماندن عدم امكان ناديده گرفتن ملاحظات و منافع روسيه به ويژه در اين حوزه به كشورهاي غربي دانست. روسيه با اقدام قاطع خود در پي آن برآمد كه به غربيها و به ويژه امريكا بفهمانند كه روسيه بيش از اين انقباض ژئوپوليتيكي خود را بر نخواهد تافت و براي تأمين منافع خود در اين زمينه حتي به اقدام نظامي نيز متوسل خواهد شد.
دميتري مدودف در همين راستا و براي شفاف كردن روية آتي روسيه براي حفظ منافع خود در مناطق مختلف جغرافيايي به ويژه در خارج نزديك، اقدام به طرح اولويتهاي سياست خارجي و دفاعي روسيه كرده كه از آنها به عنوان دكترين عملي روسيه در اين دو حوزه ياد ميشود.
دكترين سياست خارجي مدودف
هرچند روسيه طي سالهاي اخير به سبك كشورهاي غربي اقدام به انتشار اسنادي زير عنوان دكترين سياست خارجي ميكند، اما رئيسجمهور به عنوان آخرين تصميمگيرنده و مسئول نهايي سياست خارجي، خارج از رويههاي رسمي اقدام به بيان اصول سياست خارجي ميكند كه از آنها نيز به عنوان اصول دكترين عملي سياست خارجي ياد ميشود. با همين ملاحظه، دميتري مدودف اوائل شهريور طي سخناني پنج اولويت سياست خارجي روسيه را به تبع تغييرات در فضاي سياست خارجي اين كشور (در پي تحولات در قفقاز جنوبي) مطرح كرد كه از آنها به عنوان دكترين عملي سياست خارجي اين كشور ياد ميشود.
موارد اول و سوم اين اولويتها داراي لحني ملايم است و طي آنها از پايبندي روسيه به موازين حقوق و هنجارهاي بينالملل، عدم تمايل اين كشور به تقابل با هيچ كشوري در عرصة بينالملل و منزوي كردن خود در اين عرصه صحبت به ميان آمده است. (1)
اما بندهاي ديگر اين دكترين كه اسباب برخي نگرانيها براي كشورهاي غربي شده، حاكي از عزم روسيه به تغيير وضع موجود در عرصة بينالمللي و روية تعاملي خود با ساير كشورها به ويژه كشورهاي غربي است. مدودف در يكي از اين بندها بر اين مهم تأكيد كرده كه روسيه نظم موجود بينالمللي (به تعبير وي نظم تكقطبي را به واسطة بيثباتي و استعداد آن به ايجاد تنش) نميپذيرد و اين نظم بايد به يك نظام چندقطبي تغيير ماهيت يابد.
در بند ديگري از اين دكترين، مدودف بر حق روسيه به دفاع از جان و شأن شهروندان روسيه و همچنين منافع آنها «در هر كجا»، به عنوان يك اولويت غيرقابلاغماض نام برده است. در بخش ديگري از اين دكترين مدودف بر وجود منافع ويژه روسيه در برخي مناطق تأكيد كرده است. هرچند وي اشارهاي به كجايي اين مناطق نكرده، اما با التفات به تحولات اخير در منطقه به نظر ميرسد؛ منظور اصلي او به ويژه گرجستان، اكراين و ساير كشورهاي حاضر در حوزة جغرافيايي شوروي سابق باشد.(2)
مدودف در اين دكترين تأكيد كرده كه آيندة روابط بينالملل بستگي به دوستان و شركاي روسيه دارد كه حائز اين انتخاب هستند كه آيا به منافع و حساسيتهاي روسيه محترم شمارند يا خير؟
همان طور كه اشاره شد، بر اساس سنتهاي موجود در سياست خارجي روسيه، اعلام اين اولويتها را ميتوان دكترين عملي سياست خارجي روسيه دانست. بر اين اساس اقدام نظامي روسيه عليه گرجستان و اشغال بخشي از خاك اين كشور را ميتوان بخشي از تلاش عملي در راستاي تحقق همين دكترين ارزيابي كرد (هرچند طرح اين اولويتها بعد از جنگ روسيه – گرجستان صورت گرفته است).
مخالفت با انقباض منافع ژئوپوليتيكي روسيه در منطقة قفقاز و مقابله با يكهتازيهاي امريكا در حوزههاي نفوذ ساير كشورها در مقام قدرت برتر جهاني از جمله موارد قابل انطباق اقدام روسيه در اوستياي جنوبي با دكترين سياست خارجي مدودف است.(3)
از آنجا كه بسياري از روسها از جمله زمامداران فعلي اين كشور همچنان با ديدگاههاي ژئوپوليتيكي اقدام و رفتار ميكنند، لذا اقدام نظامي روسيه در اوستياي جنوبي را نيز ميتوان، فعلي از سوي اين كشور در راستاي حفظ منافع خود در مناطقي دانست كه اين كشور در آنها براي خود منافع ويژهاي قائل است.
و همچنانكه از سوي برخي مقامات روسيه از جمله شخص مدودف اعلام شد، اقدامي روسيه در اوستياي جنوبي تلاشي براي حفاظت از جان و شأن شهروندان اين كشور در اين منطقه بود.
دكترين دفاعي مدودف
پس از اعلام اولويتهاي جديد سياست خارجي، اخيراً مدودف اقدام به طرح اولويتهاي دفاعي اين كشور در قالب دكترين دفاعي روسيه كرده است كه از آن ميتوان به عنوان تكملة اولويتهاي سياست خارجي بازگفتة وي ياد كرد. دكترين دفاعي مدودف نيز داراي پنج اصل اساسي است.
