ازاينکه از سايت حزب ملي هيواد ديدن ميکنيد سپاسگذاريم

 

ا

دکتور نجيب الله رئيس جمهور
فقيدءافغانستان وباني  مصالحه
ملي در کشور
محترم غلام محمد اساس گذار و
رئيس حزب ملي هيواد


راه

*-  د يوه ځواکمن، مترقي، عدالت غوښتونکي
او ديموکراسي پلوه غورځنګ د منځ ته راتلو اړتيا

*-اعلامیه شورای مرکزی حزب ملی هیواد افغانستان

افغانستان –کابل

26 سپتامبر2007

به مناسبت یازدهمین سالروز شهادت دکتور نجیب الله رییس جمهور فقید افغانستان

*پیام محترم غلام محمد، رییس حزب ملی هیواد و رییس مرکز کاری افغانها به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان
نجیب الله عظیمی : از پراگنده گی به سمت همبستگی 
پیام تبریکیه غلام محمد رییس حزب ملی هیواد
 به مناسبت 88 مین سالروز استرداد استقلال  افغانستان
ماهنامه آشتی وطن از چاپ برآمد
 
پیام رییس حزب ملی هیواد به مناسبت نشر
اولین شماره جریده آشتی وطن
 
                          پیام روزنامه و سایت نوید روز به مناسبت نشر
                                          اولین شماره «آشتی وطن»
پرسش ها و پاسخ ها
پاسخ های  غلام محمد رییس حزب ملی هیواد افغانستان
 به پرسش های برخی ازخوانندگان
 سایت نوید روز  «جدید»
 
غلام محمد رییس حزب ملی هیواد و رییس مرکز تجارتی افغانها
 
با صدای افغانی ، و صدای دل هزاران هزار حزبی  بپویندیم «جدید»
محمد آصف تورزی
 
 
در حمایت از اقدام نیک و خیر خواهانه
 رییس حزب ملی هیواد
ضرورت ایجاد یک حزب سراسری در افغانستان
حزب ملی هیواد الترناتیف از هم گسیختکی را پیشکش نمود
 اعلامیه غلام محمد، رییس حزب ملی هیواد :  یک «هو» ی سراسری، برای یک اتحاد سراسری
::در راه اتحاد سراسری «جدید»
 ::  نامه های رسیده به ارتباط اعلا میه
یک «هو»ی سراسری برای یک اتحاد
سرتاسری
«جدید» 
::پیام محترم غلام محمد رییس حزب ملی هیواد به مناسبت  ایجاد سایت حزب
:: دافغانستان د هېواد ملي ګوند پراخ پلينوم جوړ شو
:: راه های مبارزه و وظایف ما
::شورای ولایتی حزب ملی هیواد در ولایت هرات (جدید) 
:: پیام رییس حزب ملی هیواد به مناسبت نشر اولین شماره  راه 

                                                        

واکنش حزب ملی هیواد در باره کتمان حقایق درباره کشور مان

ملل متحد در باره افغانستان ارقام نادرست ارائه می کند


خشونت‌های 2007 جان بيش از 8000 افغان را گرفته است(!)(!)(!)(!)

افغانستان با سپری نمودن سال 2007 خونین ترین سال خشونت،زور گویی و زور آزمایی را پشت سر گذراند که ناشی می شد از حملات ترورویسی،چریکی و بمباردمان های هوایی توسط قوای ائتلاف یا ناتو در نقاط مختلف آن.سازمان ملل نیز این مساله را تائید می کند که افغانستان در سال 2007 ميلادي با افزايش شديد خشونت به واسطه اقدامات شورشيان و تروريست‌ها مواجه بوده‌است.بان کی مون، سرمنشی سازمان ملل متحد با ارزیابی این خشونت ها ،در بیانیه روز دوشنبه اش،تعداد تلفات در افغانستان را هشت هزار نشان داد و آن رابه حملات شوروشیان و تروریست ها مربوط دانست.

به قول بان کی مون، در سال 2007 به طور متوسط ماهانه 566 حادثه رخ داده است که اين آمار در سال 2006 ميلادي ماهانه  425 مورد بوده است.

