گزارش مصوبات شورای وزیران

مورخ 25 سنبله 1387

ارسالی آصف ننگ از شورای وزیران افغانستان

جلسۀ نوبتي شوراي وزیران با تلاوت آيات چند از كلام الله مجيد، تحت ریاست جلالتمآب محترم حامد كرزي رئيس جمهوري اسلامي افغانستان در قصر گلخانه ارگ ریاست جمهوری دایر گردید.

در آغاز مجلس، شوراي وزيران مراتب تسليت، اتحاف دعا و همدردي خويش را نسبت شهادت فقيد عبدالله وردك والي ولايت لوگر و سه تن همراهانش كه در اثر حادثه ناجوانمردانه مين گذاري دشمنان صلح و آرامش كشور دو روز قبل جام شهادت را نوشيدند به خانواده و بازمانده گان شان عرض نموده از دربار خداوند متعال بهشت برين را برايشان آرزو نمودند.

همچنان رئيس جمهوري تاثرات عميق خويش را نسبت شهادت دو تن از داكتران ورزيده كشور، داكتر مامون طاهري، داكتر شمس الحق كاكر و راننده آنان كه مصروف واكسين ضد فلج كودكان در ولسوالي سپين بولدك قندهار بودند، ابراز نمودند. در نتيجه اين حمله انتحاري بتعداد 16 تن از افراد بيگناه ملكي نيز مجروح گرديدند.

شوراي وزيران براي شهداي نامبرده بهشت برين، براي خانواده هاي آنها صبر جميل و براي مجروحين حمله انتحاري شفاي عاجل را آرزو نمودند.

سپس رئيس جمهوري از سفر غير رسمي اخير شان به كشور امارات متحده عربي كه بنابه دعوت والاحضرت شيخ خليفه بن زايد ال نهيان رئيس دولت امارات متحده عربي صورت گرفته بود به مجلس معلومات ارايه نموده فرمودند: طي اين سفر دوستانه و ضيافت افطاريه كه توسط آنكشور ترتيب شده بود با رئيس دولت، وليعهد، وزير امور خارجه و ساير مقامات بلند رتبه آن كشور ديدار و ملاقات صورت گرفت در ضمن گفتگو هاي همه جانبه يك سلسله تفاهمات و توافقات ابتدائي در مورد تطبيق چند پروژه عمراني و انكشافي و نيز روي سرمايه گذاري آن كشور در افغانستان صحبت بعمل آمد علاوه برآن در اين ملاقات هر دو جانب، در مورد روابط دوجانبه، اوضاع منطقه و تحكيم روابط تجاري و همكاري متقابل در ساير ساحات بحث و مذاكره نمودند، امارات متحده عربي در نظر دارد كه پروژه بزرگ خانه سازي را در شهر كابل به راه بياندازد و هم در مورد تفحص نفت و گاز در افغانستان و انتقال گاز تركمنستان از طريق افغانستان علاقمندي خاصي نشان داده است.

رئيس جمهور، مشاور ارشد اقتصادي رياست جمهوري، وزراي انكشاف شهري و معادن را موظف نمود تا ادامه مذاكرات با كشور امارات متحده عربي را در موارد فوق الذكر پيگيري نموده بمقام رياست جمهوري گزارش دهند.

همچنان رئيس جمهوري از نتايج سفر شان براي اشتراك در مراسم تحليف رئيس جمهور جديد كشور پاكستان به جلسه توضيح داده فرمودند: اين سفر نسبت به سفر هاي قبلي شان به پاكستان تفاوت بسيار داشته كه براي جانب افغانستان از اهميت فوق العاده برخوردار بود، در اين سفر ماحول و فضاي گفتگو بين دو كشور كاملاً دوستانه و بطور بسيار صميمي بوده كه در اين سفر صفحه جديدي از مذاكرات بين دو كشور همسايه گشوده شده است.

در نتيجه تفاهم جهت شموليت يك تعداد شخصيت هاي نخبه كه در مباحثات آمادگي براي تدوير دور دوم جرگه مشترك امن ميتواند نقش مهم را ايفاء كند تعداد اين جرگه گي از 25 به 30 تن بالا برده شد، هر دو كشور اين پنج تن عضو جديد را بزودي معرفي و اولين جلسه كميسيون مشترك جرگه امن بعد از عيد سعيد فطر در اسلام آباد داير گردد.

همچنان توافق بعمل آمد تا بمنظور مبارزه مشترك دو كشور عليه تروريزم راهكارهاي جديدي جستجو گردد كه از جمله ميتوان از تدوين ستراتيژي مشترك مبارزه عليه تروريزم ياد نمود، دولت افغانستان قوياً متعهد است تا در امر مبارزه عليه تروريزم و دهشت افگني با كشور پاكستان و جهان همكاري نمايد.

رئيس جمهوري به منظور رسيده گي به وعده هاي شان به باشنده گان قريه عزيز آباد ولسوالي شيندند ولايت هرات هيئتي را به تركيب كارمندان تخنيكي و فني وزارتهاي انكشاف شهري، انرژي و آب، زراعت و آبياري، احياء و انكشاف دهات، معارف و صحت عامه تحت رياست معاون اداره مستقل ارگانهاي محل موظف نمود تا به آن ولسوالي سفر نموده علاوه بر ايجاد شهرك رهايشي، ساير پروژه هاي عام المنفعه را در آنجا پلان و عملي نمايند.

رئيس جمهوري راپور ارايه شده وزارت امور زنان در مورد اعمال خشونت عليه زنان را به دقت مطالعه نموده به وزير داخله هدايت فرمودند تا هر چه عاجلتر در دستگيري عاملين قضايا و سپردن آنان به پنجه قانون اقدام نمايد.

طبق اجندا، فیصله های شماره 15 کمیتة اقتصادی شورای وزیران توسط معین وزارت اقتصاد به جلسه مطرح و مورد تائید قرار گرفته و مرعی الاجرا دانسته شد.

متعاقباً کابل شاروال نظر کمیسیون موظف در مورد کنترول قیم مواد ارتزاقی و محروقاتی را به جلسه چنین مطرح نمود:

بتاسی از حکم مقام ریاست جمهوری، کمیسیون متشکل از نمایندگان وزارت های مالیه، زراعت و آبیاری، ریاست شاروالی کابل و اتاقهای تجارت و صنایع تحت نظر وزارت اقتصاد، کنترول و استقرار قیم، فروش مواد ارتزاقی و محروقاتی را مورد ارزیابی قرار داده و نظریات خویش را طی نه ماده غرض بحث به شورای وزیران پیشکش نموده است.

شورای وزیران بعد از بحث همه جانبه روی ارزیابی قیمت تمام شد مواد ارتزاقی و محروقاتی فیصله بعمل آورد تا وزارت تجارت و صنایع یک اداره را بنام تجارت عادلانه (Fair Trade) به منظور احصائیه گیری و ارزیابی قیم توأم با تشکیل و طرزالعمل كاري آن اداره در تفاهم با وزارت مالیه و شاروالي كابل در چوکات آن وزارت ایجاد نماید.

در بخش دیگر اجندا، استملاک شش چهارراهی در شهر مزارشریف توسط رئیس ادارة مستقل ارگانهای محل به جلسه چنین مطرح شد:

به خاطر زندگی بهتر شهری موازی به رشد نفوس و ازدیاد وسایط ترافیکی مطابق ماستر پلان شهر مزارشریف به توسعه و احداث چهارراهی های دروازة بلخ، قوماندانی امنیه، نهرشاهی، زراعت، محمد ایوب و چهارراهی صدیقیار ضرورت جدی شهری مزارشریف بوده که مجموع زمین ساحة تحت استملاک در شش چهارراهی موازی 15577 متر مربع که ازجمله زمین ملکیت اشخاص موازی 8367 متر مربع به قیمت مجموعی مبلغ هشتاد و یک ملیون و هشتاد و چهار هزار و پنجصد و هفتاد افغانی میگردد که پول استملاک از عواید شاروالی مزار شریف پرداخت میشود.

شورای وزیران توسعة شهر مزارشریف را مطابق ماستر پلان آن شهر موجه دانسته و استملاک موازی 8367 متر مربع زمین شش چهار راهی را به قیمت مجموعی هشتاد و یک ملیون و هشتاد و چهار هزار و پنجصد و هفتاد افغانی افغانی از بودجة شاروالی شهر مزار شریف مورد تصویب قرار داد.

همچنان مطابق آجندأ، تقاضاي وجوه مبلغ هشت ملیارد و سه صد ملیون افغانی غرض خریداری مقدار یکصد و هشتاد ملیون لیتر تیل دیزل مورد ضرورت دستگاه های مولد برق حرارتی توسط معین وزارت انرژی و آب به جلسه مطرح و خاطر نشان گردید که نسبت اوضاع جوی نا مساعد طی سال جاری، نبود آب وافر به کاسة بند نغلو به تناسب سال های قبل، غرض رفع مشکلات همشهریان کابل، فابریکات صنعتی، متشبثین خصوصی و دوایر دولتی از ناحیة کمبود جریان برق، یگانه راه حل آن تامین مواد سوخت برای دستگاه های حرارتی میباشد.

شورای وزیران بعد از بحث همه جانبه فیصله بعمل آورد تا وزارت های مالیه، انرژی و آب و اقتصاد وجوه مورد نیاز را با کشور های تمویل کننده مطرح نموده مقام رياست جمهوري را از اجراات شان مطلع سازند.

در اخیر جلسه، معاهدات بین المللی ذیل توسط وزیر امور خارجه به جلسه مطرح و مورد تائید قرار گرفت:

  1. یادداشت تفاهم همکاری های آموزشی بتاریخ 8 سرطان 1387 هجری شمسی مطابق به 28 جون 2008 میلادی میان وزارت معارف ج. ا. ا. و وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران به امضأ رسیده است. این یادداشت تفاهم دارای13ماده و 13 فقره بوده، مطابق به آن، وزارت معارف جمهوری اسلامی افغانستان موافقت خود را با تاسیس مدارس مشترک ایران – افغانستان با مدیریت مشترک در افغانستان اعلام مینماید، در این خصوص طرف افغانی زمین یا مکان مناسب را برای تاسیس و پیشبرد مدارس در اختیار طرف ایرانی قرار میدهد.

  2. موافقتنامة فعالیتهای تعلیم و تربیه که بتاریخ 2 حمل 1387 هجری شمسی مطابق به 21 مارچ 2008 میلادی بین وزارت معارف ج. ا. ا و کمیتة سویدن برای افغانستان به امضأ رسیده است، دارای 9 ماده و 47 فقره بوده، این موافقتنامه با درنظرداشت اصول و مقررات میثاق ملل متحد برای حقوق طفل که از جانب جمهوری اسلامی افغانستان و حکومت سویدن امضأ و مورد تائید قرار گرفته و در روشنی اعلامیة جهانی ملل متحد «تعلیم و تربیه برای همه تا سال 2015» عقد گردیده است.

  3. تفاهمنامة تطبیق کمک های جاپان از طریق موسسات غیر دولتی بتاریخ 19 مارچ 2008 میلادی مطابق 29 حوت 1386 شمسی بین وزارت اقتصاد جمهوري اسلامي افغانستان و سفارت کشور جاپان مقیم کابل به امضأ رسیده است. این تفاهمنامه دارای چهار پاراگراف میباشد و هدف عمدة آن مساعدت های بلاعوض برای پروژه های اساسی در جهت ارتقای سطح زندگی مردم محل بوده، کنترول و نظارت از پروژه های مذکور به عهدة وزارت اقتصاد ج.ا.ا میباشد.

  4. موافقتنامة اجرای پروژة بازسازی سرک بامیان- میدان شهر که دارای 16 ماده و 50 فقره میباشد بتاریخ 22 سرطان 1387 شمسی مطابق به 12 جولای 2008 میلادی بین جمهوری اسلامی افغانستان و دولت جمهوری ایتالیا به امضأ رسیده است که مطابق به آن دولت ایتالیا تحت نظر هیئات مدیره، خود را متعهد به اعطای مبلغ شصت و سه ملیون و چهار صد هزار یورو به شکل کمک بلاعوض جهت اجرای بخش 2 پروژة بازسازی سرک بامیان- میدان شهر (از بامیان الی کوتل اونی) به دولت جمهوری اسلامی افغانستان میداند.

ارگانهای دولتی موظف گردیدند تا در عقد معاهدات بین المللی، احکام قانون معاهدات بین المللی را جداً رعایت نموده و وزارت امور خارجه موظف گردید تا طبق فقرة (5) مادة (90) قانون اساسی ج.ا.ا، آنعده معاهدات فوق الذکر که ایجاب تصدیق شورای ملی را مینماید، از طریق دفتر وزیر دولت در امور پارلمانی به آن شورا ارجاع نماید.


