زنان و انتخابات امريکا
نوشته مهرانگيز کار
زنان امريکايي در انتخابات رياست جمهوري سال 2008 نقش هاي چشمگيري ايفا مي کنند. آنها محدوده مشارکت سياسي را که گاهي در رأي دادن خلاصه مي شود کاملا شکسته اند و خود در رقابت هاي حزبي تعيين کننده شده اند. اين انتخابات بر توانمندي زنان امريکايي تأکيد دارد. زنان امريکايي بر پايه قانون اساسي دموکراتيک و قوانين انتخاباتي برآمده از آن، هرگز مانع قانوني پيش رو نداشته اند و همواره مي توانسته اند توانايي هاي خود را در رقابت هاي انتخاباتي و تلاش براي رسيدن به بالاترين سطوح از هرم قدرت حزبي و سياسي اجرايي کنند. تا کنون فرصت هاي قانوني توسط زنان امريکايي صرف آن شده تا در رشد و توسعه جامعه مدني و به خصوص تقويت نهادهايي که ناظر است بر امر آموزش، امنيت اجتماعي و موارد تبعيض بر ضد زنان ايفاگر نقش هاي چشمگير بشوند.
اينک پرسشي قابل طرح است و آن اينکه چرا در بحراني ترين دوران از تاريخ امريکا، زنان چنين سخت کوشي مي کنند تا به پايگاه هاي قدرت در بالاترين سطوح خود را نزديک سازند؟ مگر نمي دانند کار بر مديران آينده کشور بسي دشوار است؟ زنان امريکايي، امروز نسبت به سال هايي که پشت سر دارند، فرصت هاي قانوني بيشتري به دست نياورده اند. موانع سليقه اي ضد زن مانند ديگر جوامع بشري، سد راه آنها بوده و هست. پس چه شده که در طوفاني ترين اقيانوس بادبان برافراشته اند و راهي سفري شده اند که آينده آن حتي براي مردان کهنه کار سياسي ترسناک است.
پاسخ قاطع براي اين پرسش پيدا نمي کنيم. فقط به رويدادها مي نگريم و هشت ساله اخير را از اين زاويه که بر اعتبار بين المللي امريکا به شدت صدمه وارد شده برمي رسيم. آيا اعتماد به نفسي که زنان امريکايي به دست آورده اند مي تواند با کاهش اعتبار امريکا در جهان ارتباط داشته باشد؟ به نظر مي رسد زناني با روابط وسيع سياسي و اجتماعي برانگيخته شده اند تا به جبران خطاهاي سياسي هشت ساله، وارد صحنه بشوند. و شايد در کوره حوادثي که در هشت سال اخير در آن پخته شده اند، فن و هنر سياست گذاري را آموخته اند و باور کرده اند که سياست گذاري در سطوح بالا از جمله مشاغل انحصاري و مردانه نيست. به اين يقين رسيده اند که همچنانکه مردان در جايگاه رئيس جمهور، وزير دفاع، وزير امور خارجه و ... ، ممکن است مرتکب خطاهاي فاحش بشوند، زنان نيز ممکن است در اين عرصه که ميدان آزمون و خطاست بسي اشتباه بکنند. از ترس ارتکاب خطا از ورود به ميدان رقابت هاي سياسي نبايد امتناع کرد. از طرفي مديريت مردان در سطوح بالاي حکومت امريکا در هشت سال اخير در دو حوزه سياست داخلي و خارجي هر دو بحث انگيز بوده و کاستي ها البته در کارنامه کساني ثبت شده که در اتخاذ تصميم گيري هاي کلان، مسئوليت، اختيار و دخالت داشته اند.