بر اين اساس، شمار حملات انتحاري نيز از 123 مورد در سال 2006 به 160 مورد در سال گذشته ميلادي افزايش داشته است.

مفسرین اوضاع افغاننستان با توجه به ارقام و گزارش اقای بان کی مون بدین باورند که خشونت در افغانستان در بالاترين حدی از زمان حضور نیرو های خارجی در افغانستان در سال 2001 ميلادي و سقوط طالبان است.

برخی از رسانه ها این را هم می افزایند که طالبان حامي شبکه تروريستي القاعده بوده که مسئول حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001 به آمريکا شناخته مي‌شود و کارمندان ملل متحد نیز برهمین مساله در افغانستان تاکید می ورزند تا بار گناهان تمام حوادث در افغانستان را بر عهده طالبان بیاندازند و مسوولیت نیرو های خارجی رااصلا به یاد ندهند.

این که طالبان و حملات تروریستی در افغانستان چه وجوهی دارند؟،از جمله مسایل روشن و پنهان نشدنی در سیاست سال های پسین افغانستان می باشد و لی این مساله هم دیگر قابل بحث است که در حملات ترورستی یازدهم سپتامبر سال 2001 بنا بر اسنادی که در خود امریکا ویا برخی کشور های دیگر به نشر رسیده،قضیه را یک مقدار پرسش برانگیز ساخته است و چون به بحث جاری مان زیاد ارتباط نمی گیرد،بناء به اصل موضوع بر می گردیم که افغانستان ،خشونت های سال 2007 وارقام تلفاتی است که ملل متحد وبه ویژه سرمنشی آن بر بنیاد گزارشات کارمندانش در افغانستان تهیه و ارائه می کند.

آقای بان کی مون اظهار می دارد، که سال گذشته در افغانستان 566 حادثه به وقوع پیوسته است .او با وجود آن که از ازدیاد این حوادث به تناسب سال 2006 ابراز نگرانی می کند و آن را بیشترین رقم می خواند،اما تردید بزرگی در صحت این ارقام و تلفات ناشی از ارقام به مشاهده می رسد.

تا جایی که همه می دانند درین سال های پسین در افغانستان رسانه های دیداری،به ویژه آنانی که 24 ساعته فعال هستند،جای نوشتاری را گرفته و اطلاعات و آگاهی ها را به اسرع وقت به مشتریان شان تقدیم می دارند و لی ناگفته نباید گذاشت که،به نسبت پشتیبانی های مالی ازجانب برخی کشور ها در عقب برخی از این رسانه ها، به ویژه برخی از رسانه های دیداری و شنیداری، اطلاعات و خبرها، به خصوص خبرهای مبنی بر حوادث گونه گون دارای تلفات جانی به گونه های مختلف از زوایای دید مختلف تهیه و ارائه می گردند.کارمندان ادارات خارجی نیز از دو جهت در ارائه این ارقام و فاکت ها کمتر دقت به خرج می دهند که نخست این ها به محل های بروز حوادث حضور نمی داشته اند و دو دیگر یا به کمک تلویزیون ها و یا هم توسط جلسات و افواهات آن را جمع آوری وجمعبندی می کنند وبه مقامات عالی تقدیم می دارند.این ارقام از هر جهت قابل مکث و تامل می باشند.

تازه این که آقای بان کی مون 8000 کشته را به تروریستان و طالبان مربوط دانسته و و در اظهارات شان از بمبارد مان های هوایی و غیر هوایی قوای خارجی و کشتار هایی که بعدا نام سؤ تفاهم برآن ها گذاشته می شود هیچ کپی به میان نیامده است.در حالی که ارقام تلفات این حوادث نیز به هیچ وجه کمتر از آن اول نمی باشد.