در بند اول اين دكترين وي با اشاره به ضرورت بهسازي ساختار سازماني و نوسازي توانمنديهاي دفاعي روسيه بر دستيابي تمام واحدهاي جنگي اين كشور تا سال 2020 به «وضعيت آمادگي دائم» تأكيد كرده است. او با اشاره به اينكه نيروهاي مسلح اين كشور با وضعيت فعلي، امكان مقابله با تهديدها و شركت در جنگهاي جديد را ندارند، اصلاح و بازسازماندهي سيستم فرماندهي و كنترل نيروهاي مسلح را نيز مورد تأكيد قرار داد.(4)
در بند سوم اين دكترين نيز بر ضرورت ارتقاء سطح آموزش و مهارتهاي پرسنل نظامي ارتش روسيه تأكيد شده و در بند چهارم از ساخت سلاحهاي فوق پيشرفته و روزآمد به عنوان يك اولويت اساسي نام برده شده است. در بند پنجم اين دكترين كه به وضعيت پرسنل نظامي ارتش اختصاص دارد ضرورت افزايش حقوق نظاميان و بهبود وضعيت مسكن و رفع نيازهاي اجتماعي آنها مورد تأكيد قرار گرفته است. به اظهار مدودف در صورت تحقق اين پنج اصل، ميزان آمادگي دفاعي روسيه به نحو قابل ملاحظهاي ارتقاء خواهد يافته و اين كشور توانايي بايسته براي مقابله با تهديدهاي احتمالي عليه امنيت و تماميت ارضي خود را پيدا خواهد كرد.
در بخش ديگري از اين دكترين بر ضرورت تقويت ظرفيت بازدارندگي هستهاي روسيه تا سال 2020 در ابعاد سياسي و نظامي آن تأكيد كرده كه بر اساس آن نيروهاي مسلح اين كشور بايد تا اين تاريخ هم به لحاظ سختافزاري (تجهيز با سلاحهاي مدرن) و هم در بعد نرمافزاري (ساخت و تمهيد سيستمهاي جمعآوري اطلاعات و جاسوسي) تقويت شوند.(5)
در همين راستا اظهار مقامات نظامي روسيه، بر هدف اين كشور به دستيابي به برتري بر دشمنان خود در زمينه انجام حملات دقيق به هدفهاي زميني و هوايي و بسيج نيروها تأكيد دارند. در همين راستا و طبق برنامهريزيهاي انجام شده ساخت كشتيهاي جنگيِ مجهز به موشكهاي كروز و زيردرياييهاي تهاجمي در وهلة نخست سياستهاي نوسازي نظامي ارتش روسيه قرار دارد. در هدفگذاريهاي ديگر نظامي روسيه ايجاد يك سيستم يكپارچة دفاع هوا – فضايي براي تقويت ظرفيتهاي دفاعي و ارتقاء توان جنگ هوايي اين كشور از اولويتهاي مهم به شمار ميرود.
به اعتقاد تحليلگران طرح اين اولويتها از سوي مدودف در پايگاه نظامي دانگز در منطقة اورنبورگ و در جريان مانور نظامي روسيه در اين منطقه زير عنوان «ثبات – 2008» كه از آن به عنوان بزرگترين مانور روسيه طي 20 سال اخير و پس از خاتمة جنگ سرد ياد ميشود، نشان از عزم جدي روسيه براي عملياتي كردن اين اولويتها است.
اين مانور كه از 11 شهريور با حضور بيش از 50 هزار سرباز روس آغاز شده، به مدت دو ماه هم در خاك روسيه و هم در درياهاي آزاد به طول خواهد انجاميد و طي آن سلاحها جديد زميني، دريايي و هوايي روسيه مورد آزمايش قرار خواهد گرفت. به اعتقاد تحليلگران روسيه با انجام اين مانور نظامي درصدد است تا شرايط تقابل نظامي با غرب و جنگ با امريكا را شبيهسازي و ميزان آمادگي خود را براي چنين تقابل احتمالي محك بزند.(6)
آنها در اين خصوص به اظهارات مدودف اشاره ميكنند كه در خصوص ضرورت انجام اين مانور اعلام كرده بود؛ «تحولات قفقاز جنوبي نشان داد كه يك جنگ بدون هيچ اعلامي و به طور ناگهاني ميتواند بروز يافته و به سطح منطقهاي گسترش يابد. اختلافات منطقهاي كه از آنها زير عنوان «اختلافات به بنبست رسيده» ياد ميشود نيز ميتواند به راحتي به يك جنگ تمام عيار نظامي تبديل شود».
اما به اعتقاد تحليلگران غربي مقصود اصلي روسيه از اين مانور نظامي، تقويت مهارتهاي خود براي پيگيري سياست خارجي تهاجمي، با سازوكار نظامي در ساير نقاط خارج نزديك مشابه آنچه در گرجستان حادث شده است. برخي ديگر از تحليلگران معتقدند اين تمرين، تلاش روسيه براي افزايش مهارتهاي نظامي خود براي مقابله با ازسرگيري احتمالي تنشهاي نظامي با تفليس، به تبع كمكها و تحريكهاي احتمالي امريكا از اين كشور است.(7)
حل اختلافات ديرينه مرزي ميان روسيه و چين
ايراس: با توجه به عملياتي شدن كامل توافقنامة سال 2004 ميان رؤساي جمهور وقت روسيه و چين و نصب علائم و استقرار پستهاي جديد مرزي، اختلافات مزمن مرزي ميان اين دو كشور را بايد به طور كامل حل و فصل شده دانست. هرچند روسيه طي اين توافق به صورت يكجانبه اقدام به واگذاري بخشي از سرزمين خود به چين كرد، اما به نظر ميرسد مقامات اين كشور با اين اقدام به دنبال منافع بلندمدت از قِبَلِ گسترش روابط با چين هستند.