مردم هنوز وامدار هستند
آقای کرزی از جمله اضافه کرد که «مه از تجربه شش ساله ی خود برای همه می گویم که
شکار فتنه انگیزی دشمنان افغانستان نباشند و دیگر بین شان جنگ سالار و کمونیست نباشند !!!!!! ....
سايت وزين پیام آفتاب

اظهارات آقای کرزی و متقابلا سخنرانی های دیگر دست اندر کاران امور، در گردهمایی ای که به خاطر هفته شهید و تجلیل از سالگرد احمدشاه مسعود، ایراد شد، حامل پیام های نه چندان رمزی بلکه عریان و شفافی بود که نیات و مقاصد هر دو جناح طالب قدرت را بازگو می کرد و نشان می داد که حضرات شان، فارغ از درد و رنج و آمال مردم، دغدغه ای جز حفظ قدرت و کسب سهم بیشتر در آن ندارند. آقای کرزی طی بیانیه ای که بیشتر لحن استمالت جویانه و دلجویانه داشت، با دعوت از رهبران سیاسی و جهادی افغانستان به اتفاق، به خاطر بهبود وضعیت فعلی کشور، خارجی های نا شناخته ای را که به زعم ایشان در تلاش اند تا میان احزاب و رهبران سیاسی تفرقه ایجاد نمایند، متهم نمود و گفت در این اواخر (منظور ایشان همان زمانی است که نظر خارجیان در مورد ایشان، با کم لطفی توام شده است وآقای کرزی چند روز قبل از خراب شدن رابطه اش با آنان سخن گفته بود)، برخی از خارجی ها تلاش می کنند، میان رهبران سیاسی و جهادی تفرقه ایجاد کنند و به سود خود از آنها استفاده نمایند. چه رهبران نازنینی! آقای کرزی هم چنان گفت که قطعا امکان ندارد این خاک جور شود مگر توسط افغان ها (اشتباه نشود، منظور ایشان از افغان ها فقط اطرافیان خودش و آن کسانی است که تا اکنون به صورت رسمی وغیر رسمی در خوان یغمایی که بر این کشور گسترده است، سهیم بوده اند، نه مردم افغانستان که سهم آنان در تمامی عرصه ها یکسره نا دیده گرفته شده است وغیر از قربانی شدن سهمی نداشته اند). آقای کرزی از جمله اضافه کرد که «مه از تجربه شش ساله ی (یکسال کمتر از هفت سال، زیرا در آن سال همه متفق بودند) خود برای همه می گویم که شکار فتنه انگیزی دشمنان افغانستان نباشند و دیگر بین شان جنگ سالار و کمونیست نباشند. واقعا عجیب است که یک رییس دولت پس از شش سال تمام تازه به فهم مساله بدیهی ای قادر شده است که همه کتاب های اخلاقی و دینی ما مملو از آن است و عجیب تر این که همین شخص دیر فهم بازهم می خواهد رییس و رهبر باشد. البته آقای رییس جمهور از یاد برده اند که خود ایشان نیز جنگ سالاران را بدتر از تروریستان و خطرناکتر از آنان معرفی کرده بودند. در برابر این دعوت به اتفاق رییس جمهور، جانب مقابل نیز واکنش موافق نشان داده و طالب سهم بیشتر برای خودشان در قدرت شدند. به این ترتیب هر دو طرف نشان دادند که از هیچ فرصتی، برای چانه زدن بر سر اصلی ترین مساله یعنی تقسیم قدرت غافل نیستند. صریح تر از همه نیز آقای سیاف بود که با لحن و ادبیات خاص خودش گفت: این میدان را تا مجاهدین نزنند، پدر کسی زده نمی تواند. معنای ضمنی این سخن آن است که باید زمام امور به مجاهدین سپرده شود و یا به مجاهدین در قدرت سهم بیشتر داده شود. البته روشن نیست منظور ایشان از مجاهدین، کی ها هستند؟ اگر آن کسانی منظور باشد که در جریان جهاد تفنگ گرفته اند، حکمتیار و حزب اش با بسیاری از طالبان را نیز شامل می شود و آن تعداد از برادران عرب و کرنیل های پاکستانی و... حتا نابرادران امریکایی را در بر می گیرد که سهم غیر قابل انکاری در جهاد داشتند. در حالی که مجاهدین اصلی آنهایی هستند که در جهاد با نفس که جهاد اصلی و اکبر است، نیز مبارزه کرده باشند؛ از تجاوز به جان و مال و شرف و عزت و آبروی سایر مسلمانان پرهیز کرده باشند و اجر کردارشان را نیز فقط از خدا بخواهند، نه این که آن را به مثابه ی دینی پایان ناپذیر بر مردم بر آنان تحمیل نمایند. از این ها که بگذریم، هیچ معلوم نیست این دین در چند نسل خاتمه می پذیرد. مگرنه این است که هم اکنون رییس دولت و معاونین اش، اکثر اعضای هر دو مجلس و رییسان آنان، برخی از وزیران، از مجاهدین می باشند و آن وزیرانی هم که مجاهد نیستند، از مجلسی رای گرفته اند که اغلب اعضای آن مجاهد می باشند. از همه گذشته آنهایی که مردم را دین دار خویش می دانند، دست کم از شصت هزار انسانی که فقط در کابل و در اثر موضع گیری غیرمسوولانه آنان قربانی شده اند، نیز یادی کرده، معذرت بخواهند و غرامت بیوه و یتیم شدن و خانه خرابی آنان را نیز بپردازند. این برخلاف جوانمردی است که برای خود فرمان عفو بنویسیم، ولی مردم را وامدار همیشگی خویش بدانیم./

بازی با احساسات، وضعیت را بدتر می کند

احسان الله دولت مرادی- در بعضی از رسانه ها، به نقل از رییس جمهور نقل شده است که وی در دیدار با شماری از اعضای مشرانو جرگه نقش خود را با نور محمد تره کی، رییس جمهور دوران کودتای خلق و پرچم مقایسه کرده و از عدم صلاحیت اش شکوه کرده است. برخی ها نگران اند که این سیاست رییس جمهور به آغاز ماجراجویی های پایان ناپذیر از سوی افراد و اشخاص ماجراجو بیانجامد و موج جدیدی از خشونت ها را ايجاد كند. از همین رو است که نقش رسانه ها، به ویژه رسانه های متعهد به مسوولیت های اجتماعی برجسته می شود و این نیاز به صورت بارز به وجود می آید که همگام با حساسیت اوضاع و زمان، باید به مردم آگاهی داده شود و از بازی با احساسات آنان جلوگیری صورت گیرد. زيرا اكنون افغانستان داراي دولتی مي باشد كه مي تواند مشكلات را از راه های معقول و مشروع آن حل كند و لزومي ندارد تا شخصيت هاي سياسي كشور ما براي توجيه ضعف هاي خود به بازي با احساسات بپردازند.
در این که وضعیت امنیتی افغانستان نسبت به گذشته بد تر شده است، هیچ تردیدی نیست، اما آنچه اهمیت دارد، این است که باید تمامی امکانات برای این به کار بسته شوند که با این وضعیت بد و تبدیل کردن آن به خوبی، مقابله صورت گیرد، نه این که تلاشی روی دست گرفته شود که این وضع بد به وضعیت بدتری منجر گردیده و شرایط را بیش از پیش بحرانی تر کند.
شکی نیست که در به وجود آمدن این وضعیت بد، سه عامل نقش مهم و عمده ای داشته اند. یکی طالبان بوده اند که در راستای تضعیف دولت و شکست قوای بین المللی دست به مخاصمت و مقابله زده و باعث به وجود آمدن نا امنی شده اند که این حالت تا کنون نیز ادامه دارد. عملیات های انفجاری و انتحاری و ... از سوی طالبان، یکی از عوامل اصلی است که امنیت در کشور را به هم زد و شرایط زندگی عادی برای بسیاری از هم وطنان ما را در بخش وسیعی از کشور در هاله ای از ابهام قرار داده است.
عامل دوم، ضعف دولت افغانستان در اجرای وظایف اش بوده است. حامد کرزی، رییس جمهور کشور در همان آغاز به قدرت رسیدن در نیمه دوم سال 1380 با یک عالم ادعا و وعده و وعید، قدرت را به دست گرفت و مردم را در حالتی از امیدواری قرار داد. آقای کرزی با این که در دو دوره رهبری بر دولت های موقت و انتقالی نتوانست به بسیاری از وعده های خود عمل کند، در دوره تبلیغات انتخاباتی برای رسیدن به ریاست جمهوری در دولت انتخابی نیز وعده های خود را تکرار کرد تا مردم را امیدوار نگهداشته و آرای آنان را کمایی کند. اجرا نشدن وعده های سپرده شده توسط رییس جمهور، باعث گردید تا مردم نسبت به دولت وی بی اعتماد گردند. این موضوع نیز سبب گردید تا نا امنی گسترده تر گردد.
از مهم ترین وعده هایی که رییس جمهور کرزی به مردم سپرده بود، برقراری عدالت، جلوگیری از قاچاق مواد مخدر، محو فساد و رشوت ستانی و جلوگیری از بوروکراسی نا کار آمد بود. با گذشت سالیان درازی از حاکمیت وی و حتا به سر رسیدن موعد حاکمیت وی، به اساس زمانبندی از پیش تعیین شده در قانون، وی در هیچ عرصه ای کار خاصی را انجام نداد یا نتوانست. از همین رو، حمایت مردم از این دولت کاهش یافت و زمینه های نا امنی اجتماعی نیز افزایش یافت. به ویژه این که برخورد بسیار ضعیف دستگاه های عدلی و قضایی دولت با ناقضان قانون، زمینه ساز بخش جدید و شکننده ای از نا امنی اجتماعی در ساحاتی از کشور گردید که خطری از ناحیه طالبان در آن مناطق متصور نبود.
عامل سوم در این وضعیت، عملکرد نیروهای ناتو می باشد. نیروهای خارجی که در افغانستان با ادعای اعاده صلح و استقرار امنیت، حضور یافته اند، در انجام عملیات شان نادقیق عملکرده و با رویه ی نادرست با مردم و خانه تلاشی ها و بمباران های غیر دقیق و آسیب رساندن به غیر نظامیان، باعث گردیدند تا نظر مردم نسبت به این نیروها تغییر کند. این موضوع نیز زمینه ی تهاجم تبلیغاتی را برای مخالفان دولت به شمول طالبان مهیا ساخت .
با توجه به شرایط روانی خاصی که بر جامعه افغانستان استیلا دارد، این هراس موجود است که حضور نیروهای خارجی به خصوص با توجه به نحوه ی عملیات شان، زمینه ساز ورق خوردن فصل جدیدی از تحولات آشفته در کشور گردد و عده ای با استفاده از همین موضوع صفحه ای جدیدی از مخاصمت ها و جنگ ها را روی دست گیرند. در این میان آن که وظیفه ی اصلی را برای تشخیص این موقعیت حساس دارد، شخص رییس جمهور کرزی است که باید از یک سو از حساس تر شدن بیشتر مردم جلوگیری کند و از سوی دیگر با به کارگیری امکانات داخلی و بین المللی نیروهای خارجی را به اثرات جانبی نحوه ی عملکردشان متوجه سازد.
همزمان با اظهاراتی که رییس جمهور کرزی در شیندند ارایه می کند و در آن با احساسات بر خارجی ها می تازد، این نظر در میان مردم به وجود می آید که گویا خارجی ها بدون رضایت شخص رییس جمهور در کشور حضور دارند، در حالی که شخص آقای کرزی از حضور این نیروها استقبال کرده و حتا روی همین موضوع ، بحث آشتی اش با طالبان بی نتیجه مانده است. رییس جمهور کرزی بارها تصریح کرده است که نبود نیروهای خارجی باعث برگشت افغانستان به دوره ی تیره سابق می گردد.
از همین رو شخص رییس جمهور به این جهت که گفته هایش می تواند در عملکرد مردم بازتاب یابد، بایستی بیش از هر کسی به حساسیت ها متوجه بوده و نباید به این فکر باشد که به خاطر دستیابی به آرای مردم در انتخابات آینده ریاست جمهوری، با احساسات مردم بازی کند. زیرا تحریک احساسات مردم می تواند تبدیل به جرقه ی شعله آوری شود که کنترول آن ممکن است از توان وی نیز خارج گردد.

ډيويډ پترويس به دافغانستان حالات بدل کړي؟

 
 په عراق،افغانستان او منځني ختيځ کې دامريکايي ځواکونو عمومي قومندان جنرال ډيويډ پيترويس به په لنډ وخت کې په افغانستان کې دامريکايي ځواکونو قومانده په لاس کې واخلي .ځينې کسان باورلري چې پيترويس په عراق کې دالقاعده پرضد په مبارزه کې بريالى وو او اوس به خپلې دا تجربې افغانستان ته له ځان سره يوسي .په دې اړه نيوزويک مجلې يومطلب چاپ کړى چې عنوان يې دى ( القاعده په عراق کې دتېښتې په حال کې ده او اوس دکندهاروار دى ) جنرال ډيويډ پترويس نه غواړي چې په عراق کې خپل برى نيمګړى پرېږدي .ټاکل شوې ده چې هغه راتلونکې مياشت دامريکا دقواوو د مرکزي قومندان په توګه خپل تمرکز افغانستان ته واړوي .دا په داسي حال کې ده چې هغه نه غواړي دعراق حالات بېرته د پخوا غوندي شي . دنيوزويک مجلې له ليکنې سره سم القاعده شبکه داسي ځپل شوې چې اوس د بغدادخلک ځانونه دومره امن احساسوي چې نيمه شپه ښارته راوځي .القاعده شبکه په انباراوبغداد ولايتونو کې يومخ تصفيه شوې او اوس له وړو حملوپرته د پخوا په څېرله لويې تروريستي حملې نه شي کولى . دعراق سنيان تقريباً ټول له القاعده سره مخالف دي اوحتى يوپېژندل شوى قومي يا سياسي مشرنه پيدا کېږي چې ددې شبکې ملاتړوکړي. نيوزويک مجله همداراز ليکي : نو بيا ولې نه وايو چې القاعده په عراق کې ماته شوې ده.خو له دې سره سره دا مجله ليکي چې دامريکا پوځي قومندانان حاضرنه دي چې د دغه هيواد د اعلى قومندان يعنې ولسمشربوش تېروتنه تکرارکړي چې د٢٠٠٣ کال دمې دمياشتې په لومړۍ يې دعراق ماموريت پاى ته رسېدلى اعلان کړى وو.خو دعراق چارواکي په دې اړه محافظه کاري نه کوي او وايي چې القاعده شبکې پوره ماته کړې اوپه دې هيوادکې د دې شبکې  استازوپه پاکستان کې له خپلو مشرانوغوښتي دي چې عراق ته نورجنګي کسان ور ونه لېږي . جنرال پترويس وايي : دا خبره مهمه ده چې نورپه عراق کې کومه سيمه دالقاعده شبکې ترکنټرول لاندې نه ده چې دهغې دفاع وکړي . جنرال پترويس له دې نظر سره موافق دى خوله احتياطه يې کار اخيستى اونه غواړي په عراق کې د جګړې پاى اعلان کړي ځکه هرځل چې په دې برخه کې هيله څرګنده شوې ، تيت پرک پېښې شوې دي . نيوزويک مجله په دې باب چې ايا جنرال پترويس به دعراق تجربې افغانستان ته هم له ځان سره يوسي ؟ ليکي : په دې باب څه ويل به تروخت مخکې وي.ترټولومهم دا چې په افغانستان کې تاوتريخوالي ترعراق زيات اوتېز دي اودلته يعنې په افغانستان کې دستراتيژۍ بدلون ته زياته اړتيا ده . دامريکا د دفاع وزيررابرټ ګېټس وايي هيله لري چې جنرال پترويس به ژردافغانستان د حالاتوجاج واخلي څوپه دې هکله يوه  پرېکړه وشي .جنرال پترويس پخپله ويلي دي چې د افغانستان جګړه به اوږده وي او اوږدې مبارزې ته به اړتيا لري