ببینید، اگر تلویزین اریانا را که با وجود نبود امکانات کافی نمی تواند از 360 ولسوالی و چندین شهر کشور همزمان خبر تهیه وارائه نماید ولی بان هم در میان سایر رسانه های دیداری کشور مان ، سراسری ترین رسانه محسوب می گردد،در نظر بگیریم.و تنها به اخبار همین تلوزیون دقت نماییم ،درحالی که فروان حوادث غیر اخباری و اما دقیق در نقاط و اکناف مختلف کشور به وقوع می پیوندند،اما در می یبایم که هر روز بیشتر از چهار حادثه ثبت شده همراه با تلفات جانی خبر داده می شود که اگر کشته شدن های دسته جمعی ای مانند حوادث بغلان و غیره را در نظر نگیریم،به صورت اوسط روزانه از چهل تا 50 تن در افغانستان جان های شیرین شان را از دست می دهند.رقم تلفات حوادثی که از آن ها خبر داده می شود،سالیانه به بیش از 15 هزار نفر می رسد.واگر حوادثی که پنهان شده و از نظر مطبوعات دور نگه داشته می شوند،بریان ارقام افزوده گردند دیگر از حوصله و تحمل خارج می نماید.

تازه این که در اظهارات آقای بان کی مون 8000 کشته را نیز به تروریستان و طالبان مربوط دانسته و از بمبارد مان های هوایی و غیر هوایی قوای خارجی ها و کشتار هایی انجام شده توسط آنان که بعدا نام سؤ تفاهم برآن ها گذاشته می شود هیچ کپی به میان نیامده است.که ارقام تلفات این حوادث نیز به هیچ وجه کمتر از آن اول نمی باشد و تعداد حوادث آین چنینی نیز کمتر از آن 566 حادثه هم نمی باشد.

آنچه بان کی مون با دقت به آن اشاره نمود این است که وی اعلام کرد، شورشيان گرچه در داخل افغانستان نيز مورد حمايت قرار مي‌گيرند، اما نقش حمايتي شبکه‌هاي خارجي نيز بسيار مهم است.ولی او از هیچ کشور نام نگرفت.اما توقع جامعه سیاسی افغانی این است که اگر ادارات سازمان های بین المللی بنا بر مصلحت های خود شان،نم یتوانند از کشور های حامیتروریزم در افغانستان نام بگیرند،مقامات عالیه ملل متحد و سایر ادارات دیگر نباید درکتمان کردن این نام ها سعی کنند،در حالی که امروز از دید هیچ خواننده و تبعه افغانستان نیز پنهان نمی باشند.

آقای بان کی مون، خشونت را بيشتر در جنوب و شرق اين کشور متمرکز دانست و وافزود که اغلب تاکتيک‌هايي در اين مناطق به کار گرفته مي‌شوند که در عراق مرسوم اند. ولی بار هم، بان کی مون اين اقدام‌ ها را به بمب‌هاي کناره جاده‌اي، حملات انتحاري و ربودن خارجيان مرتبط دانست در حالی که تلفات مردم غیر نظامی در افغانستان به مراتب مهم تر ازخارجیانی است که بی گناه و بدون دخیل بودن در هیچ نوع منافع مادی در روند جاری کشور، جان می دهند و هیچ کسی هم پرسانی از شان به عمل نمی آورد.

یک سایت انترنتی نوشت که بان، در اين خصوص اشاره کرد که خشونت در جنوب اين کشور در منطقه‌اي نسبتاً کوچک متمرکز است. 70 درصد خشونت  در 10 درصد مناطق افغانستان به وقوع مي‌پيوندد که شش درصد جمعيت اين کشور در آن ساکن هستند.

این احصائیه گیری بان که مسلما توسط کارمندان غیر دقیق اداره اش تهیه شده ادر حالی اظهار می گردد که بحث بر سر این که 70 در صد افغانستان در دست حکومت کابل متمرکز نمی باشد و این نشان دهنده آن است که دامنه خشونت ها در 70 در صد مناطق کشور به گونه های مختلف آن ادامه دارد.