گروه تحليل: با اقدام روسيه به واگذاري جزيره تاراباروف و بخشي از جزيرة بالشوي اوسورسكي به چين به بيش از دويست سال اختلافات مرزي و ارضي ميان اين دو كشور خاتمه داده شد.
بحث در خصوص چگونگي وضعيت اين دو جزيره كه در تقاطع دو رود آمور و اوسور واقع شدهاند، از مدتها پيش بين دو كشور مطرح بوده و به رغم مذاكرات طولاني هيچ توافقي بين آنها حاصل نشده بود.
هرچند مذاكرات منتهي به توافق در خصوص آيندة اين دو جزيره نيز آسان نبود، اما نهايتاً دو كشور به امضاي موافقتنامهاي در اين خصوص با يكدگرتفاهم كردند. بر اساس اين توافق جزيرة تاراباروف به طور كامل و بخشي (حدود نيمي) از جزيره بالشوي اوسوروسكي در رودخانة آرگون از سوي روسيه به چين واگذار شد.
لازم به ذكر است كه توافق در اين خصوص، 14 اكتبر 2004 ميان ولادمير پوتين و هو جين تائو رؤساي جمهور وقت روسيه و چين در پكن به امضاء رسيده بود و طي چند روز اخير تنها دو كشور به اجرايي كردن نهايي اين موافقتنامه و ايجاد پستهاي مرزي جديد اقدام كردند.
در دورة شوروي و در زمان حكومت خروشف و برژنوف، هنگامي كه روابط دو كشور به دليل مشكلات عقيدتي و ايدئولوژيكي در وضعيت بسيار بدي قرار داشت، اين دو جزيره براي امنيت خاباروفسك و كل شوروي از اهميت ژئوپوليتيكي بسيار بالايي برخوردار بود.
در آن زمان ارتش شوروي در اين جزاير استحكامات دفاعي قابل ملاحظهاي مستقر كرده و از آنها براي پوشش امنيتي خاباروفسك استفاده ميكرد.
بر اساس اخبار منتشره، مقامات چيني پس از اين انتقال، نام جزيره تاراباروف را به اينلوندائو و بخش آزاد شده جزيرة بالشوي اوسورسكي را به هيسياتسيائو تغيير خواهند داد.
از همان سال 2004 و پس از عقد موافقتنامه، نظاميان روسيه جزيره بالشوي اوسورسكي را ترك و به استقرار چند پست بازرسي و نظارت مرزي در اين منطقه اكتفا كردند.
هرچند بر اساس موافقتنامة منعقدة، قسمتهاي از جزيرة اوسورسكي كه اهالي خاباروفسك در آنجا زمين، خانه و كليسا دارند، در مالكيت روسيه باقي خواهد ماند و ساير مناطق اين جزيره به چين منتقل خواهد شد. با اين احتساب روسيه حدود 334 كيلومتر مربع از اين جزيره را به چين واگذار خواهد كرد.
لازم به ذكر است كه اولين موافقتنامة مرزي ميان روسيه و چين به سال 1689 ميلادي باز ميگردد و پس از آن نيز در قرنهاي 19 و 20 موافقتنامههاي متعددي در خصوص مسائل و اختلافات مرزي بين دو كشور به امضاء رسيد.
در دورة شوروي خروشف و مائو تلاشهاي زيادي براي حل اختلافات مرزي بين دو كشور صورت گرفت، اما در اين دوره، به واسطه غلبه ذهنيتهاي ايدئولوژيكي در هر دو طرف، هر گونه واگذاري سرزميني از سوي هريك از طرفين، به معناي شكست آن در برابر طرف مقابل محسوب ميشد و بر همين اساس آنها بر مالكيت قطعي خود بر اين جزاير تأكيد ميكردند.
هرچند در دورة گورباچف و يلتسين نيز براي حل مشكلات مرزي اين كشور با تمام كشورها تلاشهايي صورت گرفت و پيشرفتهاي خوبي نيز حاصل شد، اما وضعيت اين دو جزيره همچنان لاينحل باقي ماند.
برخي تحليلگران روسي، ضمن ارزيابي مثبت اقدام دولت اين كشور به حل مشكلات مزمن مرزي ميان با چين، اين اقدام را بستر و پيشدرآمدي مناسبي براي توسعة روابط با اين كشور قدرتمند در ساير حوزهها و زمينهها ارزيابي ميكنند.
آقاي يوري گالنوويچ، كارشناس تاريخ در روسيه در همين رابطه و در پاسخ به اين سئوال كه آيا اقدام مسكو به واگذاري اين دو جزيره به پكن نوعي عقبنشيني و اعطاي يكطرفة امتياز نبوده است؟ اظهار داشت؛
«قدام دولت پوتن در امضاء اين موافقتنامه را نميتوان واگذاري يكجانبه امتياز و عقبنشيني در براي چين فرض كرد. به واسطة اين كه چينيها از مدتها پيش اين دو جزيره را متعلق به خود ميدانستند».
به اعتقاد او، هرچند با التفات به اينكه روسيه در سال 1886 در اين دو جزيره اقدام به ايجاد پستهاي مرزي كرده، اين دو جزيره به لحاظ حقوقي متعلق به روسيه است، اما روسيه در اين اقدام تنها 2 درصد از خطوط مرزي خود واگذار كرده و در مقابل اختلافات ديرينة مرزي خود با چين را به طور كامل حل و فصل كرده كه اين امر ميتوان مزيتي بزرگ دانست.