 کرزی په شينډنډ کې

کرزي دشینډنډدقربانیانوله خبلوانوسرخواخوږي وکړه ولسمشرکرزی نن شینډنډ ته لاړ چې د دې ولسوالۍ دعزیزاباد پر ولس د ايتلافي ځواکونود وروستۍ وحشیانه بمبارۍ دقربانیانوله پاتې کسانوسره خواخوږي وکړي . ښاغلي کرزي شینډنډ ته له رسېدو وروسته دايتلافي ځواکونوددې بې رحمانه بمبارۍ په هکله وویل : (( د نړیوالوځواکونودبمبارۍ د اصلي عواملوپه اړه به زیات تحقیق وکړي .))ښاغلي کرزي دا خبره په داسي حال کې کړې چې ځینې څارونکي وايي چې په نړیوالوځواکونو کې د ترجمانانویا دملي اردو دافسرانوپه شکل دایران او روسیې ایجنټان ننوتي اوپه دوی (نړیوالوځواکونو) ړندې بمبارۍ کوي .د هغوی په باور دا بمبارۍ په  په وروستیو کې ددې لپاره زیاتې شوي چې  ګومان کېږي دپاکستان نوی حکومت غواړي په خپله خاوره کې تروریستان وځپي اوافغانستان ته یې دتګ مخه ونیسي .ولسمشرکرزی نن پخپله دعزیزاباد کلي ته ولاړ اود دې کلي له اوسېدونکو سره یوځای یې د کابو سلو تنو وژل شویوکسانولپاره د دعا لاسونه پورته کړل . دشینډنډ سبین ږیروله ولسمشرکرزي څخه وغوښتل چې د دې وحشیانه بمبارۍ اصلي عاملان محکمې ته کش کړي .هغوی دغه راز په شینډنډ ولسوالۍ کې دبیا رغونې غوښتنه وکړه. ښاغلي کرزي دامریکا دولسمشرجورج ډبلیو بوش دتسلۍ اوخواخوږۍ پیغام هم دشینډنډ خلکوته ورساوه .

دا په داسي حال کې ده چې په افغانستان کې دېره امریکايي پوځیان نه یوازې دخپل دې ظالمانه عمل په وجه بخښنه نه غواړي بلکې لا هم ټینګارکوي چې دېرش تنه وسله وال طالبان یې وژلي دي

جنگ افغانستان ؛ گسترش یا توقف ؟...

همگام با گسترش جنگ علیه نیروهای ائتلاف و گسترش آن از جنوب به شرق کشور حتی مناطقی در اطراف کابل ،طی سه روز گذشته بیش از 100 نفر غیر نظامی نیز جان خود را از دست داده اند.حمله به نیروهای فرانسوی آنهم پس از آنکه طی حمله ای که به نیروهای آمریکایی صورت گرفت و منجر به کشته شدن 9 تن از این نیروها گردید،آزادی صدها طالب از زندان مرکزی قندهار طی یک شبیخون در ماه جون،همه حکایت از گسترش اوضاع نابسامان جنگ در این کشور است ....

روزنامه گاردین                
:                  SEUMAS MILNE نويسنده

جدای از این مسئله که جنگ افغانستان یک جنگ موثر علیه تروریسم است اما اشغال این کشور منطقه را دچار تنش نموده و هرگز پیام آور صلح و دوستی نبوده است .
جنگ در حال حاضر ،در افغانستان خارج از کنترل است .بطوریکه حملات پارتییزانی شبه نظامیان طالب به شدت گسترش یافته است.از جمله حملات شدید این شبه نظامیان علیه نیروهای ناتو است که در این حمله 10 تن از نیروهای تازه نفس فرانسوی در نزدیکی شهر کابل به قتل رسیدند و یا یک حمله انتحاری که در طی آن یکی از پایگاههای نیروهای آمریکایی مورد حمله واقع شد که جسورانه ترین حمله ای بود که تا کنون علیه این نیروها از سال 2001 رخ داده است.
همگام با گسترش جنگ علیه نیروهای ائتلاف و گسترش آن از جنوب به شرق کشور حتی مناطقی در اطراف کابل ،طی سه روز گذشته بیش از 100 نفر غیر نظامی نیز جان خود را از دست داده اند.حمله به نیروهای فرانسوی آنهم پس از آنکه طی حمله ای که به نیروهای آمریکایی صورت گرفت و منجر به کشته شدن 9 تن از این نیروها گردید،آزادی صدها طالب از زندان مرکزی قندهار طی یک شبیخون در ماه جون،همه حکایت از گسترش اوضاع نابسامان جنگ در این کشور است .
آمار تلفات در این کشور در مقایسه با وضعیت مشابه نیروهای آمریکایی و ناتو در عراق ،نشانی از افزایش شدید این تلفا ت است.آمار وارقام نشان می دهد میزان حملات علیه نیروهای آمریکا در سال گذشته 50 درصد و حملات نیروهای ناتو علیه شورشیان 40 درصد رشد داشته است و در نتیجه این حملات 2500 نفر خانه و کاشانه خود را از دست داده اند که نیمی از آنها را افراد غیر نظامیی تشکیل می دهد.
سازمانهای امدادی بین الملل طی گزارشی در اوایل این ماه ،ضمن انتقاد شدید از عملکرد ناتو در اشغال این کشور،اعلام کردند: نا امنی حتی به مناطقی که دارای یک وضعیت تثبیت شده ای هم بودند کشیده شده و تلفات غیر نظامیان که بدست هر دو طرف منازعه کشته شده اند نیز بشدت افزایش یافته است.
مثل اینکه نیروهای آمریکایی عادت کرده اند که مرتبا به میهمانی های عروسی حمله ور شوند به عنوان مثال طی یک حمله هوایی در ماه گذشته به یکی از همین مراسم‌ها بود که 47 غیر نظامی جان باختند و نیز نیروهای انگلیسی که در ماه جون 13 سرباز خود را از دست دادند به تلافی آن در آخر هفته گذشته یک زن به همراه دو فرزندش را کشتند و این در حالیست که فرمانده ارشد این نیروها بازهم نیروهای طالبان را مقصر دانست.
بر خلاف جنگ عراق که برای سیاست مداران غربی چیزی جز سر افکندگی نداشت آنها این جنگ در افغانستان را به عنوان «جنگ مطلوب»جهت سرپوش گذاشتن بر ناکامی های خود در عراق ،نام گذاری کرده اند که از جمله می توان به اظهارات برخی از سران این کشورها اشاره کرد.
1_ وزیر دفاع بریتانیا دزبراون گفت:این جنگ یک مسئله شرافتمندانه در قرن 21 است.
2_ نیکولای سارکوزی که بااعتراضات داخلی زیادی مبنی بر شرکت در این جنگ مواجه است گفت:فرانسه برای دموکراسی و آزادی در افغانستان می جنگد.
3_باراک اوباما کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا این جنگ را «جبهه مقابل »علیه تروریسم خواند و ضمن اینکه وی همراه گردون براون در کاهش نیروها از عراق كوشش مي كند در جهت اعزام آنها به افغانستان نیز تلاش مي نمايد.
قطعأ مسئله افزایش نیرو در افغانستان باعث افزایش خشونتها در این کشور خواهد گردید .همچنان که برژينسکی مشاور عالی امنیت ملی د رگذشته ،که مبتکر مراحل ابتدایی جنگ و تکنیک های جنگی مجاهدین در زمان اشغال افغانستان توسط روسیه است ،اصرار دارد که هرگز با افزایش نیروها مشکل افغانستان حل نخواهد شد .
وی در ادامه می افزاید:ما داریم دست به خطری می زنیم که ممکن است در آینده کل جامعه افغانستان را با حضور نظامیان مخالف نماییم.
هدف عمده لشکر کشی به افغانستان در ابتدا دستگیری و کشتن اسامه بن لادن ناراضی سعودی و ملا عمر رهبر گروه طالبان که گفته میشود در حمله تروریستی 11 سپتامبر این گروه دخالت مستقیم داشته است،اعلام گردید در حالی که هیچ کدام از این اهداف تا کنون محقق نشده است . در عوض این مسئله باعث شد تا آمریکا و هم پیمانانش به عنوان سردمداران جنگ سالار شناخته شوند و ثمره‌ي حضور آنها تعریف جدیدی از دموکراسی به همراه یک انتخابات نادرست در این کشور و کشاندن جنگ به مرزهای بین این کشور و همسایه مجاور آن یعنی پاکستان بوده است.
جدای کاهش خطر تروریسم ،این ظرفیت جنگ علیه تروريسم به منطقه مجاور کشانده شده و یک جبهه جدید در جهت مقابله با حضور بیگانگان در این کشور بوجود آورده است بطوریکه این جبهه جدید عملا در جهت تقوییت طالبان به عنوان یک گروه با قومیت پشتون در حرکت است.ماموریت ناتو در این حمله به تدريج ،بدلیل عدم دستیابی به اهداف اولیه ،سمت خود را تغییر داده تا جایی که مسئله دفاع از حقوق زنان را مطرح نموده است و طرح این مسئله باعث شده که مناطق بیشماری از افغانستان تحت سیطره نیروها ی ناتو در آید.می تواتن طرح این مسئله که از آن به عنوان جنگ فرهنگی نام برده شده است و از سوی سارکوزی و براون مطرح گردیده را در واقع نسخه ای دانست که با حضور دائمی این نیروها در افغانستان پیچیده می شود.
ضمن اینکه هزینه طولانی مدت ،حمایت شرم آور از دیکتاتور نظامی پاکستان به عنوان محوريت مبارزه علیه تروریسم برای همیشه با استعفای پرویز مشرف از سمت خود به هیچ انگاشته شد زیرا کناره گیری از قدرت توسط مشرف این کشور را در یک بحران سیاسي فرو برده و وضعیت هسته ای این کشور و ارتباطش با آمریکا را در این زمینه در هاله ای از ابهام قرار داده است.
در حالیکه نظامیان پاکستان بر حمایت توسط آمریکا ومتحدینش تکیه کرده اند ،سازمان جاسوسی نظامیان این کشور یعنی
ISI با طالبان به عنوان یکی از برنامه های بلند مدت خود در جهت سرمایه گذاری منطقه ای ارتنباط نزدیکی برقرار نموده و از سوی دیگر تحت فشار آمریکا ،حملات خود علیه گروه های طالبان محلی را افزایش داده است.اکنون خطر حمله همه جانبه آمریکا علیه مکان های امن گروه طالبان در مزر پاکستان با افغانستان ممکن است این منطقه را به عنوان نا امن ترین منطقه در دنیا مبدل کند.
در ترکیب بندی جدید تصور می شد افغانستان به عنوان یک نمونه عملی از گسترش ناتو باشد،اما فضاحت ناتو در مسئله گرجستان باعث شد که به دو طرف درگیر مسئله جنگ سرد تلنگوری وارد شود و از سوی دیگر مسئله گسترش جنگ ممکن است بصورت یک مسئله فرسایشی در سیاست شکست خورده خارجی این کشور مطرح گردد که به اشتباه توسط رئیس جمهوری فعلی این کشور یعنی جورج بوش به اجرا گذاشته است.مسائلي درباره ایران ،عراق،فلسطین،لبنان وحتی آمریکای لاتین و اکنون حتی قفقاز که ضرورت یک خط مشی سیاسی جدید را می طلبد .
این مسئله همچون کوهی است که نیاز به فتح شدن دارد حتی در دوران تصدی ریاست جمهوری توسط اوباما .پرواضح است که جنگ افغانستان برنده ای ندارد ،اما توافقات بدست آمده ،در جهت تعداد نا محدودی پایگاه های نظامی در افغانستان نشان از اقامت طولانی مدت آمریکایی هاست .
دبیر کل ناتو طی سخنانی در واشنگتن که در اوایل سال جاري صورت گرفت گفت : ناتو و کشورهای غربی به علايق خود در افغانستان دست یافته اند و حضور استراتژیک و دائمی در کشوری که در خط مرزی بین ایران ،چین و پاکستان قرار دارد یکی از مطلوبات ماست.
تنها راه پایان جنگ در این کشور خروج نیروهای خارجی است . مسئله ای که به عنوان راه حل سیاسی در مذاکراتی که بین سران کشورها ،طالبان و دیگر قدرتهای منطقه صورت گرفته است،پیشنهاد شده است.
مقامات عالی رتبه افغانستان حتی اعلام نموده اند که حاضرند بر سر مذاکره با طالبان برگردند در حالی که طالبان اصرار دارند که زماني بر سر میز مذاکره خواهند نشست که تمامی نیروهای خارجی از این کشور خارج شده باشند و اگر این مسئله تنها مشکل برسرجنگ افغانستان باشد قطعأ می تواند این طرح به عنوان یک طرح موازی در کنار مسئله پایان جنگ در افغانستان باشد.اما عملکرد آمریکاییها و ناتو بیانگر حضوری دائمی و طولانی مدت در این کشور است./


د ننګرهار د يوه زړه ماتي زوم ويرلړلې کيسه!