امروز ازاین که خشونت ها از هرات گرفته تا فراه وغوروباغیس،هلمند،ارزگان،نیمروز،قندهار،پکتیار،خوست،پکتیکا، ننگرهار،کنر،لغمان و کاپیسا،لوگر،غزنی و وردک دامن گسترده است به وضاحت نشان می دهد که ارقام داده شده به بان کی مون صحت نداشته اند.اگر گزارشات واصله به وی ویا گزارشات ارائه شده توسط وی که 8000 نفر کشته از ده درصد مناطقی باشد که 70 در صد خشونت ها در آن به وقوع پیوسته اند حرف جداگانه است.درحالی که علاوه بر ولایات یاد شده هیچ ولایت شمالی که مناطق آرام و بی صدا نام گرفته اند،در طول یک ماه خالی از یک الی سه حادثه نمی باشند.

حزب ملی هیواد،با ابراز واکنش شدید منفی در باره کتمان حقایق افغانستان،صمیمانه متمنی است که ادارات ملل متحد،حقایق افغانستان را به گونه ای که هستند اظهار نمایند،زیرا بی تردید پنهان کردن حقایق در کشور ما پروسه صلح این کشور را کند می سازد و روند بازسازی افغانستان را با کندی مواجه می سازد.

شورای مرکزی حزب ملی هیواد

افغانستان -کابل


د يوه ځواکمن، مترقي، عدالت غوښتونکي
او ديموکراسي پلوه غورځنګ د منځ ته راتلو اړتيا
د افغانستان د جمهوري دولت او د وطن ګوند د راپرزيدو نه ډير کلونه تير شول، رنګارنګه حکومتونه راغلل او ولاړل، رنګارنګه رهبران راغلل او ولاړل او په اوسنيو هم د اوسيدو، خلکو او وطن ته په صداقت د کارکولو اعتبار نشته ولي نتيجۀ فقط د وطن او د خلکو بربادي، مرګ، ژوبله او د افغانستان تبديليدل د تروريستانو، قاچاقبرانو، جاسوسانو، ټوپکمارو، د جنګي جنايتکارو، چور او چپاولګرو، رشوت خوارو او داسي نورو ناوړو اعمالو په مرکز نه بغير بل هيڅ شي منځ ته را نه وړل. نور متن
په افغانستان کي د ضرورت نه ډير ګوندونه چي اکثره يي د يوشان مرام درلودونکي دي جوړ او ثبت شول، خو غير له تشتت نه يي کومه ګټه ونه کړه ځکه په دي وطن کي پرابلمونه دومره ډير دي چي دا واړه ګوندونه يي د حلولو پوتانسيل، وس او ظرفيت نلري، نو ددي په وجه د خلکو سترګي فقط بيا مونږ ته په انتظار دي، که چيري دوي وکولاي شي دا وطن ددي مصيبتونو نه خلاص او د ترقي لور ته يي بوزي، او هم د سياسي ويښتيا لرونکو، درد لرونکو، د نيک احساس لرونکو وطندوستو او تحليلګرو افغانانو، هغوي چي په دي نږدي وختو کي د ګران هيواد افغانستان نه ليدل کړي او د افغاني جامعي د مختلفو قشرونو او کتيګوريو سره يي خبري کړي او خپله يي هم د نږدي نه د وضعي څارنه کړيده، هغوي هم په دي نتيجه رسيدلي دي چي يوازي دغه خلک (د افغانستان د جمهوريت د دوري کدرونه) او د هغوي د رهبري لاندي يوازي د يوه ځواکمن، مترقي، عدالت غوښتونکي او ديموکراسي پلوه غورځنګ د منځ ته راوړلو (نه دحلقو او ټيټو او پرکو سازمانونو او ګروپونو په شکل) په ذريعه وکولاي شي د افغانستان اوسني او د سبا ورځي پرابلمونه او ستونزي حلي کړي او هغه تشه (خلا) چي د داسي ځواک د نشتوالي نه منځ ته راغلي ده ډکه کي ٠ داچي دغسي يو غورځنګ ولي منځ ته نه راځي او يا تراوسه منځ ته نده راغلي ډير علتونه لري چي د ځيني نورو او زما په نظر دغه علتونه هم بهرني دي او هم کورني يا دننه ني (داخلي) دي٠ بهرني علتونه:
١- لکه چي ټولو هیوادوالو ته څرګنده ده زمونږ ګاونډيان نه غواړي چي يو با ثباته، قوي او په خپلو پښو دريدلي افغانستان د خپل په ګاونډيتوب کي ولري او دوي غواړي چي اوبه خړي کړي او کبان (ماهيان) پکشي ونيسي ځکه هر هغه څه چي د افغانستان د ثبات دپاره ترسره کيږي دوی د هغي په وړاندي د خپلو عواملو او جاسوسانو په واسطه ستونزي او خنډونه جوړوي، د اعتماد د بحران فضا د روښانفکرانو تر منځ رامينځته کوي، او شکاکيت تر دي حده رسوي چي په هر نوي حرکت او مبتکر يي د يوه نوي غلام، جلاد يا سياسي تاجر شک کيږي، همدا چي څوک وخوزيږي د نيکه نيکه سجره يي راسپړل کيږي او څو چي دي خبريږي دوسيه يي د رنګارنګو ټاپو ډکه وي او هم دوي وتوانيدل چي زمونږ په روښانفکرانو او حتي علماو کي زمونږ د واحد ملت ترمنځ د قوم، ژبي، سيمي، مذهب او توکم په نامه د نفاق کرښي وباسي په همدي دليل وروستي ځيني حرکتونه معمولا د ځانګړي قوم، يا ډلي او يا ګرايش کړي کي ايسار کړي٠
٢- که چيري داسي حرکتونه منځ ته راځي نو دوي دي حتمي پکشي نفوذ ولري يعني د دوي تر تاثير لاندي دي جوړ شي چي بيا وروسته دوي وکولاي شي د خپلو شومو او ناوړو ګټو د پاره يي پکار واچوي چي مونږ ټول په تيرو دولسو، لسو کالونو او اوس هم د دغسي ګوندونو او حرکتونو د کارآوايي شاهد يو چي څنګه يي د پرديو په اشاره خپل وطن او د هغه خلک تباه او برباد کړل ٠
کورني (داخلي)علتونه: د کورني علتونو د پيدا کولو دپاره بايد تاريخ ته مراجعه وکړو او وګورو چي څنګه اوسني حادثي او پخواني حادثي په دي هکله مشترکه وجوه لري٠ د قانوني پاچاهي په لسيزه کي يو شمير اعتدالي او دموکرات سياسي ګوندونه هسک شول او تبارز يي وکړ خو قوي نشول، دوام يي ونه کړ او پر ملي سياست يي لکه څنګه چي لازمه وه اثر يي و نکړ، د محمد هاشم ميوندوال په سروالي د مساوات ګوند، صداي عوام د خليل الله خليلي په مشري ګوند، د غلام محمد فرهاد په مشري د افغان ملت ګوند او ځيني نور (د افغانستان د خلق ديموکراتيک ګوند (د وطن ګوند) په هکله بيل مبحث ته اړتياده)، دا چي ولي دوي ملي ګوندونه نشول او افغان ملت نه پرته نور ګوندونه د سياسي ډګر نه ووتل په دي هکله ډول ډول نظرونه وړاندي شوي او د پوهاند کاکړ په نظر چي ليکي (زما په نظر شايد غټ دليل يي دا وي چي دغه ګوندونه د برحال حکومت په شان د ديموکراسي په اصولو، په مشروطه پادشاهي او د اساسي قانون په اړه سره موافق وو٠ په بل عبارت د دوي ترمنځ په اساسي ټکو اختلاف نه وو٠ نو ځکه د دغو ګوندونو مشران او کدرونه يا په خپلو نوښتونو يا د رسمي مقامونو په هڅوني سره په حکومت کي ننوتل که دغه نظر سم وي له ګوندونو څخه د دوي او کدرونو توقع، دولتي مقام ته رسيدل وو نظر دي ته چي ديموکراسي او ګوندي ژوند ته ژمني لرل وي او