در هشت سال اخير در امريکا نانسي پلاسي را يافتيم که در مقام رئيس مجلس نمايندگان قرار گرفت و اين نخستين بار بود که در تاريخ امريکا يک زن انتخاب شد تا بر مجلس رياست کند. همچنين کانداليزا رايس را پس از کولين پاول در مقام حساس ترين منصب سياسي امريکا مشاهده کرديم که لحظه اي از سفر، مذاکره و تلاش براي فروکاستن از تنش ها متناسب با سليقه هاي حزبي خود آسوده نبود. او با همتايانش و بسيار سران جهان بارها نشست و برخاست تا شايد از وخامت بحران خاورميانه بکاهد. وي هرگز در سخت ترين بحران ها ابراز خستگي نکرد و صرف نظر از اينکه مخالفانش بيش از دوست دارانش در سطح جهان بوده باشند، زن را بر صحنه سياست امريکا پر انرژي، جدي، آموخته مکتب سياست، راهي کسب تجربه هاي سياسي، خستگي ناپذير و مهيا براي بحران زدايي تصوير کرد. نانسي پلاسي دموکرات و کانداليزا رايس جمهوري خواه هر يک به سبک و شيوه حزبي که به آن تعلق دارند، زنانگي را با تمام ظرافت ها و ظرفيت هاي سياسي اش وارد سياست گذاري امريکا کرده اند.
و اينک که آن هشت سال تا چند روز ديگر به پايان مي رسد، زنان ديگري دارند با نردبان قدرت کلنجار مي روند يا سخت کوشي مي کنند تا مردان هم سو با سليقه هاي حزبي خود را به آن بالاها برسانند. کانال هاي تلويزيوني امريکا و مطبوعات که بيش از يک سال است وارد جريان نظرسنجي و پخش ديدگاه صاحب نظران با دو گرايش دموکرات وجمهوري خواه يا گرايش فراحزبي شده اند، بيش از نيمي از مهمانان را که به بحث ها دعوت مي کنند زن هستند. زناني با تحصيلات سياسي، امور بين المللي، تجربه هاي وسيع در زميه هاي بهداشتي و امنيت اجتماعي، زناني با نظرات تدوين شده پيرامون نقش آموزش و پرورش و بازسازي شخصيت کودکان بزهکار، زناني با دانش و تجربه وسيع در امر مهاجرت، زناني با دانش و تجربه حقوق بشري که نسبت به آنچه در اين هشت سال از جمله موارد نقض حقوق بشر در امريکا بوده است به شدت حساسيت نشان مي دهند.
خوب که به صحنه انتخاباتي امروز امريکا مي نگريم، با لشگري از زنان روبرو مي شويم که روي صحنه و پشت صحنه را پر کرده اند. ديروز از يک سفر کوتاه به بنگلادش بازگشتم. در دانشگاهي که در يک منطقه بسيار محروم بنگلادش خاص دختران فقير آسيايي تأسيس شده، زنان امريکايي را ديدم که دارند زنان جوان و فقير آسيايي را در دانشگاه تازه تأسيس که فعلا فقط يک صد و سي دانشجو دارد براي رهبري آينده آسيا آماده مي کنند. اين نيروهاي زنانه که پشت صحنه کار مي کنند به زناني که روي صحنه سياست امريکا ظاهر مي شوند انرژي مي بخشند. عموما از امريکايي سخن مي گويند که لازم است به بازسازي اعتبار خود در جهان قيام کند. بايد راه اعتماد سازي پيش گيرد و براي هميشه به تجاوز نظامي در جاي يک راه حل پايان بخشد. اين را معلم بسيار جواني که روي زمين کلاس ادبيات دانشگاه زنان آسيايي در بنگلادش نشسته بود و با لب تاپ خود به دختران فقير درس مي داد با صداي بلند اعلام مي کرد و درون امريکا به خصوص در مراکز تحقيقاتي و آکادميک، زنان بيش از گذشته اي که فقط هشت سال از آن مي گذرد، خود را متعهد مي دانند تا نگذارند مردان يک تنه سياست گذاري کنند. آنها با صداي بلند سياست هاي هشت ساله را به چالش مي کشند.