عتيق الله په داسي حال کي چي آواز يې لړزېدى وويل: ما داسي انګېرله چي امريکايي ځواکونه په افغانستان کي زموږ د امنيت لپاره مېشته دي. ما هيڅکله دا تصور نسواى کولاى چي هغوى به مي واده رابمبار کړي، هغوى مي ټوله کورنۍ له منځه يووړه. زه به هيڅکله دوى ونه بخښم. زه له عتيق الله سره-چي ځان نژدې پنځلس کلن ښيي- په هغه هديره کي ناست وم چي د نوموړي د کورنۍ تازه مړه سوي غړي پکي ښخ وه. نوموړي د ٢٠٠٨م د جولاى د شپږمي نېټې د پېښي کيسه وکړه. دغه واقعه د ننګرهار ولايت په يوه ليري پراته کلي اوغازه کي هغه مهال رامنځته سوه چي امريکايانو پر يوه واده هوايي بريد وکړ او د عتيق الله ناوې، دوه وروڼه، خور او د واده پنځه څلوېښت ګډونوال پکي ووژل سول. د عتيق الله پلار د افغاني دود سره سم خپله ټوله کورنۍ د ناوې کور ته د واده د مراسمو تر پيلېدو وړاندي په ورا لېږلې وه. عتيق الله وويل: ښځو دريې وهلې او هر چا سندري ويلې او په نڅا و. وروسته بايد زموږ د رواج سره سم د زوم ټولي کورنۍ د زوم د ليدو په نيت ناوې د هغې له کوره بدرګه کړې واى. سهار وختي ټول زما د کور په نيت له هغه ځايه راووتل او د يوه لاريون په بڼه په غرونو کي روان وه چي دغه نه تصور کېدونکې پېښه وسوه. ده وويل: د سهار شپږ نيمي بجې وې او زما په کور کي نژدې ٣٠٠ خپلوان او دوستان د ناوې رارسېدو ته سترګي پر لار وه. عتيق الله-چي دا مهال يې سترګي له اوښکو ډکي سوي وې- له ورايه ښکارېدى چي زما په مخ کي ځان غښتلى او پر حال ښيي. نوموړي د دې لپاره چي د خپلي کيسې په اوږدو کي پر ځان کابو ونه بايلي، خپل نظر زما له سترګو واړاوه او د پوښتنو د ځوابولو پر مهال يې په ګوته پر خاورينه مځکه دايرې انځورولې.  د ه زياته کړه:زما دنده د پخوونکو(آشپزانو)-چي غوښې او پټاټې يې ټوټه کولې او وريجې يې مينځلې- څارنه وه، خداى و رشتيا د خوشحالۍ او غرور احساس مي کاوه. ما په رڼو سترګو د خپلي ناوې د هرکلي خوبونه ليدل او په دې فکرونو کي ډوب وم چي نوموړې به زما کور ته په راننوتو څه احساس لري او همدارنګه به زه د هغې پر وړاندي څه غبرګون ښيم. ما د هغې د رارسېدو شېبې شمېرلې. عتيق الله په ژړا زياته کړه: وروسته مي د غره پر سر د يوې درنې چاودني ږغ واورېد، د اور يو غونډارى مي د آسمان پر لوري په ختو وليد او داسي راته وايسېده لکه غره چي اور اخيستى وي، زه له کوره په ځغاستا راووتم او د غره پر لوري په منډه سوم، بېخي تېزه منډه مي وهله، د ماشومانو او ښځو ژړاوي مي اورېدلې چي دويمه چاودنه وسوه. د عتيق الله کور-چي له خاورو، تېږو او لرګيو څخه په ساده ډول جوړ سوى- د نوموړي غره په لمن کي ودان دى. د غره سر ته د ده ختلو نژدې نيم ساعت ونيو، د ده تره هم ورپسې په منډه و....


شبح سلطه طالبان بر کابل

...نيروهاي طالبان در پشت درهاي کابل هستند و هيچ يک از شهروندان ساکن پايتخت جرات نمي کند از کابل خارج شود. آنها از طالبان که پيشرفتش در طول تابستان به ناامني افزوده است، مي ترسند، زيرا آنها در اولين کيلومترهاي سه جاده از چهار جاده اي که کابل را به ديگر نقاط افغانستان مرتبط مي کند، مستقر هستند....
روزنامه اسپانيايي ال پائيس


روزنامه اسپانيايي ال پائيس نوشت جنبش طالبان، شهر کابل را در کانون توجه قرار داده است.
اين روزنامه در مقاله اي به قلم آنخلس اسپينوزا نوشت شورش در افغانستان دو برابر شده است و بذر وحشت را در کابل پاشيده است.
وي افزود نيروهاي طالبان در پشت درهاي کابل هستند و هيچ يک از شهروندان ساکن پايتخت جرات نمي کند از کابل خارج شود. آنها از طالبان که پيشرفتش در طول تابستان به ناامني افزوده است، مي ترسند، زيرا آنها در اولين کيلومترهاي سه جاده از چهار جاده اي که کابل را به ديگر نقاط افغانستان مرتبط مي کند، مستقر هستند.
وي خاطرنشان کرد باوجود نگراني از حملات آنها به افراد ملكي، نظاميان بين المللي و كمتر كسي فکر مي کند که اين بنيادگرايان بتوانند اين شهر پنج ميليون نفري را بگيرند.
اسپينوزا تصريح کرد يک نظامي اروپايي که معتقد است شورشيان توان ادامه نبرد را عليه نيروهاي خارجي ندارند مي گويد:" درهاي کابل کجا هستند؟" اما استقرار آنها در پشت درهاي شهر يک افسانه نيست. هفته پيش، يک ديپلمات در ميدان شهر، واقع در 30 کيلومتري پايتخت، ديد که چطور گروه هاي شورشي مسلح به کلاشنيکف و نارنجک هستند و بدون هيچ مشکلي در خيابانها اصلي و بازارها رفت و آمد مي کردند. درهمين حال حملات در ولايات همجوار با کابل در سال جاري 50% افزايش يافته است.
اين روزنامه نگار اسپانيايي نوشت يک نظامي اروپايي حاضر در افغانستان مي گويد که آنها ناتوان از رفت و آمد موفق در خيابانهاي پايتخت هستند و اقدامات انها مانند گروه هاي چريکي است که نيازمند لجستيک نيستند و به کاروان هاي نظامي ما حمله مي کنند و مي گريزند. هدف انها منزوي کردن کابل و ضربه زدن به خطوط کمک رساني و تجهيز نيروهاي خارجي است و در حال رسيدن به اين هدف خود هستند.
يک منبع نظامي در اشاره به مواد منفجره اي که در جاده ها کار گذاشته مي شوند اين اقدام طالبان را عامل وارد آمدن بيشترين آسيب به نيروهاي خارجي مي داند وي مي افزايد ما به تجهيزات وابسته هستيم اما آنها نه. اگر بتوانند همه خطوط را محاصره کنند، حتي يک سرباز هم نمي تواند تکان بخورد.
نويسنده با اشاره به حملات متعدد جنبش طالبان مي افزايد طالبان توانايي طراحي و هماهنگي خود را نشان داده است و ايده ناتو را مبني بر اينکه طالبان به علت نداشتن توان رويارويي به حملات انتحاري و بمب هاي جاده اي متوسل مي شود، زير سوال مي برد.
اسپينوزا خاطرنشان کرد نيازي نيست که يک استراتژيست نظامي باشيد تا درک کنيد در برابر سلاح و آمادگي هفتاد هزار نظامي خارجي (که توسط صد و سي هزار سرباز و پليس افغان حمايت مي شوند) هفده هزار يا بيست هزار مبارز طالبان قرار دارند که تحليلگران محاسبه مي کنند که نيروهاي خارجي بسختي مي توانند سرزمين فتح شده را حفظ کنند. اما همچنين نيروهاي موسوم به نيروهاي دولتي قادر به ممانعت از پيشرفت طالبان نيستند. آنچه که بيش از همه نگران کننده است، آغاز از دست دادن نبرد افکار عمومي در برابر ضربات تبليغاتي طالبان است که ضعف دولت مرکزي را برغم حمايت خارجي برجسته مي کند.
وي تصريح کرد چطور ممکن است که ماشين جنگي يک ابرقدرت و 40 کشور ديگر نتواند گروهي با تفکر قرون وسطايي را از بين ببرد؟ اين کاري آسان نيست و ديپلمات ها و نظاميان در مورد دشواري ان اتفاق نظر دارند.
همانطور که هنري کيسينجر تصريح کرده است " ارتش متعارف شکست مي خورد اگر پيروز نشود، در حاليکه چريک پيروز مي شود اگر شکست نخورد". بدين ترتيب طالبان حتي مجبور نيست که پيروز شود. تنها لازم است انها منتظر بمانند تا دشمنانشان شکست بخورند، به عبارت ديگر ضرباتي که به آنها مي زنند و کشته هايي که به آنها تحميل مي کنند باعث مي شود حمايت افکار عمومي خود را از دست بدهند و آنها را مجبور به عقب نشيني کنند.
سال جاري نزديک به 200 سرباز خارجي کشته شده اند، که اکثريت آنها امريکايي بوده اند.
اين خبرنگار اسپانيايي در پايان نوشت اگرچه تاکنون محاصره کابل بيشتر رواني بوده تا فيزيکي اما اين مساله باعث آسيب رساندن به نيرويهاي خارجي مي شود.
اکنون سوال اينجاست که افغانها که نه موترهاي زرهي دارند و نه از حمايت مسلحانه خارجي ها برخوردارند، چگونه مي توانند از کابل خارج شوند؟ /
* * * * * * * * * *
خبرگزاری صدای افغان