ياهم د واکمني کورني چلند په برالا او پټه توګه دا وو چي دغه ګوندونه سره لدي چي يو شمير يي لکه د ويش ځلميانو په ګډون ملي، اعتدالي او ديموکرات ګوند و ولي د ګوند له لاري دولتي واک ته نه و رسيدلي لدي کبله چي واکمني کورني نه غوښتل چي د انديښني وړ ګوندونه له حکومتي چوکاټ نه د باندي د قدرت مرکز وګرزي نو څنګه چي د ويش ځلميانو ډير لويان يي په رتبو او د مقامونو سره تطميع کړل او ګوند يي ور ضعيف کړ دغسي يي هم د پاچاهي دوري د اعتدالي ګوندونو لويان او کدرونه تطميع کړل پدي توګه مترقي ګوندونو ونکړاي شواي چي په يو اساسي، ځواکمن او تاثير اچوونکي ځواک مبدل شي او پدي توګه د پاچاهي کورني اقتدار موده اوږده شوه سره لدي چي اولس په رنګارنګو ناخوالو کي ژوند کاوه (په اوسني وخت کي همدغه سياست د ښاغلي کرزي د حکومت او د هغه په شا او خوا راټول شوي ټيم، بهرني او داخلي مشاورين ددي دپاره چي د دوي د اقتدار موده هم اوږده شي پر مخ بوزي٠ سره لدي چي په ژبه د ديموکراسي چيغي وهي او د ګوندونو د ازاده جوړولو قانون يي هم توشيح کړي، ولي په رنګارنګو بهانو او نيرنګونو د ځينو مترقي ګوندونو مخه نيسي او هغه ګوندونو ته چي يا د دوي په فرمايش او مرسته، او يا هم د هغوي د خارجي مشاوري په سپارښتنه جوړيږي هغوي هم رسمي کيږي او هم په بيلا بيلو سياسي او تصميمي مسئلو کي ورته برخه ورکول کيږي او يايي بيا هم د پخوا په شان رهبري کدرونه په دولتي مقامونو تطميع کيږي لکه د افغان ملت د ګوند رهبري او د يو تعداد نورو ګوندونو او شوراګانو رهبري کدرونه (د ديموکراسي شورا)، او ياهم د ځينو ډير ځواکمنو او مؤثرو مترقي ګوندونو په منځ کي کار کوي او هغوي ته يو شمير وعدي لکه د ګوند رسمي کيدل او داسي نور ورکوي چي پدي کار کي د يو شمير مقام طلبو په وجود کي يو اندازه دې موخي ته رسيدلي هم دي، دوي غواړي ددي عمل په واسطه د يو ځواکمن، مترقي، عدالت غوښتونکي او ديموکراسي پلوه غورځنګ د جوړيدو مخه ونيسي چي دا کار دوي ته دا امکان ورکوي چي د ځيني وخت پيژندونکو (موقع شناس) او ځاي غوښتونکي (جاه طلب) عناصرو په وجود کي د يوي خوا د يوه ځواکمن سياسي جوړښت مخه ونيسي او له بلي خوا هغه په ډلو، ګروپو او حلقو وويشي چي پدي توګه په ارامه او بي له سرخوږيدو د خپلي د اقتدار مودي ته دوام ورکړي او خلک د واقعي ديموکراسي نه چي هغه د خپل سرنوشت د خپل په لاس کي اخستل دي محروم کړي٠
لکه داسي چي پورته وويل شول که په افغانستان کي دننه او د هيواد نه بهر په مهاجرت کي هغه افغانان چي دحق، عدالت، ديموکراسي او ترقي دپاره په مبارزه لګيا دي که چيري پدي عقيده وي چي دوي به په يوازي توب او يا د وړو وړو ګروپونو، حلقو او سازمانونو په چوکاټ کي او د يوه او بل نه بيل بيل پدي وتوانيږي چي د بنيادګرو، مافيايي تشکيلاتو او حلقو، د مخدره توکو تجارانو او په حکومت کي شامل د پرديو د دوزخي پټو شبکو مزدورانو په ضد مبارزه وکړي او هم پدي توګه وکولاي ش