هيلاري کلينتون يک ستاره دنباله دار از دوراني است که زنان امريکايي با اعتماد به نفس وارد رقابت هاي حزبي شده اند. درست مثل يک محصول است که از درون بحران سر برکشيده. درست مثل يک حرکت تاريخي است که از آن گزيري نيست. مردان در اين هشت سال با خطاهاي خود به زنان درس ها آموخته اند. عمده درسي که زنان در اين هشت ساله ياد گرفته اند اين است که اگر نگاه عمومي به جنس زن از حيث ورود به عرصه هاي مهم زمامداري منفي است و اگر بينش زن ستيز علي رغم فرصت هاي برابر قانوني چندان قدرتمند است که راه بر زن مي بندد بنابراين مي توان درست در اين لحظه تاريخي بي اعتباري داوري هاي ديرينه را اعلام کرد. بهترين فرصت است تا با اين بينش که اعلام مي کند احتمال خطا در سياست ورزي از سوي زنان بيشتر از مردان است به چالش پرداخت. به نظر مي رسد زنان امريکايي با مشاهده خطاهاي فاحش مردان در سياست گذاري که به حيثيت بين المللي امريکا صدمه زده است، اعتماد به نفس بي مانندي به دست آورده اند. باک شان نيست که در جاهايي مضحکه بشوند و براي حذف شان دسيسه چيني کنند. اعتماد به نفس به اندازه اي بالا رفته که به واکنش هاي زن ستيز اعتنا نمي کند.
ورود سارا پيلين به رقابت هاي حزبي استهزا و تمسخر برانگيخت. زني که پنج فرزيد به دنيا آورده. زني که شايع کرده اند پنجمين فرزند معلول او فرزند نامشروع دخترش است که از سر پنهان کاري او را به خود نسبت مي دهد. زني که شايع کرده اند دخترش فرزندي نامشروع در شکم دارد. زني که از يک ايالت بسيار کوچک (آلاسکا) آمده و فقط در مقام استاندار آن ايالت کارورزي کرده است. زني زيبا، خوش پيکر، با دانش و تجربه بسيار اندک سياسي و اعتماد به نفس غير قابل توصيف. زني که لحظه به لحظه حضور به صحنه سياست را با تمسخر و تحقير تجربه مي کند و به سادگي کنار مرد کهنه کار سياست امريکا (جوزف بايدن) که سي سال رئيس کميته روابط خارجي سنا بوده مي ايستد، استدلال مي کند، جوک مي گويد و اهميت نمي دهد به شايعاتي که بمبارانش مي کند. سارا پيلين از سياست هاي حزبي که به آن تعلق دارد دفاع مي کند. قواعد بازي در انتخابات دموکراتيک به او که نامزد معاونت رياست جمهوري از سوي حزب جمهوري خواه است اجازه مي دهد در چارچوب دموکراسي بازي کند. سارا مجوز قانون را مثل تکيه گاه در اختيار دارد. از کسي نمي ترسد. چرا که در پناه قانون است. مجوز برابري فرصت هاي قانوني مثل چتر بالاي سرش باز شده است. همان مجوزي که هيلاري کلينتون هم زير سايه آن کمپين خود را پر شور ساخت. همان که نانسي پلاسي از برکت آن خود را به مقام رياست مجلس نمايندگان رساند. همان که زنان موثر در مهندسي افکار عمومي بر آن تکيه مي زنند و شبانه روز در راديوها، تلويزيون ها، مطبوعات، مردم را با وجوه گوناگون و پيامدهاي انتخاب اين و يا آن نامزد حزبي آشنا مي سازند. همه از برنامه هاي دو حزب سخن مي گويند. همه برنامه هاي دو نامزد را به نقد مي کشند و همه در سايه قانون پس از اظهار نظر با خيال راحت به خانه هاي خود مي روند و در جايگاه مادر "با خانواده اي که به آن تعلق دارند" شام مي خورند. اين مي شود همان بهشتي که زير پاي مادران است نه آن جهنمي که براي مادران در جاهايي از جهان به نام دين و اخلاق برپا داشته اند. پشت در آشپزخانه مادراني که فعال سياسي هستند آجان يا لباس شخصي کشيک نمي دهد. کسي زاغ سياه آنها را چوب نمي زند تا به اتهام سياه نمايي، هم سويي با دشمن و... دستگيرشان کند.