په یوه دولت کي بل دولت !افغانستان نن هغه بی در او بی دیواله هېواد دﺉ چی د نړۍ په زرګونو انسانان بیله پاسپورټونو او بیله ویزو څخه پکښی اوسیږی . افغانستان ته هره ورځ په سلګونو بهرنیان راځی او وزی خو هیڅوک هم نه پوهیږی چی هغوی څه شی راوړي او څه شی هم وړي . دا هغه « بی مسؤلیته !» ، « نازولي !» او « معزز !» خارجیان دي چی د امریکا یا ناټو اشغالی پوځیان دي ، یا د « سی آی اې » ، « ایف بی آی » ، « ایم آی- شپږ » او نورو اروپایانو استخباراتی ګومارلي دي ، یا دا چی دیپلوماتیک شخصیتونه ! ، پارلمانی استاځي ! ، معزز وزیران ! او یا هم د انجو ګانو چلونکی او د دوی پخپله اصطلاح « روزي رسان !» اشخاص دي .
د دې مبحث اصلی موضوع د انجو ګانو یا « روزي رسانو! » پټ او ښکاره فعالیتونه ، هدفونه او چالونه دي چی پخپلودې کړنو سره یې داسی حیثیت میندلی لکه په یو دولت کی چی بل دولت وي .
انجو ګانی یعنی غیر دولتی جوړښتونونه ، د افغانی ټولنی په رګونو دومره ور ننوتلي چی نن بیخی د هغې د اناټومی یوه برخه ګرځېدلې ده . انجو ګانو د افغانی مهاجرو سره د ۱۹۷۹ کال راهیسی کار پیل کړﺉ دﺉ . نن د افغانستان د هر ښار هیڅ داسی کوڅه نسته چی هلته دې کومه انجو نه وي . د ۲۰۰۳ تر نوامبر پوری د کابل رژیم د پلان د وزارت سره څه نا څه  ۱۶۰۰  انجوګانی ثبت وې .
اکثریت انجو ګانی افغانی دي خو مالی کومک نړیوالی څانګی ور کوي . انجو ګانی په ظاهره په دغو برخو کی ډیري لګیا دي : بېړنۍ مرستي ، بیا رغاونه ، پرمختیایی کارونه ، روغتیایی ، ښوونیزه او کرهڼیزه پروګرامونه ، سوله ساتونکی فعالیتونه ، د بشری حقوقو تأمین ، د حقوقی ( وکالت ) خدمتونه او نور .
له بل پلوه ، په افغانستان کی غیر حکومتی څانګی دغه شپږ تشکیلاتی اړخونه لری :
۱-
نړیوال جوړښتونونه ، ۲- د انجوګانو د انسجام ادارې ، ۳- بهرنۍ انجوګانی ، ۴- افغانی انجوګانی ، ۵- د ښځو لپاره انجوګانی ، ۶- د کوچنیانو لپاره انجوګانی . البته په لومړنۍ کی ۱۲ خورا عمده انجوګانی شاملي دي ، په دوهمي کی ۴ خورا عمده دي ، په درېیمي کی ۸۵ خورا عمده دي ، په څلورمه کی ۱۲ خورا عمده دي ، په پنځمه کی ۲۱ خورا مهمي دي ، او باالاخره په شپږمه کته ګوري کی هم ۱۵ خورا مهمي انجوګانی شاملي دي ، چی دا ټولي تقریبأ خارجی دي او هره یوه یې دوې- درې ، حتی نوري څو کوچنۍ یا فرعی انجوګانی هم لری یا یې تمویلوي .
د نوو احصاﺉیو له مخی همدا نن په افغانستان کی څه نا څه « ۲۵۰۰ » انجوګانی سته چی د هېواد په بېلا بیلو برخو کی فعالیت کوی . دغو خورا زیاتو انجوګانو د یو جال یا تور غوندی د افغانستان په هر ښار ، ولسوالی او کلی کی افغانان ځانو ته داسی محتاج کړی چی خلاصون یې نور نو تقریبأ ناشونی ښکاری .
نن په افغانستان کی د انجوګانو د تنظیم او سمبالښت څلور لویی څانګی سته چی هغوی دغه څه ناڅه « ۲۵۰۰ » انجوګانی پر ذمه اخلی او یا یې چلوي ، چی هغه دا دي :
الف - د افغانی انجوګانو د انسجام څانګه ( انکب)
ب - د افغانانو لپاره د مرستو د انسجام اداره ( اکبر
)
ج - د اسلامی انسجام شورا ( آی سی سی )
د - د جنوب لویدیځ افغانستان او بلوچستان د اشتراک انسجام ( سوابک )
له دغو نه یوازی دوهمه ( یعنی اکبر ) د ملګروملتونو د « یوناما » سره تړاو لری ، متباقی یی خپلی اړیکی د اصلی هېواد یا سیمه ییزو چارواکو سره ټینګی کړي دي . د انفرادی یا خصوصی انجوګانو څخه علاوه د نړیوال سور صلیب مؤسسه ، د سور صلیب نړیوال فدراسیون ، سرې میاشتی او افغانی سره میاشت هم لګیا دي خپل فعالیتونه کوی .
په افغانستان کی د انجوګانو د ویشلو او تشکیلاتو عمده سیسټم داسی دﺉ چی د فوق الذکر لومړنۍ کته ګوری ( یعنی انکب ) سره ۱۹۶  انجوګانی شاملي دي چی بودجه یې د امریکا د کانګریس مربوط « ان اي ډی » ورکوی . داسی ویل کیږی چی د دغو انجوګانو شمیر اوس څه باندی « ۲۰۰ » ته جګ سوﺉ دﺉ .
د دوهمي کته ګوری ( یعنی اکبر ) سره هم څه باندی « ۱۹۶ » انجوګانی ثبت دي چی افغانی او نړیوال جوړښتونونه دي . د دې کته ګوری بودجه اروپایی ټولنه او نړیوال سره صلیبونه ورکوی .
هغه انجوګانی چی په فوق الذکر دوو کته ګوریو پوری متعلق دي ښه ډیري پیسې او بودجې لری یعنی په روپیو کی لوبیږی او داسی ادعاګانی هم کیږی چی درژیم د  لوړرتبه مامورینو په ټاکنه یا شړنه کی هم لوی لاس لری .
باید وویل سی چی متباقی کته ګورۍ ( یعنی آی سی سی ، او سوابک ) دومره نړیوال شهرت او رسمیت نلری بلکی اهمیت یې فقط سیمه ییز دﺉ او د بودجې له پلوه هم دومره شتمن نه دي . 
داچی په افغانستان کی نن د ښځو اشتراک او راوړاندی کېدو ته د یو تاکتیکی هدف په توګه ظاهری اهمیت ورکول کیږی ، نو د هغو انجوګانو شمیر چی صرف د ښځو لپاره کار کوی د « ۴۶۰ » څخه اوښتی دﺉ .
ښه ، دا مؤسسې ( یعنی انجوګانی ) اصلأ څوک دي او تر شا یې څوک ولاړ دي ؟ که په مجموع کی د انجوګانو کړني و ارزوو ، نو وبه ګورو چی  هغوی  اکثره د بهرنیو مرموزو مؤسسو « سفارتونه » دي چی په خپلو محدودو مرستو سره د افغانی ټولنی د اسلامی- کلتوری جوړښت یوه یوه خښته ایسته کوي او پر ځای یې خپله یوه یوه خښته هلته اوډي . په بل عبارت ، بهرنیو انجوګانو د افغانی ټولني د جوهر مسموم کولو ته ملا تړلې ده .
د شتمنو او متمولو هېوادونو حکومتونه د انجوګانو د تمویل اساسی منابع دي . پدې کی تر ټولو مهمه او ستره منبع هماغه « ان.اي.ډي.» ده چی د امریکا د کانګریس لخوا په ۱۹۸۳ کی ایجاد سوې او دنده یې د سړې جګړې پر مهال په بهر کی د سی آی اې د پټو فعالیتونو تر څنګ په ځینو عامه چارو کی د هغې مرسته وه . دغه څانګه اوس په بهر کی د زیاتو انجوګانو او مؤسسو سره پټی او ښکاره مرستی کوی تر څو هلته « شخصیتونه » جوړ کړي ، پسی ویی پالی او باالاخره په خپله ګټه یې نصب او استعمال کړی . یعنی سی آی اې د دې مرموزي شبکې پټ اړخ دﺉ  خو « ان اي ډي »  یې بیا ښکاره څیره ده چی په ګډه امریکایی ګټي تشخیص او تقویه کوی .
له دې نه پرته ، دوې نوري خورا لویی امریکایی مؤسسې هم شته چی د سی آی اې د پټ فعالیت څرګند اړخ مخته بیایی چی هغه د امریکا بین المللی پرمختیایی څانګه ( یو. ایس.اې. آی. ډي.) او د امریکا معلوماتی اداره ( یو. ایس. آی. اې. ) ده . دا دواړه جوړښتونونه په درېیمه نړۍ کی انجوګانی جوړوی او یا یې مالی او تخنیکی پالنه کوی .
په هر صورت ، انجوګانی د هغی ټولنی د شرایطو مطابق فعالیتونه کوی چی خپل دُکانونه یې هلته خلاص کړي وی . په هغو هېوادونو کی چی د امریکا او لویدیځ خوښ نه وی ، نو هلته سیاسی نا آرامی ایجادوی او اړونده حکومتونه د شدیدو سرخوږیو په غېږ ورولی . یعنی دوی غواړی چی د دغسی حکومتونو پر خلاف خلک راغونډ کړی ، جادو ته یی راوباسی ، مظاهرې ورباندی جوړي کړی ، ګډوډﺉ او تشدد منځته راوړی ( لکه په لبنان ، اوکراین ، وینزویلا ، پاکستان ، زیمبابوې کی ) .
انجوګانی په بی ثباته هېوادو کی لمسونکي او سیاسی کارونه ډیر مخته بیایی حال دا چی په نسبتأ با ثباته هېوادو ( لکه هند ، مصر ، ترکیه ، پاکستان....) کی بیا د مسیحیت اړخ ډیر زیات مخته بیایی .
انجوګانی اکثرأ د بېوزلو ټولنو د عامه ذهنیت د اصطکاک  ، خنډونو یا مقاومت سره مخامخ کیږی . په ډیرو دغسی ټولنو کی د انجوګانو کارمندان د جاسوسانو په تور متهم کیږی ، دا ځکه چی دوی هلته د لویدیځی نړۍ « ارزښتونه !» د مذهبی یا تجارتی سیسټم له مخی ترویجوی . چی ښه بېلګه یی په ۲۰۰۱ کی د طالبانو له خوا د شیلټر انټرنیشنل د مؤسسې د شپږو ښځینه کارمندانو نیول وو چی د عیسویت د ترویج  په تور یی  بند یانی کړې .
لنډه دا چی په بېوزلو هېوادو ( منجمله افغانستان ) کی د انجوګانو فعالیتونه د « وخور خو مه مره ! » چاری مخته بیایی او هڅه کوی چی انسانان عمدتأ پر همدې انجوګانو متکی کړی .
د یو راپور له مخی نن په افغانستان کی ( ۲۳۰۰ ) انجوګانی او ( ۴۰۰ ) هم بین المللی څانګی فعالیت کوی . هرڅومره مرسته چی دوی ته ورکول کیږی ، ۶۰ سلنه یې د خپلو پرسونلو معاشونو ، د دفترونو او کورونو کرایو ، د موټرو مصارفو او نورو داخلی لګښتونو ته ځی حال دا چی صرف ۴۰ سلنه یې په « خدمت » کی مصرفیږی . نو ځکه اوس افغانان اکثرأ دا ټوکه کوی چی « موږ لومړﺉ د شورویانو ، بیا د جنګسالارانو ، وروسته د طالبانو او نن د انجوګانوتر واک لاندی شپې سبا کوو . »
د رژیم د پلان پخواني وزیر رمضان بشردوست په ۲۰۰۴ کی انجوګانی تر سخت فشار لاندی راوستلې . ده د ټولو انجوګانو څخه وغوښته چی خپل حساب او کتاب ورکړي ، یعنی د خپلو معاشونو ، کرایو ، موټرو او نورو مصارفو اندازه او هم د مرستو مبلغونه ور ښکاره کړی . خو د  ۲۳۵۵  انجوګانو څخه صرف  ۴۳۷ دا کار وکړ او بس .  لدې څخه د انجوګانو مرموز ، شکمن او مغرض فعالیتونه ښه ترا ثابتیدای سی او ځکه نو بشردوست هم پر خپل صداقت د ټینګار قربانی سو . همدا علت دﺉ چی نن اکثره افغانان انجوګانی د « انجومافیا » په نوم هم یادوی .
عوامو ته د دې بلیونونو ډالرو بهرنۍ مرستی خورا لږ یا هیڅ هم نه رسیږی . په افغانستان کی د نړیوال بانک رییس ژین مازوریل په ۲۰۰۶ کی وویل چی « په افغانستان کی ضایع کېدونکې مرسته تر آسمانه رسېدلې ده ، هلته ښه لوټ تالان روان دﺉ چی عمدتأ خصوصی مؤسسې دا کار کوی . دا یوه رسوایی ده.... ما په خپل دیرش کلن کار کی هیڅکله هم دغسی شیان ندي لیدلي .» پخپله د « اکبر» مؤسسې چی ۹۶  انجوګانی لری ، د ۲۰۰۸ په اپریل کی رسمأ اعتراف وکړ چی د هغو پیسو چی نړۍ افغانستان ته د کومک په توګه ورکړي ، ۴۰ سلنه یې پر خارجی مامورینو مصرف سوې ده .  د ۲۰۰۱ راهیسی د ۲۴ بلیونو ډالرو د کومک ژمنه سوې خو صرف ۱۵ بلیونه یی تحویل سوي دي چی د هغو نیمایی بیرته د نوموړو هېوادو په کارمندانو مصرف سوي دي یعنی د هغوی پر معاشونو ، موټرونو ، کرایو ، ساتنه او نورو باندی خرڅیږی . پاتی نیمایی هم د افغانانو لخوا پسی ضایع کیږی ، عوام یې صرف په بوی پایی .
افغانستان ته د ټولی بهرنۍ مرستی درې برخی د همدې مؤسسو لخوا مصرفیږی او صرف یوه برخه یی د رژیم لخوا مصرفیږی . دواړي خواوی خپل فساد او ناوړه ګټه اخیستنه په شدت سره مخته بیایی چی افغان ولس نن د هغوی د سیاسی تجارت یوه متاع ګرځېدلې ده .
لدې نه ثابتیږی چی امریکا او لویدیځ په افغانستان کی کومی خاصی اقتصادی ګټی نه وینی نو ځکه بسپني په هغو اساسی کارونو کی نه مصرفوی چی د افغانانو ورځنۍ اړتیاوی پرې پوره سی یا د هغوی آینده ژوند او چاری او عاید یا کارونه پرې تضمین سی ، بس ټول « خدمتونه ! » یی زودګذر او ژر ختمېدونکي دي بلکی پایداره او تلپاته نه دي . ځکه نو هیځ لویی او عام المنفعه پروژې نه راوړل کیږی . که یو څه بیا رغاونه هم سوې ، نو هغه ټول سیاسی او تبلیغی حنبه لري او بس .
د رژیم د مامورینو میاشتنیً معاش ۵۰ ډالره یا لږ څه زیات دﺉ چی دا د هغوی د وچی ډوډۍ لپاره کفایت کوی . تقریبأ درې لکه ( درې سوه زره ) دولتی مامورین همدا معاشونه اخلی حال دا چی پنځوس زره افغانان په خارجی مؤسسو ( انجوګانو) کی کار کوی چی د میاشتی ۲۰۰- ۱۰۰۰ ډالره معاش اخلی . همدا علت دﺉ چی مسلکی او تعلیم یافته کسان انجوګانو ته زور وهی او په دولتی ادارو کی کار ته څوک زړه نه ښه کوی .
داسی ښکاری لکه انجوګانی چی نور نو د بشرپالنی امپراتوریزه وسیلې دي چی هڅه کوی افغانی ټولنه په للو للو سره بیده کړي . نیویارک ټایمز د ۲۰۰۵ د ډسمبر پر یوولسمه ولیکل چی «  یو. ایس. اې. آی. ډي.   په افغانستان کی تقریبأ دیرش راډیویی سټېشنونه تمویل کوی . » دغه تبلیغات هر « مطلوب » کار لوی ښییً حال دا چی خپل ناخوښه کار بیا پټوي . له بلی خوا ، پنتاګون تقریبأ یونیم ملیارډ  ډالره د خپرونو او رسنیو سره پر قراردادونو مصرف کړي دي تر څو تبلیغات پر مخ بوزی . خو اوس واشنګټن هڅه کوی چی خپل دا لګښتونه را ټیټ کړی او ځکه یی نو ناټو ورمخته کړه تر څو د کندهار ، هلمند او روزګان چاری د دوی سره پر مخ بوزی .
پس داسی ښکاری چی د روانو ټولو فشارونو ، ټولو محرومیو او ټولو خطرونومخی ته بیا هم هغه افغان عوام ولاړ دی چی د شوروی نیونی څخه تر امریکایی نیونی پوری ورسره مخامخ وو ، مخامخ دي او مخامخ به وی .  والسلام ډاكټر نثار احمد صمد


ارسالی آصف ننگ ازکابل

گزارش مصوبات شورای وزیران

مورخ 12 سنبله 1387

 

جلسۀ نوبتي شوراي وزیران با تلاوت آياتی چند از كلام الله مجيد، تحت ریاست جلالتمآب محترم حامد كرزي رئيس جمهوري اسلامي افغانستان در قصر گلخانه ارگ ریاست جمهوری دایر گردید.

در آغاز مجلس، وزير حج و اوقاف نتايج سفر هيئت اعزامي جمهوري اسلامي افغانستان به قريه عزيزآباد ولسوالي شيندند ولايت هرات را كه غرض بررسي بمباردمان قواي بين المللي موظف شده بود به شوراي وزيران ارايه نموده گفتند: هئيت اعزامي از نزديك قضيه را بررسي نموده، در نتيجه معلومات حاصله تعداد 90 تن از افراد بيگناه ملكي اعم از كودكان، جوانان، پيرمردان و پيرزنان در اثر بمباردمان شبانه قواي بين المللي از بين رفته در كنار آن تمام مواشي، اموال و اجناس خانه هاي مسكوني شان نابود گرديده است. مردم محل از هيئت اعزامي دولت خواهان توقف دايمي عمليات نظامي بالاي مناطق مسكوني گرديد.

شوراي وزيران بعد از بحث و غور لازم با تاكيد مجدد از پيگيري فيصله هاي قبلي آن مجلس، بارديگر به اتفاق آراء فيصله بعمل آورد تا با درنظرداشت حق حاكميت ملي جمهوري اسلامي افغانستان عمليات نظامي قواي بين المللي مجددا در چارچوب توافقات متقابل در مطابقت و رعايت قوانين نافذه كشور تنظيم گردد. جمهوري اسلامي افغانستان مصرانه ميخواهد تا تلاشي هاي خودسرانه خانه ها، بمباردمان محلات مسكوني، گرفتاري افغانهاي بيگناه و كشتار مردم عامه هرچه زودتر توسط قواي بين المللي متوقف گردد. وزارتهاي امور خارجه و دفاع ملي موظف اند تا زمينه مذاكرات جدي را با جامعه جهاني فراهم سازند.