متن کامل مصاحبه سانسور شده پوتین
برای پیروزی جمهوریخواهان در امریکا
چون خطر "ایران" شوخی است
خطر "روسیه" را پیش کشیدند
ترجمه عسگر داوودی
مصاحبه گر: آقای نخست وزیرتصویر روسیه با بروز حوادث اخیر در اذهان عمومی جهان مخدوش جلوه می کند، در صحنه سیاست
مصاحبه گر: آقای نخست وزیرتصویر روسیه با بروز حوادث اخیر در اذهان عمومی جهان مخدوش جلوه می کند، در صحنه سیاست نیز چنین تصویری از کشور شما ترسیم می شود، شما چرا کشور خودتان را با اعمال چنین سیاست زورگویانه ای به این ورطه کشانده اید؟
پوتین:منظور شما از این سوال چیست؟ چه کسی این جنگ را شروع کرده است؟
مصاحبه گر: بله، حمله گرجستان به شهر شینوالی تحریک کننده بود.
پوتین: من از پاسخ شما متشکرم، همانطور بود که شما می گوئید، این واقعیت امر است، ما در ادامه صحبت هایمان بیشتر در این باره صحبت خواهیم کرد. من فقط مایل هستم توجه همگان را به این موضوع جلب کنم که ما این وضعیت را بوجود نیاورده ایم. من به شان و منزلت ملی اعتقاد دارم و دولتی که قادر و توانا باشد تا از ملت خود دفاع کند، دولتی که به عدم وابستگی به خارج باور داشته باشد و کوشش کند تا در مدت زمانی تا حد ممکن کوتاه به استقلال کامل دست یابد. اما در نقطه مقابل دولت هائی هستند که در سایه کشور های دیگری زندگی می کنند و به استقلال و توانائی ملی خود باورمند نیستند.
مصاحبه گر: شما چرا ریسکی می کنید که نتیجه آن منزوی شدن کشورتان در صحنه سیاسی دنیا باشد؟
پوتین: من فکر می کنم که به سوال شما پاسخ دادم اما اگر شما توضیح بیشترمی خواهید می توانم موضوع را بیشتر بشکافم. کشور ما قادر است تا از عزت و افتخارملی خود دفاع کرده و سیاست خارجی توام با صلح را در چهار چوب های پذیرفته شده بین المللی اجرا کند. کشوری با چنین سیاست هیچ موقع در سطح جهان منزوی نخواهد شد. البته همکاران ما در اروپا و آمریکا ما را تهدید به تحریم می کنند، اما این تهدیدات را ما مهم تلقی نمی کنیم، دنیا فقط اروپا و امریکا نیست. من مایل هستم دوباره بگویم: آن دولت هائی که شان و منزلت ملت خود را جدی تلقی نمی کنند و سیاست خارجی کشور های دیگری را در کشور خود به اجرا می گذارند، در حرف استقلال دارند، در عمل اعتبار سیاسی کشور های خود را بتدریج تا نازل ترین سطح تنزل می دهند. از نظر من اگر دولت های اروپائی مایلند تا علایق سیاسی آمریکا را برآورده بکنند، بدانند که این عمل هیچ سودی نصیب شان نخواهد کرد. حالا در رابطه با وظایف قانونی و بین المللی خودمان صحبت بکنیم. بنا به قرارداد های بین المللی، مراکز حفظ صلح فدراسیون روسیه موظف هستند مدافع مردم "آستیای" جنوبی باشند، جریان بوسنی را در سال ۱۹۹۵ بخاطر بیاوریم، میدانیم که هیئت اروپائی حفظ صلح در آنجا نیرو های حافظ صلح هلندی ـ خود را از درگیری ها کنار کشیده و عملا باعث نابودی تمام منطقه شده و عامل کشته و زخمی شدن صد ها تن شدند. میدانیم که اکنون تراژدی "سربرنیکا" در اروپا معروف است. شما مایل هستید که ما هم همانگونه عمل می کردیم؟ شما مایل هستید که ما تماشاگر نابودی ملت در شینوالی می بودیم؟
مصاحبه گر: منتقدین می گویند هدف اصلی شما فقط حمایت ازمردم شینوالی به گفته شما نبوده است بلکه شما مایل هستید تا رئیس جمهور گرجستان را از قدرت به زیر بکشید تا از ورود گرجستان به ناتو در کوتاه مدت یا دراز مدت جلوگیری کنید.
پوتین: چنین نیست. این یک بازی سیاسی است، لوٍٍٍٍث کردن اصل قضیه است، یک دروغ است. اگر چنین هدفی داشتیم شاید ما جنگ را شروع می کردیم، اما همان طور که شما خودتان گفتید، گرجستان حمله را آغاز کرد. موضوعی به خاطرم آمد. پس از به رسمیت شناسی غیر رسمی "کوزوو" همه منتظر بودند تا ما نیز استقلال "اوستیای جنوبی" و "آبخاز" را به رسمیت بشناسیم. ما عملا حق قانونی را در این مرحله داشتیم. اما خود را کنار نگهداشتیم. ضروری نیست که در این رابطه مدرک بیاورم اما می گویم که ما با بردباری موصوع را قورت دادیم اما نتیجه چه بود؟ آفرینش یک شرایط بحرانی در محل، حمله به افراد حافظ صلح ما در منطقه، حمله و کشتن مردم صلح دوست اوستیای جنوبی. وزیر خارجه فرانسه از اوستیای شمالی و از مرکز استقرار فراریان از اوستیای جنوبی دیدار کرد. شاهدان عینی گفتند که نظامیان گرجستانی چگونه حتی زنان و کودکان را با تانک هایشان زیر گرفته اند، آن ها به خانه های مردم هجوم برده و خانه ها را با ساکنان شان سوزانده اند. نظامیان گرجستانی پس از ورود به شینوالی در حین عبور نارنجک های خود را درون زیر زمین و پناهگاه هایی که زنان و کودکان در آنها پنهان شده بوده اند پرتاب کرده اند. این اعمال را جز ملت کشی چه می توان نامید؟ اما در رابطه بارژیم گرجستان،آن ها افرادی هستند که مملکت خود را به فاجعه کشانده اند. رهبری گرجستان حاکمیت این کشور را با اعمال خود به زیر سئوال برده است. چنین افرادی چه کوچک چه بزرگ لیاقت حکومت کردن را ندارند.آن ها بدون استثنا می بایستی استعفا بدهند.