قانون زنان را همان گونه در عرصه رقابت هاي انتخاباتي مي پذيرد که مردان را. برنامه دو حزب پياپي از سوي نيمه اي از جمعيت امريکا که تا کنون به اين اندازه نسبت به سياست هاي مردانه حساس نبوده است نقد مي شود. براي يک ناظر که فقط پديده زن بودن را در اين ماجراها دنبال مي کند و فارغ است از تعصب و جانبداري حزبي، صحنه انتخابات سال 2008 امريکا صحنه اي است ديدني که گويي باز شده تا زنان از لايه ها و سطوح گوناگون با اعتماد به نفس روي آن بازي کنند. اين صحنه گويي باز شده تا همه زنان جهان به تماشاي آن بنشينند.
.
يوسف آرينتا
دو خانم فمینیست (ینار محمد) از عراق و (داکتر سیما ثمر) از افغانستان
از اوضاع حزن انگیز زنان زیر شرائط اشغال در آن دو کشور در رادیو تلویزیون( دموکراسی ناو ) با مفسر وگوینده معروف خانم امی گودمن مصاحبه ای به تارخ 14می 2007انجام داده اند. برگردان متن کامل آن از نظر شما میگذرد.
"دو فیمنست پیشتاز یکی از عراق ودیگری از افغانستان با ما در زمینه وضع حزن انگیز زنان درآن دوکشور گفتگو میکنند. ینارمحمد یکی از بنیاد گذاران سازمان آزادی زنان برای عراق است. آن سازمان از حقوق زنان عراق حمایه میکند و به زنانیکه با اتهام نقض حیثیت وشرف خانوادگی تهدید بمرگ و یا در تخلفات فرقه ای آسیب پذیزند، پناه میدهد. خانم ثمر مسئول کمسیون غیر وابسته حقوق بشر افغانستان و فرستاده اختصاصی سازمان ملل متحد در دارفور سودان است. پس از تهاجم ایالات متحده به افغانستان در سال 2001 وی در حکومت آغازین کرزی وزیر مسائل زنان افغانستان بود. با تهدیدهای مکرر بمرگ ناگزیر از کارش کنار رفت."
"بر میگردیم به برسی وضع زنان در عراق و افغانستان. در اوائل ماه جاری(ماه می) این مطلب را روزنامه (دیلی میل لندن) از اوضاع عراق به نشر سپرد.(دختر هفده ساله ای که دوست پسرش از آئین دیگر بود سنگ سار شد. دعا خلیل اسود از اقلیت آئین یزیدی به اتهام اینکه باجوان سنی رابط داشت تهدید به مرگ حتک شرافت خانوادگی شد. او در منزل یکی از سران قومی یزیدی در محل باشیکا در حوزه شهر موسیل مرکز شمال عراق پناه گرفت. هشت یانه مرد بداخل منزل هجوم بردند و خانم اسود را به خیابان انداختند و نیم ساعت او را سنگباران کردند. محافظین امنیتی نظاره گر بودند و هیچ اقدامی بعمل نیاوردند.)"
فعالین حقوق بشر اذهان دارند که اجرای قتلهای نقض شرافت خانوادگی پس از اشغال عراق بوسیله ایالات متحده، با سرعت وضع حقوق بشردرعراق را بدتر کرده است. بسیاری میگویند که دارد عراق طالبانی میشود.
متن مصاحبه.
امی گودمن : میخواهم از خانم ثمر آغاز کنم.
شما در آخر هفته برای آمدن به ایالات متحده دچار اشکال شدید.
سیما ثمر :- صبح بخیر. فکر میکنم اِشکال جدی نبود. مقامات ایالات متحده سعی نکردند مانع من شوند صرف دستورکاراجرای ویزا طولانی بود و سه هفته وقت برداشت. بگمان من این صرف یک موضوع بیروکراتیک بود تا اینکه مانع سفرمن به ایالات متحده شوند.