سپس وزير تجارت و صنايع در رابطه به خريداري گندم به مجلس معلومات داده گفتند: از طريق راه تورخم مقدار 12000 تن گندم خريداري شده از پاكستان به كابل رسيده و انتقال گندم از طريق سپين بولدك به قندهار نيز ادامه دارد. همچنان به مقدار 30 هزار تن گندم از كشور روسيه و 50 هزار تن گندم از كشور اوكراين خريداري گرديده و آماده انتقال بداخل كشور ميباشد.

وزير احياء و انكشاف دهات از ضرورت انتقال گندم به ولايات آسيب پذير به منظور رسيده گي به كمبود مواد غذايي، شوراي وزيران را مطلع نمود.

معاون دوم رياست جمهوري و رئيس كميته ملي مبارزه با حوادث درخواست ارايه شده كميته ملي مبارزه با حوادث به جامعه جهاني را مبني بر اعطاي كمك 404 میليون دالري جهت مبارزه با گرسنگي و كمبود مواد غذايي به شوراي وزيران تشريح نمود.

وزير زراعت و آبياري نيز از كمبود مواد خوراكي انساني و حيواني به مجلس خبر داد، وزير اقتصاد، مشاور ارشد امور اقتصادي، وزير ارشد و معين وزارت ماليه هر يك بالنوبه در مورد، ابراز نظر نمودند.

طبق هدایت جلسة قبلی، وزیر ترانسپورت و هوانوردی از عقد قرارداد انتقال حجاج افغانی در سال روان به مکة معظمه با شرکت های نشنل ایر سرویس عربستان سعودی و گلوبل ایر کشور مالیزیا به جلسه خبر داده گفتند: انتقال فی نفر حاجی از میدان های هوایی کابل و قندهار به شهر جده، مبلغ 985 دالر امریکائی با شرکت های متذکره عقد گردیده که البته اخذ تضمین از شرکت های متذکره و مصارف خدمات انتقال حجاج از سایر ولایت توسط آن وزارت طور جداگانه تنظیم میگردد که مورد تائید شورای وزیران قرار گرفت.

طبق اجندأ، فیصله های کمیتة اقتصادی شورای وزیران توسط وزیر اقتصاد به جلسه مطرح شد، به استثنای بند 5 فیصلة شماره 8 در مورد توظیف کمیتة کاری به منظور اتخاذ تصمیم جهت تسریع پروسة انکشاف اقتصادی و اجتماعی کشور، سایر فیصله های 7 الی 10 سال 1387 و فیصلة شماره 33 سال 1386 کمیتة اقتصادی مورد تائید قرار گرفته و مرعی الاجرا دانسته شد.

سپس فیصله های کمیتة قوانین توسط وزیر عدلیه ذیلاً به جلسه مطرح شد:

 

  1. طرح قانون امور ذاتی افسران و بریدمنان بداخل 9 فصل و 69 ماده بعد از تائید کمیتة قوانین غرض منظوری به شورای وزیران پیشکش گردیده، اهداف این قانون، تنظیم امور مربوط به تقرر، استخدام، تبدیلی، ترفیع، تقاعد، رخصتی، تأدیب، مکافات، انفصال، استعفأ، احتیاط و سایر امور ذاتی افسران و بریدمنان اردوی ملی را در بر میگیرد، که از جانب شورای وزیران مورد تائید قرار گرفت.

  2. طرح مقررة تنظیم بست های خدمات ملکی بداخل 3 فصل و 7 ماده تسوید و بعد از تائید کمیتة قوانین، غرض منظوری به شورای وزیران پیشکش گردیده است. این مقرره بتاسی از حکم فقرة (1) مادة سی و چهارم قانون کارکنان خدمات ملکی به منظور تثبیت و تنظیم معیار بست های خدمات ملکی وضع گردیده و اهداف آن را تثبیت و تفکیک معیار بست های مندرج مادة هشتم قانون کارکنان خدمات ملکی، معیاری ساختن هر بست بر اساس اهداف و پروگرام های ادارة مربوط را تشکیل میدهد.

شورای وزیران بعد از بحث لازم، طرح مقررة متذکره را مورد تصویب قرار داده و ادارة مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی را موظف نمود تا با انفاذ این مقرره در تطبیق پروسة رتب و معاشات کارکنان خدمات ملکی مطابق به میکانیزم قبلاً تصویب شده   هرچه عاجل اقدام نماید.

در بخش دیگر اجندا، انتقال موازی 200 هکتار زمین دشت شیخ مصری، فی جریب مبلغ یازده هزار افغانی برای مولدین و صادر کنندگان قالین در ولایت ننگرهار توسط وزرای زراعت و آبیاری و تجارت و صنایع به جلسه چنین مطرح شد.

بر طبق مصوبات قبلی شورای وزیران، وزارت های معادن و زراعت و آبیاری موظف شده بودند تا امکانات زمین مورد نیاز مولدین و کسبه کاران قالین را در قدمة اول در ولایت ننگرهار و فاریاب و متعاقباً در سایر ولایات حل نمایند، که مطابق هدایت مصوبة شورای وزیران، موازی 200 هکتار زمین دشت شیخ مصری از قرار فی جریب مبلغ یازده هزار افغانی آمادة انتقال از وزارت زراعت و آبیاری به وزارت تجارت و صنایع گردیده است.

شورای وزیران انتقال موازی 200 هکتار زمین دشت شیخ مصری ولایت ننگرهار را به وزارت تجارت و صنایع مورد تصویب قرار داده، آن وزارت را موظف نمود تا پلان و نقشة شهرک متذکره را به همکاری وزارت انکشاف شهری به منظور رشد صنعت قالین بافی صرفاً برای کسبه کاران، مولدین و صادر کنندگان قالین اختصاص و طی مراحل نماید.

سپس انتقال آهن باب داغمة بخش خصوصی شامل قطی های فلزی روغن و نوشابه به خارج کشور توسط وزیر معادن به جلسه چنین مطرح گردید.

صدور فلزات داغمه مطابق مصوبة شماره 44 سال 1386 به خارج کشور ممنوع قرار داده شده است، از جانبی عده  ای از سکتور خصوصی یومیه غرض انتقال آهن باب داغمة مربوطه به خارج کشور به وزارت معادن مراجعه و تقاضای انتقال آن را مینمایند.

شورای وزیران با تائید فیصله های قبلی، وزارت های معادن، مالیه، تجارت و صنایع و ادارة آیسا را موظف نمود تا در قسمت فروش فلزات داغمه به فابریکات ذوب آهن در داخل کشور مطابق شرطنامه تهيه شده توسط وزارتهاي ماليه، معادن و اداره آيسا اقدام نموده، صدور فلزات داغمه بشمول قطي هاي فلزي (پيپسي، روغن و غيره) به خارج کشور مجاز نیست.

در اخیر جلسه، معاهدات بین المللی ذیل توسط وزیر امور خارجه به جلسه مطرح و مورد تائید قرار گرفت:

  • کنوانسیون بین المللی ملل متحد برای سرکوبی اعمال تروریزم (دهشتگری) اتومی دارای (28) ماده و (62) فقره میباشد. که مطابق به آن، کشور های عضو باید هر نوع مساعی را به خرج داده و تدابیر مناسب را اتخاذ نمایند، که حفاظت مواد رادیو اکتیف، یقینی گردد و همچنان سفارش ها و مکلفیت های مربوط به اداره بین المللی انرژی اتومی را در نظر داشته باشند.

  • تفاهمنامة پروژة اعمار کلینیک وترنری در ولسوالی خاص کنر دارای هفت ماده بوده و بتاریخ 3/4/1387 شمسی مطابق به 23 جون 2008 میلادی میان جمهوری اسلامی افغانستان و سفارت کشور هند مقیم کابل به امضاء رسیده است که مطابق آن، به مصرف (128000) یکصد و بیست هشت هزار دالر امریکائی مساعدت بلاعوض کشور دوست هندوستان کلینیک وترنری در ولسوالی خاص کنر ولایت کنرها اعمار گردد.

  • موافقتنامة دوجانبة میان اکادمی ملی نظامی افغانستان و اکادمی نظامی ایالات متحدة امریکا به تاریخ 12 جون

  •  08 میلادی مطابق 23 جوزای 1387 به امضاء رسیده و مطابق  آن طرفین امضاء کننده در عرصة اعزام استادان و منسوبین منتخب اکادمی نظامی ایالات متحده، تبادل افکار و معلومات میان استادان اکادمی نظامی امریکا و اکادمی ملی نظامی افغانستان و اعزام محصلین واجد شرایط افغان به اکادمی نظامی ایالات متحدة امریکا به توافق رسیده اند.

وزارت امور خارجه موظف گردید تا طبق فقرة (5) مادة (90) قانون اساسی ج.ا.ا، آنعده معاهدات فوق الذکر که ایجاب تصدیق شورای ملی را مینماید، از طریق دفتر وزیر دولت در امور پارلمانی به آن شورا ارجاع نماید.