مصاحبه گر: البته در این رابطه شما تصمیم نمی گیرید، بلکه مردم گرجستان تصمیم می گیرند.
پوتین: بدیهی است، اما موارد برعکس ادعای شما نیز وجود دارد. ما شاهد موارد مسبوق به سابقه هستیم. آمریکائی ها عراق را اشغال کردند، چون به دستورصدام حسین چند روستای شیعه نشین ویران شده بود. حالا قضاوت کنید که فقط درساعات اولیه هجوم نظامیان گرجستان به اوستیای جنوبی ۱۰ روستا بطور کامل با خاک یکسان شده است.
مصاحبه گر: شما به خودتان حق می دهید حاکمیت یک کشور را ـ در این جا گرجستان مورد نظر است ـ تحت فشار قرارداده و آنجا را بمباران بکنید؟ من اگرخوش شانس نبودم توسط بمبی که از هواپیما پرتاب شده بود و در چند متری من در منطقه منفجر شد کشته شده بودم. [مصاحبه گر کانال تلویزیونی«آ.ار. د» در اوائل ماه آگوست درمنطقه درگیری بوده است.]
پوتین: تحرک ما کاملا در چارچوب حقوق ملل انجام گرفته است. ما حمله به گروه حافظ صلح و حمله به ملت خود را حمله به روسیه ارزیابی می کنیم. در ساعات اولیه هجوم ده ها تن از سربازان حافظ صلح روسی که با نظارت سازمان ملل در منطقه گماشته شده بودند، توسط نظامیان گرجی کشته شدند. نظامیان گرجی پاسگاه جنوبی ما را با تانک هایشان محاصر کرده و مستقیما مورد هدف قراردادند. ده تن از سربازان حافظ صلح روسی زمانی که می خواستند وسایلی را از درون آشیانه هواپیما خارج کنند، توسط آتش باری توپخانه گرجی ها در دم کشته شده اند. پس از آن نیروی هوائی گرجستان مناطق متعددی را در اوستیای جنوبی بمباران کرد. ما مجبوربودیم تا مراکز هدایت عملیات گرجی ها را که خارج از منطقه در گیری بود، بی اثر کنیم. تاکید می کنم که این مراکز دقیقا همان محل هائی بودند که سربازان حافظ صلح روسی از آنجا زیر آتشباری گرفته شده بودند.
مصاحبه گر: بله من گفتم که مردم عادی نیز بمباران شده اند. شما اطلاعات کامل اتفاقات را ندارید.
پوتین:
اولا: ممکن است که من به تمامی اخبار و روی دادها دسترسی نداشته باشم. بدیهی است که همیشه ممکن است که در مشاهده و خبرگیری از درگیری ها اشتباهات بروز کند. مثلا در همین چند ساعت قبل هواپیما های آمریکائی در افغانستان حمله ای علیه نیرو های طالبان انجام داده اند که در این حمله ۱۰۰ تن از افراد غیر نظامی نیز کشته شده اند.
دوما: این امکان هم وجود دارد که مرکز فرماندهی آتشباری گرجستان مخصوسا در محلی مابین مردم غیر نظامی مستقر شده باشد با این تصور که به دلیل استقرار چنین مرکزی در بین مردم غیر نظامی از شانس عدم حمله ما برخوردارشود. در درگیری اخیر با این حیله گرجی ها از مردم غیر نظامی به عنوان گروگان سوء استفاده کردند.
مصاحبه گر: این یک حدس است. آقای «کوجنر» وزیر خارجه فرانسه درچند روز گذشته با نگرانی فراوانی در این رابطه کوشش های زیادی انجام داد. ایشان حتی نگران بود که درگیری نظامی بعدی ازشهر های «سواستوپولی» یا «کرییم» در اوکراین شروع شود، آقای نخست وزیر هدف بعدی شما شهر«کرییم» در اوکراین است؟ منطقه استقرار نیروی دریائی روسیه در دریای سیاه.
پوتین: شما می گوید«هدف بعدی»، ما حتی در درگیری فعلی ایجاد شده فعلی توسط گرجستان نیز هدفی از قبل نداشته ایم. این نوع صحبت کردن صحیح نیست. سئوال شما تحریک آمیز است. شهر «کرییم» منطقه حساسی نیست. در آنجا تاکنون برخلاف درگیری موجود ما بین گرجستان و اوستیای جنوبی هیچ در گیری قومی روی نداده است و روسیه سال هاست مرزهای موجود بین خود و اوکرائن را به رسمیت می شناسد. مذاکرات ما در این رابطه با توافق به پایان رسیده است، فقط باید دائما مسئولیت های متقابل مرز رعایت شود. البته در خود «کرییم» وضعیت پیچیده ای وجود دارد. تاتارها، اوکراین ها، روس ها، اسلاواک ها در یک جا متمرکز هستند، البته این مشکل به خود اوکراین ربط دارد. در رابطه با حضور نیروی دریائی روسیه در منطقه «کرییم» قراردادی تا سال ۲۰۱۷ ما بین روسیه و اوکراین منعقد است.