امی گودمن :- شما از اوضاع افغانستان دارید چیزی بگوئید؟
سیما ثمر :- بلی، میتوانم، شما میخواهید از اوضاع جاری بشنوید.
امی گودمن : بلی، توضح بفرمائید.
سیما ثمر :- متآسفانه پس از زمان پنجسال از سقوط طالبان ما در زمینه حقوق بشر دست آورهای عملی چندانی نداریم. به نظر من دموکراسی و حقوق بشر تنها با فعالیت های نظامی بدست نمیآید. برای پیاده کردن دموکراسی و یا ارتقای سطح دموکراسی درکشورهای افغانستان، عراق و یا دیگر کشورهای همانند آن دو، یک برنامه همه جانبه نیاز است. بلی دست آورد های داشته ایم، ما انتخابات داشتیم و صاحب قانون اساسی شدیم . ولی، در واقعیت ما از سال گذشته به اینطرف دراین کشور فضا را دربرابر طالبان و طالبسازی بازنده بودیم.
ما در بسا جهات مبارزه داشته ایم ، ولی در واقعیت وضع زنان چندان تغیر نکرده است، در قانون اساسی از برابری حقووق زن ومرد تذکر رفته است ولی، قانون بواقعیت آن در زیادترین بخشهای کشور به نفع زنان مورد اجرا قرار نگرفته است. در بعضی شهرهای برزگ زنان دستآوردهای دارند آنها به تحصیل ومشغولیت دست یافته اند ولی در دهات نه. آنها با دشواریهای مانند زمان طالبان مواجه اند. سختگیریها و موانع فراوان در برابر حقوق زن وجود دارد و تخلفات بسیاری در حصه زنان صورت میگیرد، کشتارزنان و دختران زیراتهام حتک شرافت خانوادگی نیزاتفاق میافتد.
امی گودمن :- آخرین خبر از افغانستان اینکه ملا دادالله یکی از اعضای برجسته ملاعمر رهبر طالبان دیروز در جنوب غرب افغانستان در منطقه هلمند کشته شده، اهمیت قضیه تا چه حد است و عکس العملها چگونه بود؟
سیما ثمر :- من فکر میکنم که یک دستآورد مثبت است، ملا دادالله یکی از رادیکال ترین قوماندانهای طالبان در کشور بود. فکرنمیکنم با کشته شدن یکی از طالبها تغیری در وضع کشور بیاید، مردم تغیردر زندگی روزمره شان را توقع دارند. چرا مردم یاری رسان طالبان اند؟ چرا برای آنها کمکهای مردمی میشود؟ میخواهم بگویم که آنها دربین مردم جا دارند بخاطریکه زندگی آنها تغیری نداشت. انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان تغیرات عمده ای در زندگی مردم بهمرا نیاورد. کمبود اشتغال، کمبود دسترسی به امکانات درمانی، تعلیم وتربیت و عرضه بسیاری دیگرازخدمات اساسی آماده برای آنها آماده نشد. بلی، کشته شدن یکی ازبزرگترین قوماندان طالبان تغیری در وضع نمیآورد، اضافه برکارهای نظامی برنامه وسیع دیگرهمزمان باید پیاده شود. کارهای انکشافی فراوان ودر ضمن مسئولیت پذیری، عدالت اجتماعی ونظام دولتی خوب در کشور نیاز است تا فضای باور و اعتماد بین مردم و دولت ایجاد شود.
امی گومن : داکترینار محمد از وضع حاضر زنان در عراق ؟
ینار محمد :- پیشترخود شما از تجلیل قتلهای شرافت خانوادگی در شرائط تازه یاد کردید. پدیده ای است تازه که ما درعراق در سالهای پیش از جنک تجربه نکرده بودیم. آن دوشیزه جوان در بوسیله نه ده نفر کشته شد، در حلقه این نه نفر به صدها تماشگر ایستاده بود، آنها هیچ اقدامی نکردند ، آنها باتلفونهای همرا و کمره هایشان مصروف فلمبرداری صحنه بودند. در آن یاداشت آنچه که کم است و گفته نشده است وجود آئیننامه های است که بخش از قانون است و عمل کشتن زنان ناقض شرافت خانوادگی را قوت میدهد.