دپلوم انجنیر خلیل الله معروفی

 "رادوان کراچیچ "ِ صربی و "کراچیچ های" ِ افغانی
نمونه های "مورال دوگانه" و "منافقت" دول غربی و غربیان
از خصوصیات امروز یکی اینست که اخبار داغ روز با سرعت برق در سراسر عالم می پیچند، خصوصاً  که "اُعجوبۀ روزگار" و "معجزۀ دوران ها" ــ  یعنی کمپیوتر و انترنت ــ دنیا را از کسوت "دنیوی" آن برون رانده و مُهر"دیهی کوچک"(1) بر فرقش کوبیده. بهمین نهج و سیاق خبر گرفتاری "راودان کراچیچ" Radovan Karadžić  ــ رهبر خود خواندۀ صربهای "بوسنیا" ــ در جهان پیچید.روز نامۀ مشهور و معتبر برلین بنام "برلینر تاگس شپیگل" Berliner Tagesspiegel در صدر صفحۀ اول امروز 23 جولای 2008 خود چنین آورد : « خبر توقیف "رادوان کراچیچ"ِ صربی که از سالیان متمادی به خاطر جنایات جنگی مورد پیگرد جهان قرار داشت، با شور و شعف و رضایت تام ِ دنیا  بدرقه گردید. "برنار کوشنر" ، وزیر خارجۀ فرانسه که کشورش همین اکنون ریاست "اتحادیۀ اروپائی" را به عهده دارد، درین مورد با هلهله کلمۀ "بالآخره  بالآخره" و "هِله به هِله" را بر زبان راند.  میانجی سابق اتازونی در جنگ بوسنیا "ریشارد هالبروک" گفت : « یکی از بدترین انسان های روی زمین "اسامه بن لادن اروپا" بالآخره دستگیر گردید. »....»بر همین سیاق تمام زمامداران جهان غرب از خبر گرفتاری "کراچیچ"  با خشنودی و رضایت خاطر استقبال کردند. سؤالی که درین ارتباط  برای ما افغانان فوراً متبادر میگردد، اینست :وقتی خبر دستگیر شدن "کراچیچ" با این آب و تاب و تا این درجه خشنودی مورد استقبال رهبران کشورهای پیشرفته و به اصطلاح "متمدن" جهان غرب قرار میگیرد ــ چنانکه در گزارشهای اخبار جهان دیده میشود ــ باید از این رهبران منافق و به اصطلاح زیبای کابلی "دو پشته و دو رویۀ" غرب پرسید : چرا به سراغ صدها "میلو شویچ" و "کراچیچ" و "تادیچ"(2) افغانی نمی روید ، که همین لحظه به اجازه و بلکه زیر رژی خود شما، در پست های عمدۀ دولتی افغانستان تکیه زده اند، ؟؟؟؟ وقتی به خاطر "کراچیچ" دوازده سال تمام با بی صبری چشم براه ماندید، تا آن جنایتکار جنگی بدام بیفتد، چند دهسال باید انتظار کشید، تا دهها و صدها جنایتکار همقطار این سه "جنایتکار صربی" در افغانستان ، دستگیر گردند ؟؟؟؟ بلی؛ شما رهبران کشورهای پیشرفتۀ غربی صدها میلوشویچ و تادیچ و کراچیچ افغانی را در آغوش گرم و مهر گستر خود گرفته و خود مانع محاکمه و مجازات ایشان میگردید و تا شما زمام امور افغانستان را در قبضۀ خود دارید، امیدی نخواهد رفت که این جانیان به پنجۀ قانون سپرده شوند!!!!! اگر این طور نیست، چطور ممکن است که ملا برهان الدین ربانی و ملا سیاف و ملا محسنی و ملا دوستم و ملا محقق و ملا خلیلی و ملا اسماعیل و ملا عطا نور و ملا چطوری و ملا چکاری و برادران مسعودِ "نامحمود" و دلگی مشر قسیم فهیم و یونس غیرقانونی و ملا علومی و ملا گلابزوی و دهها تا ملای "بی نماز" دیگر ، که جرم و جنایات شان غیر قابل انکار است، زیر ریش تان دُنبک بزنند؟؟؟؟ چرا جنایتکاران اظهر من الشمس افغانی را زیر بال خود گرفته و آب و دانۀ فراوان در آشیانۀ شان گذاشته اید؟؟؟؟ اگر از خلق خدا و مردم جهان نمی شرمید، از "وجدان انسانی" خود اندک حیاء کنید!!!!!اگر رهبران دول غربی را بنا بر "مشی امپریالیستی" ِ شان معذور بداریم، چرا مطبوعات به اصطلاح "آزاد" و ژورنالستان و آزادی خواهان و عدالت پسندان و روشنفکران و مخالفان و منتقدان دولت ها و ... غربی که همه گویا "کسوتِ  دموکراسی و آزادگی" بر تن دارند، خاموش نشسته و ناظر بیطرف و بی غرض صحنه گردیده اند؟؟؟؟؟این بود نمونۀ اول "منافقت  دول غربی و غربیان"!!!!! برای شرح منافقت دوم اجازت بدهید که تمهیدی بچینم : در برلین از چندین روز بدین سو ورق پاره ها پخش گردید بود که، بخاطر "پرویز کامبخش" به ساعت 10 صبح 23  جولای تجمعی در مرکز شهر برپا میگردد. من هم بایسکل غراضۀ خود را گرفته و هی میدان و طی میدان گفته، خود را دقیقاً به ساعت 10 صبح به محل موعود رسانیدم. پیش از من فقط یک نفر افغان دیگر که نمایندۀ "مرکز فرهنگی افغانان در برلین" میباشد، رسیده بود. من گویا دومین فرد افغان بودم، که بدین مناسبت آمده بودم.سازمانی به نام  Gesellschaft für bedrohte Völker  (انجمن دفاع از ملل یا اقوام مورد تهدید) با مخفف  GfbV و با آدرس انترنتی www.gfbv.de  این تجمع را فراخوانده بود. در این تجمع که جمعاً یک ساعت را در بر گرفته و دقیقاً پیش روی عمارتِ سفارت اتازونی برپا گردید، چند شاخصه به چشم میخورد : 
ــ معدود بودن اشتراک کنندگان
تمام علمبرداران و پروپاگندچی ها و فعالان و اشتراک کنندگان این تجمع ــ اعم از المانها و افغانهای مقیم برلین ــ به مشکل از سرحد 30 نفر تجاوز میکردند؛ اما :اما در زمانی که افغانستان زیر چکمه های اردوی سرخ قرار داشت، هر فراخوان و دعوت این انجمن هزاران نفر را به جاده های درجه دوم و درجه سوم برلین سرازیر می ساخت و تعداد مظاهره چیان بعضاً از سرحد "ده هزار" هم تجاوز می کرد. این بار این تجمع در کنار "دروازۀ براندنبورگ" Brandenburger Tor   که درست در مقابل سفارت اضلاع متحدۀ امریکا و در قلب تپنده و بلکه "تپان"ِ برلین  قرار دارد، جمعاً 30 نفر را هم فراهم آورده نتوانسته است. البته کمی ِ تعداد اشتراک کنندگان نه بخاطر اعلامیۀ ایشان بوده، که به دفاع از جان "یک نفر" افغان صادر گردیده بود. چون با روحیه ای که همین حالا در مردم غرب می بینم، اگر در عوض این فراخوان، مردم را برضد "حضور قوای اشغالگر ناتو" در افغانستان دعوت میکردند، همین "سی نفر" هم حاضر نمیگردیدند!!!!!غربیان قوای اشغالگر ناتو را ناجی و ضامن آزادی و تمامیت ارضی افغانستان میدانند. ایشان حتی با مُباهات تذکر میدهند، که قوای ناتو به کمک مردم افغانستان شتافته و در اعمار مجدد خانۀ ویران ایشان سهم میگیرند. این درست به همان شعار به اصطلاح "انترناسیونالیستی" شوروی آن زمان شباهت دارد، که قوای اشغالگر سرخ را بحیث ناجی و مدافع ِ منافع ِ افغانستان در مقابل مداخلات امپریالیستی قلمداد میکردند. ــ شعار اجتماع کنندگان شعار اجتماع کنندگان بر خلاف نام و شهرت این انجمن ، "مهر فردی" را خورده و در حول و حوش آزادی "پرویز کام بخش" ــ همان ژورنالست مظلوم افغان که دقیقاً شش ماه پیش به اتهام "توهین به دین اسلام" محکوم به مرگ گردیده است ــ ، می چرخد.من با یکی دو نفر از فعالان این انجمن گفت و شنودی کردم که چرا این مؤسسه برخلاف شهرت و نصب العین همیشگی خود ، گام برداشته است؟؟؟ بعوض اینکه باید برضد بمباردمان بی امان ناتو و قتل دهها هزار مردم بی گناه و بی غرض ملکی افغانستان ــ که واقعاً حیثیت نابودی مردم یک منطقه را دارد و این درست در شیمای این انجمن می گنجد ــ  وارد میدان گردد، می آید و بدفاع از "یک فرد" قد علم میکند. البته دفاع از یک فردِ محکوم به مرگ در حد خودش کاملاً بجاست، ولی وظیفۀ عمده و اصلی این انجمن دفاع از "ملل و اقوام تحت تهدید" است، نه دفاع از یک "فرد"!!!!!  از ایشان پرسیدم که مگر از بمباردمان کور و کر ناتو در جنوب و شرق افغانستان بی خبرید، که طی آن همه روزه دهها فرد ملکی به شهادت میرسند؟؟؟ گفتم وظیفۀ شما بحیث یک سازمان عدالتخواه و آزادی پسند غربی این بود، که امروز در مقابل سفارت اضلاع متحدۀ امریکا، لااقل برضد بمباردمان کورکورانۀ ناتو شعار میدادید، اگر جرأت این را نداشتید که "قوای خارجی"  را در افغانستان "اشغالگر" بنامید!!!!! به همین نهج سؤالات دیگر هم از ایشان کردم، که به هیچ کدام جواب درست، آدم دستور و درخور یک سازمان "عدالتجوی" جهان به اصطلاح آزاد،  ندادند!!!!(3) هردو نمونه را ــ که در واقع "مشتِ نمونۀ خروار است" ــ تمسک گرفته میگویم که :  جهان غرب از معیار دوگانه و به اصطلاح قدیم و مروج ما،  از "منافقت" کار میگیرد و به گفتۀ کابلیان "کر ِ نفع و نقص" است. در جائی که منافعش ایجاب نماید همه چیز را نادیده و ناشنیده می انگارد. اما وقتی منافعش در خطر افتد، به کوچکترین گناه و حتی به یک "اشارتِ گناه" آرگاه و بارگاه کسی را بر زمین میزند؛ چنانکه در حد "صدام حسین تکریتی" و "محمد رضاء پهلوی" و که و که و که مشاهده کردیم!!!!! همین غربیان و دول غربی، در زمانی که قطعات  اردوی سرخ افغانستان را اشغال کرده بودند، از حنجرۀ مطبوعات سمعی و بصری و برقی خود، هر روز صدها اعلان و تبلیغ بر ضد شوروی ها میکردند. در آن زمان جنگ و جهاد ما را "جنگ آزادی بخش" و "مجاهدان و جنگ آوران افغان" را "آزدیخواهان و مبارزان راه آزادی" میخواندند و خاک پای هر کدامشان را سرمۀ چشمان ِ انگوری و به گفتۀ آقای زلمی آرا "چشمان هیلی" خود میکردند!!!!! اما حالا که خود به جای "قشون سرخ شوروی"،  افغانستان را در اشغال نظامی خویش درآورده اند، جنگ خود را "مبارزه با تروریزم" قلمداد کرده و هر افغانی  که برضد ایشان و در مسیر آزدای وطن خویش قد علم نماید، تاپۀ "تروریست"  بر فرقش کوبیده میشود!!!!!!
 هیهات و صدها دریغ و هزاران افسوس که :همان آزادی خواهان و عدالت پسندان و دموکراتها و ... ممالک غربی امروز حتی کوچکترین اشارتی هم نمی کنند، که قوای ناتو وطن ما را "خر پنجۀ" نظامی انداخته  و چه جنایاتی نیست که  در حق قصبات و قراء و روستاها و اهالی ملکی جنوب و شرق وطن عزیز ما روا نمی دارند!!!!!!ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توضیحات :1 ــ کلمۀ دری "ده" در معنای "قریه و روستا" در زبان دری در سه صورت آمده؛ یکی همان "دِه" ، دوم به صورت "دِیْه" (با "های ملفوظِ" مسکون) و سومی "دِیْهَه" که مختوم است با "های غیرملفوظ". چنان که میدانیم، ترتیب معامله با "های ملفوظ" بمانند هر حرف "صامت" دیگر است. یعنی  که "های ملفوظ" با حرف مابعد خود می چسپد؛ مثلاً "ته ــ تهی" ، "ته ــ تهدیگی" ، "ته ــ تهداب" ، "ابله ــ ابلهی" ، "توجه ــ بی توجهی"" ، "پادشاه ــ پادشاهی" ، "کوتاه ــ کوتاهنظر" ، "سپاه ــ سپاهی" ، کجکلاه ــ کجکلاهی" ، "آگاه ــ آگاهانه" ، "شه ــ شهنامه" ، "سپه ــ سپهسالار" ، "سیاه ــ سیاهسر" ، "سیه ــ سیهجُرده" (گندمگون) و .... از همین سبب در صدر صفحه "دیهی کوچک" بکار رفت و "دیه" با "یای وحدت" چسپید؛ یعنی "یک دهِ کوچک"  2ــ خوانندۀ عزیز شاید بپرسد که چطور میتوان "اسمای خاص"ــ مثل"سلوبودان میلوشویچ"Slobodán Milošević و "رادوان کراچیچ" Radován Karadžić و "رادکو ملادیچ" Ratko Mládić ؛ همان چهره های زشت و کریهِ سه گانه ای که در قتل عام مسلمانان "بوسنیا ــ هرزگووینا" دست مستقیم داشتند ــ  را "عام" ساخت و جنبۀ "عام" برای شان بخشید؟؟؟؟ در پاسخ به این سؤال، گوشه ای از بخش سوم  مقالۀ مبسوط خود را که معنون بود به "درد در کجا و باد و بخارش در کجا؟" عیناً نقل مینمایم : «  خاص  و عام :   گرایش معمولاً از "خاص"  به سوی "عام"  است.  آنچه در اول ساخته و پرداختۀ یک یا چند نفـر است، عام میشود و جهانشمول میگردد. آن کسی که دستگاهی ساخت و نامش را "کمپیوتر" گذاشت، در ابتداء  صرف  خود او میدانست، که ماشینش "کمپیوتر" نام دارد. امروز لغت "کمپیوتر" در دهـن خاص و عام جهان افـتاده. کسانی که "ذره" را شگافـتند  و انرژی عـظیمی از آن بیرون آوردند،  در اول فـقـط  ایشان میدانستند که در دل "ذره"،  جهانی  و کهکشانی نهفـته.  امروز مگر استفاده از انرجی ذروی چنان عام  و "ملا خور" گشته،  که حتی رژیم  "آخوندی ــ  کربلائی" ایران هـم  خواب  تـولید اسلحۀ ذروی  را  می بیند. عـلم  و دانش  و تکنالوجی  و "های تک" Hightech نیز در اول خاصۀ خاصان میباشد،  پیش از آنکه در دسترس "عام " قـرار گـیرد. در عالم لغات و کلمات اگر نظری بیفگنیم، بسا از آنها در ابتداء خاص بوده  و بمرور زمان عام گردیده اند. لغتی را که نویسنده ای، شاعـری، مترجمی و یا لغتسازی  وضع  میکند، در ابتداء وجهه و جنبۀ خاص دارد و بعد، عام میشود و در دهـن خلق الله می افـتد.  رسم  بر آنست  که بعضاً  حتی اسمای  خاص  و عَـلَم را نیز جمع  می بندند،  یعـنی  که "خاص" را حالت "عام" می دهـند. چه چیزی در ذهـن متبادر می گردد، وقـتی میگوئیم : « در دامان این خاک  "فـرخی ها" و "عـنصری ها" و "جامی ها"ی  بسیاری زاده شده اند.»؟  یا  « "اینشتین"  کسی بود که صدها "نیوتن" را درس میداد.»  یا « در زمان ما هـزاران "جالینوس"  در کنج هـر مطب  و شفاخانه خفـته اند.»؟ چه چیزی را می خواهـیم بیان کنیم ،  وقـتی می  گوئیم : « "فـرداهای درخشان" در انتظار سرزمین بلاکش ماست.»  یا « تاریخ "گذشته های  دور" را بیاد می دهـد.»  یا  «در تاریخ "چنگـیـزها"  و "هـیتلر ها"  و "پُـل پُت ها"  و "صدام ها"  بسیار بوده اند.»؟؟؟؟ و اگر از آثار منظوم  بزرگان متقـدم خود مثالهائی برگزینیم :        تو نیکی میکن و در دجـله انداز           که ایزد در بیابانت دهــد باز        ( سعـدی )                        دل سیر نمیشود به جیـــحون ها            ما را به سقا چه میفـریبی تو         ( شمس  )                               به سوی آسمان جان خرامان گشته آن مستان                                               همه ره جوی از باده  مثال دجله ها جاری           ( شمس )                    یوســــــفان  چنگال در دَلوش زده           رَسته از چاه و شهِ  مصری شده      ( مثنوی )        گــر بپوشی تو سلاح  رُستـــــمان          رفـت جانت گـــــر نباشی مردِ آن      ( مثنوی )                                یوسفان از مکر اِخوان در چَهَـند                                                       کز حسد یوسف به گرگان میدهـند                ( مثنوی )                                 عـقـل با حس زین طلسمات  دو رنگ                                                    چون محمد با ابوجهلان  به جنگ                 ( مثنوی )                 گر بوالحَـــــکَمان کنند بیداد         صدر دو محمدم  حـرم  باد             ( خاقانی )              شده آبگیـــــــران فـسرده ز یخ        چنان کوس روئین اسکندران       ( منوچهری )  در تمام مثالهای بالا اسمای "خاص" در معنای "عام" بکار رفـته اند. « فـرخی  و عـنصری  و جامی  و نیوتن  و جالینوس و چنگیز و هـیتلر و ُپل پُت  و  صدام  و  دجله و  جیحون و یوسف  و  رستم  و ابوجهل و ابوالحکم و محمد و اسکندر»  که هـمه اسمای خاصند،  در حالات مذکور شکل عام را به خود گرفـته اند. در مثال های فـوق کلمات "فـردا" و "گذشته" نیز که کلماتی اند مربوط به یک برهـۀ خاص زمانی ــ  چون "فـردا"  و "گذشته" معمولاً یکی بیش نیست ــ  از حالت "خاص"  اصلی برآمده و شکل "عام" را پذیرفـته اند. » (ختم نقل قول)خوانندۀ ارجمندی که معلومات مفصل تر بخواهد، لطف کرده ، اصل مقاله را زیر شمارۀ 19 در آرشیف بنده در پورتال "افغان جرمن آنلاین" مطالعه فرماید و یا که هر سه بخش را زیر شماره های  19، 20 و 21 از نظر بگذراند. 