مصاحبه گر: شما اکنون وضعیت عمومی را چگونه می بینید؟ آیا مسابقه تسلیحاتی جدیدی شروع شده است؟ جنگ سرد چطور؟ و یا فقط زمان مناسبات سیاسی «یخ زده» فرا رسیده است؟
پوتین: روسیه مایل به بروز هیچ نوع اغتشاشات سیاسی فی مابین نیست، با وجود اینکه ممکن است چنین موردی پیش بیاید. در گذشته پیمان ورشو و شوروی وجود داشت و همچنین نیروهای نظامی شوروی مستقر در جمهوری دموکراتیک آلمان. اگر واقع بینانه بیان کنیم، بخشی از نیروهای اشغالگر بعد از پایان جنگ جهانی دوم همچنان تحت نام همکاری متقابل در آنجا(آلمان غربی) مستقر بودند، پس از فروپاشی شوروی پیمان ورشو منحل شد، اما پیمان ناتو همچنان در اروپا فعال باقی ماند. سوال این است که به چه دلیل همچنان نیروهای نظامی آمریکا در اروپا مستقر هستند؟ انضباط و دیسیپلین زمانی ضروری است که خطری موجود باشد. خطری اگر از خارج اعمال شود، لازم می شود که همکاری نظامی و تمرکز نظامی در منطقه ای مستقر شود. به بهانه استقرار هر چه بیشتر نیرو های نظامی در اروپا، سیاست در غرب ایجاب می کند تا یک خطر کاذب در اذهان عمومی آفریده شود، کوشش می شود تا یک دشمن برعلیه خود تراشیده شود، ادعای امکان وجود خطر از طرف ایران نیز یک ادعای منطقی و باورکردنی نیست، در نتیجه این دشمن عملا روسیه قلمداد می شود. اما واقعیت این است که افکار عمومی اروپا هیچ نگرانی از روسیه ندارد.
مصاحبه گر: قرار است دراجلاس آتی اتحادیه اروپا در بروکسل، در رابطه با این درگیری و احتمال تحریم روسیه مباحثاتی انجام شود. آیا شما در این رابطه هیچ نگرانی احساس نمی کنید و می گوئید مهم نیست؟ یا اینکه می گوئید اصلا کشورهای اروپا در بین خود دارای اختلاف نظر هستند و چنین موردی پیش نمی آید؟
پوتین: اگر بگویم که ما با بی اعتنائی از کنار چنین قضیه ای می گذریم، دروغ است. طبیعی است که ما مسائل را با دقت زیر نظر داریم. ما بر این عقیده هستیم که نتیجه نشست چنین اجلاسی امیدوار کننده می تواند باشد.
مصاحبه گر: واقعا فکر نمی کنید که زمان تصمیم گیری مشخص در این رابطه فرا رسیده است؟ شما از یک طرف می گوئید که مایل نیستیم از همکاری مشترک با اروپا چشم پوشی کنیم و از طرف دیگرمایل هستید با قوانین ویژه سیاسی روسی خود بازی کنید. اما می دانید که ادامه چنین سیاستی عملا غیر ممکن است.
پوتین: ما قوانین بازی سیاسی خاصی را اعمال نمی کنیم. ما می خواهیم که بدون استثنا همه حقوق ملل دیگر را رعایت کنند. ما مایل هستیم که رعایت حقوق دیگر ملل فقط به منطقه معینی خلاصه نشود.
مصاحبه گر: یعنی شما می خواهید بگوئید که اتحادیه اروپا قواعد رعایت حقوق ملل را در مناطق مختلف دنیا متفاوت و نا برابر با نقاط دیگر دنیا اعمال می کند؟
پوتین: دقیقاهمین طور است. چه کسی کوزوو را به رسمیت شناخت؟ در این مورد مشخص چرا قطعنامه شماره ۱۲۴۴ را که خودشان امضاء کرده اند به فراموشی می سپارند؟ به کوزوو چنین امکانی داده می شود، چرا به آبخاز و استیای جنوبی اجازه اعلام استقلال داده نمی شود؟
مصاحبه گر: پس بنا به گفته شما فقط روسیه حقوق دیگر ملل را رعایت می کند و دیگران اجرای قوانین بین المللی را منطقه ای کرده و هر گونه که مایلند اجرا می کنند. من حرف شما را درست فهمیدم؟
پوتین: شما ظاهرا حرف های من را متوجه نشده اید. من پرسیدم که شما استقلال کوزوو را به رسمیت شناخته اید؟ بله یا خیر؟
مصاحبه گر: من شخصا نه. من یک روزنامه نگار هستم.
پوتین: من می گویم که وقتی کشور های غربی همگی استقلال کوزوو را به رسمیت شناختند، باید استقلال آبخاز و اوستیای جنوبی را هم به رسمیت بشناسند. اصلا تفاوتی وجود ندارد. در آنجا تشنجات قومی وجود دارد. در این جا هم همین طور. در آنجا اعمال خلاف قانون از هر دو طرف اعمال می شود. در اینجا هم احتمالا چنین اتفاقاتی بروز می کند. در آنجا پذیرفته شده که دوملت نمی توانند درزیر لوای یک کشور زندگی کنند. در اینجا هم دو ملت همان مشکل را دارند. جالب است که همه این واقعیت را مشاهده و درک می کنند. البته مشخص است که کوشش می شود تا مغایرت های حقوقی پوشیده نگاهداشته شوند. به این اعمال حق زورمندی اطلاق می شود و روسیه چنین رفتاری را نمی پذیرد. شما سال هاست که ساکن روسیه می باشید. زبان روسی را تقریبا بدون لهجه صحبت می کنید. باعث تعجب نیست که شما مرا درک کنید. این باعث خوشحالی است. من هم خوشحال می شوم تا همکاران اروپائی خود را که قرار است در اول ماه سپتامبر جهت بررسی این موضوع گرد هم می آیند درک کنم. آیا در این رابطه قطعنامه ۱۲۴۴ اجراء خواهد شد؟ دراین قطعنامه بر حاکمیت صرب ها بر کوزوو با جمله "حاکمیت ارضی صرب ها" تاکید شده بود، اما آقایان با به رسمیت شناختن استقلال کوزوو عملا قطعنامه ۱۲۴۴ سازمان ملل که بر حاکمیت ارضی صرب ها بر کوزوو تاکید کرده بود را کوشیدند برعکس تفسیر کنند. اما چون موفق نشدند در نتیجه قطعنامه را به زباله دانی پرتاب کرده و نظر خود را اعمال کردند. چرا؟ امکان ندارد که همه مسائل به این سادگی به فراموشی سپرده شود. اکنون سئوال این است که در رابطه با استقلال اوستیای جنوبی و آبخاز چگونه رفتار خواهند کرد، آیا استقلال آن ها را هم به رسمیت خواهند شناخت؟ کاخ سفید برنامه ریزی می کند و دیگران بلا فاصله اجراء می کنند. اگر چنین برنامه ای را نمایندگان اروپائی ارائه می دادند مدت ها طول می کشید تا واشنگتن را قانع کنند.