آنچه که زیر نام به اصطلاح آزادسازی درعراق صورت گرفت زنان عراق را در کشور خودشان به مهاجرت کشانید. ملیونها از ما متهم بمرگ هستیم و زندگی ما مورد تهدید است، کسی نیست که بداد ما برسد و ازحیات مان حمایه کند. پولیس ها حضورداشتند حتی کمک کردند که دختر را به قتلگاه ببرند. اصلاً درمتن قوانین حقوق ما مفقود است. قتلهای نقض شرافت خانوادگی رو به افزایش است به اسارت کشیدن زنها در این زمان بیشتر شده است. اسناد سازمان ما میرساند قاچاق زنان رو به افزایش است و کار زیادی در این زمینه نشده است.
زمانیکه به اوضاع توجه میکنید میبینید کشور بدست افراطیهایی سپرده شد که مرتکب حادثه 11 سپتمبر بودند. چرا چینل های تلویزیونی در اختیار اسلامیستها قرار داداه شده است؟ دموکرات ها کجا شدند چرا از آنها حمایه میشود؟ سکیولارها کجا شدند؟ چرا گروپهای زنها حمایه نمیشود و ما یکی از مثالهای آن هستیم. هدف وبرنامه همین بود که ما را، زنها و کسانیکه آزادی عراق را میخواستند تضعیف کنند. بنیادگرایان را حمایه میکنند تا حاکمیت را دراختیار آنها قرار بدهند.
من امروز در یادشتهای رسانه ای امریکا خواندم که افراطیها به شاخه های متعدد تقسیم شده اند و بیش از این با هم یکجا کار نمیکنند. این دیگرخوشفکری احمقانه ایست، کشور اشغال شده است. بجای آنکه برنامه داشته باشند که وضع را به طرف مثبت تغیر بدهند آنها منتظرند تا مقاومت ازهم بپاشد. آنچه که در عراق اتفاق میافتد یک فاجعه است.
هنوز هم الترنیتف های هست. آنهایکه به آزادی عراق علاقمند اند، گروپهای زنان،گروپهای جوانان، گروهای کارگری اینها هیچکدام پشتوانه ای نیافتند. این گروپها در پارلمان نمایندگی وجایگاه نیافتند. آنها به کمک گروپهای میزوگونیست و آنهایکه برنامه های ضد انسانی دارند رفتند. این است اشغال عراق. اینگونه عراق به سمت طالبانیزاسیون میرود چزیکه ما شاهد آن هستیم.
قتل آن دختر جوان کردی (دعا) یکی از نمونه هاست، زنان عراق همه مورد تهدید اند. این خودش میرساند که مردم عراق محبوسینی اند در داخل سرزمین خودشان. شما نمیتوانید حتی به خاطر گریز از حاثه به اردن یا جای دگربروید آنها نمیگذارند شما ازمرز رد بشوید. این یک بن بست بزرگ است و جوابی برای آن نیست.
پیشنهاد و جواب از جانب ما این است که نیروهای ایالات متحده فوری از کشور ما خارج شود. بخاطریکه ما مردم عراق نمیخواهیم همه ای جهادگران از سراسرجهان به عراق بیایند وعلیه نیروی به اصطلاح شرایالات متحده بجنگند، زندگی وهستی ما نابود شود. ارتش امریکا بزودترین زمان و بدون هر قیدوشرطی عراق را باید ترک بگوید. ما این بحث را نمیپذیریم که پس از خروج اشغالگران حمام خون در عراق درست خواهد شد، حالتی بدترازجنگ های فرقه ای وجود نمیداشته باشد، اینهم پیامد جنگ اشغالگرانه است. سقط حقوق قانونی زنان، جنگهای فرقه ای، موانع فرار از حادثه به جای امن اینها مسائلی اند که همه روزه اتفاق میافتد. همه این مسائل یک حل دارد که نیروهای ایالات متحده بدون قید وشرط و همین حالا کشور عراق را ترک بگوید.