3 ــ باید تذکر بدهم که در پهلوی چند پلاکارد و شعار کلان این انجمن ، دو پلاکارد کوچک از طرف یکی از آزادیخواهان افغان به نظر میخورد که بمباردمان ناتو را در افغانستان ، "عمل ترورستی" خوانده  و به صراحت میخواست که قوای اشغالگر "از قتل کودکان افغان" دست بر دارد!!!!! این شعارها مگر از طرف خود "انجمن دفاع از ملل تحت تهدید"  ترتیب نگردیده بود!!!!!!!


ولسمشر کرزي ته د شینډنډ د خلکو لیک

د افغانستان ولسمشر حامد کرزي د شینډنډ د عزیز اباد کلي د پیښې د څیړلو لپاره د حج او اوقافو د وزیر، نعمت اله شهراني په مشرۍ یوپلاوی ټاکلی دی. د شینډنډ د عزیز اباد د کلي د مړیو شمیر د هرات دولایتي شورا د غړیو په وینا تر نوي کسانو اوړي. دولمشر کرزي دفتر دغه شمیر شاوخوا اویا یادوي. ددفاع وزیر په ارقامو کې شک کوي. د دفاع وزارت ویاند جنرال ظاهر عظمیي چې  د جمعت اسلامي د ګوند غړي دی، هغه وخت لا رسنیو ته وویل چې پنځه ویشت طالبان په عزیز اباد کې وژل شوي دي چې لا د شنډنډ خلکو ته حال نه و معلوم.

د جمعې د شپې د ایتلافي ځواکونو له بمبارۍ وروسته د شینډنډ د عزیز اباد د کلي ګڼو خلکو خپل ولسوال ته ګوته ونیوله چې دی په سیمه کې له خلکو سره جوړ نه دی، نو ایتلافي ځواکونو ته یې ناسم اطلاعات ورکړي دي، خو ولسوال دا تورونه ردوي.

دا لومړی ځل نه دی چې دشینډنډ خلک د ایتلافي ړندو بمباریو نښه کیږي، پخوا څو ځله خلکو شکایت وکړ، په خپله ښاغلی کرزی ! تاسو دوی ته تیرکال ډاډ ورکړ چې بیا به پرتاسو بمباري نه کیږي ،صبر وکړﺉ.

ښاغلی کرزی! دیوه افغان په صفت ، دهغه کس په صفت چې ما درته رایه درکړې ده ، دهغه ولسمشرپه صفت چې زما په رایه په ارګ کې ناست یې، زه باور لرم چې ستا مخکنۍ ژمنه هم له زړه وه، تا له زړه غوښتل چې زه ونه وژل شم، ځکه چې ښایي زما رایه دې هم سترګو ته دریدلې وي او څه تربګني هم نه سره لرو.

خو ښاغلی کرزی! چې داسې هم ده ولې بمباري کیږي؟ ایتلافي ځواکونه خو نه غواړي چې دښمنۍ یې زیاتې شي، ځکه ګټه به یې څه کړې وي، دپنځو طالبانو موجودیت یې تلفات دومره زیات کړي دي چې نه پوهیږي څه وکړي؟!

نو ښاغلی کرزی! بمباري څوک کوي؟

ولې شوې؟

ولې بیا بیا د شینډنډ پر خلکو بمونه غورځي؟

دا ټول ددې لپاره چې دوی یو وخت له اسمعیل خان سره جګړې کړې دي، له هغه اسمعیل خان سره چې په ارګ کې دې څنګ ته کیښنولی دی. موږ دشینډنډ خلک بیا هم غلي شو ویل مو ځه خیر دی حامد کرزیه موږ دې خپه یوو ستا څوکۍ دې په امان وي، خو داسې نه ده چې ته پر دې نه پوهیږې، داسماعیل خان خبره مو دلته په شینډنډ کې لا درته کړې ده، د شینډنډ له خلکو سره د اسمعیل خان په تربګنۍ ټول افغانستان خبر دی، له هغه سره دومره ډیرې جګړې شوې دي چې د شینډنډ خلک یو وخت مجبوره شول چې له طالبانو سره هم ودریږي ، یو وخت مجبوره شول چې ستا پر نا اهل ټاکلي والي، انوري هم شکر وباسي، دې ته هم اړ شول چې وسلې وسپاري ستا نا اهل ولسوالان وزغمي، دې ته هم قانع شول چې د جمعت اسلامي دګوند غړي ولسوال ته هم سرټیټ کړي خو ددې ټولو پرسر بیا هم ته پوه نه شوې، نن دې هم خواشیني څرګنده کړې ده، خو داسې کار دې کړی دی چې زموږ پرشهدانو دې تو کړي دي.

آیا ددې ټولو ناخوالو، ددې ټولو بدبختیو ، ددې ټولو ربړو....پرسر، ته بیا هم هیات د جمعت اسلامي دګوند د غړي، نعمت اله شهراني په مشرۍ شینډنډ ته رااستوې؟؟؟؟؟؟؟

هم مې ووژني په خپله هم په ما باندې ژړا کا


مصاحبه با حبیه سرابی والی بامیان

امنیت ، دشمن اصلی کشت تریاک در افغانستان

حبیبه سرابی، والی یکی از ولایت‌های بامیان در افغانستان است. به بهانه روز جهانی مبارزه با مواد مخدر با حبیبه سرابی صحبت گفت و گو کردم و ابتدا از او پرسیدم که آیا طبق آمار سازمان ملل، واقعاً دیگر در بامیان تریاک کشت نمی‌شود؟ 


ما در سال گذشته تلاش زیادی کردیم. البته در دو سال پیش، بامیان پنج در‌صد کشت می‌کرد، کوکنار یا تریاک کشت می‌کردند، اما فعلاً بامیان، خالی و عاری از کشت کوکنار است.

از چه زمانی در افغانستان کشت مواد مخدر درواقع قانونی بوده و چرا این‌قدر در افغانستان گسترده است؟

متاسفانه جنگ و نابسامانی باعث شد که کشت کوکنار در افغانستان رایج شود. البته کشت کوکنار بیشتر در زمان طالبان و از زمان جنگ مجاهدین در سال‌های ۹۲ رایج شد. به خاطر این‌که یک منبع درآمد بود برای کسانی که جنگ می‌کردند.

آن‌ها باید اسلحه می‌خریدند و تمرین می‌کردند؛ توسط کشت کوکنار و موادی مثل تریاک و هرویین بود که می‌توانستند خرج‌شان را تامین بکنند. به این ترتیب توسل جستند به کشت کوکنار. فعلاً هم مخالفین دولت افغانستان، آن‌هایی که با دولت افغانستان در حالت جنگ هستند، از کشت تریاک بیشتر استفاده می‌برند.

این زمین‌هایی که در آن مواد مخدر کشت می‌شود، مال دولت است یا مال خود مردم محلی؟

مال مردم محلی است، یعنی زمین دولتی نیست. زمین شخصی است اما جاهایی که حاکمیت قانون هست و در آن‌جا آرامش و صلح برقرار است، کشت کوکنار را ممنوع قرار دادند و مردم از قانون پیروی می‌کنند. اما در آن محلاتی که جنگ و ناامنی است،بیشتر کشت کوکنار موجود است.

حالا می‌شود برای ما کمی بیشتر توضیح بدهید که این مواد مخدر را در چه فصلی و چگونه کشت می‌کنند و چه کسانی در کشت این محصولات فعال هستند، بیشتر زنان هستند یا مردان؟

کشت کوکنار بیشتر در بهار صورت می‌گیرد و در خزان حاصل آن را می‌گیرند و البته توسط مردم کشت می‌شود اما متاسفانه برای حاصل‌برداری آن‌ها، از کودکان و زنان هم استفاده می‌شود و اکثراً هم کشت کوکنار را جنگ‌سالارها و کماندوهای سابق انجام می‌دهند تا حاصل بگیرند و بتوانند بیشتر اسلحه بخرند.

در این شرایطی که الان خشکسالی پیش آمده و همین‌طور مردم الان نیاز دارند که گندم کشت بشود و یا محصولاتی که به روزگار آن‌ها کمک کند؛ چگونه هنوز مردم و یا دولت اجازه می‌دهند که به‌جای مثلاً گندم، کوکنار کشت کنند؟

کشت کوکنار، طبق قانون ممنوع است. اعتراض زیادی از سوی علمای دین و ملاها و هم صورت می‌گیرد. از طریق تلویزیون و رادیو، همه وقت ممنوعیت کشت کوکنار تبلیغ می‌شود، اما متاسفانه کوکنار، در جاهایی کشت می‌شود که ناامن است، یعنی مخالفین دولت قدرت دارند و حاکمیت را در اختیار دارند.

آن‌ها به مردم پول می‌دهند که شما کوکنار کشت کنید، ما شیره آن را جمع می‌کنیم و حاصلش را جمع می‌کنیم. ولی از دید دولت، دولت ممنوع است و توسط دولت کشت نمی‌شود و افراد شخصی هستند که این کار را می‌کنند.


طالبان، برای تامین مخارج فعالیت‌های نظامی‌اش، از کشت تریاک استقبال می‌کند

خرید و فروش مواد مخدر خارج از افغانستان از طرف چه کشورهایی صورت می‌گیرد. رابطه‌ای هم با کشور ایران هست که دست داشته باشد درواقع به دیگر کشورها یا اصلا خود ایران از آن خریداری می‌کند؟

خب، اگر ایران خریداری بکند، از طریق غیر قانونی خریداری می‌کند یا افراد به شکل غیرقانونی خریداری می‌کنند. از طرف دولت ایران، ممنوع است و شدیداً مورد مجازات قرار می‌گیرد. اما متاسفانه بیشتر این صادرات از طریق دولت پاکستان و همچنین تاجیکستان و ازبکستان یا کشورهای شمال صورت می‌گیرد.

کشت مواد مخدر به این گستردگی در داخل افغانستان، آیا اعتیاد را هم افزایش داده‌؟

متاسفانه اعتیاد به مواد مخدر دارد افزایش پیدا می‌کند. تعداد زیادی از جوان‌ها و خانم‌ها حتی مواد مخدر مصرف می‌کنند، معتاد می‌شوند و این یک مصیبت بزرگ است.

بعضی سازمان‌ها هستند مرکزهای هستند که آن‌ها معتادین مداوا می‌شوند و به آن‌ها کمک می‌شود تا ترک کنند. موسسات بین‌المللی هم از این مراکز حمایت می‌کنند.

طبق تحقیقاتی که سازمان ملل انجام داده، گفته شده که در بخش‌هایی از افغانستان دیگر مواد مخدر و یا تریاک کشت نمی‌شو‌د. آنها چگونه موفق شدند فرهنگ کشت تریاک را از بین ببرند؟

دلیل اولش این است که آن مناطق، امن است. امنیت، حاکم است و قانون می‌تواند اعمال شود. دوم کارکنان دولتی، والی‌ها، ماموران امنیت و پلیس در آن‌جاها فعال هستند و به دولت و مردم خود وفادار هستند. به این ترتیب توانسته‌اند که قانون را اعمال بکنند. تبلیغات هم به دفعات انجام می‌شود. اما در جایی که ناامنی است، حکومت‌ نمی‌تواند آن نقش را داشته باشد.

مزار شریف هم و یا نزدیک به سرحد ازبکستان است. من در یاد دارم که این سرحد در زمان حمله آمریکا، باز بود. الان در چه وضع است؟ شما خبر دارید که این سرحد باز است و یا همچنان بسته است؟

سرحد مزار شریف با ازبکستان، باز است به شکل قانونی. چون بندری داریم که مردم می‌توانند بروند و بیایند و اموال تجارتی‌شان را انتقال بدهند. اما به‌صورت عموم این قاچاق مواد مخدر می‌تواند از طریق بنادر هم باشد، از طریق غیرقانونی هم ممکن است صورت بگیرد. متاسفانه در سرحد بین قندهار و پاکستان، مشکلات امنیتی زیاد است و عبور و مرور غیر‌قانونی افراد صورت می‌گیرد.

این‌طور که شما گفتید پس می‌شود نتیجه گرفت که کشورهای هم مرز با افغانستان کمک می‌کنند که این فرهنگ کشت تریاک در افغانستان همین‌گونه بماند و یا درواقع گسترش پیدا کند، درست است؟

بعضی از کشورهای همسایه مخصوصاً پاکستان، همیشه بی‌ثباتی افغانستان را در کشت مواد مخدر می‌داند و بی‌ثباتی افغانستان را به نفع خودش می‌داند. به آن خاطر به اشکال مختلف کوشش می‌کند ثبات افغانستان برهم بخورد و کشت مواد مخدر یکی از راه‌هایی است که ثبات افغانستان را بر هم می‌زند.

استفاده و سوء‌استفاده طالبان از تریاک و یا محصولات تریاک و مواد مخدر روبه افزایش است و یا روبه کاهش؟


خوب، در این مورد متاسفانه اطلاعاتی در دسترس نیست. سازمان مبارزه با مواد مخدر خود در این زمینه سیاست‌هایی دارد که آن‌ها می‌توانند در این مورد توضیح دهند. متاسفانه در این قسمت زیاد من نمی‌توانم به شما اطلاعات بدهم.

الان اگر بخواهید بامیانی را که تریاک کشت می‌شد، با الان که دیگر کشت نمی‌شود و یا کمتر کشت می‌شود، مقایسه کنید؛ شرایط امروز مردم ‌بدون مواد مخدر و کشت تریاک در آن منطقه چطور است؟

یکی از تغییرات آن این است که مردم دیگر نسبت به پلیس و دولت احساس وحشت نمی‌کنند و دولت، خودش را جزو مردم حساب می‌کند و مردم هم به دولت اعتماد می‌کنند. یعنی پیش از این اگر تریاک کشت می‌کردند، از دولت می‌ترسیدند و فرار می‌کردند. اما حالا با هم یکی شده‌اند. این یک تغییری است که به‌وجود آمده است

ناټو د فرانسويانو غچ د شينډنډ له خلکو واخېست
په سروبي کي د لسو فرانسوي سرتېرو له وژني څخه لا اونۍ نه ده اوښتي ، چي ناټو له افغان ول