مصاحبه گر: فکر می کنید وظایف دولت آلمان در رابطه با این بحران چیست؟
پوتین: ما با آلمان رابطه خوبی داریم. اعتماد متقابل هم در رابطه با سیاست و هم در رابطه با اقتصاد وجود دارد. زمانی که ما در اینجا با آقای سرکوزی صحبت می کردیم یاد آوری کردیم که ما به هیچ وجه چشم داشتی به سرزمین های تحت حاکمیت گرجستان نداریم و ما تا مرزهای امنیتی قبلی که از نظر بین المللی به رسمیت شناخته شده اند عقب نشینی خواهیم کرد. در آنجا هم ما تا ابد باقی نخواهیم ماند، بلکه هدف ما ایجاد امنیت در منطقه و جلوگیری از بروز یک درگیری مجدد است. ما اعلام می کنیم: از هم اکنون از استقرار ناظرین «اتحادیه اروپا»، «سازمان حافظ امنیت اتحادیه اروپا» (او.س.زد.ای) و آلمان استقبال می کنیم.
مصاحبه گر: این به معنی آن است که شما کلیه نیرو های نظامی خود را عقب خواهید کشید؟
پوتین: طبیعی است. برای ما در وهله اول این مهم است که امنیت کامل دو باره در منطقه برقرار شود. سپس مایل هستیم تا به اوستیای حنوبی کمک کنیم تا امنیت را در مرز های خود برقرار کند. بعد از این دیگر دلیلی برای حضور ما وجود نخواهد داشت و با استقبال از حضور نمایندگان «اتحادیه اروپا» و «سازمان حافظ امنیت اتحادیه اروپا» کمک خواهیم کرد تا آنها جایگزین شوند.
مصاحبه گر: با توجه به وضعیت فعلی چگونه می توان جهت بر قراری آرامش مجدد از همکاری آمریکا و اروپا برخورداربود؟
پوتین: اولا من در مصاحبه دیروز خود با کانال تلویزیونی سی. ان. ان آمریکا گفتم که این بحران تحت تاثیر و تحریکات دوستان آمریکائی ما، با توجه به مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در امریکا بوجود آمده است و زمانی فرو کش خواهد کرد که یکی از نامزد های انتخاباتی در آمریکا به حداکثر آرای ریاست جمهوری دست یابد. در این مورد مشخص طبیعی است که کاندیدای انتخاباتی دولت فعلی در امریکا مورد نظر است.
مصاحبه گر: واقعا شما به این موضوع باوردارید؟
پوتین: بله کاملا جدی. می دانیم که تعداد قابل توجهی از مشاورین آمریکائی در گرجستان حضور دارند. این عملی نکوهیده است که از یک سمت دارندگان اختلاف قومی را مرتبا مسلح کنند و سپس تاکید کنند که راه حل مشکل شما در گیری نظامی است. این عملی بسیار خطرناک است و نتیجه منفی خود را همانگونه که شاهد هستید، نشان داد. ساختار رفتاری، آموزش دهی افراد، اشکال کاربرد سلاح ها از کجا رهبری شده اند؟ از اردوگاه های نظامی و مراکز آموزش نظامی. آموزش دهندگان در روزهای درگیری در کجا بودند؟ در جبهه جنگ! تمام شواهد نشان می دهد که رهبری آمریکا از آمادگی جنگی گرجی ها مطلع بوده است و حتی افراد خود را نیز در این در گیری ها شرکت داده است. بدون دستور از بالا دارندگان تبعیت امریکا مجاز نیستند در جوار منطقه درگیری حضور داشته باشند. در خطوط مرزی مربوط به هیئت حفظ صلح فقط باید افراد غیر نظامی، ناظران «سازمان حفظ امنیت اتحادیه اروپا» و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل معروف به «کلاه آبی ها» حضور داشته باشند. اما ما در این مناطق آثاری از حضور دارندگان تابعیت آمریکا پیدا کرده ایم که متعلق به هیچکدام از گروه های نام برده بالا نیستند. سوال این است: چرا رهبری آمریکا به افراد خود اجازه داده است که در چنین محلی حضور داشته باشند؟ با وجود اینکه آن ها قانونا حق حضور در این محل ها را نداشته اند. خوب اگر بمن اجازه بدهید می گویم که با این وضع طبیعی است که من حدس بزنم که با هدف و برنامه حساب شده ای یک جنگ کوچک همراه با پیروزی، قبلا سازماندهی شده بود و حتی اگر نتیجه با موفقیت توام نمی نشد که نشد آنگاه روسیه به عنوان یک دشمن جلوه داده شود. بدین ترتیب رای دهندگان آمریکائی از ترس روس ها به کاندیدا معینی رای موافق بدهند.
این تفسیر من است. شما می توانید آن را قبول داشته باشید و یا قبول نداشته باشید. اما فراموش نکنید که ما در خطوط در گیری آثار حضور آمریکائی ها را بدست آورده ایم.