امی گودمن :- داکتر ثمر، شما که توضیح خانم ینار محمد را از وضع زنان در عراق شندیدید، شما آنراچگونه با کشور خودتان مقایسه میکنید؟
داکتر ثمر :- فکر میکنم دشواری های افغانستان و عراق همانند اند. فکر میکنیم یکی از دشواری ها پیاده کردن قصه نامؤفق افغانستان درعراق است. فکر میکنم رابطه های قضیه در دوکشور در یک منطقه مسلمان نشین با هم نزدیک است. ما دیدیم و مردم مانیزدیدند که بممبگذاری های انتحاری، بمب گذاریهای کنار جاده ای و بمب گذاریهای با اتوموبیل یا از راه دور و در حقیقت اوضاع ازهم تفاوت چندانی ندارد.
ولی یک تفاوتی است که ما در کشور نیرویها ائتلاف و نیروهای ایساف را داریم. نیروی ائتلاف شامل امریکائی و بریتانیائی هاست. ولی نیروهای ایساف از کشورهای ناتو است. با تأسف که در کار عملیات مشترک آنها همآهنگی چندان وجود ندارد.
انها پالیسی هم مانند را درعراق پیاده کردند. با این فهم که حمله به افغانستان علیه طالبان یک وجه یا استدلال حقوقی داشت که کاملاً با وضع عراق فرق میکرد. البته میزان تخلفات درعراق نسبت به افغانستان بسیار بالاست ولی، شدت حملات در افغانستان نیز رو به شدت است. تقریباً در شش هفت ولایت آنها فعال اند و در بسیاری از بخشهای های این ولایات فضا را برای دولت مرکزی را تنگ کرده اند.
من فکر میکنم فرصت آن پیش آمده که جامعه جهانی با در نظر گرفتن اوضاع، تلاش پنجسال گذشته شانرا دید دوباره بزنند و نکات ضعیف آنرا برجسته بسازند تا نشود اشتباهات سالهای 80 و 90 را تکرار کنند. من با خانم ینار کاملاً هم عقیده ام. ما دشواری های مشابه در افغانستان داریم. با گروپهای مترقی کشور کمک نمیشود. همیشه تلاش براین بوده است جامعه جهانی و امریکائیها گروپهای بنیادگرا و گروپهای مقتدرجهادی را یاری برسانند. زمان حمله ایالات متحده به افغانستان علیه طالبان، قوماندانهای جهادی کمک های کلان دریافت داشتند. آن قدم آغازین بود و به تعقیب آن پولهائی پرداخته شد که آنها قادر باشند مواضع شان نگهدارند. مشکل سوم، این زمان ازحسابدهی، مساوات، حقوق بشرو احترام حقوق بشرهیچ حرفی جدی نیست. زمانیکه در کشوری حقوق بشر و سرنوشت انسان رعایت نشود، و از همه مهمتر برابری حقوق زن ومرد رعایت نشود چگونه میتوان از دموکراسی سخن زد. من فکر میکنم حق زن حق انسان است و همه به این باور دارند. ولی، این مسئله به شکلی کنار گذاشته شده و تلاش ندارند که آنرا زیاد بالا بکشند و سعی دارند بما بگویند که آن مسئله سنتی شماست و به سنتها، فرهنگ و باور شما کاری نداریم. به آن سنتی که زنها را زیر شکنجه اش دارد، حق انسان را در کشورنقض میکند باور نداریم. این وضعی است که در کشور جاریست روشنفکران ومردم مترقی هیچگونه پشتوانه ای ندارند.
بطور نمونه، ما استیضاح وزیر خارجه را در پارلمان افغانستان وپرسش ها را از او درموضوع اخراج مهاجرین افغان ازایران شاهد بودیم.اینکه وظیفه او نبود و نمیتوانست در برابریک کشورقدرمند مقاومت بکند. مسائل سیاسی فراوانی است که مهاجرین اخراج شوند، از جمله موضوع وجود امریکا در افغانستان، که ایران میخواهد روی حضورامریکائیها فشار وارد سازد. او استیضاح شد و تلاش شد که از کابینه کنار گذاشته شود. جامعه جهانی وایالات متحده امریکا باید موضع محکم در زمینه میداشتند. او به ساختار های احزاب افراطی تعلق ندارد. او را یاری نرسانیدند. پارلمان او را از پیشآمدی که به کار او ارتباط ندارد به استیضاح و پُرس وجو کشانید. ما انتخاب پیش هنگام پارلمانی داشتیم که بسیاری از قوماندانان جنگی(وار لارد) و جنایتکاران جنکی بداخل پارلمان آمدند . چنین ساختاری نمیتواند اسباب رشد دموکراسی شود. متأ سفانه کار مشابه را در عراق کردند.
امی گومن :- شما وضع درکشور خودتانرا افغانستان که در آن جا شما مسئول کمسیون غیر وابسته حقوبشرهستید با وضع زنان در دارفور سودان چگونه مقایسه میکنید؟ شما که بازرس فوقالعاده حقوق زنان در سودان و بخصوص دارفور هستید.
داکتر سیما ثمر :- بلی، شباحت های بین سودان و افغانستان است حد اقل یک تشابح که من با آن برخورددم و دیدم. کمبود مسئولیت پذیری وعدالت، و آن بمانند افغانستان و عراق است. جنایت های از جانب ادمهای مختلف در کشور انجام میابد، و هیچ کدام آنها به پای میزعدالت نمیرسند. در هر دو کشورهیچکدام جنایتکار به کیفراعمال گذشته شان نمیرسند. در زمینه حقوق زن باید بگویم که هر دو کشور افغانستان و سودان کشورهای سنتی هستند. با تأسف باید بگویم زنان در دارفور به افزار جنگ تبدیل، ومورد تخلف وتجاوز جنسی قرار گرفتند.
امی گودمن :- خانم ینار محمد، شما گفتید همین حالا ارتش امریکا ازعراق بیرون شود. اگر ممکن است تصویری برای ما بدهید که اگرهمین امروز ارتش امریکا از عراق خارج شود چه اتفاقی در عراق پیش میاید؟
ینار محمد :- من نمیگویم که بهشتی فوری خواهیم داشت، ارتش امریکا مقناطیسی است که جهادی ها را برای مبارزه بطرف خویش میکشاند. اگر این ارتش خارج میشود آنها نیز کشور را ترک میگویند و دلیلی برایشان باقی نمیماند که به عراق بیایند. اگر ازمن بپرسید که اسلامیست ها در قدرت هستند و آنها با هم خواهند جنگید، جواب من بلی است. جنگ بین آنها اتفاق میافتد.
ولی، آنهایکه در قدرت هستند، (قدرت) واقعی نیستند. آنها پایگاه مردمی ندارند، چنانچه که در دوسال اول داشتند. اگر شما به شهرک صدربغداد و محلات شیعه نشین بروید میبینید که جوانان در صدد رفتن به سمت گروهای غیر مذهبی ومترقی اند. احزاب اسلامی عراق موقف پرقدرت در کشور نداشتند، جنگ علیه امریکا به آنها نیرو و قدرت بخشیده است. ما همه میدانیم که مقاومت ترکیبی از بعثیهای سابقه، نشنالیستهای عرب و القاعده است، زمانیکه ارتش آمریکا از عراق خارج میشود مقاومت بنیادش را از دست میدهد و یکنوع گثرت گرائی بوجود میآید.
میدانید امی، که ما از مشابهات بین جامعه افغانستان وعراق زیاد کفتیم. ولی، یک تفاوت است که در عراق جامعه و زیربناها وجود داشت و کار میکرد، مردم دریک شرائط چند ده