مصاحبه گر: سوال پایانی من، که برایم بسیار جالب است: فکر نمی کنید که شما با دست خود خودتان را گرفتار یک اتوریته کرده اید؟
پوتین: شما سیستم سیاسی ما را یک اتوریته محسوب می کنید. بفرمائید که در بحث امروز ما، شما آثار کدام اتوریته مشهود است؟ در دنیا ارزش های پایه ای وجود دارد. مثلا حق زندگی کردن و زنده ماندن. در روسیه و اروپا اعدام انسان ها ممنوع است، اما در آمریکا هنوز قانون اعدام اعمال می شود. حالا به موضوع درگیری اخیر بپردازیم. اطلاع دارید که سال گذشته در گرجستان چه اتفاقاتی روی داده است؟ مرگ پر معمای «شوانیا» نخست وزیر گرجستان، رفتار خشونت بار فیزیکی علیه راهپیمائی مسالمت آمیز اپوزیسیون، یورش و متلاشی کردن اپوزیسیون، دخالت آشکار در انتخابات به بهانه اعلام وضعیت اضطراری و اکنون این حمله جنایتکارانه در اوستیای جنوبی و آبخاز که این همه کشته نتیجه آن است. ببینید، این کشورمتجاوز را در غرب یک کشور دموکرات معرفی می کنند که قرار است به دلیل دموکرات بودنش عضو ناتو و عضو اتحادیه اروپا نیز بشود. اما وقتی کشور دیگری از علایق و از حقوق ملت خود دفاع می کند، در یک حمله غافلگیرانه ۸۰ تن نظامی و ۲۰۰۰ تن از مردم بی دفاع غیر نظامی را کشته است. ما مجاز نیستیم تا از ملت خود دفاع کنیم؟ اگر ما از خودمان دفاع نکنیم فکر می کنند که ما انسان نیستیم، بلکه "کالباس" هستیم. ما امکان انتخاب داریم، انسان باشیم یا یک کالباس. ما انسان بودن را انتخاب می کنیم. حالا راجع به موارد دیگری صحبت بکنیم: مثلا آزادی بیان. مشاهده می کنید که در مطبوعات آمریکا به این جنگ چگونه پرداخته می شود! این خود یک نمونه درخشان دموکراسی است و در اروپا نیز همین طور است. زمانی که گرجی ها به اوستیای جنوبی و آبخاز حمله کردند و بشدت شهر شینوالی را زیر آتش توپخانه گرفتند و نیرو نظامی به محل گسیل کردند و تعداد زیادی کشته شده بودند، من در پکن بودم، اما هیچکدام از رسانه های غربی در این رابطه خبری مخابره نمی کرد، همکاران شما نیز سکوت اختیار کرده بودند، همه رسانه های آمریکائی سکوت کرده بودند، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است. اما زمانی که دندان های ماشین نظامی گرجستان خرد شد و ازکار افتاد آن ها سلاح های آمریکا را به زمین انداختند و فرار را بر قرار ترجیح دادند، آنوقت ماشین های تبلیغاتی غرب همه به تقلا افتادند. «حقوق بین المللی» و «روسیه بد طینت» سر تیتر خبر ها شدند. چرا این همه خودسری؟ ما مایل به ارتباط طبیعی با همه همکارانمان هستیم. ما تاکنون حتی به یکی از همکاران بین المللی خود دروغ نگفته ایم. در اوائل سال های ۱۹۶۰ زمانی که ما خطوط انتقال گاز را با آلمان غربی تاسیس می کردیم همکاران ماورا بحار آلمان به آلمان ها توصیه کردند که این برنامه را حذف کنند. در آن سال ها رهبری سیاسی آلمان تصمیم صحیحی گرفت و خطوط انتقال گاز را مابین شوروی سابق و آلمان غربی تاسیس کرد. امروز این خط لوله انتقال گاز به آلمان امن ترین مرکز برای اقتصاد آلمان بشمار می رود. سالیانه ۴۰ میلیون متر مکعب گاز از این طریق به آلمان منتقل می شود و من تضمین می کنم که همچنان این انتقال انرژی ادامه خواهد داشت. فعالیت های ما در عرصه جهانی کاملا قابل مشاهده است. ۸۰ در صد صادرات ما به اروپا و آمریکا مواد خام از قبیل نفت خام، نفت شیمیائی، چوب و آهن است. این مواد صادراتی در بازار جهانی دارای متقاضیان زیادی است. ما حتی امکان عرضه تکنولوژی مدرن را در سطحی محدود داریم. البته بدلیل وجود قراردادهای موجود ما از فروش مواد سوختی اتمی در بازار اروپا خود داری می کنیم. بخاطر وضعیت کشور دوست فرانسه. اما شما می دانید که ما طولانی مدت بحث کردیم و ما نمی توانیم در مخالفت با آن عملی انجام بدهیم. امیدواریم که فرانسه به همان اندازه وظایف متقابل را انجام دهد که ما انجام می دهیم. در رابطه با صادرات شما که می شود واردات ما، باید بگویم که روسیه کاملا مشتری قابل اعتماد و دارای بازار تقاضای بزرگی است. من الان آمار واردات تولید تکنولوژی ماشین آلات را از آلمان بخاطر نمی آورم، اما می دانم که به میزان این واردات همه ساله مرتبا افزوده می شود. البته اگر کشور هائی مایل نباشند که به کشور ما جنس بفروشند ما از کشور های دیگری خرید خواهیم کرد. ما به تحلیل واقعه اصرار داریم و امیدواریم که عقل سالم بشری وعدالت پیروز بشوند. ما قربانی این تجاوز هستیم وامیدواریم که همکاران اروپائی ما در این رابطه از ما حمایت کنند.
|